افراطیها علیه مذاکره؛ از ضدیت احمدینژاد با دیپلماسی تا نابودی فرصت احیای برجام در دولت رییسی
- مجموعه: اخبار سیاست خارجی
- تاریخ انتشار : پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ ۱۱:۲۱

جهان صنعت:اظهارات تازه محمدباقر خرازی درباره درخواست ۲۸ باره مسعود پزشکیان برای کنارهگیری از ادامه ریاستجمهوری و ادعای عجیب این روحانی تندرو مبنیبر ناخرسندی رهبری به آخرین درخواست پزشکیان، در این یکی، دو روز گذشته به یکی از سوژههای داغ مطبوعات تبدیل شده و واکنشهای گستردهای را برانگیخته است؛ واکنشهایی که عمدتا ناظر بر تکذیب ادعاهای خرازی بود و تا جایی پیش رفت که دفتر رهبری نیز ناگزیر به صدور تکذیبیه شد.
روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی در اطلاعیهای که حوالی غروب سهشنبه منتشر شد، با اشاره به اینکه «در روزهای اخیر برخی نقلقولها از رهبری در فضای مجازی منتشر شده که متاسفانه زمینهساز تشویش اذهان عمومی و ایجاد انشقاق و اختلاف در جامعه است»، اعلام کرد: «مرجع رسمی انتشار پیامها، اخبار و مطالب مرتبط با آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبر انقلاب یا پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب بوده و هرگونه مطالبی که خارج از این چارچوب منتشر شود، فاقد سندیت و صحت است.»
در این اطلاعیه همچنین با یادآوری اینکه رهبری در پیامهای خود ازجمله در پیام اخیر بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسوولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بهویژه دولت محترم تاکید داشتهاند»، آمده است: «مطالبی که برخلاف توصیههای موکد رهبری، موجب انشقاق و دودستگی در جامعه و زمینهساز نسبتهای نادرست به مسوولان محترم میشود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسمخورده ملت ایران است. بر همین اساس مطلب منتشرشده در فضای مجازی که در آن فردی ادعایی را درباره واکنش رهبر انقلاب اسلامی به نامه رییسجمهور محترم مطرح کرده از اساس کذب و خلاف واقع است.»
این واکنش صریح دفتر رهبری و تاکید موکد اطلاعیه به این مورد خاص یعنی ادعای خرازی درباره واکنش رهبری به نامه رییسجمهوری شده بود و صراحتا این ادعا را «از اساس کذب و خلاف واقع» خوانده بود اما محمدباقر خرازی بهنحوی بر مواضع خود پافشاری کرد. او که ساعتی پس از انتشار اطلاعیه دفتر رهبری به آن واکنش نشان میداد، تلویحا سعی کرد میان نظرات رهبری و دفتر ایشان تفاوت قائل شود چنانکه در اطلاعیه کوتاهی که در این رابطه منتشر کرد، نوشت: «گرچه به احترام قائد شهید و نیز رهبر معظم حاضر، تکذیبیه روابط عمومی و دفتر نشر آثار را حدوثا میپذیریم ولی امیدواریم پس از تغییرات مهم آینده در حوزه دفاتر فوق این تکذیبیه همچنان باقی بماند.
خداوند ما را در صورت استقامت و صبر در راه اهلالبیت و ولایت معظم فقیه یاری خواهد فرمود.» استفاده از تعبیر «حدوثا» در اطلاعیه خرازی ظاهرا به این معناست که اطلاعیه دفتر رهبری با فاصله زمانی و پس از بالا گرفتن جنجال اخیر صادر شده و درنتیجه لزوما بهمعنای نادرست بودن ادعای پیشین خرازی نبوده است بهویژه آنکه او در ادامه با لحنی کنایی ابراز امیدواری کرده که «پس از تغییرات مهم آینده در حوزه دفاتر فوق، این تکذیبیه همچنان باقی بماند!»
نگاهی به چند دهه شاذگویی و جنجالآفرینی دبیرکل حزبالله ایران
البته این نخستینبار نیست که محمدباقر خرازی با طرح مواضعی اینچنین شاذ و بیسروته، در فضای رسانهای کشور جنجال میآفریند چنانکه وقتی در بهار۹۲، با شناسنامهای در دست، راهی ساختمان وزارت کشور واقع در میدان فاطمی تهران شد و رسما برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم اعلام کاندیداتوری کرد، وعدههایی داد که بیش از آنکه مسیرش را به کاخ ریاستجمهوری هموار کند، زمینهساز توجه افکار عمومی و وبسایتهای طنز و فکاهی و سرگرمی شد بهویژه وقتی مدعی شد که میتواند دلار ۳هزار و ۵۰۰ تومانی آن روزگار را به یکهزار تومان کاهش دهد، تمامی تحریمهای بینالمللی را در مدتی کوتاه برطرف کند و عجیبتر از اینها، آنچه «سرزمینهای جداشده از ایران» مینامید، بدون جنگ و خونریزی به کشور گرداند!
