آینهای به نام استعفا در برابر اختیارات دولت
- مجموعه: اخبار سیاسی و اجتماعی
- تاریخ انتشار : سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ ۰۷:۵۵

توسعه ایرانی: شایعه استعفای مسعود پزشکیان توسط یک رسانه بیگانه، هرچند در فاصلهای کوتاه با واکنش رسمی دولت، سخنگویان و رسانههای نزدیک به دولت تکذیب شد، اما تنها یک خبر جعلی نبود که بیاید و برود. این شایعه در لحظهای منتشر شد که کشور هنوز در فضای آتشبس شکننده، بلاتکلیفی مذاکرات، نزاعهای سیاسی، فشار اقتصادی و بحران اعتماد عمومی نفس میکشد. از همین رو، پرسش اصلی فقط این نیست که آیا پزشکیان استعفا داده یا نه؛ پاسخ این پرسش روشن است و دولت نیز با صراحت آن را تکذیب کرده اما پرسش مهمتر این است که چرا چنین شایعهای در افکار عمومی مجال گردش پیدا میکند و چرا دولت ناچار میشود با سرعت و شدت به آن پاسخ دهد؟
استعفایی که تکذیب شد
ماجرا از انتشار ادعایی در برخی رسانههای خارجی و شبکههای همسو با آنها آغاز شد؛ ادعایی که مدعی بود مسعود پزشکیان از ریاستجمهوری استعفا داده یا دستکم درخواست کنارهگیری خود را مطرح کرده است.
این ادعا به سرعت در شبکههای اجتماعی دست به دست شد و در فضای ملتهب سیاسی کشور، به یکی از موضوعات اصلی بحث در میان کاربران تبدیل شد. واکنش دولت اما سریع بود. الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که «رئیسجمهور پزشکیان با تمام توان مشغول پیگیری امور کشور و خدمت به مردم است.» او این خبر را شایعهای دانست که «هیچ نسبتی با واقعیت ندارد» و تأکید کرد که پیش از این نیز بارها چنین ادعاهایی تکذیب شده است. حضرتی در ادامه نوشت که طراحان این اخبار بیش از آن که در پی اطلاعرسانی باشند، در آرزوی ایجاد ناامیدی، اختلاف و شکاف در انسجام ملی هستند؛ آرزویی که به گفته او ناکام خواهد ماند.
تقریباً همزمان، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز به میدان آمد و نوشت که «دولت دکتر پزشکیان در روزهای سخت نشان داده کنار مردم میایستد و امروز هم با همان نگاه، پای کار حل مسائل کشور و بهبود زندگی مردم است.»
این واکنشها نشان میداد که دولت تصمیم گرفته شایعه را بیپاسخ نگذارد و اجازه ندهد روایت رسانههای بیرونی، بدون پاسخ رسمی در فضای عمومی تثبیت شود.اما واکنشها به همینجا محدود نماند. روزبه کردونی، مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در یادداشتی با عنوان «پیرامون ادعای استعفای رئیسجمهور پزشکیان» تلاش کرد ماجرا را نه فقط در سطح یک تکذیب خبری، بلکه در سطح تحلیل شخصیت سیاسی رئیسجمهور توضیح دهد. او نوشت که ادعای استعفای پزشکیان، حتی پیش از آن که نیازمند تکذیب رسمی باشد، از درون با منطق شخصیت سیاسی و رفتار عملی او ناسازگار است.
تکذیب رسمی و پاسخ تلویحی رئیسجمهور
اما در همان ساعات، حساب رسمی رئیسجمهور نیز پیامی منتشر کرد که هرچند نامی از شایعه استعفا نمیبرد، اما در فضای همان خبرسازیها، بهعنوان پاسخی تلویحی خوانده شد. پزشکیان نوشت که «رویارویی با چالشهای بزرگ بدون تحمل سختیها شدنی نیست. عبور از این مسیر پر فراز و نشیب تنها با آگاهی و همکاری عمومی ممکن است.» او در ادامه تأکید کرد که «باید واقعیتهای موجود برای مردم تبیین شود تا همه بخشهای جامعه در حل مشکلات مشارکت داشته باشند» و نوشت: «کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود.»
