تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -27 آبان



420م:در پي كشته شدن يزدگرد يكم شاه ساساني وقت با لگد اسب در نزديكي نيشابور در نهم نوامبر 420 ميلادي ، هجدهم نوامبر اين سال بهرام پسر کوچکتر او خود را بهرام پنجم شاه ايران خواند. شاپور برادر بزرگ بهرام قبلا در يك درگيري كشته شده بود و «نرسي» برادر مياني، مقام پادشاهي را نمي پذيرفت و بزرگان ايران با شاه شدن بهرام (معروف به بهرام گور) موافق نبودند. يكي از دلايل مخالفت بزرگان اين بود كه مادر او سوشندخت، يك بانوي ايراني يهودي بود. بزرگان ايران (و به نوشته مورخان اروپايي: طبقه گرنديز، و يا گراندس) در دوران سلطنت 21 ساله يزدگرد نسبت به پيروان اديان ديگر، بسيار حساس شده بودند زيرا كه يزدگرد وسيعا به مسيحيان قلمرو ايران آزادي مذهبي و اجازه تاسيس كليسا و حتي تبليغ داده بود. بزرگان وقت ايران از آن هراس داشتند كه بهرام با داشتن مادري يهودي، در مورد آزادي مذهب، سياست پدر را ادامه دهد. به علاوه، آموزگار نظامي او، منذر ابن نعمان (حكمران حيره، و در آن زمان منطقه اي وسيع در جنوب عراق امروز شامل بخشي از كشور سعودي امروز و كويت كه طايفه لخميون در آنجا زندگي مي كردند و «عربستان ايران» خوانده مي شد) يك مسيحي بود. با اين تصور، بزرگان ايران شاهزاده اي به نام «خسرو» را به عنوان شاه اعلام كردند. ولي بهرام كه مردي نظامي و دلاور بود و در ارتش هواداران فراوان داشت بر آنان غلبه كرد. درباره شاه شدن بهرام داستانسرايي بسيار شده است، ازجمله اين كه تاج سلطنتي را ميان دو شير قرار دادند تا هركدام (بهرام و يا خسرو) كه آن را به دست آورد؛ شاه شود كه بهرام به ميان شيرها رفت و تاج را ربود!.

بهرام پس از نشستن برتخت شاهي، سياست پدر (دادن آزادي مذهبي) را در پيش نگرفت و به خواست موبدان به آذربايجان رفت و نسبت به آتشكده «آذرگشنسپ» مستقر در منطقه گزن (جزن) اداي احترام كرد. بهرام كه 17 سال و چند ماه سلطنت كرد، براي راضي نگهداشتن موبدان، حتي خودمختاري تاريخي ارمنستان (از زمان داريوش بزرگ) را لغو كرد و آن را به صورت يك ساتراپي (استان) درآورد. بيشتر ارمنيان از ديرزمان مسيحي شده بودند. بهرام روميان را هم كه درصدد حمايت از مسيحيان قلمرو ايران برآمده بودند، در جنگ شكست سخت داد و هپتالها را از مرزهاي شمال شرقي ايران (مرزهاي منطقه سغديانا = تاجيكستان و در آن زمان شامل منطقه بلخ، دره پنجشير و همه فرارود: بخارا، سمرقند، خوارزم و ...) بيرون راند. بهرام در سال 438 ميلادي در جريان شكار «گور» ناپديد شد و ايرانيان نزديك به دو سال او را زنده مي پنداشتند و شاه تازه انتخاب نكردند. برخي از مورخان حدس زده اند كه به باتلاقهاي زاينده رود فرو رفته باشد. فردوسي درباره مرگ بهرام گفته است: بهرام كه گور مي گرفتي همه عمر ـ ديدي كه چگونه گور بهرام گرفت.

طبري مورخ شهير ايران (متولد آمل مازندران) از بهرام پنجم به عنوان شاهي آبادگر نام برده كه هرجا كه توانسته بود باغ ملي (بوستان عمومي) و ساختمان دولتي به وجود آورده بود. كاخ ساسانيان در سروستان (استان فارس) از يادگارهاي دوران بهرام پنجم است.

