تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -10 دی



927م:31 دسامبر سال 627 ميلادي خسروپرويز (خسرو دوم) شاه وقت ايرانيان از دودمان ساساني كه به خاطر اطفاء حس جاه طلبي خود و رسانيدن مرزهاي ايران به روزگار داريوش بزرگ دست به جنگهاي غير ضروري ازجمله تصرف مصر و محاصره قسطنطنيه و تصرف همه آسياي غربي زده بود و صليبي را كه مسيح به آن مصلوب شده بود به تيسفون آورده بود و ارتش را فرسوده و مردم را زير بار مالياتهاي سنگين قرار داده بود در كاخ تيسفون بازداشت شد و اين اقدام كه به خواست ژنرالهاي ايران و تصويب شيرويه (قباد دوم) پسر او صورت گرفت آغاز پايان امپراتوري توانمند ايرانيان در عهد باستان بشمار مي رود. ايرانيان بعدا در قرون وسطا و جديد چند امپراتوري ديگر تشکيل دادند.

خسروپرويز پس از ناموفق بودن تعرض نهم دسامبر سال 627 نظاميان ايران به سپاه روم بفرماندهي هراكليوس امپراتور روم شرقي در نبرد نينوا روحيه خودرا ازدست داد و برغم اصرار ژنرالهاي ارتش که ناموفق بودن در يک تعرض محدود، شکست کامل نيست دستور عقب نشيني داد و خود، به حالت فرار به دستگرد (120 کيلومتري تيسفون) و سپس به تيسفون بازگشت و براي فراموش كردن غم شكست به شراب و باده گساري پناه برد. وي در اين كار دست به افراط زده بود و خروج شبانه روزي او از حالت طبيعي ژنرالهاي ايران را در برابر دشمن بلاتكليف گذارده بود به گونه اي كه تصميم به بازداشت او و نصب پسرش به پادشاهي گرفتند. خسروپرويز در حال مستي كامل در جلسات نظامي حضور مي يافت و در چنين وضعيتي اتخاد تصميم دشوار بود و نيروهاي هراكليوس به دروازه هاي تيسفون نزديک شده بودند.

بازداشت خسرو پرويز که 37 سال (از سال 591 تا سال 628 ميلادي) بر ايران سلطنت کرد، مسئله را حل نكرد زيرا مقامات سياسي و بزرگان كشور تا او زنده بود حاضر به پذيرش پسرش شيرويه (قباد دوم) به عنوان شاه نبودند.

پس از چند هفته سرگرداني و بحران، (اواخر فوريه) ناگهان در تيسفون اعلام شد كه خسروپرويز در بازداشتگاه كاخ درگذشته است كه بعدا معلوم شد به اشاره افسران گارد، زندانبان او را كشته بود و قتل او در سال ششم هجرت صورت گرفت و کمتر از 8 سال بعد - در نوامبر سال 636 ميلادي، ايران درقادسبه شكست نظامي خورد و طولي نکشيد که تيسفون مسخّر شد و با قتل يزدگرد سوم در مرو در سال 651 ميلادي حکومت ساسانيان پس از 427 سال (از 224 تا 651) پايان يافت. در چهارده سال آخر عمر حکومت ساسانيان، قلمرو آنان محدود به ايران خاوري (افغانستان)، منطقه فرارود، مازندران، گيلان و چند نقطه کوهستاني و دورافتاده ديگر بود.

پس از قتل خسروپرويز، پسر او شيرويه که به نام قباد دوم تاج برسر گذارده بود با هراكليوس آشتي كرد و ضمن قرارداد صلح مورخ سوم آوريل سال 628 ميلادي، ايران از همه متصرفات خسروپرويز از جمله مصر، سوريه و فلسطين صرف نطر كرد و صليب را كه بهانه جنگ بود به روميان پس داد و اين صليب 14 سپتامبر همان سال به فلسطين بازگردانده شد و مسيحيان را شادمان کرد. سلطنت قباد دوم طولي نکشيد و با درگذشت وي پايان يافت و بر بحران سياسي ايران افزود.

