فرسایش معیشت در سایه تورم؛ زندگی روزمره مردم در بحران بیپایان هزینهها
- مجموعه: اخبار اقتصادی و بازرگانی
- تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ ۰۹:۰۷

جهان صنعت: «برای من آخر ماه از روز پانزدهم هرماه شروع میشود»؛ این را کارمندی میگوید که نمیخواهد نامش در گزارش فاش شود. او تنها یکی از هزاران و شاید میلیونهاشهروندی است که این روزها زیر فشار گرانی و افزایش هزینههای زندگی از ناهماهنگی دخلوخرج خود میگوید.
تشدید مشکلات معیشتی و رشد مداوم قیمت کالاها و خدمات در سالهای اخیر توان مالی بسیاری از خانوارها را تحلیل برده بهگونهای که بخش عمده درآمد ماهانه صرف اجارهبها، خوراک، رفتوآمد و سایر هزینههای ضروری میشود و بسیاری از کارگران، کارمندان و بازنشستگان را پیش از پایان ماه با کمبود منابع مالی مواجه میکند. در چنین شرایطی آخر ماه برای بسیاری از مردم زودتر از آنچه تقویم نشان میدهد فرا میرسد. واقعیتی که نهتنها معیشت بلکه آرامش روانی خانوارها را نیز تحتتاثیر قرار داده است.
از سر برج تا آخرین اسکناس
آنچه در ادامه این گزارش میآید روایتهایی از زبان مردمی است که گرانی و تورم امانشان را بریده و زندگی آنها را در حالت تعلیق قرار داده است.
علی یکی از همین کارمندان است که این روزها زیر بار فشار گرانی رمقی برایش باقی نمانده است. او درباره وضعیت معیشتی خود به«جهانصنعت» میگوید: حقوق در ابتدای ماه واریز میشود اما باوجود صرفهجویی بهپایان ماه نمیرسد. ماهانه ۲۰میلیونتومان حقوق دریافت میکنم که ۱۴میلیونتومان آن صرف اجارهبهای منزل میشود.
حال این سوال برای من پیش میآید که چگونه باید با ۶میلیونتومان ۳۱روز زندگی را مدیریت کنم؟ با این مبلغ هزینههای خوراک و رفتوآمد بهسختی قابل تامین است. نه خودرویی دارم که در صورت کمبود مالی با آن کار کنم و نه پساندازی برای روزهای بحرانی. هر روز برای من یک وضعیت بحرانی است. حتی هزینه یک خرید ساده نیز دستکم یکتا۲میلیونتومان تمام میشود. با چنین شرایطی چگونه میتوان در برابر این حجم از گرانی دوام آورد؟
در حسرت سفر
آرزو یکی از زنان خانهداری است که سالهاست حسرت یک سفر معمولی بهدلش مانده است. او درباره وضعیت معیشتی خانواده خود به«جهانصنعت» میگوید: سه سال است که قصد داریم بهسفر برویم اما هزینهها اجازه نمیدهد. درحالحاضر یک سفر کوتاه و معمولی بهشمال کشور دستکم ۱۰تا۱۵میلیونتومان هزینه دارد.
همسرم کارگر است و باوجود ساعتها کار حقوقش بهسختی بهحدود ۳۰میلیونتومان میرسد. سالهاست هر زمان تعطیلات یا مناسبتی پیش میآید بهسفر رفتن فکر میکنیم اما فشار هزینههای زندگی این امکان را از ما گرفته و حسرت یک گشتوگذار ساده نیز بهدلمان مانده است. اگر بخواهیم بدون توجه بههزینهها سفر کنیم باید از اجارهبها و هزینههای جاری زندگی صرفنظر کرده باشیم؛ موضوعی که عملا برای ما امکانپذیر نیست.
میان خواستن و نتوانستن
«هر وقت بههزینهها فکر میکنم از این کار پشیمان میشوم.» این را احمد میگوید؛ مردی که چهارسال از ازدواجش میگذرد و باوجود علاقه خود و همسرش بهفرزندآوری بهدلیل فشارهای اقتصادی و هزینههای بالای زندگی از این تصمیم صرفنظر کرده است. او در گفتوگو با «جهانصنعت» توضیح میدهد: آرزوی من و همسرم داشتن فرزند است. من از صبح تا شب مشغول کار هستم و همسرم در خانه تنهاست. او بارها گفته که دوست دارد فرزندی داشته تا همدمی برای روزهای تنهاییاش باشد اما هر بار با پاسخ منفی من مواجه میشود.
