خلیج فارسِ زخمــــــی



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
حفاظتی که فقط روی کاغذ باشد، در برابر لکه نفت کاری از پیش نمی‌برد؛ حفاظت یعنی کسی آنجا باشد و ببیند و بشمارد

«احمدرضا لاهیجان‌زاده»، معاون محیط‌زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست، یکم مرداد ۱۴۰۵ دو گزاره درباره جزیره «شیدور» به خبرگزاری «مهر» گفت؛ نخست اینکه بخشی از مناطق آلوده، از جمله در شیدور، پاکسازی شده است. دوم اینکه «به دلیل منطقه جنگی بودن، هنوز نتوانسته‌ایم تیم کارشناسی بفرستیم و از بستر آن فیلم‌برداری و مستندسازی دقیق انجام دهیم». محیط‌زیست به ساحل شیدور رسیده بود، اما هنوز کسی زیر آب آن منطقه را بررسی نکرده است. شیدور هنگام ثبت در فهرست «کنوانسیون رامسر»، تنها منطقه حفاظت‌شده ایران بود که صخره مرجانی داشت.

 

این جزیره، که در فاصله ۶٫۴ کیلومتری پالایشگاه لاوان قرار دارد، ۱۹ فروردین هدف حمله قرار گرفت. شکاف میان ساحل و بستر، نمونه‌ای از پرونده زیست‌محیطی این جنگ است. پرسش این گزارش از همین‌جا می‌آید: هشت ماه پس از آغاز جنگ، چرا هنوز هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید خلیج فارس چه از دست داده است و این ندانستن چه هزینه‌ای دارد؟ این گزارش بر گفته‌های رسمی، پژوهش‌های علمی منتشرشده و رصدهای ماهواره‌ای استوار است. پس از جنگ، هنوز هیچ داده میدانی از زیر آب خلیج فارس منتشر نشده است.


هزینه ندانستن آسیب‌ها

هزینه ندانستن را چند گروه مشخص می‌پردازند: لاک‌پشت پوزه‌عقابی که نفت در فصل تخم‌گذاری‌اش به ساحل شیدور رسید؛ دلفین گوژپشتی که درباره جمعیتش در آب‌های ایران حتی یک برآورد دقیق وجود ندارد؛ صیادی که ماهی‌اش را هیچ آزمایشگاهی نسنجیده است؛ و میلیون‌ها نفر در دو سوی خلیج فارس که آب آشامیدنی‌شان از آب‌شیرین‌کن می‌آید. کشور نیز هزینه دیگری می‌پردازد. سازمان حفاظت محیط‌زیست اعلام کرده است که برای مطالبه خسارت از مراجع بین‌المللی مستندسازی می‌کند و هیچ مرجعی خسارتی را که به‌موقع اندازه‌گیری نشده باشد، نمی‌پذیرد.

در این گزارش، مستقل از عامل هر حمله، نتیجه آن را بررسی می‌کنیم. ایران در چند مورد طرف‌های مقابل را مسئول دانسته و آن‌ها این اتهام‌ها را به‌طور رسمی نپذیرفته‌اند. موضوع این گزارش آسیبی است که، فارغ از عامل آن، بر دریا مانده است. این گزارش مدعی نیست که خلیج فارس پیش از جنگ در بهترین شرایط بوده است.


زیر سطح، داستان دیگری است

مسیحی تازیانی، رئیس کل حفاظت محیط‌زیست هرمزگان، در اردیبهشت گفت آلودگی نفتی در سواحل بندرعباس، جاسک، بندرلنگه، قشم و جزایر لارک، هنگام و هرمز دیده شده است. برآورد اولیه او این بود که دست‌کم ۷۰ درصد نوار ساحلی استان به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم آسیب دیده است. لاهیجان‌زاده از آلودگی حدود ۲۴۰ کیلومتر از ساحل بندرعباس خبر داد. به گزارش خبرآنلاین، در جنگ به ۱۳ منطقه حفاظت‌شده کشور آسیب رسید.