حكومت خسرو پرويز از همان آغاز كار با نا آرامي همراه بود؛ بر ضد پدرش كودتا كرده با كمك رومي ها بهرام چوبين بزرگترين و ماهرترين ژنرال ايران پس از «سورنا» را شكست داده و رنجانده بود و ....

در پي قتل خسروپرويز كه از رويدادهاي دگرگون كننده تاريخ جهان است در طول چهار سال و چند ماه ده نفر از اين قرار بر ايران حكومت كردند:

شيرويه كه به قباد دوم تغيير نام داده بود، اردشير سوم، خسرو سوم، جوانشير، پوراندخت، گشتاسب، آذرميدخت، هرمز پنجم، فيروز، خسرو پنجم و آنگاه در سال 632 يزدگرد سوم به سلطنت رسيد كه آخرين شاه دودمان ساساني بود و پس از چند شكست از اعراب در سال 651 در مرو كشته شد. پو راندخت و آذرميدخت دختران خسرو پرويز بودند. پوراندخت 17 ماه سلطنت كرد، ولي دوره سلطنت آذرميدخت بسيار كوتاه بود و هر دو نيز مانند بسياري از اين شاهان چند روزه در جريان مبارزه برسر قدرت و اختلافات خانوادگي (داخل قصري) كشته شدند.

ارتش روم نيز در اين جنگها چنان تضعيف شده بود كه هراكليوس پس از بازگشت به قسطنطنيه پايتخت خود عنوان امپراتوري روم را به پادشاهي بيزانس (بيزانتين شامل يونان، قسمتي از آناتولي، فلسطين، سوريه و نواحي اطراف آن) تبديل كرد و در جنگ سال 636 در يرموك (شام = سوريه) از اعراب مسلمان شكست خورد و سوريه و بعدا فلسطين را از دست داد و به اين صورت سالهاي 736 و 737 را بايد افول هردو امپراتوري و برقراري وضعيت تازه اي در جهان بشمار آورد.

 

تصوير سنگي خسروپرويز در لباس سواره نظام زرهپوش ايران دوران ساسانيان (طاق بستان - کرمانشاه)

 

1937م:31 دسامبر سال 1937(10 دي ماه 1316) ايران داراي تقسيمات كشوري تازه شد و به ده استان، 49 شهرستان و 290 بخش تقسيم گرديد. اين تقسيمات بر پايه عرف قديم بود. در دي ماه سال 1338( ژانويه 1960) اين تقسيمات تغيير كرد و استانهاي ده گانه 17 استان شدند. تعداد شهرها نيز به 145 شهر افزايش يافت. ايجاد استانهاي تازه از كوچك كردن استانهاي دهگانه صورت گرفته بود كه نارضايتي به بار آورد. براي مردم فارس و كرمان كوچك شدن اين دو استان پس از قرنها، قابل قبول نبوده است و تقسيمات بعدي هم از همين دست بوده است.

 

1922م:هجده سال است که مورخان، هر سال در روزهای آخر دسامبر و عمدتا در سی ام و 31 این ماه به بحث تلویزیونی پیرامون علل فروپاشی شوروی به عنوان بزرگترین رویداد تاریخ بشر پرداخته و بی توجهی به وصیتنامه لنین را علت شماره یک معرفی کرده اند. چرا اواخر دسامبر؟ برای اینکه وصیتنامه لنین به قلم زنش «كروپسكايا» و امضای خودش تاریخ 29 دسامبر 1922 را دارد و فروپاشی شوروی نیز اواخر دسامبر 1991 صورت گرفت. لنین بنیادگذار شوروی در وصیتنامه اش که آن را به کروپسکایا دیکته کرده بود خواسته بود که همه امور به استالین داده نشود، تصمیمات چند نفری نباشد و در یک مجمع دست کم صدنفره گرفته شود، در اتخاذ هر تصمیمی شعارهای انقلاب و اصول اساسی (قانون اساسی) دقیقا رعایت شود، نقش سیاسی ارتش سلب نشود و از همه مهمتر توجه ویژه به مطبوعات و افزودن دائمی شمار آنان است. از اهميت رسانه ها براي دفاع از نظام و كشور نبايد غافل بود كه زير بناي هر كشور و نظام هستند. رسانه ها آموزگار جامعه هستند، مردم را در راه درست ـ راهی که انقلاب می خواهد قرار می دهند و با نشان دادن ضعف جوامع دیگر، آنان را به آنچه که کسب کرده و دارا هستند دلخوش و امیدوار می سازند و ....