همین جمله، در واقع کلید فهم رفتار سیاسی پزشکیان در این مقطع است. او نه با لحن تند وارد میدان شد، نه تلاش کرد شایعه را به فرصتی برای نمایش قدرت فردی تبدیل کند. پیام او بیشتر شبیه دعوت به تحمل، مشارکت و واقعبینی بود؛ همان تصویری که حامیانش از او ساختهاند که مسعود پزشکیان سیاستمداری است که اهل هیاهو نیست، اما در لحظه بحران میدان را هم ترک نمیکند.
با این حال، همین حجم واکنش رسمی یک پرسش دیگر را نیز به همراه داشت. برخی فعالان رسانهای اصولگرا این نقد را مطرح کردند که اگر رسانههایی مانند ایران اینترنشنال فاقد موضوعیت و وجاهت رسانهای دانسته میشوند، چرا شایعات آنها تا این اندازه سریع و گسترده تکذیب میشود؟ به بیان دیگر، منتقدان میگفتند تکذیبهای پرحجم ممکن است ناخواسته به بزرگنمایی همان شایعه کمک کند. این نقد، هرچند از زاویهای سیاسی مطرح شد، اما نشان میداد که ماجرا فقط دعوای دولت و رسانههای خارجی نیست؛ مسئله، نحوه مدیریت افکار عمومی در وضعیت بحرانی است.
چرا شایعه جدی گرفته نشد، اما بیاثر هم نبود؟
اما در سطح رسمی، استعفای پزشکیان جدی گرفته نشد. دولت آن را تکذیب کرد، رسانههای داخلی از ادامه برنامههای رئیسجمهور نوشتند و بخشی از کاربران شبکههای اجتماعی نیز با آن برخورد طنزآمیز داشتند. اما این همه ماجرا نیست. شایعه شاید در سطح نهاد رسمی و بخش مهمی از فضای سیاسی جدی گرفته نشد، اما بیاثر هم نبود. دلیل آن روشن است که این خبر بر بستری از نگرانیهای واقعی سوار شد. در کشوری که چند هفته پس از جنگ، هنوز جامعه با اضطراب امنیتی، فشار معیشتی، محدودیت اینترنت، ابهام در مذاکرات و اختلافات درونی ساختار تصمیمگیری روبهروست، هر خبری درباره استعفا یا کنار رفتن رئیسجمهور، حتی اگر جعلی باشد، به سرعت معنا پیدا میکند.
در واقع شایعه استعفا از هیچ نیامد. این شایعه بر چند لایه از واقعیت سیاسی سوار شد؛ واقعیتهایی که دولت نمیتواند فقط با تکذیب از کنار آنها عبور کند. نخستین لایه، بحث قدیمی اختیارات رئیسجمهور است. پزشکیان در انتخابات با شعار صداقت، اصلاح روندها، توجه به مردم و عبور از شکافهای سیاسی آمد، اما از همان ابتدا با پرسش بزرگتری مواجه بود: رئیسجمهور در ساختار موجود تا چه اندازه امکان تصمیمگیری مؤثر دارد؟ حالا در میانه بحرانهای پیچیدهتر، همین پرسش دوباره به شکل شایعه استعفا بازگشته است.
لایه دوم، شکاف میان وعده و واقعیت اجرایی است. بخشی از جامعه از دولت انتظار داشت در حوزههایی مانند معیشت، اینترنت، سیاست خارجی و کاهش تنشهای داخلی تغییرات ملموستری ببیند. اما واقعیت اداره کشور، بهویژه پس از جنگ و تشدید فشارهای خارجی و داخلی، مسیر دولت را دشوارتر کرده است. شایعه استعفا در چنین فضایی، برای برخی نه بهعنوان خبر قطعی، بلکه بهعنوان نمادی از بنبست دولت خوانده میشود.
