شهرداری الیگودرز حدود ۱۵ هزار مترمربع از بستر رودخانه داخل شهر را آسفالت کرده است❗️
- مجموعه: اخبار اجتماعی
- تاریخ انتشار : شنبه, ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ ۰۸:۲۵

شهرداری الیگودرز حدود ۱۵ هزار مترمربع از بستر رودخانه داخل شهر را آسفالت کرده است. استدلال مدیریت شهری این است که این بخش از رودخانه در بیشتر ایام سال خشک است و میتوان از آن برای ایجاد فضای شهری، پارکینگ فصلی، ساماندهی دستفروشان و برخی فعالیتهای خدماتی استفاده کرد. شهردار الیگودرز همچنین گفته است که برای اجرای این طرح از تجربه برخی شهرهای دیگر استفاده شده و در این زمینه به شهر قم اشاره کرده است.
اما در صحبتهای او نیامده است که بستن راه رودخانه با آسفالت چه تبعاتی برای شهر و محیط زیست شهری دارد. در هیچیک از این صحبتها نیامده است که چطور و بر اساس چه برآوردی راه یک رود با ریختن آسفالت بسته میشود. اتفاقاً تجربه قم و شیراز در این زمینه تا چه میزان منفی بوده و هنگام سیلاب چه وضعی برای این مناطق پیش آمده است. رئیس اداره حفاظت محیط زیست لرستان هم به «پیام ما» میگوید این کار بدون مطالعه و استعلام از دستگاههای متولی انجام شده و به همین دلیل، کار متوقف شده است.
«قیر ارزان است، پس آسفالت میکنند.» این را «حمید کاویان»، عضو شبکه تشکلهای محیط زیست و منابع طبیعی استان لرستان، در واکنش به آسفالت کردن رود فصلی از سوی شهرداری الیگودرز میگوید؛ کسی که ناامید است و هر روز، دیدن وضعیت مدیریت شهری و محیط زیست بیشازپیش آزارش میدهد. او میگوید با شهردار صحبت کرده و آنها توانایی رسیدگی به این رود را ندارند. رودخانه به محل ریختن زباله بدل شده و بهترین راه از نظر آنها، پوشاندن رود با آسفالت بوده است. اما این اتفاق جدید نیست و حدود دو دهه است که بهدلیل ساخت سد و کانالکشی برای کشاورزی، آبی از این منطقه رد نمیشود؛ رودخانه به زبالهدانی بدل شده و روی آن آسفالت ریختهاند: «این رود پرآب نبود، اما این اتفاق جدید نیست. قبلاً هم کف رودخانه خرمآباد بتن ریخته شد؛ حالا بتن گران است و از آسفالت در این نقطه استفاده شده است.»
چون این رود به محل ریختن زباله بدل شده و مردم از این وضعیت ناراضی بودند، حالا بهجای آنکه مسئله زباله و فاضلاب حل شود، روی رود را پوشاندهاند: «داخل رود پر از زباله بود، رودی هم در جریان نبود و اینها بهترین راه را بهجای پاکسازی و لایروبی، پوشاندن سطح رود دانستند. متأسفانه مردم هم رعایت نمیکردند و زبالههایشان را اینجا رها میکردند، اما چطور به روش ریختن آسفالت رسیدهاند، نمیدانم.»
کاویان میگوید وضعیت در شهرهای دیگر هم بهتر نیست و رودهای استان وضعیت نامناسبی دارند. نمونهاش تیرهرود در شهر دورود است: «فاضلاب ۲۵۰ هزار نفر به این رود میریزد و این رود مستقیم به آبشار بیشه میرود. مردم هم به کنار این آبشار میروند و درون آن شنا میکنند. همهچیز این وضعیت فاجعه است.»
«کامران فرمانپور»، رئیس اداره حفاظت محیط زیست لرستان، اما متولی این کار را اداره امور آب میداند و تأکید میکند که این کار بدون هماهنگی و استعلام از سازمانهای ذیربط، از سوی شهرداری انجام گرفته و بعد از اعتراض فعالان شهری متوقف شده است: «درحالحاضر کار متوقف شده است، اما هنوز نمیدانیم برای آن میزانی که آسفالت شده، چه برنامهای قرار است اجرا شود؛ آیا قرار است آسفالت برداشته شود یا خیر.»
بهگفته او، این رود از وسط شهر میگذشته و رودخانهای فصلی بوده که در زمان بارش، قدرت مهار سیل را داشته است: «در سالهای اخیر پر از کثیفی و لجن بود و منظر شهر را از بین برده بود، اما نکته اصلی اینجاست که در هیچ کجا نباید تغییری در بستر رودخانه ایجاد شود. این تغییر اکولوژیکی، چرخه طبیعی آب را برهم میزند و نباید این اتفاق بیفتد. در این مورد خاص هم این کار بدون مطالعه و هماهنگی با ارگانهای متولی انجام شده و به همین دلیل، اعتراض همه دستگاهها را بهدنبال داشته و کار متوقف شده است.»
دستکاری بستر رودخانه شیراز، عامل تشدید سیلاب
شهرداری الیگودرز برای آسفالت کردن رودخانه فصلی این شهر به تجربه شهرهای دیگر اشاره کرده است و چون آنها را موفق ارزیابی کرده، انجام چنین کاری را بدون مانع دانسته است. حال آنکه وقتی صحبت از تجربه شهرهایی چون قم یا شیراز به میان میآید، همزمان نقدهای بسیاری هم مطرح میشود که نادیده گرفته شدهاند.