وی ادامه میدهد: خودم نیز علاقه دارم که پدر شوم اما وقتی هزینههایی مانند پوشک که اکنون بهبیش از یکمیلیونتومان رسیده را در نظر میگیرم با خود میگویم که با این درآمد محدود چگونه میتوان از پس هزینههای فرزند برآمد؟ هزینههایی مانند شیرخشک، بیمارستان و دارو بسیار سنگین است. درحالیکه مدام درباره حمایتهای مالی برای فرزندآوری صحبت میشود این حمایتها در عمل تاچهاندازه میتواند پاسخگوی هزینههای واقعی زندگی باشد؟
بحران پول پیش
«صاحبخانه گفته اگر نمیتوانی ۲۰۰میلیونتومان پول پیش را بپردازی باید تخلیه کنی»؛ این را مریم به«جهانصنعت» میگوید. او دستفروش است و تنها زندگی میکند. او درباره وضعیت مالی خود توضیح میدهد: موعد سالانه اجاره خانهام مردادماه است و صاحبخانه بهتازگی پیام داده که باید حدود ۲۰۰میلیونتومان بهمبلغ ودیعه اضافه کنم و درغیراینصورت باید خانه را تخلیه کنم.
من یک دستفروش ساده هستم و توان پرداخت چنین مبلغی را ندارم. برای گرفتن وام نیز مسیرهای طولانی و پیچیدهای پیش پای آدم گذاشته میشود و عملا دسترسی بهآن سخت است. اگر شرایط همینطور ادامه پیدا کند مجبور میشوم بهمناطق حاشیهای شهر نقل مکان کنم اما حتی هزینههای اسبابکشی هم برایم سنگین است. زمانیکه این وضعیت را میبینم یقین پیدا میکنم که هیچکس بهفکر مردم نیست. نه حمایتی هست و نه اقدامی و انگار مردم فراموش شدند.
قسط پشت قسط
داوود یکی از بازنشستگانی است که بهدلیل مشکلات معیشتی بهخرید اقساطی روی آورده است. او درباره افزایش فشار اقساط به«جهانصنعت» میگوید: مگر با این چندغازی که ماهانه سازمان تامین اجتماعی واریز میکند میتوان خرید نقدی انجام داد؟ ماهانه حدود ۲۰میلیونتومان دریافت میکنم اما همین مبلغ باید صرف پرکردن دهها هزینه و کسری ماهانه شود.
ناچارم از خرید اقساطی استفاده کنم چون اگر بخواهم نقدی خرید کنم باید قید سایر هزینههای زندگی را بزنم. با این حال همین خریدهای اقساطی نیز برایم مشکلساز شده چراکه هر خرید باعث میشود مبلغی بهصورت ماهانه از حقوقم کسر شود و تا چندماه فشار آن ادامه داشته باشد. اگر سیاستگذاریها درست بود هیچوقت کار بهجایی نمیرسید که مردم تا این اندازه درگیر قسط و بدهی شوند.
درمان پشت خط گرانی
«ماهانه چیزی حدود ۱۴۰میلیونتومان هزینه داروهای پدرم است»؛ این را فاطمه به«جهانصنعت» میگوید. او درباره قیمتهای فزاینده دارو و درمان توضیح میدهد: آنتیبیوتیکهایی که پدرم باید مصرف کند نوع خارجی آن بهازای هرقلم ۱۴میلیونتومان و نوع ایرانی حدود ۲میلیونتومان است.
با این حال پزشکان تاکید میکنند که نمونه ایرانی کارایی لازم را ندارد و مصرف داروی خارجی ضروری است. در شرایط فعلی و با توجه بههزینههای بالای زندگی فقط توان خرید حدود سهعدد از این دارو را در ماه دارم درحالیکه پدرم باید ماهانه ۱۰عدد از این آنتیبیوتیک را مصرف کند. با این وضعیت ادامه درمان عملا دشوار شده است. مرتب گفته میشود دارو گران نیست و تولید داخل پاسخگو بوده اما واقعیت زندگی ما چیز دیگری است. سلامت بیماران در خطر است اما کسی بهاین وضعیت آشفته رسیدگی نمیکند.