نخستین سنجش مستقل در خرداد از دانشگاه جنوب فلوریدا منتشر شد. تیم این دانشگاه داده‌های راداری، سنجش نوری و حسگرهای حرارتی ماهواره‌ها را ترکیب کرد و نشان داد وسعت لکه‌های نفتی خلیج فارس در اسفند و فروردین حدود چهار برابر همان بازه در سال قبل بوده است. یافته غیرمنتظره‌تر این بود که بیشترین نشت از شناورهای متوقف‌مانده در تنگه هرمز صورت گرفته؛ شناورهایی که ماه‌ها بدون تعمیر و نگهداری در آب مانده بودند. این اعداد سطح آب را نشان می‌دهند. زیر سطح، داستان دیگری است.


انزوای بی‌دفاع شیدور

برگه اطلاعات رامسر، شیدور را جزیره‌ای کوچک، ماسه‌ای و صخره‌ای توصیف می‌کند که صخره‌های مرجانی ممتاز آن را در بر گرفته‌اند. در آب‌های این جزیره ۱۷ گونه مرجان آبسنگ‌ساز و ۵۴ گونه ماهی صخره‌ای شناسایی شده است و شیدور یکی از مهم‌ترین زادآورگاه‌های لاک‌پشت پوزه‌عقابی در ایران به‌شمار می‌رود. کل جزیره پناهگاه حیات‌وحش است و از سال ۱۳۷۸ در فهرست تالاب‌های بااهمیت بین‌المللی ثبت شده است.

دو روز پس از حمله به لاوان، تصاویر ماهواره‌ای که خبرگزاری آسوشیتدپرس تحلیل کرد، پالایشگاه را همچنان در آتش و آب‌های اطراف شیدور را پوشیده از نفت نشان دادند. شرکت اسپانیایی اوربیتال، که با داده‌های ماهواره‌ای اتحادیه اروپا نشت نفت را رصد می‌کند، گفت در آن روزها هیچ نشانه‌ای از عملیات پاکسازی ندیده است. پنج روز بعد، مذاکرات اسلام‌آباد ادامه نیافت و محاصره دریایی برقرار شد.

 

سند تصویری دوم را شهروندی محلی ثبت کرد. او ۲۰ فروردین از دود سیاه فیلم گرفت و چون اینترنت قطع بود، تنها هفته‌ها بعد توانست آن را منتشر کند. در فیلم، پرنده‌ای بی‌جان، خرچنگی آغشته به نفت و ماهی مرده دیده می‌شود. راوی می‌گوید دلفین‌ها برای نفس کشیدن بالا می‌آیند و نفت می‌بلعند. این تنها سند تصویری منتشرشده از اثر مستقیم نفت بر جانوران دریایی ایران در این جنگ است.

همان سند کنوانسیون رامسر نکته تاریخی دیگری هم دارد. در دهه ۱۳۵۰، کارشناسان محیط‌زیست در فصل زادآوری در جزیره مستقر می‌شدند تا جلوی جمع‌آوری تخم پرندگان را بگیرند. نیم‌قرن بعد، در فصلی که نفت نشت کرده بود، کسی نتوانست آنجا باشد.


مرجان‌های خلیج فارس در برابر نفت تاب‌آوری ندارند

مرجان‌های خلیج فارس در ادبیات علمی جهان شهرت دارند. آن‌ها در تابستان، آب ۳۵ تا ۳۶ درجه را تحمل می‌کنند؛ دمایی که بیشتر مرجان‌های اقیانوس هند و آرام را می‌کشد. این مقاومت از هم‌زیستی با گونه‌ای جلبک مقاوم به گرما می‌آید که درون بافت مرجان زندگی می‌کند. هیچ‌چیز در این هم‌زیستی، مرجان را برای ترکیبات سمی و ماندگار نفت آماده نکرده است.

بدتر اینکه آلودگی، همان مقاومت گرمایی را هم کاهش می‌دهد. دو پژوهشگر دریای سرخ در سال ۲۰۱۹، در نشریه علمی «کورال ریفز»، نشان دادند که تنها یک میکروگرم مس در هر لیتر آب، فتوسنتز مرجان را در دمای ۴ و ۸ درجه بالاتر از معمول کاهش می‌دهد. فلزی که از لاشه‌ها آزاد می‌شود، مرجانی را که روی لبه آستانه گرمایی‌اش زندگی می‌کند، به آن سوی لبه پرتگاه و مرگ می‌رساند.

