تازه های داستان


داستان صبر ایوب,صبر ایوب,داستان صبر حضرت ایوب

داستان صبر ایوب

صبر ایوب ماجراهای صبر ایوب ایوب پیامبر، مردی بود مال و ثروت زیادی داشت و بچه های قوی و قدرتندی داشت…

گذشته را فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد



 

گذشته را فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد

 

پيری برای جمعی سخن میراند...

 

لطيفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

 

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطيفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

 

او مجدد لطيفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطيفه نخندید.

 

او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطيفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

 


منبع:asriran.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------

      
       
      وب گردی