آموزش در بنبست هزینه
امیرعلی یکی از دانشجویانی است که این روزها از گرانی تحصیل و هزینههای زندگی کلافه شده است. او باوجود اشتغال از پس هزینههای جاری زندگی برنمیآید و بهگفته خودش فشار اقتصادی زندگی را برایش دشوار کرده است. او در گفتوگو با «جهانصنعت» میگوید: خانواده در شهرستان زندگی میکنند و من برای ادامه تحصیل در تهران پذیرفته شدم. برای تامین هزینهها ناچارم دوشیفت کار کنم اما باز هم درآمدم پاسخگوی مخارج نیست. شهریه بالای دانشگاه آزاد، هزینه ماهانه خوابگاه، خوراک، پوشاک و رفتوآمد باعث شده نهتنها حقوقم کافی نباشد بلکه گاهی بهترک تحصیل هم فکر کنم.
وی ادامه میدهد: مگر میتوان با این هزینههای سرسامآور درس خواند؟ مگر برای آدم اعصابی میماند که بهآینده و تحصیل فکر کند؟ شرایط بهگونهای شده که اگر کسی بداند درحال تحصیل هستی تصور میکند در رفاه زندگی میکنی درحالیکه بسیاری از دانشجویان در فشار شدید اقتصادی هستند. برای دریافت وام دانشجویی و تخفیف شهریه اقدام کرده اما مدتی است پاسخی دریافت نکردم. باوجود اینکه فعلا دانشگاهها مجازی و هزینه رفتوآمد کمتر شده اما نگرانی اصلی من شروع ترم حضوری و افزایش دوباره هزینههاست؛ اینکه در آن شرایط چگونه باید از پس این مخارج برآیم.
مهمانی در تنگنای هزینه
«آخر این هفته مهمان داریم اما نمیدانم چگونه باید از آنها پذیرایی کنم»؛ این را نگار میگوید. او در گفتوگو با «جهانصنعت» توضیح میدهد: قرار است پس از ماهها خانواده من و همسرم آخر هفته در منزل ما دور هم جمع شوند.
باتوجه بهافزایش هزینهها حتی بهاین فکر افتادم که مهمانی را لغو کنم اما مگر میتوان بهپدرومادر گفت که نیایند؟ حتی اگر بخواهیم فقط چندقلم میوه تهیه کرده باشیم دستکم باید ۲تا۳میلیونتومان هزینه کنیم. علاوه بر آن هزینه شام و سایر اقلام پذیرایی نیز وجود دارد. بهقدری هزینهها افزایش یافته که حتی سادهترین و ابتداییترین دلخوشیها نیز از زندگی ما حذف شده است. برگزاری یک مهمانی ساده و بدون تجملات دستکم ۶تا۷میلیونتومان هزینه دارد. درچنین شرایط اقتصادی تامین این هزینهها برای بسیاری از خانوادهها دشوار شده است.
کام تلخ زندگی ایرانیان
آنچه تاکنون بازگو شد تنها بخشی از هزاران روایتی است که از دل زندگی ایرانیان بیرون آمده؛ مردمی که این روزها زیر بار گرانی و تورم معیشتشان درمعرض فشار شدید قرار گرفته و رمق ادامه زندگی برای بسیاری از آنها کاهش یافته است.
عدم همخوانی هزینههای جاری زندگی با سطح درآمدها بهقدری آشکار بوده که تقریبا همه ابعاد زندگی را تحت تاثیر قرار داده است. از دارو و درمان گرفته تا سادهترین و ابتداییترین نیازهای روزمره همگی زیر سایه شوم گرانی و تورم قرار گرفتند. درچنینشرایطی بسیاری از شهروندان دربرابر این سوال قرار دارند که چگونه باید از پس این هزینههای فزاینده برآیند و زندگی روزمره خود را مدیریت کنند؟











