آخرین اخبار سیاسی

اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

از ادعا‌های خضریان تا خط‌و‌نشان‌های مرندی؛ سخنگویان خودخوانده علیه منافع ملی

همزمان با اوج‌گیری فشار‌های خارجی و نگرانی از درگیری نظامی، بخشی از جریان تندرو در داخل نه‌تنها به کاهش تنش کمک نمی‌کند، بلکه با مواضع…

از ادعا‌های خضریان تا خط‌و‌نشان‌های مرندی؛ سخنگویان خودخوانده علیه منافع ملی



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
همزمان با اوج‌گیری فشار‌های خارجی و نگرانی از درگیری نظامی، بخشی از جریان تندرو در داخل نه‌تنها به کاهش تنش کمک نمی‌کند، بلکه با مواضع جنجالی و پیام‌های متناقض، عملاً به عاملی برای تشدید بحران و تضعیف دیپلماسی ایران تبدیل شده است.

اقتصاد۲۴ نوشت: فشار‌های بین‌المللی علیه تهران به اوج خود رسیده و سایه سنگین تهدیدات نظامی بیش از هر زمان دیگری بر سر معیشت و آرامش مردم سنگینی می‌کند. با این حال به نظر می‌رسد که برخی چهره‌های سیاسی قصد ندارند که از هزینه‌سازی برای ملک و ملت دست بردارند. این بار داستان نه از اتاق‌های دربسته تصمیم‌گیری، که از صفحه شخصی افرادی شروع می‌شود که معلوم نیست به پشتوانه کدام حکم و کدام رأی، خود را سخنگوی بلاعزل نظام و استراتژیست ارشد امنیت ملی می‌پندارند!

 

آخرین پرده از این نمایش پرهزینه را محمد مرندی اجرا کرد. او که در هفته‌های اخیر به عنوان یک همراه رسانه‌ای در حاشیه هیئت مذاکره‌کننده حضور داشته، در واکنشی تند به گزارش اخیر و جنجالی «اکسیوس» درباره احتمال توافق ایران و آمریکا، نه‌تنها این رسانه را ابزار دستکاری بازار خواند، بلکه با لحنی که گویی نفر اول شورای عالی امنیت ملی است، از آمادگی کامل برای یک «حمله بزرگ» پیش از سفر ترامپ به چین خبر داد!

 

پیش از این هم شاهد این قبیل توییت‌ها از سوی او بودیم، چنانچه احمد زیدآبادی تحلیلگر سیاسی در واکنش، پرسید که «مرندی واقعاً چه‌کاره است؟» فردی که اعتبارش را بیش از تخصص استراتژیک وام‌دار نام خانوادگی خود است، با چه مجوزی چنین قاطعانه بر طبل جنگ می‌کوبد؟ اظهارات او نه یک تحلیل شخصی، که پیامی هزینه‌ساز است که بلافاصله در واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی به عنوان «موضع رسمی تهران» ترجمه می‌شود. این نوع موضع‌گیری‌های شتاب‌زده، غیر از پاس گل دادن به تندرو‌های آن سوی آب برای تشدید فشار‌ها و بستن راه‌های دیپلماسی چه نتیجه‌ای دارد؟

 

رادیکالیسم؛ از توهم تا واقعیت‌های میدانی

مرندی تنها یک مهره از این منظومه آشفته است. او بخشی از جریانی است که در آن چهره‌هایی، چون علی خضریان، محمود نبویان و دیگران، گویی در رقابتی سرسختانه برای تندتر و حاشیه‌ساز بودن، قرار دارند. این طیف که در حساس‌ترین برهه‌های دیپلماتیک کشور، خود را سخنگوی نظام فرض می‌کنند، عملاً وزنی در ساختار واقعی تصمیم‌گیری ندارند، اما با صدای بلندشان، راه را بر هرگونه عقلانیت و واقع‌گرایی می‌بندند.

 

علی خضریان، که این روز‌ها به ستاره حاشیه‌سازی تبدیل شده، با ادعا‌هایی مبنی بر مخالفت صریح مقامات عالی‌رتبه نظام با مذاکرات، عملاً در حال تخریب انسجام درونی است. این رفتار‌ها که محمود واعظی آن را «استفاده ابزاری از نام و جایگاه رهبری برای پیشبرد اهداف حذفی» نامیده، نشان می‌دهد که برای این جریان، منافع جناحی و بقای رادیکالیسم، بسیار فراتر از امنیت ملی و آرامش روانی جامعه اهمیت دارد.

