روایتسازی بر ویرانه گردشگری
- مجموعه: اخبار اجتماعی
- تاریخ انتشار : شنبه, ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ۰۹:۱۸

جهان صنعت:گردشگری ایران در حالی یکی از سختترین دورههای خود را پشتسر میگذارد که بهنظر میرسد وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهجای تمرکز بر درمان بحران، بیش از هر چیز درگیر روایتسازی از عملکرد خود شده است؛ صنعتی که در پی جنگ، نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی، اختلال در حملونقل و کاهش ورود گردشگران خارجی آسیب دیده، امروز با کاهش فعالیت دفاتر خدمات گردشگری، تعدیل نیرو در هتلها و خروج بخشی از راهنمایان و نیروهای متخصص از بدنه خود روبهرو است اما در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که سهم سیاستگذار گردشگری در مهار این بحران چه بوده است؟
انتشار ویژهنامهها، ارائه گزارش عملکرد و برجستهسازی دستاوردهایی مانند ثبت جهانی آثار تاریخی از جمله ثبت جهانی مجموعه «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در یونسکو، شاید بتواند کارنامهای پررنگ روی کاغذ بسازد اما واقعیت صنعت گردشگری را نمیتوان تنها با صفحات رنگی و فهرست اقدامات اداری تغییر داد. ثبت جهانی یک اثر، زمانی به دستاورد واقعی برای گردشگری تبدیل میشود که آن اثر دارای زیرساخت، امکانات رفاهی، مسیر دسترسی مناسب، برنامه تبلیغاتی، تور گردشگری و امکان جذب گردشگر باشد درغیراینصورت، اضافه شدن یک نام به فهرست آثار جهانی، لزوما به معنای رونق گردشگری نیست.
منتقدان عملکرد وزارتخانه معتقدند که مشکل اصلی، تشخیص نادرست اولویتهاست؛ وزارتخانهای که در دوسال گذشته، بهجای تمرکز بر گلوگاههای اصلی صنعت از جمله حملونقل، ارتباط با جهان، نظام پرداخت بینالمللی، اینترنت، رزرواسیون و حمایت از فعالان گردشگری، بخش قابلتوجهی از انرژی خود را صرف اقداماتی کرده که اثر آنها در بازار واقعی گردشگری چندان قابلمشاهده نیست.
بحران جنگ نیز آزمونی جدی برای سیاستگذار گردشگری بود؛ آزمونی که بهگفته اردشیر اروجی، با فقدان برنامه مدیریت بحران و حمایت موثر از هتلها، دفاتر گردشگری و نیروهای انسانی همراه شد. حالا پرسش این است که وقتی بدنه گردشگری در حال تحلیل رفتن است، آیا انتشار ویژهنامه و روایت یک کارنامه موفق میتواند جای خالی سیاستگذاری موثر را پر کند؟
نمره ضعیف به عملکرد وزارت گردشگری
کارشناس گردشگری در گفتوگو با «جهانصنعت» با انتقاد از عملکرد وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در دوسال گذشته گفت: به نظر من عملکرد این وزارتخانه در حوزه گردشگری اصلا قابلقبول نبوده و اگر بخواهیم به آن نمره بدهیم، نمره ضعیفی میدهم. واقعیت این است که اقدام موثر و کارسازی برای رونق و توسعه گردشگری انجام نشده است.
اردشیر اروجی افزود: به اعتقاد من، مسوولان ابتدا باید مشکلات گردشگری را بهدرستی تشخیص دهند، آنها را شناسایی و اولویتبندی کنند و سپس به سراغ مسائل اساسی و تعیینکننده بروند. به نظر میرسد مسیر بحرانی توسعه گردشگری ایران بهدرستی تشخیص داده نشده است. اگر این مسیر شناسایی شده بود، گلوگاههای اصلی نیز مشخص میشد و تمرکز و انرژی وزارتخانه بر حل همان گلوگاهها قرار میگرفت.این پژوهشگر حوزه گردشگری اضافه کرد: ممکن است مسوولان از دید خودشان تصور کنند که تلاش زیادی انجام دادهاند، اما بخش عمده این تلاشها صرف موضوعاتی شده که در مقایسه با مسائل اصلی، فرعی هستند و تاثیر چندانی بر حل بحرانهای گردشگری ندارند. مشکل این است که مسیر اصلی توسعه گردشگری همچنان بدون توجه جدی باقی مانده است.