مورخان امسال نیز بمانند دسامبر 2008 و دسامبرهای پیش از آن گفتند که ژورنالیسم روسیه با همه تلاشهای دولت مسکو هنوز

می لنگد، خبرگزاری های آن هنوز نتوانسته اند مشروح خبرهای کشورشان را عینا به انگلیسی که زبان بین المللی شده است برگردانند (ترجمه ها خیلی خلاصه است) و مردم سایر کشورها نمی دانند که روسیه به چه پیشرفتهایی نائل شده، چه گامهایی به سوی پیشرفت برمی دارد، اصحاب اندیشه و نامورانش چه می کنند و کجا هستند و ....


1341م:مجيد رضائيان نخستين سردبير روزنامه ايران دهم دي ماه سال 1341 در تربت جام (خراسان) به دنيا آمده است. رضائيان كه از روزنامه نگاران پركار معاصر وطن است پس از اتمام دوره هاي آموزش روزنامه نگاري، سالها در خبرگزاري ملي كشور (ايرنا) كار كرد و تجربه آموخت. وي در اين خبرگزاري به سرعت از پلكان ترقي بالا رفت و دست راست دكتر فريدون وردي نژاد در تاسيس روزنامه ايران در سال 1373 (1994) بود و مدتها سمت معاونت مديرعامل و سردبير اين روزنامه را داشت. در زمان سردبيري او بود كه تيراژ روزنامه ايران تا حدي بالا رفت كه از اين لحاظ در مدتي كوتاه روزنامه دوم ايران شد. توجه به اخبار شهري و غيرسياسي كه پس از انقلاب سال 1357 تقريبا به فراموشي سپرده شده بودند، از زمان رياست رضائيان بر تحريريه روزنامه ايران و در اين روزنامه احياء شده است. رضائيان سپس به روزنامه «جام جم» رفت و در سمت مرد شماره 2 اين روزنامه، آن را در صدر روزنامه هاي ايران قرار داد كه مدتي اين مقام را حائز بود. رضائيان همانند دكتر وردي نژاد تاكيد بر آموزشي نوشتن اخبار و كامل و با قاعده نگاري آنها دارد و معتقد است كه مردم قرن 21 حوصله خواندن مطالب بسيار مفصل و غامض را ندارند. او روي چاپ عكس و عرضه مطالب در صفحات زيبا تاكيد دارد و همواره از صفحه بندهاي مجرب استفاده مي كند.

مجيد رضائيان كه در عين حال از كارشناسان روابط عمومي كشور است، از خود يك موسسه روابط عمومي و آگهي دارد كه در ساعات فراغت در آنجا كار مي كند.

 

مجيد رضائيان


2004م:در آخرين هفته دسامبر 2004 برخي از روزنامه هاي آمريكا به انتخاب كاريكاتور «بهتر» دست زده و از ميان كاريكاتورهاي خبري آن سال به تفاوت ده تا 15 كاريكاتور را به عنوان جالبترين ها انتخاب كرده بودند. به نوشته "پابليک اديتور" اين روزنامه ها، ملاك اصلي اين گزينش اين بود كه كدام كاريكاتور مطلب بيشتري را بيان داشته و به عبارت ديگر، بيننده با مشاهده آن آسانتر و سريعتر به اصل مطلب و منظور ترسيم كننده پي برده و موضوع كاريكاتور سخن روز مردم بوده است.