 

خلیج فارس این وضعیت را یک بار تجربه کرده است. در سال ۱۳۸۷، شکوفایی جلبکی ده‌ماهه نزدیک تنگه هرمز، همراه با کمبود اکسیژن و رسوب، مرجان‌های لارک و هنگام را ظرف چند ماه از پا درآورد. تازیانی امسال همین دو جزیره را در فهرست مناطق آلوده آورد. زمان‌بندی هم به ضرر مرجان‌ها بود. تخم‌ریزی بهاری در اوج آلودگی حاد رخ داد و نشست لاروها، که بیشتر از خرداد تا شهریور است، در تابستانی انجام شد که آلودگی هنوز در آب معلق بود.

جنگل‌های حرا هم یک تله ساختاری دارند. حرا تنها درختی است که با آب فوق‌شور خلیج فارس کنار آمده و ایران در هشت رویشگاهش حدود ۷٬۵۰۰ هکتار از آن را دارد. حرا با ریشه‌های هوایی نفس می‌کشد و نفت غلیظ منافذ این ریشه‌ها را می‌بندد. ریشه‌های متراکم آن جریان آب را کند می‌کنند و رسوب را به دام می‌اندازند. همین ویژگی که حرا را پربازده کرده است، نفت را هم با همان کارایی نگه می‌دارد. شامگاه ۱۹ مرداد، مردم سوزا و شیب‌دراز در قشم از آلودگی ساحلشان فیلم گرفتند و روز بعد پاکسازی آغاز شد. خبر نخست، مثل شیدور، از دوربین شهروندان آمد.

 

به گزارش برخی تحلیل‌های ماهواره‌ای، از یک شناور نظامی آسیب‌دیده در آب‌های ایران نیز هفته‌ها نفت نشت کرده و لکه آن به‌سوی تنگه خوران و حرا رفته است. هیچ نهاد رسمی درباره این نشت گزارشی نداده است.

قوی‌ترین استدلال مخالف این است که خلیج فارس پس از فاجعه نفتی جنگ کویت در سال ۱۳۶۹، با سرعتی بازیابی شد که پژوهشگران را شگفت‌زده کرد و باکتری‌های نفت‌خوار بومی‌اش بخشی از این بازیابی را توضیح می‌دهند. این استدلال درست است، اما شرایط آن بازیابی را نادیده می‌گیرد. در سال ۱۳۶۹ یک منبع آلودگی وجود داشت؛ در آب باز و با امکان مداخله بین‌المللی. امسال آلودگی از ده‌ها کانون آمده، در بسته‌ترین بخش‌های حوضه رخ داده و دریا هنوز برای حضور کارشناسان امن نیست. آن باکتری‌ها هم زنجیره‌های ساده نفت را می‌خورند. ترکیبات حلقوی سمی نفت، فلزات سنگین و مواد منفجره از دسترسشان بیرون‌اند.


گونه‌های بی‌شمار در معرض خطر

دلفین گوژپشت اقیانوس هند در خطر انقراض است و تنها در نوار ساحلی کم‌عمق‌تر از ۲۵ متر زندگی می‌کند. دلفینی که در آب باز زندگی می‌کند، می‌تواند از منطقه آلوده دور شود؛ اما این گونه جایی برای رفتن ندارد.

در آب‌های امارات، پیمایش‌های سال‌های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ جمعیت این گونه را حدود ۷۰۱ فرد برآورد کردند؛ بزرگ‌ترین جمعیت ثبت‌شده این گونه در جهان. برای آب‌های ایران هیچ برآورد جامعی وجود ندارد. تنها داده موجود، یک مطالعه پایه در پارک ملی دریایی دیر و نخیلو در بوشهر است. دلفینی که بر اثر مسمومیت بمیرد، معمولاً در عمق فرو می‌رود یا در کانال‌های حرا گم می‌شود. بنابراین، نبود جسد روی ساحل چیزی را ثابت نمی‌کند. اگر سال آینده ۲۰۰ دلفین در هرمزگان شمرده شود، کسی نمی‌تواند بگوید این عدد نشانه فاجعه است یا وضع عادی.

