وسوسه سرقت یا فقر ؟
- مجموعه: اخبار اجتماعی
- تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ ۱۱:۱۶

به گزارش شرق،دو بسته خامه را زیر چادرش پنهان کرده بود، وقتی مأمور حراست فروشگاه از او خواست کیفش را باز کند، دیگر راهی برای انکار نمانده بود. زن با صدایی لرزان فقط یک جمله گفت: بچههایم گرسنه بودند. دقایقی بعد، همسرش که کارگر روزمزد بود و از ماجرا هیچ اطلاعی نداشت، خود را به کلانتری رساند؛ جایی که تازه فهمید همسرش برای برداشتن چند قلم کالای خوراکی بازداشت شده است.
ایرنا به سراغ پروندههای سرقتهای خردی رفته است که این روزها در برخی فروشگاههای زنجیرهای تشکیل میشود. پروندههایی که در آنها ارزش کالاهای برداشتهشده گاه از چندصد هزار تومان فراتر نمیرود. مسیری که از کشرفتن چیپس و پفک تا اتاق بازجویی ادامه دارد. بررسی این پروندهها نشان میدهد بسیاری از متهمان، بهویژه زنان خانهدار، سابقه کیفری ندارند و برای نخستین بار با اتهام سرقت روبهرو شدهاند.
همین موضوع، این پروندهها را از سرقتهای سازمانیافته و حرفهای متمایز میکند. تصاویری که هر روز در گوشه و کنار شهر تکرار میشود؛ جایی که شرمندگی از ناتوانی در خرید، پیش از آنکه به یک پرونده قضائی تبدیل شود، در سکوت میان مردم جریان دارد.
این پرسش مطرح میشود که اگر فشارهای معیشتی همچنان ادامه پیدا کند، از کجا میتوان مطمئن بود که همه این افراد، فردا نیز در برابر وسوسه برداشتن کالایی که توان خریدش را ندارند، مقاومت خواهند کرد؟ شاید بسیاری هرگز چنین کاری نکنند، اما همین پرسش، زنگ هشداری است که نشان میدهد پیشگیری از کشرویهای معیشتی تنها با برخورد قضائی ممکن نیست و باید ریشههای اقتصادی و اجتماعی این پدیده نیز دیده شود.
یک کارشناس انتظامی نیز با اشاره به این پروندهها میگوید: در بسیاری از این پروندهها ارزش کالاهای برداشتهشده پایین است و فرد پس از تشکیل پرونده و جبران خسارت یا پرداخت هزینه کالا، امکان آزادی و تعیین تکلیف پرونده را پیدا میکند. اما یکی از چالشهای موجود، موضوع رضایت فروشگاهها و نحوه برخورد برخی واحدهای صنفی است.
جامعهشناسان معتقدند افزایش فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی، زمینه بروز برخی آسیبهای اجتماعی را فراهم میکند. به گفته آنان، تفاوت میان سرقت حرفهای و سرقت ناشی از فشار معیشتی را باید در انگیزه، سابقه فرد و شرایط اجتماعی او جستوجو کرد.
حقوقدانان نیز تأکید میکنند که در جرائم سرقت، نوع اتهام، ارزش مال، سابقه متهم و شرایط هر پرونده در تصمیم قضائی مؤثر است و نمیتوان همه پروندهها را با یک نسخه واحد بررسی کرد. یک جامعهشناس تأکید میکند: «فقر فقط نداشتن پول نیست». «امانالله قراییمقدم»، جامعهشناس، با اشاره به نقش فشارهای مادی در شکلگیری برخی آسیبهای اجتماعی، معتقد است: «زمانی که فرد احساس کند از مسیرهای معمول امکان رسیدن به خواستههایش را ندارد، احتمال گرایش به رفتارهای آسیبزا افزایش مییابد».
«افسر افشارنادری»، جامعهشناس نیز فقر در جامعه ایران را بیشتر از آنکه صرفا فقر معیشتی بداند، ناشی از احساس نابرابری و مقایسه اجتماعی عنوان میکند.
«منوچهر آشتیانی» نیز بر ارتباط میان فقر و آسیبهای اجتماعی تأکید دارد و معتقد است محرومیت اقتصادی میتواند دسترسی افراد به فرصتهایی مانند آموزش، سلامت و رشد اجتماعی را محدود کند و در بلندمدت آثار گستردهای بر زندگی فردی و اجتماعی بر جای بگذارد. از این منظر، پشت برخی پروندههای کوچک سرقت، ممکن است مسئلهای بزرگتر به نام فشار معیشتی، احساس محرومیت و کاهش تابآوری اجتماعی پنهان شده باشد؛ موضوعی که نیازمند دیدهشدن همزمان قانون و ریشههای اجتماعی آن است. از سوی دیگر، برخی شهروندان معتقدند مشکلات اقتصادی هرچقدر هم سنگین باشد، مجوزی برای برداشتن اموال دیگران نیست؛ زیرا عادیشدن چنین رفتارهایی میتواند امنیت اقتصادی و اعتماد میان فروشنده و مشتری را خدشهدار کند.
در نهایت باید گفت آنچه امروز در برخی فروشگاهها دیده میشود، فقط سرقت چند بسته چیپس، خامه یا روغن نیست؛ نشانهای از تغییری آرام در کف جامعه است؛ جایی که شرمندگی ناتوانی در خرید، گاهی جای خود را به تصمیمی میدهد که پایانش نه در صندوق فروشگاه بلکه در اتاق بازجویی و تشکیل پرونده قضائی است.