ثبت جهانی؛ آغاز یک مسیر نه پایان آن
این پیشکسوت حوزه گردشگری بااشاره به ثبت جهانی آثار تاریخی از جمله ثبت جهانی مجموعه «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در یونسکو اظهار داشت: گاهی مسوولان ثبت جهانی یک اثر را بهعنوان دستاورد اصلی خود مطرح میکنند، درحالیکه ثبت جهانی یک اثر تنها آغاز مسیر است، نه پایان آن. ضمن اینکه در فرآیند ثبت جهانی آثار، مجموعههای مختلف و افراد گوناگون نقش دارند و نباید همه این موفقیتها صرفا به عملکرد یک دستگاه نسبت داده شود.
وی خاطرنشان کرد: ما اکنون آثار جهانی متعددی داریم اما پرسش این است که چند اثر ثبت جهانیشده واقعا به قطب گردشگری تبدیل شدهاند؟ برای مثال، آیا چغازنبیل امروز یک قطب جدی جذب گردشگر محسوب میشود؟ آیا گنبد سلطانیه باوجود ثبت جهانی، به ظرفیت واقعی خود در صنعت گردشگری رسیده است؟
اروجی ادامه داد: یک اثر تاریخی صرفا با ثبت در فهرست جهانی به مقصد گردشگری تبدیل نمیشود. برای بهرهبرداری گردشگری از چنین آثاری باید برنامهریزی مشخصی وجود داشته باشد. امکانات رفاهی، زیرساختهای مناسب، تبلیغات، تعریف تورهای گردشگری و حضور راهنمایان مسلط به زبانهای مختلف، از جمله نیازهای ضروری برای قرار گرفتن یک اثر جهانی در چرخه گردشگری هستند.
میراث جهانی بدون زیرساخت گردشگری
این کارشناس بااشاره به وضعیت برخی آثار جهانی ایران گفت: آثار ارزشمندی مانند تخت سلیمان در تکاب آذربایجانغربی، باوجود اهمیت تاریخی و ظرفیتهای طبیعی و گردشگری فراوان، هنوز با کمبود زیرساختها و امکانات مناسب روبهرو هستند. پرسش این است که برای حفاظت از حریم این آثار و تبدیل آنها به مقاصد واقعی گردشگری چه اقداماتی انجام شده است؟
وی افزود: نخست باید از آثار ثبت جهانی بهدرستی حفاظت شود تا جایگاه جهانی آنها حفظ شود. سپس حریم و محیط پیرامونی آنها باید مورد حفاظت قرار گیرد و در مرحله بعد، زیرساختهای لازم برای تبدیل آنها به قطب گردشگری فراهم شود.
این پژوهشگر اضافه کرد: باید مشخص شود که از میان آثار جهانی ایران، چند اثر واقعا برای جذب گردشگر داخلی و خارجی آماده شدهاند. ثبت یک اثر بهتنهایی کافی نیست و باید زمینه ورود گردشگر و بهرهبرداری اقتصادی و فرهنگی از ظرفیت آن نیز فراهم شود.
گلوگاههای اصلی گردشگری ایران
این پیشکسوت حوزه توریسم اظهار داشت: بهجای تمرکز بر مسائل فرعی، باید مشکلات اصلی گردشگری کشور حل شود. تعامل با جهان، بهبود سیستم حملونقل، دسترسی مناسب به اینترنت، اصلاح نظام مدیریت و توسعه زیرساختهای گردشگری از جمله مسائل مهمی هستند که باید در اولویت قرار گیرند.
اروجی خاطرنشان کرد: نظام هتلداری و رزرواسیون کشور نیز نیازمند اصلاح جدی است. گردشگر خارجی باید بتواند برای ماههای آینده از خارج از کشور بلیت تهیه کند، هتل رزرو کند و مطمئن باشد که خدمات موردنیاز خود را در زمان سفر دریافت خواهد کرد.