 

«دوگونگ»ها وضع دیگری دارند. خلیج فارس پس از استرالیا دومین جمعیت دوگونگ جهان را دارد؛ حدود ۷٬۵۰۰ فرد. اما کانون‌های این جمعیت در آب‌های ابوظبی، بحرین و قطر است؛ ۳۰۰ تا ۶۰۰ کیلومتر دورتر از انفجارهای تنگه هرمز. خطر صوتی برای آن‌ها محدود است. خطر از راه آب می‌آید. گردش آب خلیج فارس، که خلاف جهت عقربه‌های ساعت است، آلاینده‌های ساحل شمالی را به علفزارهای جنوبی می‌برد و دوگونگ تقریباً فقط علف دریایی می‌خورد. آسیب این جنگ، مثل آب خلیج فارس، مرز نمی‌شناسد.


آسیب بزرگ‌تر در کف دریا

لایه دوم آسیب کند است و تازه آغاز شده است. در شهریور ۱۴۰۴، در تالاب چوک در میکرونزی، بدنه کشتی ژاپنی‌ای که در جنگ جهانی دوم غرق شده بود، پس از ۸۱ سال شکست و نفتش بیرون ریخت. فرماندار آنجا وضعیت اضطراری اعلام کرد و رئیس‌جمهور میکرونزی در سازمان ملل گفت این بحران از توان کشورش بیرون است.

میانگین عمق خلیج فارس ۳۵ متر است، آبش سه تا پنج سال در حوضه می‌ماند، شوری‌اش حدود ۴۰ گرم در لیتر است و میانگین دمای تابستانش ۳۵ درجه. گرما و شوری خوردگی فولاد را سریع‌تر می‌کنند. لاشه‌هایی که این جنگ در بستر گذاشت، در آبی گرم‌تر و بسیار شورتر از چوک نشسته‌اند. هیچ پژوهشی زمان فروپاشی آن‌ها را برآورد نکرده است. تنها می‌توان گفت که فرصتشان از چوک کوتاه‌تر است.

 

این لاشه‌ها حالا نام و تاریخ دارند. در ۲۱ و ۲۲ مهر، کشتی کانتینربر «جی‌اف‌اس پراید»، با پرچم سنگاپور و ظرفیت ۲٬۸۲۴ کانتینر، هنگام عبور از تنگه هرمز آسیب دید، آتش گرفت و غرق شد. هر ۲۱ خدمه‌اش نجات یافتند. در همان روزها، فله‌بر «کیپ دائو» هم زیر آب رفت. این کشتی از اول مهر، حدود ۱۵ مایل دریایی شمال‌شرق بندر خصب عمان، آسیب دیده بود. پیش از آن، در شهریور، نیروهای آمریکایی چند نفتکش ایرانی را در دریای عمان هدف قرار دادند و دست‌کم دو فروند، «کایلو» و «ریسکو»، غرق شدند. میزان بار «ریسکو»، نفتکش ۱۰۶ هزار تنی، هنوز در هیچ منبع رسمی‌ای اعلام نشده است.

از نشت سوخت هیچ‌یک از این کشتی‌ها تا امروز گزارشی منتشر نشده است. اما هر کشتی تجاری در این اندازه، بنا بر عرف صنعت کشتیرانی، صدها تن سوخت سنگین در مخزن دارد. گزارش نشدن نشت با رخ ندادنش یکی نیست؛ به‌خصوص در آبی که هیچ نهادی نمی‌تواند آن را مستقل پایش کند. هر یک از این بدنه‌ها، از همان روزی که به بستر نشست، به همان ساعتی تبدیل شد که در چوک ۸۱ سال کار کرد.