 

تصوير بهرام بر سکه اش


1907م:18 نوامبر سال 1907 ايسفولسكي وزير امور خارجه وقت روسيه متن قرارداد انگلستان و روسيه منعقد در 31 اوت همين سال مبني بر تقسيم ايران ميان خود را به پارلمان تازه تاسيس روسيه (دوما) جهت اطلاع تسليم كرد. اين قرارداد كه بدون توجه به استقلال ايران كه 12 قرن قدرت اول و يا يكي از دو قدرت برتر جهان و از لحاظ ادبيات و معارف تا قرن هفدهم در سطوح بالا قرار داشت تنظيم و به اجرا گذارده شده بود در سن پترزبوگ به امضا رسيده بود.

طبق اين قرارداد، ايران به دو منطقه نفود انگلستان و روسيه و يك منطقه حايل (بيطرف) تقسيم شده بود كه در منطقه نفوذ روسيه كه از قصر شيرين تا مرز ايران و افغانستان در شمال شرقي خراسان بود، روسها قراقخانه و در منطقه سهم انگلستان كه شامل سراسر جنوب، و شرق ايران از بيرجند به پايين بودانگليسي ها يك نيروي نظامي متعلق به خود به نام پليس جنوب (اس.پي.آر) مستقر ساختند و بناي هر گونه مداخله را گذاردند. با انعقاد و اجراي اين قرارداد كه با ميانجي گري فرانسه به انجام رسيد اختلافات مستعمراتي روسيه و انگلستان بر طرف شد و اين دو دولت و فرانسه بر ضد آلمان و اتريش و ايتاليا متحد شدند.

كارگردان بعدي سلطه انگلستان بر ايران «لرد كرزن» معاون و بعدا وزير امور خارجه انگلستان بود كه قبل از قبول مقام دولتي؛ درباره ايران، افغانستان و آسياي ميانه مطالعات و تحقيقات فراوان كرده بود و كارشناس اين منطقه بود. هم او بود كه طرح تحت الحمايه كردن ايران (قرارداد 1919 معروف به وثوق الدوله) را تهيه كرده بود و ....

 

لرد کرزن

 

1331ش:خليل طهماسبي كه در اسفند سال 1329 (هفتم مارس 1951) رزم آرا نخست وزير وقت را در مسجد سلطاني (مسجد شاه واقع در منطقه بازار تهران) ترور كرده بود پس از تصويب قانون معاف شدنش از مجازات، 27 آبان سال 1331 (18 نوامبر 1952) در مصاحبه با مطبوعات گفت: خيانت رزم آرا به وطن، بر ما (جمعيت فدائيان اسلام) محرز شده بود و من برانداختن او را برعهده گرفتم. پيش از انجام ترور، خانواده ام را از محل سكونتشان نقل مكان دادم زيرا اطمينان داشتم كه پس از رويداد، آنان را زجر و شكنجه مي دادند. شب قبل از آن به خانه نرفتم و روز حادثه به مسجد رفتم كه قرار بود رزم آرا براي شركت در مراسم ترحيم آيت الله فيض به آنجا بيايد. هنگام ورود رزم آرا به مسجد، ماموران انتظامي مردم را از مسير او دور ساختند. يك مامور پليس مرا براي دور شدن هل داد و دست بر سينه ام گذاشت. دستش به سلاح كمري من كه در جيب بغل بود خورد ولي متوجه آن نشد. من همچنان در صف اول بودم كه رزم آرا به سه قدمي ام رسيد و رد شد كه به سويش دويدم و سه گلوله به او زدم. گلوله چهارم در لوله تپانچه گير كرد ماموران بر سرم ريختند و مرا كه قصد مقاومت نداشتم زير مشت و لگد قرار دادند كه از حال رفتم و تا دو روز چيزي نفهميدم. پس از بهوش آمدن، نگراني من از اين بود كه رزم آرا زنده مانده باشد و ديكتاتور شود كه روز بعد با اخباري كه به گوشم رسيد اين نگراني ام رفع شد. من خودم را آماده مردن كرده بودم و باكي از اعدام شدن نداشتم و حتي جملاتي را كه مي خواستم زير چوبه دار بگويم در ذهن آماده كرده بودم. در زندان بودم كه ملت پيروز شد و نمايندگان آن (مجلس) مرا از مجازات معاف و آزاد كردند.