بايد دانست كه طبق نظر سنجي ها، كاريكاتورهاي خبري روزنامه ها صد درصد علاقه مند (مخاطب) دارد يعني كه همه خريداران روزنامه طالب آن هستند.

يكي از كاريكاتورهاي برگزيده سال 2004 توسط «مايك لوكوويچ » كاريكاتوريست آمريكايي ترسيم شده بود. اين كاريكاتور؛ ديك چني معاون بوش را در شكم او نشان مي دهد و بوش در مورد مشكلات عراق مي گويد: حقيقت اين است كه هرچه درونم بگويد! انجام مي دهم (از درون خود الهام مي گيرم) يعني كه هر چه را «چني» بخواهد و ديکته کند مي نويسم!.

كاريكاتوريست ظاهرا بر پايه باور نيمي از مردم آمريكا كه «چني» در پشت پرده به بوش «خط» مي دهد، اين كاريكاتور را ترسيم كرده بود. اين كاريكاتور كه در زير آمده است از شماره 26 دسامبر روزنامه ويرجينيان پايلوت (چاپ نورفوك ويرجينيا) کاپي شده است. يک کاريکاتور خبري معمولا همزمان در چندين روزنامه انتشار مي يابد و سنديکاي مربوط توزيع کننده آنهاست:

 

كاريكاتورهاي خبري

 

192م:31 دسامبر سال 192 ميلادي رئيس گارد امپراتوري روم « كومودوس » امپراتور اين كشور كه سلطنت خود را از جانب يكي از خدايان رومي( هركولس ) مي دانست و معتقد بود كه همه اسيران جنگي بايد در بازي هاي گلادياتوري يكديگر را بكشند و مي گفت كه امپراتور بايد به جاي همسر « مترس » داشته باشد، چند ساعت پس از اين كه شهر رم را به نام خود « كوموديانا » تغيير نام داد به دست يك پهلوان كشتي در حمام به قتل رسانيد. در اين عمل « مارسيا » مترس امپراتور به فرمانده گارد كمك كرده بود . رئيس گارد سپس به سناي روم رفت و كار خود را عملي لازم براي حفظ امپراتوري و اختيارات سنا به عنوان انتخاب كننده امپراتور اعلام كرد و در خواست بخشدگي براي خود و همدستانش كرد. كومودوس (لوسيوس اورليوس كومودوس ) از سال 180 تا سال 192 بر روم رياست كرده بود.


1600م:31 دسامبر سال 1600 ميلادي (و 12 سال پس از شکست آرمادای اسپانیا، دو سال بعد از نخستین دیدار دریایی هفت ساله انگلیسی ها از آبهای آسیا و هفت سال پیش از استقرار انگلیسی ها در آمریکای شمالی و دو سال) دولت انگلستان در راستاي سياست استعماري اش در آسيا، فرمان ايجاد كمپاني هند شرقي The British East India Company را صادر كرد و همه بازرگانان و ماموران و دريانوردان انگليسي را كه قصد فعالیت در قاره آسيا و آبهاي آن داشته باشند اجبارا عضو اين كمپاني كرد كه روزي سياه براي اين قاره و مردم آن بشمار مي رود.

در آن زمان، دو سال از ورود آنتوني و رابرت شرلي با 26 انگليسي ديگر به ايران مي گذشت كه موفق شده بودند خود را در دل شاه عباس یکم جاي دهند كه هدفش احياي امپراتوري ايران با عقب راندن پرتغاليها از خليج فارس و تضعيف هرچه بيشتر عثماني بود. شاه عباس براي رسيدن به هدفهايش نياز به دوستي با آن اروپاييانی را داشت که دشمن عثمانی و رقیب دریایی پرتغال بودند.