در شیراز، رودخانهای که در بخشهایی از سال بهدلیل نبود جریان دائمی آب خشک بود، برای برخی کاربریهای ترافیکی مورد استفاده قرار گرفت. در سالهای گذشته، شهرداری شیراز ایجاد کنارگذر در حاشیه بستر رودخانه خشک را در دستور کار قرار داده است. معاون فنی و عمرانی شهرداری شیراز نیز در سال ۱۳۸۷ اعلام کرده بود که این کنارگذرها برای استفاده در فصلهای خشک سال در نظر گرفته شدهاند و در زمان بارندگی و سیلاب باید بسته شوند.
این تجربه البته بدون هشدار و پیامد نبود. پس از سیلابهای شیراز، موضوع دستکاری بستر رودخانه خشک بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. در گزارشهای منتشرشده درباره سیل شیراز، به آسفالت و تبدیل بخشی از مسیرهای مرتبط با رودخانه و مسیل به مسیرهای شهری اشاره شده است. همچنین فرجالله رجبی، شهردار وقت شیراز، در توضیح عوامل مؤثر بر سیل دیماه ۱۳۸۰، ازجمله به کاهش شیب رودخانه و تنگ بودن دهانه پلها اشاره کرده بود.
امروز نیز مدیریت شهری شیراز در زمان بارندگی، کنارگذرهای رودخانه خشک را میبندد. برای نمونه، سخنگوی شهرداری شیراز در فروردین ۱۴۰۳ اعلام کرد که با افزایش ورودی آب به رودخانه، کنارگذرهای آن برای حفظ ایمنی شهروندان مسدود شدهاند. این موضوع نشان میدهد که حتی در مدلی که استفاده از بستر رودخانه برای تردد شهری پذیرفته شده، مدیریت شهری ناچار است در زمان افزایش جریان آب، این مسیرها را از دسترس خارج کند.
سیلاب در بستر قمرود، پارکینگ را با خطر مواجه کرد
قم اما نمونه صریحتری از تغییر کاربری بستر رودخانه است. در قم، بخشی از بستر رودخانه در سالهای گذشته برای کاربریهای شهری، ازجمله خیابان، بلوار و پارکینگ، مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۳۸۸، محمد درویش، فعال و کارشناس محیط زیست، با اشاره به این موضوع هشدار داده بود که تبدیل بخشی از بستر رودخانه به پارکینگ و ایجاد سازههای شهری، مسیر طبیعی عبور سیلاب را تنگ کرده است. او گفت پیش از آن نیز این موضوع را با مسئول پارکینگ شهرداری قم مطرح کرده و درباره خطر وقوع سیلاب هشدار داده است. بهگفته درویش، حتی کارشناسان امور آب استان نیز با این طرح مخالف بودند.
این هشدارها چندان بیدلیل نبود. در فروردین ۱۳۸۸، سیلاب وارد بستر قمرود شد و پارکینگها و خودروهای مستقر در این محدوده را با خطر جدی مواجه کرد. سالها بعد نیز احمد حاجحسینی مسگر، مدیرعامل وقت شرکت آب منطقهای قم، اعلام کرد که وجود پارکینگ خودرو در رودخانه قم و انبوه سازههای ساختمانی هنگام سیلاب، مدیریت بحران را با مشکلات اساسی مواجه میکند. او همچنین گفت چهار پل موجود در بخش مرکزی رودخانه قم در وضعیت بحرانی قرار دارند و در صورت وقوع سیلاب شدید، توان عبور آب را ندارند.
اهمیت تجربه قم از این جهت است که تغییر کاربری بستر رودخانه صرفاً یک مسئله محیط زیستی باقی نماند و مستقیماً به موضوع ایمنی شهری و مدیریت سیلاب تبدیل شد. حتی در بررسیهای تخصصی درباره رودخانههای شهری، مداخله شهرداری قم در رودخانه فصلی قم و اقداماتی مانند آسفالت و پارکینگسازی، از نمونههای تعارض میان مدیریت شهری و مدیریت منابع آب عنوان شده است.
در نتیجه، آنچه امروز در الیگودرز اتفاق افتاده است را نمیتوان کاملاً بیسابقه دانست، اما نمیتوان هم گفت که در شهرهای دیگر دقیقاً همین میزان آسفالتریزی در کف رودخانه انجام شده است. نمونه شیراز بیشتر به استفاده ترافیکی از بستر و حاشیه رودخانه خشک مربوط میشود و قم نمونهای از تبدیل بستر رودخانه به پارکینگ، خیابان و سایر کاربریهای شهری است.
وجه مشترک هر سه تجربه اما یک پرسش اساسی را مطرح میکند: آیا خشک بودن رودخانه در بخش عمدهای از سال، مجوز تبدیل بستر آن به فضای شهری است؟ تجربه قم نشان داده است که پاسخ به این سؤال نمیتواند فقط بر مبنای وضعیت رودخانه در روزهای خشک داده شود؛ زیرا همان بستری که در تابستان پارکینگ یا مسیر تردد است، ممکن است در زمان بارش شدید به مسیر عبور سیلاب تبدیل شود.
از این منظر، پرونده الیگودرز بیش از آنکه صرفاً درباره «آسفالت یک رودخانه» باشد، درباره نحوه مواجهه شهرهای ایران با رودخانههای فصلی و بسترهای سیلابی درونشهری است؛ اینکه آیا میتوان برای چنین بسترهایی کاربری شهری تعریف کرد و درعینحال، ظرفیت عبور سیلاب و کارکرد طبیعی رودخانه را حفظ کرد یا نه. پرسشهایی که مسئولان شهری صرفاً با اشاره به تجربه سایر شهرها از پاسخ به آنها درمیمانند و البته در این میان، نگرانی از سیلاب در آینده این شهرها هم همچنان بالاست.
منبع:پیام ما