خرازی در نخستین گفتوگوهای انتخاباتی خود که در فروردینماه۹۲ منتشر شد، با معرفی شعار «پارس اسلامی» اعلام کرد که انگیزه حضورش در انتخابات، تشکیل «دولت متقین» است. او که در همان مصاحبه خود را «فقیرترین نامزد انتخابات» معرفی کرد، همچنین گفت که هدفش اجرای کامل احکام اسلامی در اداره کشور است چراکه معتقد است بسیاری از مشکلات ایران ناشی از فاصله گرفتن مسوولان از مبانی دینی است. جالب آنکه او نیز همچون حسن روحانی، درباره حوادث تلخ پس از انتخابات ریاستجمهوری۸۸ وعده داد و مدعی شد که در صورت پیروزی تلاش خواهد کرد میان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و نظام جمهوری اسلامی آشتی برقرار کند! اما احتمالا جنجالیترین سخنان خرازی در آن بزنگاه انتخاباتی، وعده «رفع حصر» نبود بلکه این بود که خود را «تنها کسی» معرفی میکرد که «دشمن هنوز او را شناسایی نکرده است!» خرازی که با ادعای «استقلال سیاسی» وارد کارزار انتخابات ریاستجمهوری شده بود، میگفت هیچیک از قدرتهای خارجی شناخت دقیقی از برنامههایش ندارند.
البته همانطورکه میدانیم، فعالیت سیاسی او بهعنوان کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری، به همان چند وعده بیسروته محدود ماند و او نیز همچون خیل مشتاقان خدمت، در عبور از سد نظارت استصوابی شورای نگهبان ناکام ماند تا دستکم اینبار، زمینهساز خدمت این نهاد نیمهانتصابی به جمهوریت شود.
هرچند مهر ردصلاحیت ششفقیه و ششحقوقدان وقت شورای نگهبان بر درخواست کاندیداتوری خرازی نیز نتوانست این روحانی تندرو را از اظهارات جنجالی و شاذش بازدارد و او در سالهای بعد نیز یک روز با تاکید بر ضرورت اسلامیسازی اقتصاد و روز دیگر با دفاع از نقش پررنگ روحانیت در اداره کشور و تاکید بر لزوم اداره تمامی امور ریز و درشت کشور برمبنای فقه اسلامی جنجالسازی کرد.
خرازی البته حتی پیش از آن بزنگاه انتخاباتی در بهار۹۲ نیز هر از گاه، سخنی میگفت و جنجالی میآفرید. چنانکه چند سال پیش از آن انتخابات در گفتوگویی با شبکه MTV ترکیه بهتندی درباره احتمال حمله آمریکا به ایران موضعگیری کرد و هشدار داد هر کشوری که در حمله احتمالی به ایران مشارکت کند، ممکن است هدف عملیات انتحاری قرار گیرد. او همچنین مدعی شد نیروهای حزبالله ایران برای چنین رویارویی آماده هستند.
پافشاری تندروها بر ساخت بمب اتم برای نابودی مذاکرات
اگرچه در روزهای گذشته تنها چند جمله از سخنرانی خرازی درباره شایعه استعفای رییسجمهور و ناخرسندی رهبری از درخواستهای مکرر پزشکیان، بار دیگر نام این روحانی تندرو را به سرخط اخبار بازگردانده اما واقعیت این است که دیگر بخشهای این سخنرانی بهمراتب جنجالیتر است. چنانکه او در بخشی از سخنان خود در مراسم اربعین گفته «تنها راه نجات کشور، ساخت بمب اتم و منفجر کردن آن است تا بفهمند و بگویند این خیلی دیوانه است!»
خرازی همچنین گفته است: «بزرگترین مشکلی که پزشکیان و امثال او در شورای راهبردی [شورای راهبردی روابط خارجی] که عموی ما (کمال خرازی) هم رییس آن بود و خدا از سر تقصیراتش بگذرد، این بود که با ساخت بمب اتمی مخالفت میکردند. آقایانی که از حیث کارشناسی مخالفت کردند، در آن دنیا خیلی گرفتارند؛ این را با اطلاع از آن طرف عالم میگویم! حالا آنکسی که فتوا داده و اجتهاد کرده، باید در قیامت جوابگو باشد!» او با تاکید موکد بر ضرورت «ساخت بمب اتم و شلیک آن» بهعنوان «تنها راهحل نجات ما» میگوید: «باید بمب اتم را بسازیم و در اقیانوس اطلس بزنیم و سونامی ایجاد کنیم که موجش به سواحل آمریکا برسد!» خرازی حتی از این نیز فراتر رفته و از لزوم ایجاد جنگ داخلی در آمریکا ازطریق ایجاد اختلاف بین سفیدپوستان و سیاهپوستان سخن گفته است.