لایه سوم، جنگ روانی است. در شرایط پساجنگی، خبرسازی درباره استعفای رئیسجمهور میتواند بخشی از تلاش برای القای فروپاشی تصمیمگیری، اختلاف در رأس مدیریت اجرایی و تضعیف اعتماد عمومی باشد. از این منظر، واکنش دولت قابل فهم است. هیچ دولتی در چنین فضایی نمیتواند نسبت به شایعه کنارهگیری رئیسجمهور بیتفاوت باشد؛ بهویژه وقتی کشور هنوز از التهاب جنگی عبور نکرده و جامعه نیازمند نشانههای ثبات است.
پزشکیان و سایه حرف قدیمی استعفا
اما شاید یک دلیل دیگر نیز باعث شد این شایعه بیشتر از یک خبر معمولی دیده شود و آن سابقه سخنان خود پزشکیان درباره مسئولیتپذیری است. او در مقاطع مختلف گفته بود اگر نتواند از پس مسئولیتی برآید یا اگر احساس کند بودنش به نفع مردم نیست، اهل ماندن به هر قیمت نیست. همین تصویر، از او سیاستمداری ساخته که برخلاف بسیاری از چهرههای قدرت، استعفا را امری محال و تابو نمیداند.
این ویژگی البته دو خوانش متفاوت دارد. حامیان پزشکیان آن را نشانه صداقت و اخلاق سیاسی میدانند؛ این که رئیسجمهور خود را مالک قدرت نمیداند و حاضر نیست برای حفظ صندلی، هر وضعیتی را توجیه کند. منتقدان اما همین سخنان را زمینهساز شایعات پیدرپی میدانند و معتقدند وقتی رئیسجمهور بارها از امکان رفتن سخن گفته، طبیعی است که در هر بحران تازه، خبر استعفا دوباره جان بگیرد.
با این حال، میان «اهل قدرتطلبی نبودن» و «اهل ترک میدان بودن» تفاوت مهمی وجود دارد. پزشکیان از همان ابتدا تلاش کرده خود را سیاستمداری غیرنمایشی نشان دهد؛ کسی که نه میخواهد قهرمان باشد، نه علاقهای به نمایشهای پرهیجان قدرت دارد. اما همین ویژگی الزاماً به معنای کنارهگیری نیست. برعکس، حامیانش میگویند پزشکیان دقیقاً چون خود را محور سیاست نمیداند، در لحظه بحران هم استعفا را به ابزار نمایش فردی تبدیل نمیکند. در جنگ نیز همین الگو دیده شد. او نه زبان حماسی و پرهیاهو را برگزید، نه در میانه تهدید و فشار از صحنه کنار رفت. نقش خود را بیشتر در حفظ آرامش، اداره روزمره کشور، جلوگیری از شکاف اجتماعی و تداوم کار دولت تعریف کرد. به همین دلیل است که یادداشتهای نزدیک به دولت بر این نکته تأکید میکنند که پزشکیان اگر اهل ترک میدان بود، در روزهای سخت جنگ میتوانست کنار بکشد، نه امروز که کشور بیش از هر زمان به ثبات نیاز دارد.
آیا پزشکیان واقعاً میتواند استعفا دهد؟
از سوی دیگر فراتر از بحث شایعه، پرسش مهم دیگری نیز وجود دارد؛ اگر روزی رئیسجمهوری در ایران بخواهد استعفا دهد، آیا اساساً چنین اقدامی برای او یک گزینه سیاسی مطلوب خواهد بود؟
تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که رؤسایجمهور ایران معمولاً حتی در سختترین شرایط نیز ترجیح دادهاند دوره مسئولیت خود را به پایان برسانند. از اختلافات گسترده سیاسی گرفته تا بحرانهای اقتصادی و امنیتی، هیچیک از رؤسایجمهور پس از انقلاب در میانه راه تصمیم به کنارهگیری نگرفتند.