 

هشدار نظام به «غضنفرها»

کلافگی از این خودسری‌ها به حدی رسیده که حتی رسانه‌های سنتی و نزدیک‌تر به حاکمیت نیز تاب نیاورده‌اند. روزنامه «جمهوری اسلامی» در موضع‌گیری بی‌سابقه‌ای، این افراد را «غضنفر»‌هایی نامیده بود که مدام به دروازه خودی گل می‌زنند و صراحتاً از «بزرگترها» که به نظر می‌رسد اشاره به کانون‌های اصلی قدرت نظیر آیت الله مجتبی خامنه‌ای دارد، خواسته است که دهان این افراد را «گِل» بگیرند. این ادبیات تند، نشان‌دهنده آن است که بخشی از لایه قدرت تندروی‌های فعلی را نه یک سپر بلای دیپلماتیک، بلکه یک تهدید امنیتی برای بقای کل ساختار تلقی می‌کند.

 

سیدمهدی طباطبایی، معاون دفتر اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری نیز این تفرقه‌افکنی‌ها در شرایط نیمه‌جنگی را به «خنجری زهرآگین از پشت» تشبیه کرده است. واقعیت این است که دولت مسعود پزشکیان در حالی که تلاش می‌کند با چراغ سبز‌های لرزان، راهی برای تنفس اقتصادی کشور باز کند، از سوی کانون‌های فشار داخلی تحت محاصره قرار گرفته است. این نفاق سازمان‌یافته به تعبیر طباطبایی، بیش از آنکه دشمن را بترساند، تیم دیپلماسی کشور را خلع سلاح می‌کند.

 

دوگانه‌های ویرانگر؛ از پاستور تا بهارستان

در حالی که محمدباقر قالیباف سعی دارد با مدیریت تیم مذاکره‌کننده، نوعی واقع‌گرایی اجرایی را پیش ببرد، طیف نزدیک به سعید جلیلی و پایداری‌چی‌ها، میدان را به عرصه لجبازی تبدیل کرده‌اند. امتناع این نمایندگان از امضای بیانیه حمایتی از تیم مذاکره‌کننده، آن هم در شرایطی که سایه جنگ بر سر کشور سنگینی می‌کند، پیامی جز چندپارگی قدرت به جهان مخابره نمی‌کند.

 

بدتر از آن، ورود این ادبیات به حوزه روابط منطقه‌ای است. سخنان خضریان درباره «بی‌ریشه بودن اماراتی‌ها» و تهدید به بازگرداندن آنها به دوران «شترسواری»، در حالی که کشور به شدت به آرامش در خلیج فارس نیاز دارد، چیزی جز خودکشی سیاسی نیست. وقتی رسانه‌هایی، چون «وطن امروز» با تیتر‌هایی نظیر «امارات منفجره» برای حملات نظامی که سپاه انجام آن را تکذیب کرده، جشن می‌گیرند، عملاً با نوعی بی‌دولتی مواجه می‌شویم که در آن تندروها، سیاست خارجی را گروگان گرفته‌اند.

 

نکته قابل توجه، شکاف عمیق میان شعار‌های رسانه‌ای و واقعیت‌های اجرایی است. روزنامه کیهان در حالی از دیر کردن در خروج از NPT و بستن تنگه هرمز، یا لزوم بستن باب المندب دم می‌زند که مردم برای برقراری صلح و خروج از این وضعیت بلاتکیفی که معیشت آنها را سخت تحت تاثیر قرار داده است، لحظه شماری می‌کنند. این افراد بدون آنکه هزینه‌ای برای سخنانشان بپردازند، نسخه‌هایی می‌پیچند که هزینه آن را مردم در صف‌های نان و گوشت پرداخت می‌کنند.

 

لزوم پایان دادن به سخنوری‌های هزینه‌ساز

گزارش‌های اکسیوس و فشار‌های بین‌المللی واقعیت دارند، اما پاسخ به آنها نیازمند عقلانیت سرد و دیپلماسی هوشمندانه است، نه توییت‌های حماسی افرادی که از جایگاه واقعی خود خبر ندارند. مرندی پسر و هم‌فکران رادیکال او باید بدانند که کلمات در دنیای سیاست، تیر‌هایی هستند که اگر به خطا رها شوند، قلب معیشت و امنیت مردم را نشانه می‌روند.

 

ایران امروز بیش از آنکه به سخنگویان خودخوانده و استراتژیست‌های توییتری نیاز داشته باشد، به وحدت رویه و پایان دادن به تک‌روی در تصمیمات کلان نیاز دارد. دوران گل زدن به دروازه خودی باید به پایان برسد. اگر آن‌طور که روزنامه جمهوری اسلامی می‌گوید، «بزرگترها» فکری به حال این دهان‌های گشاده نکنند، هزینه‌ این بازی‌های جناحی، برای همیشه از اعتبار ملی و سفره ملت پرداخت خواهد شد. وقت آن است که تندرو‌ها بفهمند: امنیت ملی، ملک طلق آنها برای دیده‌شدن در فضای مجازی نیست.

 

 

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    سایر خبرهای داغ

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------