 

نواب صفوي

 

1334ش:با اين كه طهماسبي طبق قانون مصوب مجلس از مجازات معاف شده بود، پس از سوء قصد به جان حسين علاء در همان مسجد او و چند عضو ديگر جمعيت فدائيان اسلام ازجمله نواب صفوي (رئيس جمعيت) را گرفتند و اعدام كردند. حسين علاء نخست وزير وقت 25 آبان 1334 (16 نوامبر 1955) در مجلس ترحيم مصطفي كاشاني نماينده مجلس و پسر آيت الله كاشاني كه همان هفته فوت شده بود مورد حمله مظفر ذوالقدر از فدائيان اسلام قرارگرفت ولي گلوله در لوله سلاح گير كرد و ذوالقدر سلاح را بر سر علاء زد كه مجروح شد.


1926م:هجدهم نوامبر سال 1926 جورج برنارد شاو نويسنده و انديشمند ايرلندي ساكن انگلستان رسما اعلام داشت كه جايزه ادبي نوبل سال 1925 را كه به يك داستان او تعلق گرفته بود نمي پذيرد. برنارد شاو دليل نپذيرفتن جايزه را چنين اعلام كرده بود: اين پول از فروش مواد منفجره به دست مي آيد كه دركارخانه هاي مهندس نوبل توليد مي شود. بيشتر اين مواد در كشتار مردم بكار مي رود و يك «انسان» چنين پولي را دريافت نمي كند. انسان پول آلوده و ناپاک را نبايد هزينه زندگاني کند.


1488م:18 نوامبر سال 1488 بارتولومو دياز، دريانورد پرتغالي، به منتهي اليه قاره آفريقا رسيد و آنجا را كه دو اقيانوس اطلس و هند با هم تلاقي مي كنند دماغه توفانها نام نهاد، ولي پس از بازگشت به پرتغال و دادن گزارش كار خود به پرنس جان دوم رئيس كشور پرتغال، جان دوم نام دماغه كه باب تازه اي را به روي اروپاييان مي گشود به «دماغه اميد نيك» تغيير داد كه هنوز به همين نام باقي است.

 

وسکو داگاما


914م:18 نوامبر سالگرد خودكشي 914 آمريكايي در جونزتاون واقع در كشور گويان سابق انگلستان واقع جنوب کارائيب و شمال آمزيکاي جنوبي (گايانا) به اشاره جيم جونز رئيس فرقه مربوط است كه در اين روز در سال 1978 محلول سيانور و شربت انگور را سر كشيده بودند. جونز كه در همانجا با گلوله خودكشي كرد اعضاي فرقه اش را از ايالات متحده آمريكا به كشور گويان برده بود تا در آنجا در يك منطقه جنگلي يك «مدينه فاضله» بسازند و به دور از گناه و آلودگي زندگاني كنند. 276 تن از اين قربانيان، كودك بودند. جيم جونز يك كشيش ساكن ايالت ايندياناي آمريكا بود كه افكار «سوسيال مسيحي» داشت. وي از تفسير انجيل و كتب مقدس اديان ديگر، به نوعي فرضيه عدالت اجتماعي (سوسياليسم) دست يافته بود و آن را تبليغ مي كرد. چون پيروان او افزايش يافتند، كليساي خود را به دليل سياسي ـ مذهبي بودن، مستقل از فرقه هاي مسيحي ديگر اعلام داشت. وي برضد هرگونه فساد، تبعيض و مشكل تراشي براي خلق خدا بود و در سخنراني هايش دردهاي مردم و نارسايي هاي مديريت جامعه (دولت) را مي شكافت و بيان مي داشت. شهرت او در اين زمينه باعث شد كه شهردار سانفرانسيسكو وي را دعوت به فسادزدايي از سازمانهاي شهر كند و كميسيون مسكن شهر را به او بسپارد كه جيم با ساختن يک رشته آپارتمان عمومي، به خانه بدوشي در سانفرانسيسكو پايان داد و شهرت اجتماعي كسب كرد. جيم جونز سپس با طرح نظريات خاص خود در زمينه ماليات و بيت المال وارد درگيري با «سازمان ماليات بردرآمد» دولت فدرال آمريكا شد و چون احتمال تشكيل پرونده قضايي برايش مي رفت تصميم گرفت كه از آمريكا خارج شود و در سرزميني ديگر، يك منطقه كشاورزي تعاوني به دور از مفاسد دنيوي به وجود آورد. بيش از نهصد تن از اعضاي كليسايش با نظر او موافقت و به كشور گويان (گايانا) مهاجرت كردند و «جونزتاون» را در آنجا ساختند.