 

این تصور هم که نفت درون لاشه با گذشت زمان بی‌خطر می‌شود، رد شده است. ناو آمریکایی «آریزونا» در سال ۱۳۲۰ در پرل هاربر غرق شد و هنوز از هر نقطه نشت، روزانه یک تا ۹ لیتر سوخت پس می‌دهد. تیمی از دانشگاه «هیوستون» و مؤسسه اقیانوس‌شناسی «وودز هول» در مهر ۱۴۰۴ نشان داد که نشانگرهای اصلی این نفت پس از بیش از ۸۰ سال دست‌نخورده مانده‌اند.

کنار لاشه‌ها، مهمات عمل‌نکرده به‌جامانده از حملات هم در بستر مانده‌اند. پژوهشی در دریای بالتیک که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، نشان داد قطعه‌ای به مساحت دو تا سه متر مربع می‌تواند روزانه ۵ تا ۸ گرم ماده منفجره به آب پس بدهد. ترکیبات حاصل از این ماده در صدف و ماهی کف‌زی انباشته می‌شوند و به ماده ژنتیکی آسیب می‌زنند. مهمات تنها خطر بستر نیستند. نیروی دریایی سپاه ۲۲ مهر اعلام کرد یک کشتی کانتینربر در جنوب تنگه هرمز به مین دریایی برخورد کرده و غرق شده است. تا امروز نقشه‌ای از محل مین‌ها و مهمات عمل‌نکرده به‌طور عمومی اعلام نشده است. بدون چنین نقشه‌ای، نمونه‌برداری ایمن از رسوب ممکن نیست و صیادی که تور به بستر می‌اندازد، در خطر مستقیم می‌ماند.


خطری که از بیخ گوش خلیج فارس گذشت، از همه این‌ها بزرگ‌تر بود. گرین‌پیس آلمان نشان داد که تا ۲۱ اسفند، ۸۵ نفتکش با دست‌کم ۲۱ میلیارد لیتر نفت در خلیج فارس و تنگه هرمز متوقف مانده بودند.

نشت کامل نفت تنها از دو فروند از آن‌ها با کل فاجعه سال ۱۳۶۹، بزرگ‌ترین نشت نفت تاریخ، برابری می‌کرد. تا امروز چنین نشتی رخ نداده است. نسخه کوچک‌تر آن در همسایگی رخ داد. نفتکش «کارولین بزنگی» پس از انفجار در آب‌های یمن، در تیرماه روی صخره‌های مجمع‌الجزایر «الحلانیات» عمان به گل نشست. لکه نفتی آن تا ۲۲ مرداد به حدود ۱٬۳۰۰ کیلومتر مربع رسید. بر پایه تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده، تا ۱۶ مهر نفتکش هنوز روی صخره بود و نشت ادامه داشت.

 

حجم نفتی که امسال در آب‌های ایران ریخت، از سال ۱۳۶۹ کمتر است. آن سال حدود ۵۴۰ هزار تن نفت در آب باز ریخت و در ۷۰۰ کیلومتر از ساحل پخش شد. امسال آلودگی در حوضچه‌های بسته بندری، آبراه باریک تنگه خوران ــ که ذخیره‌گاه زیست‌کره یونسکو است ــ و جزایر مرجانی متمرکز شد. حوضچه بسته، آلاینده را رقیق نمی‌کند و رسوب ریزدانه بندر آن را سال‌ها نگه می‌دارد. تفاوت این دو فاجعه بیش از حجم، به جایی مربوط است که نفت در آن نشسته است.


آسیب آب‌شیرین‌کن و ماهی

در کل شبه‌جزیره عربستان یک رودخانه دائمی وجود ندارد. کویت سالانه تنها چهار مترمکعب آب تجدیدپذیر برای هر نفر دارد، درحالی‌که آستانه کمبود مطلق ۵۰۰ مترمکعب است. حدود ۴۰۰ آب‌شیرین‌کن در حوضه خلیج فارس نزدیک به ۴۰ درصد آب شیرین‌شده جهان را تولید می‌کنند.

