کشف سرنخهایی از یک «تمدن گمشده» در گرجستان
- مجموعه: اخبار گوناگون

بررسیهای میدانی در فلات «جاواختی» شبکهای متراکم از سکونتگاهها، استحکامات و محوطههای تدفینی را آشکار کرده است؛ شواهدی که به وجود یک تمدن فراموششده اشاره دارد که هزاران سال در این منطقه جریان زندگی انسانی را حفظ کرده بود.
به گزارش فرادید؛ مطالعات پیشین در ارتفاعات جاواختی محدود بودند، اما بررسیهای جدید با استفاده از تصاویر ماهوارهای، نقشهبرداری GPS و ثبت میدانی، الگوی پراکندگی این محوطهها را مشخص کردهاند. استحکامات، مناطق مسکونی و گورستانها اغلب بهصورت خوشهای و معمولاً در نقاط مرتفع قرار دارند.

ساختارهای سنگی بزرگی که از سنگهای تراشنخورده ساخته شدهاند و به «سیکلوپی» معروفاند، در این منطقه فراواناند. به نظر میرسد برخی از این مکانها بهصورت موقت استفاده میشدهاند و احتمالاً با فعالیتهای دامداری فصلی مرتبط بودهاند. شواهد موجود نشان میدهد که بسیاری از این نقاط بارها مورد استفاده قرار گرفتهاند، نه اینکه سکونت دائمی در آنها وجود داشته باشد.
کاوش در تپه بارالتی ناتسارگورا در مرکز فلات، توالی روشنتری از استقرار انسانی را نشان داده است. باستانشناسان لایههای متعدد سکونت، آثار سوختگی، دیوارهای دفاعی و بقایای زندگی روزمره را شناسایی کردهاند. نام این محوطه که اغلب به «تپه خاکستر» ترجمه میشود، به همین لایههای سوخته اشاره دارد. یافتههای بهدستآمده تاکنون به حدود ۳۵۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد تعلق دارند.
در این منطقه یک صفحه خورشیدی برنزی نیز کشف شده که دارای تزئینات دایرهای و سوراخهایی است. نمونههای مشابه در جنوب گرجستان معمولاً در زمینههای تدفینی یافت میشوند و اغلب با گورهای زنان مرتبط هستند. احتمال داده میشود این نمونه نیز از یک محوطه تدفینی نزدیک به این مکان آمده باشد.
در دژ مِغرِکی در شرق منطقه، کاوشها نشان داده که این محل از عصر برنز آغازین تا عصر آهن و حتی دوره قرون وسطی بهطور پیوسته مورد استفاده بوده است. بقایای معماری شامل دیوارهای پیرامونی، فضاهای ذخیرهسازی و ساختمانهای مسکونی است که مراحل مختلف ساخت و استفاده مجدد را نشان میدهد.
در دو سازه مسکونی این محوطه، سازههای گِلی یافت شده که احتمالاً اجاق یا سکوهای بلند بودهاند و در کنار آنها لوحهای تزئینی نیز به دست آمده است. این لوحها دارای نقشهای هندسی حکشده با آثاری از رنگهای قرمز، سفید و آبی تیره هستند. چنین تزئیناتی در این منطقه کمسابقه است، اما نمونههای مشابه در جاهای دیگر نشان میدهد که این فضاها احتمالاً کارکرد یا جایگاه ویژهای داشتهاند.
در مجموع، نتایج این بررسیها و کاوشها نشان میدهد که این چشمانداز بر پایه جابهجایی، استفاده مجدد و سازگاری شکل گرفته است. به نظر میرسد استحکامات تنها یک کارکرد نداشتهاند و شواهد مادی نیز از ارتباط میان جوامع کوهستانی و دشتهای اطراف حکایت دارد.
کار بر روی این پروژه همچنان ادامه دارد و قرار است کاوشهای بیشتر، تاریخگذاری با کربن و بررسیهای محیطی انجام شود، همچنین مطالعه دقیقتر سفالها و اشیای نمادین در دستور کار است. شواهدی که اکنون در حال آشکار شدن است، نشان میدهد که ارتفاعات جاواختی نه در حاشیه، بلکه در متن تعاملات گسترده منطقه قفقاز جنوبی قرار داشتهاند.