جیمز لانکاستر James lancaster به عنوان مسئول محلی کمپانی هند شرقی در سال 1601 عازم شرق شد. ورود انگلیسی ها به آبهای آسیا (اصطلاحا راه دریایی ادویه) باعث مرافعه پرتغالی ها و هلندی ها با آنان شد که قبلا وارد آسیا شده بودند. این مرافعه طولانی در سال 1824 به سازش این سه استعمارگر منجر شد و انگلیسی ها قبول کردند که وارد اندونزی هلندی ها و نیز مناطقی از هند که توسط پرتغالی ها تصاحب شده بود نشوند و ایندو نیز با استقرار انگلیسی در شرق هند، برنئوی شمالی و مالاکا موافقت کردند. جنگ تریاک با چین نیز از رویدادهایی است که عاملش کمپانی هند شرقی انگلستان بود که به آن کشور از هند تریاک صادر می کرد و منجر به شکست چینی ها و تصرف هنگ کنگ و دریافت امتیازهای متعدد از چین شد.

277 سال پس از ايجاد كمپاني هند شرقي، و تصرف تدريجي شبه قاره هند توسط انگليسي ها، ملكه ويكتوريا، یکم ژانويه سال 1877 ميلادي خودرا پادشاه انگلستان و امپراتور (امپرس) هند اعلام کرد و این سمت در خاندان سلطنتی انگلستان تا سال 1947 باقی بود.

بسياري از مسائل جاري مشرق زمين ناشي از استعمار انگلستان بر هند است كه به خاطر حفظ هند از تعرض ساير قدرتهاي اروپايي، از انجام هر توطئه اي در ايران، ایران خاوری (افغانستان) و همه خاورميانه، آسياي ميانه و آسياي جنوبي خودداري نورزيد.

 

1745م:به نوشته مولفان تاريخ فرانسه، از سال 1745 تا 1764 به مدت 19 سال حكمران واقعي فرانسه مادام دو پمپادور رفيقه لويي 15 پادشاه فرانسه بود. اين زن از روزي كه يك پيشگو گفته بود كه مترس شاه فرانسه خواهد شد به هر تدبير و نيرنگي از جمله برگزاري ميهماني هاي بزرگ و دعوت مشاهير وقت از جمله ولتر و مونتسكيو به انها دست زده بود تا به دربار فرانسه راه يابد و با پادشاه آشنا شود .

وي سرانجام به اين هدف خود رسيد و چون همسر لوئي 15 درگذشته بود و وي به دليل منع مذهبي (قانون کليساي کاتوليک) نمي توانست ازدواج مجدد كند مادام دو پمپادور را به عنوان مترس خود انتخاب كرد و او از آن زمان نخست در پشت پرده و سپس علنا مشاور لوئي 15 شد. از زماني كار پمپائور براي فرانسه مشكل آفرين شد كه دوستان و بستگان خود را در راس كارها گمارد تا قدرت را از دست ندهد و آنان مردماني آزمند و نالايق بودند. مشكلاتي كه مادام دو پمپادور كه نام اصلي او Jeane Antionette Poisson بود از اين رهگدر براي فرانسه به وجود آورد تا انقلاب فرانسه باقي بود و به عقيده مورخان، اين مشكلات به دوران پادشاهي لويي 16 منتقل و از علل انقلاب شد.

 

مادام دو پمپادور

 

1907م:31 دسامبر سال 1907 ميلادي به دستور نيكلاي دوم تزار روسيه 167 تن از اعضاي 169 گانه دوماي روسيه به اتهام خيانت به كشور بازداشت و تحويل دادگاه شدند . بعدا دادگاه با رعايت تخفيف هر كدام را به سه ماه زندان محكوم كرد. اين تخفيف به اشاره انگشت تزار منظور شده بود. خيانت اين عده آن بود كه ضمن مذاكرات پارلمان گفته بودند كه اگر چنين نشود ممكن است مردم ماليات ندهند و اگر چنان شود احتمال دارد عده اي از خدمت سربازي شانه خالي كنند و....كه تزار همه اين حرفها را خيانت به كشور تلقي كرده بود و انان را جز دونفر كه اصلا حرف نزده بودند به دادگاه تحويل داد .