وی ادامه داد: نظام پرداخت بینالمللی نیز یکی از مشکلات مهم گردشگری ایران است. در جهان امروز، گردشگر نباید مجبور باشد حجم زیادی پول نقد با خود حمل کند. باید شرایطی فراهم شود که گردشگران بتوانند از کارتهای اعتباری بینالمللی در کشور استفاده کنند.
این کارشناس صنعت توریسم گفت: تا زمانی که این مشکلات اساسی حل نشوند، پرداختن به موضوعات فرعی مانند آب درهاون کوبیدن است. ممکن است اقدامات مختلفی انجام شود اما اگر این اقدامات در مسیر اصلی توسعه گردشگری قرار نداشته باشند، تاثیر قابلتوجهی بر رونق این صنعت نخواهند داشت.
بحران گردشگری و فقدان حمایت موثر
اروجی در پاسخ به پرسشی درباره عملکرد وزارتخانه در مواجهه با بحرانهای اخیر و خروج نیروهای متخصص از صنعت گردشگری گفت: من از همان ابتدای شکلگیری بحرانها هشدار داده بودم که گردشگری بهسرعت در معرض آسیب قرار میگیرد. هتلها، دفاتر خدمات گردشگری، راهنمایان و دیگر فعالان این صنعت با مشکلات جدی روبهرو شدند و به همین دلیل پیشنهاد تشکیل «صندوق حمایت از توسعه و رونق گردشگری» را مطرح کردم. وی افزود: چنین صندوقی میتوانست از طریق ابزارهایی مانند تسهیلات بانکی و دیگر منابع مالی، در زمان بحران از فعالان گردشگری حمایت کند. هتلها و دفاتر خدمات گردشگری میتوانستند در دوره بحران از این منابع استفاده و پس از بازگشت رونق، منابع دریافتی را بازپرداخت کنند. این پژوهشگر اضافه کرد: فعالان صنعت گردشگری نیز میتوانستند در تامین منابع این صندوق مشارکت داشته باشند تا در شرایط بحرانی، امکان حمایت از بخشهای آسیبپذیر صنعت فراهم شود اما متاسفانه توجه جدی به این موضوع نشد.
وی خاطرنشان کرد: بسیاری از دفاتر خدمات گردشگری مجبور شدند نیروهای خود را کاهش دهند؛ نیروهایی که برای آموزش و کسب تجربه آنها سالها هزینه شده بود. هتلها نیز بخشی از کارکنان باتجربه خود را از دست دادند و راهنمایان گردشگری که سالها در این حوزه فعالیت و آموزش دیده بودند، بهدلیل رکود بازار ناچار شدند از این صنعت فاصله بگیرند.
نیاز گردشگری به برنامه بحران
این پیشکسوت حوزه توریسم ابراز داشت: در شرایط بحران میشد با حمایت مناسب، بدنه صنعت گردشگری را حفظ کرد تا پس از عبور از بحران، امکان بازگشت سریعتر به رونق فراهم شود اما متاسفانه نه حمایت موثری صورت گرفت و نه مسیر درستی برای مدیریت بحران گردشگری طراحی شد. اروجی گفت: بهترین اقدام در شرایط کنونی، تدوین یک برنامه جامع برای توسعه گردشگری در وضعیت بحران بود. باید اولویتها مشخص میشد و همه اقدامات در چارچوب همان برنامه پیش میرفت، نه اینکه با همان نگاه و برنامههای دوران عادی به سراغ صنعت گردشگری برویم.
وی ادامه داد: امروز کشور با شرایطی مانند بحرانهای منطقهای، مشکلات آب و برق و ضعف در حملونقل زمینی، هوایی و ریلی مواجه است. در چنین شرایطی ابتدا باید برای حل این مشکلات و کاهش تاثیر آنها بر گردشگری برنامهریزی شود. این کارشناس تاکید کرد: وقتی زیرساختهای اصلی با مشکل روبهرو هستند، نمیتوان صرفا با تبلیغ و دعوت از گردشگران خارجی انتظار رونق گردشگری داشت. ابتدا باید زیرساختها و مقاصد گردشگری را تقویت کرد و زمینه حضور گردشگر را فراهم آورد. پس از آن، بخش خصوصی نیز میتواند فعالیت خود را گسترش دهد و در جذب گردشگر نقش موثرتری ایفا کند.