 

جيم جونز


2002م:«باب وودوارد» روزنامه نگار اينوستيگيتيو آمريکايي و نايب سردبير اجرايي واشنگتن پست در كتاب چاپ نوامبر 2002 خود تحت عنوان «بوش در جنگ» ضمن افشاگریهای متعدد چند پیش بینی هم ارائه داده است که تماما به وقوع پیوسته اند. اين کتاب 13 ماه پس از آغاز عمليات نظامي در افغانستان و چهارماه پيش از تعرض نظامي به عراق انتشار يافت. اين كتاب داراي 378 صفحه است.

وودوارد نوشته است كه در آغاز ماجراي افغانستان چون مشاوران بوش به پيروزي نظامي حتي با اعزام 50 هزار سرباز ترديد داشتند به «سيا» متوسل شدند كه اين سازمان با پرداخت 70 ميليون دلار اسكناس صد دلاري نقد به سركردگان افغان (وار لردها)، به دست آنان طالبان را از صحنه خارج ساخت و عبدالرشيد دوستم (ازبک) با همين پول براي خود استخر شناي سرپوشيده ساخته است.

«وود وارد» در جاي ديگر كتاب خود ضمن پيش بيني اشغال نظامي عراق توسط آمريکا نوشته است كه كولن پاول وزير امور خارجه (وقت) آمريكا كه در جريان جنگ سال 1991 با عراق، رئيس ستاد ارتش امريكا بود با نظر «چي ني» معاون بوش و رامسفلد وزير دفاع او براي جنگ با عراق مخالفت كرد و چون موفق نشد در جلسات چند نفري نظر خود را بقبولاند، در فرصت مناسب با بوش به تنهايي ملاقات كرد و گفت كه اگر كشورهاي ديگر و سازمان ملل كمك نكنند، حمله نظامي آمريكا به عراق نتيجه اي جز فاجعه ببار نخواهد آورد و تاكيد كرد كه آمريكا به تنهايي اگر هم از عهده اين جنگ برآيد و عراق را اشغال نظامي کند، موفق به حفظ آرامش و انجام برنامه هاي خود در آنجا نخواهد شد .

پيش بيني وودوارد و اشغال نظامي عراق و کناره گيري پاول و گرفتار شدن دولت بوش در باتلاق عراق و افغانستان بعدا به تحقق پيوست.

وودوارد چهار سال بعد (سال 2006) کتاب «حالت جنگ» را منتشر ساخت که در آن به سوء جرياناتي از جمله کارهاي فسادآلود لابي هاي کنگره (ابراموف و ...) و تني چند از مقامات کاخ سفيد و نمايندگان کنگره اشاره کرده است. وي در اين کتاب پيروزي حزب دمکرات در انتخابات نوامبر 2006 را پيش بيني کرده بود که تحقق يافت.

 

وودوارد


2004م:به مناسبت صد ساله شدن تفاهم فرانسه و انگلستان معروف به « Etente Cordiale»، شيراك رئيس جمهور وقت فرانسه 18 نوامبر 2004 به لندن رفت. اين تفاهم كه عمدتا به منظور حل اختلافات ديرپاي مستعمراتي دو كشور و مناطق نفوذ آنها بود راه را براي اتحاد دو كشور با روسيه بر ضد آلمان، اتريش و ايتاليا هموار ساخت. در آن زمان، فرانسه شديدا نگران تقويت بنيه نظامي آلمان بود. طبق اين تفاهم كه مرحله نخست آن در هشتم آوريل 1904 حاصل شد، قرار شد كه انگلستان و فرانسه مالكيت و نفوذ خود بر سر سرزمين هاي آفريقاي غربي را كه تا آن زمان كسب كرده بودند حفظ كنند و به درگيرشدن با يكديگر در اين مناطق پايان دهند، فرانسه آقايي انگلستان بر مصر و انگلستان نفوذ فرانسه در مراكش را بپذيرد، طرفين بي طرفي سيام (تايلند) را كه حايل ميان مستعمرات دو كشور در شبه جزيره هندوچين بود رعايت كنند و بر جزاير نيو هبريد ادعاي ديگري نداشته باشند. در اين قسمت از تفاهمات وضعيت نيوفاوند لاند هم روشن شد و قرار شد كه مذاكرات براي تامين تفاهم بيشتر ادامه يابد. هدف فرانسه رفع اختلافهاي انگلستان و روسيه بر سر ايران، افغانستان و تبت بود كه در مذاكرات بعدي مطرح شد و با ميانجي گري فرانسه، سرانجام به امضاي معاهده سن پترزبورگ در اوت 1907 و تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ ميان روسيه و انگلستان و يك ناحيه حايل (در اختيار دولت تهران) منجر شد كه براي ايرانيان يك مصيبت ملي بود.