با بازداشت و تحويل اعضاي دوما به دادگاه اين دوره مجلس منحل شد و تزار با اعضاي دوره ديگر دوما هم همين معامله را البته به طرزي ديگر انجام داد و پس از انحلال سه دوره پي در پي دوما از خير تشكيل آن براي مدتي صرف نظر کرد.

 

2005م:بيست و نهم دسامبر 2005 و در ساعات شب، پنج هزار پليس مصري در قاهره به گروهي از آوارگان سوداني كه از چند هفته پيش در ميداني مقابل دفتر آوارگان سامل ملل اعتصاب نشسته كرده بودند حمله بردند و آنان را از آنجا خارج ساختند. در اين عمليات 20 سوداني كشته و عده اي نيز زخمي شدند و به بيمارستان انتقال يافتند. اين سوداني ها شبها با به خود پيچيدن پلاستيك و پتو در اين ميدان مي خوابيدند و از كارتن براي فرار از سرما استفاده مي كردند.

اين اعتصاب از زماني آغاز شده بود كه دفتر پناهندگان سازمان ملل به اين سوداني ها اطلاع داده بود كه در سودان جنگ پايان يافته و بايد به كشور خود بازگردند و آنان مدعي شده بودند كه قطع جنگ تنها روي كاغذ است. به علاوه، برخي از آنها متهم به درگيري با ارتش شده اند كه بدون دريافت حكم عفو به وطن باز نخواهند گشت.

عكس دسته از آوارگان سوداني را نشان مي دهد كه پس از شنيدن خبر آغاز حمله پليس مصر، سراسيمه شده بودند.

 

آوارگان سوداني

 

2005م:دادگاه عالي سويس در آخرين هفته سال 2005 راي داد كه «يوگني آداموف» وزير پيشين انرژي روسيه به جاي آمريكا به روسيه مسترد شود. دولت آمريكا از دستگاه قضايي سويس خواسته بود كه آداموف را به آن كشور مسترد دارد تا محاكمه كند كه دادگاه عالي سويس اين درخواست را نپذيرفت. همزمان، دستگاه قضايي روسيه نيز درخواست استرداد آداموف را كرده بود. آداموف كه از سال 1998 تا مارس 2001 وزير انرژي روسيه بود به درخواست دستگاه قضايي آمريكا، هنگامي كه در سويس اقامت داشت تحت نظر قرار گرفت. يك داديار فدرال آمريكا در ايالت پنسيلوانيا، جايي كه آداموف در آنجا يك موسسه مشاوره تاسيس كرده بود! وي را متهم ساخته بود كه 9 ميليون دلار از پولي را كه دولت آمريكا در اختيار روسيه قرار داده بود به جيب زده و به حساب شخصي اش در سويس واريز كرده است. اين پول اواخر دهه 1990 که هنوز روسيه وضعيت مالي مناسبي نداشت جهت تحكيم محافظت از مراكز انرژي اتمي اش که مورد دستبرد دزدان اتمي قرارنگيرد در اختيار مسکو قرارگرفته بود. آداموف از ماه مه 2005 در سويس تحت نظر قرار گرفت. وي ضمن رد اتهام داديار آمريگايي گفته بود كه هدف آمريكا از استرداد او به اين كشور «سياسي» است نه قضايي، و مي خواهد از او درباره اسرار اتمي روسيه و همكاري هاي اتمي اش با ايران آگاه شود.

آداموف پس از اطلاع از حكم دادگاه عالي سويس، از اين حكم ابراز خرسندي كرد.