علت این موضوع فقط حقوقی نیست؛ بلکه سیاسی نیز هست. استعفا در ساختار سیاسی ایران بیش از آن که یک راهحل تلقی شود، نوعی اعتراف به ناتوانی یا شکست سیاسی تعبیر میشود. به همین دلیل معمولاً سیاستمداران تلاش میکنند حتی در دشوارترین شرایط نیز مسئولیت خود را حفظ کنند.
در مورد پزشکیان، این مساله پررنگتر است. او شخصیتی است که بخش مهمی از سرمایه سیاسی خود را بر مفهوم «مسئولیت» بنا کرده است. در تمام سالهای حضورش در عرصه سیاست، از مجلس گرفته تا انتخابات ریاستجمهوری، تلاش کرده تصویری از یک مدیر صریح، پاسخگو و متعهد به مردم ارائه دهد. چنین فردی اگر بخواهد از مسئولیت کنار برود، باید دلیل بسیار بزرگی برای این تصمیم داشته باشد. از همین رو، استدلالی که روزبه کردونی و دیگر حامیان دولت مطرح کردند، از منظر سیاسی قابلتوجه است؛ آنها میگویند شخصیت سیاسی پزشکیان اساساً با مفهوم فرار از مسئولیت سازگار نیست.
دولت در برابر مهمترین آزمون خود
اما در نهایت، شاید مهمترین درس ماجرای اخیر این باشد که دولت با آزمونی فراتر از تکذیب یک شایعه مواجه است. موضوع اصلی نه خبر استعفا، بلکه بازسازی اعتماد عمومی است. دولت میتواند دهها بار خبر استعفا را تکذیب کند، اما اگر نتواند به پرسشهای اصلی جامعه درباره سطح اختیارات رئیسجمهور، اقتصاد، معیشت، سیاست خارجی، اینترنت، سرمایه اجتماعی و آینده کشور پاسخ دهد، شایعات مشابه دوباره بازخواهند گشت. زیرا ریشه آنها در یک خبر جعلی نیست؛ در احساس نااطمینانی است که بخشهایی از جامعه تجربه میکنند. به همین دلیل، اهمیت ماجرای اخیر نه در خود شایعه، بلکه در واکنش افکار عمومی به آن نهفته است. اینکه چرا بسیاری از مردم حتی برای چند ساعت احتمال دادند چنین خبری میتواند درست باشد، نکتهای مهمتر از خود شایعه است.
به نظر میرسد پرونده شایعه استعفای مسعود پزشکیان دستکم در سطح خبری بسته شده است. رئیسجمهور همچنان در حال انجام وظایف خود است، دولت با قاطعیت خبر را تکذیب کرده و نشانهای از کنارهگیری در ساختار رسمی کشور دیده نمیشود.اما آنچه باقی مانده، مجموعهای از پرسشهای سیاسی است؛ پرسشهایی درباره میزان اختیارات دولت، نسبت وعدههای انتخاباتی با واقعیتهای حکمرانی، وضعیت اعتماد عمومی و آینده مدیریت کشور در شرایط پساجنگی.
شاید به همین دلیل باشد که ماجرای اخیر، برخلاف ظاهرش، صرفاً داستان یک شایعه نبود. این ماجرا آینهای بود که بخشی از نگرانیها، تردیدها و ابهامهای جامعه ایرانی را بازتاب داد. در این آینه، نه فقط چهره یک رئیسجمهور، بلکه تصویر کشوری دیده میشود که همچنان در حال عبور از یکی از پیچیدهترین دورههای سیاسی و امنیتی سالهای اخیر خود است و درست به همین دلیل، اهمیت شایعه استعفای پزشکیان نه در این است که چرا منتشر شد؛ بلکه در این است که چرا برای بخشی از جامعه، حتی برای چند ساعت، باورپذیر به نظر رسید.