ژاك شيراك در آستانه ديدار از لندن در مصاحبه اي با روزنامه هاي انگلستان كه سه شنبه (16 نوامبر 2004 ) انتشار يافت گفته بود كه انگلستان از كمك به مساعي آمريكا براي اشغال نظامي عراق طرفي نبست و از اين همكاري سهم چشمگيري به دست نياورد. شيراك افزوده بود كه گمان مي كند امريكاييان، جز با اصرار و يا شرط قبلي حاضر نشوند داوطلبانه سهمي به كسي ديگر بدهند و اين در طبيعت آنان نهفته است. وي ضمن اشاره به ادامه شكاف ميان آمريكا و اروپاي غربي گفت: سياست آمريكا فعلا بر پايه اي استوار است كه امكان ايجاد پل، ميان دو قاره را نمي دهد و او مطمئن نيست كه در اين شرايط، توني بلير (نخست وزير وقت انگلستان) بتواند يك ميانجي و واسطه ميان دو قاره باشد.

 

ژاک شيراک

 

2008م:درست پنج سال پس از اعلام تصميم دولت آمريكا مبني بر واگذاري امور عراق به يك دولت موقت عراقي، كابينه عراق 16 نوامبر 2008 موافقتنامه دوجانبه نظامي آمريكا و عراق را كه با ابراز خرسندي كاخ سفيد واشنگتن رو به رو شد تصويب كرد. اين اقدام دولت عراق كه دولت آمريكارا از مواجهه احتمالي با سازمان ملل در آخرين روز دسامبر 2008 (44 روز بعد) رهانيده بود مورد اظهار نظر متعدد قرار گرفته بود مخصوصا كه درياسالار «مايكل مولن» Admiral M. Mullen رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا گفته بود كه ظرف سه سال تعيين شده (از 2008 تا 2011)، در زماني مقتضي بايد اين «موافقتنامه وضعيت نيروها» بازنگري و عبارت «خروج نظاميان با توجه به وضعيت زمينه» بر آن اضافه شود. مولن افزوده بود: در طول سه سال كه زماني نسبتا طولاني است هر لحظه ممكن است شرايط تغيير كند. ترديد نيست كه در صورت تغيير و تحول وضعيت، ما با طرف عراقي مذاكره خواهيم كرد. از درياسالار مولن سئوال شده بود كه آيا بعدا مي توان در متن موافقتنامه تغييراتي داد؟ و پاسخ او چنين بود: قاعدتا احتمال بازنگري وجود دارد.

در اظهار نظرها، به روال كار آمريكا در هفت دهه گذشته استناد شده از جمله اين نظر: دولت آمريکا از پايان جنگ جهاني دوم تاکنون هنوز نيروهاي نظامي خودرا از ژاپن، آلمان، کره جنوبي و ... بيرون نبرده است. هميشه بهانه وجود دارد و راه براي امضاي قراردادهاي بعدي و تمديد مهلت باز است.