نگاهی به دههها ضدیت تندروها با دیپلماسی و مصائب آن
روشن است کسی که اینچنین بیمحابا ادعاهای بیاساس خود را به مسائل راهبردی و پیچیده عالم سیاست گره میزند، ارزش صرف وقت و توجه ندارد. اما مساله به هیچ عنوان، فردی همچون محمدباقر خرازی یا ادعاها و سخنان بیسروته و شاذ او نیست. به بیان دیگر، این سخنان میتواند بهانهای باشد برای بررسی دقیقتر اینکه تندروهای همفکر او چه نگاهی به مسائل سیاست خارجی و دیپلماسی دارند. فراموش نکنیم که طی همین سالها و حتی ماههای گذشته، بارها از بعضی نمایندگان مجلس و دیگر چهرههای سیاسی منتسببه پایداریها نیز سخنانی درخصوص لزوم ساخت بمب اتم شنیدهایم اما مساله به طرح این شعارهای بیپایه درباره ساخت بمب اتم نیز محدود نیست. درواقع تنها کافی است کارنامه برخی از شاخصترین چهرههای این جریان سیاسی در حوزه دیپلماسی را مرور کنیم تا دریابیم که آنان نیز کم از این حرفهای بیسروته نزدهاند.
مگر میشود فراموش کرد که چگونه محمود احمدینژاد با «کاغذپاره» خواندن قطعنامههای شورای امنیت، چه بلایی بر سر این مملکت آورد. یا مگر میشود از یاد برد که این جریان تندرو با افتخار به آن داستان ظاهرا خیالی سعید جلیلی و پای مصنوعیاش در جریان مذاکرات هستهای دهه۸۰، زمینهساز تصویب چه تحریمهایی علیه ایران شدند. چگونه میتوان از یاد برد که در همین چند سال گذشته، وقتی با ورود ابراهیم رییسی به کاخ ریاستجمهوری و بازگشت این جریان تندرو به قوهمجریه، فردی بهعنوان وزیر امور خارجه به عضویت کابینه درآمد که نهتنها با مقدمات زبان انگلیسی بیگانه بود بلکه حتی پس از سالها فعالیت در منطقه بهعنوان یکی از اعضای سپاه قدس، به زبان عربی نیز مسلط نبود! اما مشکل به حضور این افراد ناکارآمد در جایگاههای حساس دستگاه دیپلماسی نیز محدود نیست چنانکه به باور بسیاری از ناظران، بخشی از مشکلاتی که امروز کشور را با جنگی تمامعیار درگیر کرده، ناشی از کارشکنیهای مجلس انقلابی است که با تصویب قانون اقدام راهبردی عملا مسیر مذاکرات هستهای در دولت دوم حسن روحانی را به بنبست کشاند.
تحلیل علی صوفی درباره نوع نگاه تندروها بهدیپلماسی
علی صوفی که در دوران ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی در قامت وزیر تعاون، یکی از اعضای دولت اصلاحات بود، معتقد است: «آنچه تندروها بهویژه در حوزه مسائل دیپلماسی و سیاست خارجی دنبال میکنند، در عمل در راستای منافع اسرائیل است.» او در این رابطه به «جهانصنعت» میگوید: «نمیتوان تاختوتازی را که در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد و حتی در دولت سیزدهم علیه منافع ملی کشور صورت گرفت فراموش کرد چراکه ما کماکان آثار و پیامدهای آن رفتار و اقدامها را میبینیم. امروز هم عدهای که سفرهشان رنگین است و مشکل اصلیشان سیری بیش از حد است، میخواهند برای مردمی که با فقر و گرسنگی دست به گریبان هستند، تصمیمگیری کنند.» دبیرکل حزب پیشروی اصلاحات که این شرایط را «ظالمانه» میداند، میگوید: «تمامی مسوولان ارشد نظام بهویژه رهبری جدید باید به این ظلمی که تندروها علیه مردم روا داشتهاند، پایان داده و مردم را از شر این تندرویها نجات دهند.»
تامین منافع اسرائیل در سایه ضدیت احمدینژاد با دیپلماسی
صوفی با مقایسه عملکرد احمدینژاد و خاتمی گفت: «ما در دوره احمدینژاد شاهد مدیریتی بودیم که آشکارا با هر آنچه در دوران آقای خاتمی رقم خورد، در تضاد بود. هرچه آقای خاتمی به حقوق شهروندان، عقلانیت در تصمیمگیریها و تصمیمسازیها و مدیریت مسائل بینالمللی و دیپلماسی توجه داشت و سعی کرد اعتبار بینالمللی ایران و ایرانیان را افزایش دهد، در دولت احمدینژاد نابود شد.»