در این جنگ، تأسیسات آب در قشم، هرمزگان، بحرین و کویت آسیب دیدند. در قشم آب ۳۰ روستا قطع شد و در تیرماه، به گفته معاون استاندار هرمزگان، آب ۲۰ روستای دیگر هم قطع شد. ذخیره آب کشورهای جنوبی نیز شکننده است. قطر در اسفند اعلام کرد چهار ماه ذخیره دارد، درحالی‌که برآوردهای مستقل، ذخیره مصرف شهری این کشور را حدود ۷ تا ۱۰ روز می‌دانند.

 

آب‌شیرین‌کن آسیب‌دیده خودش به آلاینده تبدیل می‌شود. اگر پمپ‌های رقیق‌سازی از کار بیفتند، پساب داغ و فوق‌شور مستقیم به دریا می‌ریزد. اگر لکه نفت به لوله مکش برسد، مجتمع باید تعطیل شود؛ چنان‌که در سال ۱۳۶۹ برای آب‌شیرین‌کن «الجبیل» عربستان رخ داد. امسال هم، به گزارش یک تحلیل ماهواره‌ای، ۱۶ فروردین لکه‌ای مشکوک به طول حدود ۴٫۵ کیلومتر کنار آب‌شیرین‌کن‌های شعیبه کویت دیده شد؛ پس از گزارش حمله به تأسیسات نفتی آن کشور. این مشاهده تأیید مستقل ندارد. قشم، که آلودگی سواحلش در مرداد ثبت شد، خودش آب‌شیرین‌کن دارد.

ترکیبات نفتی و فلزات سنگین در بافت چرب ماهی انباشته می‌شوند و در هر پله زنجیره غذایی غلیظ‌تر می‌شوند. تا امروز هیچ نمونه‌برداری منتشرشده‌ای از آلودگی ماهیان تجاری خلیج فارس پس از جنگ وجود ندارد. نکته مهم این است که صید هم متوقف نشده است.


شرط اثبات غرامت زیست‌محیطی

در فروردین ۱۳۷۰، شورای امنیت سازمان ملل در بند ۱۶ قطعنامه ۶۸۷ اعلام کرد که عراق «مسئول هرگونه زیان و خسارت مستقیم، از جمله خسارت زیست‌محیطی و تهی‌شدن منابع طبیعی» است. کمیسیون غرامت سازمان ملل بر پایه همین بند تشکیل شد و خسارت محیط‌زیستی جنگ به بدهی قابل‌مطالبه تبدیل شد. متن بند دو شرط دارد: طرف مسئول باید روشن باشد و خسارت باید مستقیم و اثبات‌شده باشد.

مسیر بین‌المللی تا اینجا به نتیجه نرسیده است. شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، ۱۷ مرداد گفت حاصل ماه‌ها مکاتبه با نهادهای سازمان ملل و شخص دبیرکل، «صرفاً صدور یک بیانیه» بود که از کشورها برای برقراری صلح دعوت می‌کرد.


آنچه هنوز نمی‌دانیم

برای پرسش این گزارش سه پاسخ جدی وجود دارد. توضیح اول این است که جنگ اجازه نمی‌دهد. غواصی در آبی که محاصره دریایی بر آن برقرار است و مین دریایی و مهمات عمل‌نکرده در بسترش مانده، جان کارشناس را به خطر می‌اندازد. سازمان منطقه‌ای حفاظت از محیط زیست دریایی (راپمی)، که مقرش در کویت است و برای همین وضعیت ساخته شده بود، به گفته انصاری تنها از راه تصاویر ماهواره‌ای از آلودگی باخبر شد. این توضیح درست است و بخش بزرگی از ماجرا را می‌پوشاند.

توضیح دوم این است که نظام بین‌المللی پاسخ نداد. برنامه محیط‌زیست ملل متحد یک بیانیه داد. کنوانسیون‌های دریانوردی، مانند مارپل، برای زمان صلح نوشته شده‌اند و در جنگ سازوکار اجرایی ندارند. ایران امارات را به دخالت در حمله به لاوان متهم کرده و امارات این اتهام را رد کرده است. برای لکه مرداد قشم، سخنگوی وزارت امور خارجه از «یک کشتی فله‌بر خارجی» نام برد، اما نام کشتی و شواهد هنوز منتشر نشده‌اند. این توضیح هم درست است.