 

آداموف

 

2004م:خبر اول بامداد 31 دسامبر 2004 شبكه هاي تلويزيوني، گزارش مصور حريق يك باشگاه در بوئنوس آيرس (آرژانتين) بود كه ضمن آن بيش از 175 بيننده يك اركستر "راك" جان باخته و 410 مجروح و نيز مسموم از استنشاق دود به بيمارستان منتقل شده بودند. حريق در ساعات شب 30 دسامبر آغاز شده بود و تا سحرگاه 31 دسامبر ادامه داشت. در تالار اين باشگاه دست كم 1500 تن در حال تماشاي اركستر بودند كه حريق از ناحيه سقف تالار آغاز شد. يكي از نجات يافتگان مدعي شده بود كه از ميان تماشاگران شعله اي به سوي سقف پرتاب شده بود. علت اين همه تلفات بسته بودن در «خروج اضطراري» تالار اعلام شده بود كه پليس گفته ابود که آن خروجي قفل بود. شبكه هاي تلويزيوني گفته بودند كه اگر مسئولان چنين تالارهايي به گزراشهاي حريق در ساير كشورهاي توجه مي كردند چنين تلفاتي روي نمي داد زيرا كه چند ماه پيش از آن در رودآيلند آمريكا عينا چنين حادثه اي روي داده و بيش از يكصد تن كشته شده بودند.

مقتولان حادثه آرژانتين همانند حوادث مشابه در ساير نقاط جهان براثر استنشاق دود و يكديگر را له كردن به هنگام دويدن به سوي در اضطراري قفل شده جان سپرده بودند. بيشتر تماشا گران اركستر بوئنوس آيرس جوانان «تين ايجر» بودند.

 

2008م: 31دسامبر 2008 پیش بینی شده بود که رکود اقتصادی آمریکا که نتیجه بحران مالی ناشی از سوء جریانات معاملات سهام و اسناد بهادار و کثرت نقدينگي است دست کم تا اواخر سال 2009 ادامه خواهد داشت. این رکود پس از رکود سال 1931 (زمان ریاست جمهوری هربرت هوور) سابقه نداشت. بحران مالی جاری بهای سهام کمپانی های بزرگ آمریکا را در سال 2008 تا 41 درصد پایین برد و این، به معنای آن است که دارندگان سهام پنج هزار کمپانی بزرگ آمریکا هفت تریلیون و سیصد میلیارد دلار از دست داده بودند. باوجوداین، در پايان سال 2008 ارزش دارایی واقعی این کمپانی ها بمراتب کمتر از مجموع بهای سهام فروش رفته آنها بود.

در طول سال 2009 بهاي سهام کمپاني هاي آمريکا در بورس نيويورک ترقي کرد ولي تاثيري روي ميزان بيکاري و روکود مالي نگذاشت و درصد بيکاري در پايان سال 2009 از ده دصد نيروي کار بيشتر بود. به عبارت ديگر، پیش بینی سال 2008 که رکود اقتصادي در سال 2009 رفع مي شود تحقق نيافت.

 

2008م:حملات هوایی اسرائیل به نوار محدود و محاصره شده «غزه» که نتیجه اش در چهار روز منتهی به 31 دسامبر 2008 نزدیک به چهارصد کشته، صدها زخمی و ویرانی سنگین بود؛ جدایی توده های عرب از حاکمانشان به ویژه در مصر و کشورهای نفتدار نشان داد. این حملات و انعکاس گزارش مصوّر آنها از شبکه های تلویزیونی؛ درحقیقت توده های عرب را به نقطه جوش رسانیده بود. این توده ها در جريان تظاهرات خشم آلود خود در مصاحبه با روزنامه نگاران اين مطالب را گفته بودند:

سران کشورهای عربی دارنده نفت در پاییز 1973 این حربه برنده خودرا بکارگرفتند و صادرات این کالای مورد نیاز را به کشورهای حامی اسرائیل قطع کردند و اعلام داشتند که برایشان "خون عرب" که بر شن های صحرای سینا می ریزد مهمتر از پول حاصل از فروش نفت است و این تحریم موثر واقع شد، ولی اینک برای این حاکمان درآمد نفت ارزشمندتر از "خون عرب" است، ساکت نشسته اند و مرگ اعراب غزه را که بدون داشتن ابزار دفاع ضد هوایی زیر بمباران تازه ترین جت های ساخت کارخانه های هواپیماسازی آمریکا قراردارند از تلویزیونهای خود تماشا می کنند و خم به ابرو نمی آورند، اینها باید بروند. این جتها با نفت صادراتی عرب پرواز می کنند. حسنی مبارک 25 دسامبر (سه روز پیش از حملات هوایی اسرائیل) با وزیر امور خارجه اسرائیل ملاقات کرد و بنابراین شریک جرم است. حسنی مبارک مرز مصر با نوار غزه را که تنها راه این منطقه کوچک به دنیای خارج است آنطور که باید باز نکرد تا زنان، کودکان و سالخوردگان خارج شوند و کمک های انساندوستانه از جمله خواربار به مردم غزه برسد. مسئله فلسطینی ها در نیمه قرن 20 باعث تاسیس «اتحادیه عرب» شد، چرا این اتحادیه در سکوت مرگ فرو رفته است. اتحادیه عرب دست کم می توانست اخطار دهد که اگر سازمان ملل به عنوان «مرجع حافظ صلح» اقدام فوری نکند عضویت 22 کشور عرب در آن را به عنوان اعتراض به حالت تعلیق درخواهدآورد. «حجاز» که اعراب پراکنده در منطقه از اعقاب مهاجرین آن سرزمین در ادوار نخست تاریخ اسلام هستند باید یک وضعیت مستقل اسلامی و عربی داشته باشد و ازدست یک دولت مشخص خارج شود. در مورد اعراب مهاجر از حجاز در طول تاریخ، باید فرمول اسپانیا به اجرا درآید که اعقاب مهاجرین اسپانیایی نسلهای گذشته را تبعه اسپانیا می داند و برایشان گذرنامه و پروانه کسب و کار صادر می کند و ....

از گزارش هاي منتشره چنين بر مي آمد که حملات هوایی اسرائیل به غزه توده های عرب نسبت به سازمانهای بین المللی را هم به اندازه حاکمان عرب بدبین ساخته بود. يک مفسر عرب گفته بود که حملات هوایی اسرائیل به غزه، جنگ یک دولت با مردمی است که 60 سال فریاد می زنند و در "عصر اعلامیه حقوق بشر" حقوق خودرا می خواهند. اين مفسر گفته بود که اگر وضعيت غزه به همين صورت ادامه يابد دولتهای عرب در آستانه تفرقه دیگری قرار خواهند گرفت. این وضعیت مقامات برخی از دولتهای عربی را نسبت دولت های عربی دیگر (دوست غرب) بی اعتماد و عصبی کرده است.

 

ديدار حسني مبارک با بانو سيپي ليوني Tzipi Livni وزير امور خارجه وقت اسرائيل 3 روز پيش از آغار حملات هوايي به غزه


1857: ملكه ويكتوريا شهر اوتاوا را براي پايتختي مهاجرنشين انگليسي كانادا انتخاب كرد.

1902: دولت ونزوئلا راي دادگاه بين المللي لاهه را براي پرداخت غرامت به اتباع انگلستان و آلمان كه در جريان كودتاي سال 1899 آن كشور آسيب ديده و شركتهاي راه آهنشان ملي شده بود پذيرفت و ناوگان دو كشور سواحل ونزوئلا را ترك گفتند.

1915: نيروي دريايي آلمان كشتي مسافربر انگليسي « پرشيا » را غرق كرد كه 335 نفر كشته شدند . در آن زمان كه نيمي از ايران منطقه نفوذ انگلستان بود ، نامگذاري كشتي به نام پرشيا ( ايران ) آزاد بود ولي اينك رسانه هاي انگليسي خليج فارس را هم خليج و يا خليج عربي مي نويسند !!! .

1930: ركود اقتصادي، شمار بيكاران ايالات متحده را به 4 ميليون و 800 هزار رسانيد.

1971: دولت عراق كه اختلافاتش بادولت وقت ايران گسترش يافته بود هزاران ايراني و ايراني زاده را از آن كشور بيرون راند.

1973: دولت وقت پرو شركتهاي امريكايي زغال سنگ را در آن كشور ملي كرد.

1981: در غنا يك افسر جزء كودتا كرد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------