این عضو ارشد جبهه اصلاحات ایران همچنین یادآور شد: «متاسفانه پیش از دولت اصلاحات، درپی خروج دیپلماتها و سفیران خارجی از ایران، کشور عملا در بنبست دیپلماتیک قرار گرفته بود اما با اقدامهایی که در دولت اصلاحات انجام شد، کشور از این شرایط نجات یافت و سفیران خارجی نیز دوباره به ایران بازگشتند اما هر تلاشی که در آن زمان انجام گرفت تا سایه جنگ از کشور دور شود، در دوره احمدینژاد به محاق رفت.» او گفت: «انگار مسوولان دستگاه دیپلماسی دولت احمدینژاد و البته خود او، از آن آرامشی که بر کشور حاکم شده بود، ناخرسند بودند چراکه در عمل دست به هر کاری زدند تا آن دستاوردها را از بین ببرند.» وزیر تعاون دولت اصلاحات یادآور شد: «احمدینژاد با طرح مواضعی جاهلانه و شنیع عملا به اسرائیلیها بهانه داد و باوجود درآمدهای کلان ارزی، رفاه عمومی را از بین برد و آن گفتمان منطقی را که بر سیاست خارجی کشور حاکم شده بود، با نظریهپردازیهای واهی مثل مدیریت جهانی و مدیریت امام زمانی از بین برد و مدیریت کشور را کاملا از عقلانیت دور کرد.»
نابودی فرصت احیای برجام در دولت رییسی
صوفی همچنین با اشاره به تداوم اقدامهای نامعقول دولت احمدینژاد در حوزه سیاست خارجی در دولت سیزدهم گفت: «متاسفانه آقای رییسی هم با همان رویکرد و راهبردهای احمدینژادی وارد عمل شد و پیوسته از این سخن گفت که مشکل از تحریمها نیست بهویژه آنکه در آن مقطع، جو بایدن بهشدت علاقهمند به احیای برجام بود اما این فرصت طلایی از دست رفت.» او با تاکید بر اینکه «ما درجریان جنگ ۱۲روزه دستاوردهای ملی بسیار خوبی داشتیم»، گفت: «در آن زمان هم توان رزمی خود را نشان دادیم، هم اجازه ندادیم آمریکا بهعنوان یک ابرقدرت جهانی و اسرائیل به اهداف خود برسند و درنتیجه ناگزیر به درخواست آتشبس شدند.» او همچنین با تاکید بر نقش غیرقابلانکار مردم در شکلگیری گفتمان ملیگرایی و مقاومت ملی در ایام جنگ ۱۲روزه گفت: «متاسفانه در جنگ اخیر شاهد این هستیم که این جریان تندرو، عملا مقابل جمهوریت نظام قد علم کرده است. آنهم در حالی که دولت سعی دارد با دیپلماسی مدبرانه، زمینهساز تحقق بیشترین منافع ملی شود و مساله تنگه هرمز را حل و فصل کند.»
تلاش مذبوحانه تندروها برای نابودی دیپلماسی دولت پزشکیان
وزیر تعاون دولت اصلاحات همچنین با انتقاد از نوع نگاه تندروها به مساله تنگه هرمز گفت: «ممکن است تنگه هرمز در شرایط خاص جنگی، بازدارندگی ایجاد کند اما قرار نیست این وضعیت خاص را به شرایط عادی و همیشگی تبدیل کنیم بلکه باید با بازگشایی تنگه هرمز و کمک به اقتصاد جهانی، اعتماد جامعه جهانی را جلب کنیم.»
او با حمایت از عملکرد دولت پزشکیان در حوزه سیاست خارجی گفت: «درست وقتی ترامپ سعی داشت تفاهمنامه را نابود کند تا بتواند دوباره شرایط جنگی را به ما تحمیل کند، دستگاه دیپلماسی با هوشمندی مذاکرات با عمان را آغاز کرد. رییسجمهور همچنین موفق شد با ایجاد اجماع داخلی شرایطی را فراهم کند که شورایعالی امنیت ملی با رایی قاطع به صلح و راهبرد دیپلماسی رای بدهد اما در این ماجرا هم باز همان جریان اقلیت و تندرو سعی دارد در مسیر پیشرفت مذاکرات سنگاندازی کند.» صوفی در پایان با تاکید بر اینکه «پیروزی از مسیر دیپلماسی، مذاکره و صلحطلبی میگذرد و با جنگ و خون و خونریزی به جایی نمیرسیم» گفت: «ظاهرا تندروها چون میبینند که در حال شکستخوردن هستند، دست به تلاشی مذبوحانه میزنند تا مگر عدهای را با خود همراه کنند و فرصت مذاکره را از کشور بگیرند؛ رویکردی که آشکارا در راستای خواست اسرائیل است و امیدوارم بهنحوی جلوی این تندرویها گرفته شود.»