 

توضیح سوم به خود ما برمی‌گردد: داده‌هایی که داریم منتشر نمی‌شوند. تازیانی می‌گوید همه نمونه‌برداری‌های هرمزگان آرشیو شده‌اند. لاهیجان‌زاده می‌گوید ارزیابی ریالی خسارات انجام شده است. نتیجه هیچ‌کدام منتشر نشده و روش برآورد ۷۰ درصد هم اعلام نشده است. درباره نشت شناور نظامی آسیب‌دیده‌ای که تحلیل‌های ماهواره‌ای گزارش کرده‌اند نیز هیچ گزارش رسمی منتشر نشده است. پایش خسارت‌ها میان چند دستگاه تقسیم شده و هنوز گزارش یکپارچه و عمومی‌ای از مجموع آن‌ها در دست نیست. ساحل شیدور پاکسازی شد، پس رسیدن به جزیره ممکن بود. از اطلاعات منتشرشده معلوم نیست چرا ارزیابی زیر آب انجام نشد و همین ناروشنی بخشی از مسئله است.

دو توضیح نخست بیرون از اختیار نهادهای داخلی است. توضیح سوم کاملاً در اختیار آن‌هاست.


اندازه‌گیری پیش از پاکسازی

شواهد به‌اندازه کافی روشن‌اند. در بحرانی که ابعادش را نمی‌دانیم، نخستین کار اندازه‌گیری است. پاکسازی بدون ارزیابی، همان اشتباه حادثه نفتکش «اکسون والدز» در آلاسکا را تکرار می‌کند؛ جایی که شست‌وشوی ساحل با آب داغ پرفشار بیش از خود نفت آسیب زد. مطالبه غرامت بدون داده، طبق همان بند ۱۶، در هیچ مرجعی پیش نمی‌رود. هر ریالی که در دهه گذشته برای پایش پایه خرج نشد، امروز دلاری است که نمی‌توان مطالبه‌اش کرد. از آنجا که آب خلیج فارس در چرخه‌ای بسته می‌چرخد، لکه قشم دیر یا زود به ساحل جنوبی می‌رسد و فلز لاشه‌های شمالی در ماهی صیاد اماراتی انباشته می‌شود. داده‌ای که ایران منتشر کند، به کار هر شش کشور ساحلی می‌آید و دست ایران را در هر مذاکره منطقه‌ای قوی‌تر می‌کند.

کارشناسان محیط‌زیست در دهه ۱۳۵۰، در فصل زادآوری، در شیدور می‌ماندند تا کسی تخم پرستوها را نبرد. امسال نفت در همان فصل نشت کرد و کسی آنجا نبود. حفاظتی که فقط روی کاغذ باشد، در برابر لکه نفت کاری از پیش نمی‌برد. حفاظت یعنی کسی آنجا باشد و ببیند و بشمارد.

 

از سازمان حفاظت محیط‌زیست انتظار می‌رود نتایج نمونه‌برداری‌های آرشیوشده هرمزگان و رقم ارزیابی ریالی خسارات را منتشر کند؛ پیمایش دلفین گوژپشت را با عکس‌برداری از باله پشتی در دیر و نخیلو، خوران و خور موسی آغاز کند؛ آلودگی سه گونه ماهی تجاری را بسنجد و نتیجه را به اطلاع صیادان و مصرف‌کنندگان برساند؛ و لاشه‌های پرخطر را با پایش ماهواره‌ای شناسایی کند و داده‌هایش را با راپمی به اشتراک بگذارد. می‌دانیم تا وقتی درگیری ادامه دارد و آبراه‌ها ناامن‌اند، دسترسی به زیر آب شیدور فراهم نمی‌شود. اما از میان مجموع این فعالیت‌ها، انتشار داده همین امروز ممکن است و جز تصمیم خود سازمان مانعی سر راهش نیست.

 منبع:پیام ما

 

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    سایر خبرهای داغ

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------