اروجی در پایان خاطرنشان کرد: بهنظر میرسد بخش دشوار توسعه گردشگری، یعنی حل مشکلات زیرساختی و گلوگاههای اصلی، رها شده و تمرکز بر اقدامات سادهتر قرار گرفته است. سفرها و برنامههای مختلف زمانی اهمیت دارند که نتیجه آنها در رونق واقعی گردشگری دیده شود؛ در غیر این صورت، باید پرسید این اقدامات چه تاثیری بر توسعه گردشگری کشور داشتهاند.
کارنامه وزارت گردشگری در میدان رقابت
در نهایت، برای سنجش عملکرد متولی گردشگری، نه ویژهنامهها و نه فهرست بلندبالای برنامهها معیار مناسبی نیستند؛ معیار، جایگاهی است که گردشگری ایران در رقابت منطقهای به دست آورده است. آمارهای بینالمللی تصویر چندان امیدوارکنندهای ارائه نمیکنند. در حالی که کشورهای رقیب منطقهای، گردشگری را به یکی از موتورهای اصلی تنوعبخشی اقتصادی خود تبدیل کردهاند، ایران همچنان درگیر حل ابتداییترین موانع ورود و ماندگاری گردشگر است.
گزارشهای شورای جهانی سفر و گردشگری نشان میدهد بخش گردشگری خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ با رشد ۳/5درصدی، از رشد ۱/۴درصدی جهان جلو زده و سهم آن از اقتصاد منطقه به ۸/۳۸۵میلیارد دلار رسیده است. در این میان، عربستان با رشد ۴/۷درصدی اقتصاد گردشگری و امارات با ۵/۶۸میلیارد دلار سهم گردشگری از تولید ناخالص داخلی، نمونههایی از کشورهایی هستند که حتی در سایه نااطمینانیهای منطقهای، سرمایهگذاری، زیرساخت و اتصال بینالمللی را به محور سیاست گردشگری تبدیل کردهاند. این تفاوت زمانی معنادارتر میشود که بدانیم عربستان تنها در سال ۲۰۲۵ سرمایهگذاری در بخش گردشگری خود را ۴/۱۹درصد افزایش داده و تا سال ۲۰۳۶ نیز اقتصاد گردشگری این کشور بهدلیل تداوم سرمایهگذاری و توسعه مقاصد، مسیر رشد قابلتوجهی را طی خواهد کرد. امارات نیز گردشگری را به صنعتی با سهم ۹/۱۱درصدی از تولید ناخالص داخلی تبدیل کرده است. در چنین رقابتی، مساله ایران صرفا کمبود جاذبه یا حتی کمبود گردشگر نیست؛ مساله، ناتوانی در تبدیل مزیتهای بالقوه به محصول و بازار رقابتی است. کشوری با این حجم از میراث تاریخی و فرهنگی، زمانی میتواند از ظرفیت گردشگری خود سخن بگوید که اثر تاریخی ثبتشده، به مقصد قابلدسترس، قابل رزرو و قابل فروش تبدیل شود و بخش خصوصی نیز امکان فعالیت و سرمایهگذاری داشته باشد.
از این منظر، فاصله میان «روایت عملکرد» و «عملکرد قابل اندازهگیری» اهمیت پیدا میکند. اگر کارنامه وزارتخانه قرار است موفق ارزیابی شود، باید بتواند در شاخصهایی مانند جذب سرمایه، رشد درآمد گردشگری، توسعه زیرساخت، اشتغال و افزایش رقابتپذیری ایران در بازار منطقهای خود را نشان دهد وگرنه انتشار ویژهنامههای متعدد نمیتواند جای خالی خروجی ملموس را پر کند. گردشگری ایران امروز بیش از آنکه به ویترین دستاورد نیاز داشته باشد، به سیاستگذاری، سرمایهگذاری و حل گلوگاههایی نیاز دارد که رقبای منطقهای سالهاست آنها را در اولویت قرار دادهاند.