اظهار نظر ديگر از اين قرار بود: آمريكا 85 سال (از 1918 تا 2003) تلاش كرد تا هدف خود مبني بر استقرار در عراق و خودمختاري كردهاي عراقي را تحقق بخشد، لذا باور كردن خروج كامل آن از عراق «سادگي» است. آمريكاييان خروج از عراق را مقدمه خروج از منطقه مي پندارند و باطنا مايل به آن نيستند. براي بيرون راندن عراق از كويت كه گام بعدي صدام حسين اشغال نظامي سواحل شرقي جزيرة العرب بود، آمريكا 700 هزار نظامي وارد منطقه كرد و سلاحهايي بكار برد كه يك چهارم اين نظاميان را 17 سال است كه به بيماري هايي از جمله سرطان مغز، اسهال مزمن، خارش پوست و خستگي مفرط (بيماري هاي مربوط به سلسله اعصاب) دچار ساخته و براي ماندن در عراق در پنج سال گذشته بطور متوسط هرسال 75 ميليارد دلار هزينه كرده و 4300 كشته داده است. عراق سنگر جهان عرب است و آمريكا در جهان عرب منافع بسيار دارد و اين منافع در حال حاضر بيش از هر زمان ديگر در معرض به چالش گرفته شدن است زيراكه چين ابرقدرت شده است و نياز به بازار و همچنين نفت دارد، ايران دارد همان ايران قرن هجدهم (زمان نادرشاه) مي شود با بستگي هاي متعدد با عراق و منطقه خليج فارس، هند قرن 21 كه پرچم خود را در كره ماه نصب كرده است داراي تواني چند برابر انگلستان سابق شده است و روسيه هم اگر موفق به رو به راه کردن اوضاع داخلي بويزه رهاساختن خود از بوروکراسي ميراث گذشته شود ممکن است وارد معرکه شود.

در 16 نوامبر 2008، کابينه عراق به رياست المالکي که در اجراي تصميمات نوامبر 2003 دولت واشنگتن و پس از انجام انتخابات عمومي برسر كار آمده است پيمان نظامي دوجانبه آمريکا و عراق را که طرح آن مورد انتقاد بسياري از شيعيان عراق و نيز دولت ايران قرار گرفته بود تصويب کرد.

 

Admiral M. Mullen

 

2008م:اين سوپر تانکر کشور سعودي يکي از شکارهاي دزدان دريايي قرن 21 بود که 17 نوامبر 2008 در شمال غربي اقيانوس هند به دام آنان افتاده بود. اين بار هم دزدان دريايي که در آبهاي سومالي فعاليت دارند و تاکنون چندين کشتي ازجمله يک کشتي حامل تانک را ربوده اند اين تانکر سعودي را تصرف و مطالبه پول براي رهايي اش کرده بودند که مبلغ مورد مطالبه را دريافت کردند. کشتي هاي قبلي نيز با دادن پول مطالبه شده آزاد شده بودند. اين پول را دولتها و يا کمپاني هاي صاحب کشتيها پرداخت کرده اند. اينک اين سئوال مطرح است که چرا قدرتهاي دريايي که اين همه به ناوهاي موشکدارشان مي نازند به اين دزدي دريايي پايان نمي دهند که با قايق تندرو دست به سرقت مي زنند!.

 

ادامه دزدي دريايي در قرن 21


1421: يک توفان دريايي که در درياي شمال بوجود آمده بود ديواره ساحلي هلند در منطقه زيدازه را ويران ساخت که دهها منطقه کشاورزي به زير آب فرو رفت و بيش از 9 هزار تن از ميان رفتند.

1909: در پي کشته شدن دو آمريکايي در جريان حوادث داخلي نيکاراگوآ، دولت امريکا دو ناو جنگي به آبهاي آن کشور فرستاد و ....

1918: گروهي از لاتويايي ها با استفاده از فرصتي که انقلاب بلشويکها در روسيه برايشان فراهم ساخته بود اعلام استقلال کردند و از امپراتوري روسيه جدا شدند. بعدا دولت شوروي بعدا بار ديگر منطقه بالتيک را به اتحاديه بازگردانيد که لاتويايي ها در 1991 از فروپاشي شوروي استفاده کردند و دوباره جدا شدند و اين بار به "ناتو" هم ملحق شدند و خود را در معرض خطر بزرگتري قراردادند.

1987: ساعت 7 و 30 دقيقه بعد از ظهر موتورخانه پلکان برقي ايستگاه مترو لندن در "کينگ کراس" آتش گرفت. در جريان اين حريق 27 تن کشته و گروهي مجروح شدند که بعدا چهار تن از مجروحان نيز درگذشتند.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------