تازه های شهر حکایت

داستانک,داستانهای کوتاه آموزند

دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد

داستانهای آموزنده او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم…

حکایت پهلوان بی طاقت



 

حکایت پهلوان بی طاقت

 

 

یکی از صاحب دلان صحنه زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ آورده.

 

گفت: این را چه حالت است؟

 

گفتند: فلانی دشنام دادش.

 

گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمی دارد و طاقت سخنی نمی آرد.



منبع:روزنامه خراسان

 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------