تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -2 دی



1294ش:ايران - وطن ما دي ماه 1294 هجري خورشيدي (دسامبر 1915 و ژانويه 1916 ميلادي و در جريان جنگ جهاني اول) را با حملات واحدهاي نظامي روسيه به اطراف تهران، فعاليت كميته دفاع ملي و مهاجرت نمايندگان مجلس، هواداران ايراني آلمان و گروهي از روشنفكران به اصفهان و كرمانشاه آغاز كرده بود و ناآرام و نامطمئن بود، زيرا كه ارتشي نيرومند براي دفاع از خود نداشت. مهاجرت رجال به كرمانشاه به منظور برخوردارشدن از حمايت عثماني (تركيه) متحد آلمان بود كه بين النهرين (عراق) گوشه اي از آن امپراتوري را تشكيل مي داد. غافل از اين كه اين كار بهانه تازه اي به انگليسي ها كه از پيش نقشه بالا كشيدن نفت عراق را كشيده بودند خواهد داد تا نيرو وارد عراق كنند و ....

در دو روز اول و دوم دي ماه، نيروهاي تازه نفس روسيه كه به بهانه جلوگيري از گسترش نفود آلمان در ايران تا حومه تهران پيشروي كرده بودند در رباط كريم شهريار با ژاندارمها، افراد مسلح «كميته دفاع ملي» و ايرانيان داوطلب كه اسلحه برداشته بودند در گيري داشتند كه اين زدو خوردها با پيروزي روسها به پايان رسيد و ايرانيان تلفات سنگين متحمل شدند و دلايل عمده آن ناهماهنگي دفاع گران در جريان زدوخورد و نداشتن اسلحه سنگين بود. روسها باوجود پيروزي در نبرد رباط كريم شهريار وارد تهران نشدند. با شكست مدافعان تهران و عقب نشيني به شهر، رجالي كه به قم مهاجرت كرده بودند و نيز اعضاي كميته دفاع ملي از آنجا عازم اصفهان و كرمانشاه شدند. همزمان مردم معمولي نيز در اصفهان، كرمان و شيراز به كنسولگري هاي انگلستان كه متحد روسيه در جنگ جهاني اول بود حمله بردند و چند انگليسي را كشتند، زخمي كردند و يا ربودند. اين وضعيت به حكمران انگليسي هند بهانه لازم را داد تا يك نيروي نظامي تازه به فرماندهي ژنرال «پرسي سايكس» باكشتي روانه ايران سازد. مستوفي كه اين وضعيت را ديد از رياست وزراء كناره گيري كرد، فرمانفرما جاي اورا گرفت و به ديپلماتهاي آلماني كه در قم با رجال مهاجر ملاقات كرده بودند اخطار كرد كه از آن پس از تهران خارج نشوند و آلماني هايي را كه در ايران به وجودشان نياز نيست خارج سازند.

در اين ميان براي تضعيف روحيه دولت و در نتيجه اطاعت از دستورهاي انگلستان و روسيه، عوامل اين دوكشور كاركنان ادارات دولتي ايران را كه مواجب ماهانه آنان عقب افتاده بود تشويق به متحصن شدن در سفارتخانه ها و كنسولگري هاي اين دو كشور مي كردند و عده اي از كارمندان هم متحصن شدند! كه «تاريخ» مهر خيانت بر چهره آنان زده است.

اگر رويدادهاي دي ماه 1294 را با وقايع مرداد و شهريور 1320 مقايسه كنيم خواهيم ديد كه ايرانيان در آن سال با دست خالي و با اين كه ميهنشان به صورت دو منطقه نفود درآمده بود، با همه امكاناتي كه دراختيار داشتند از وطن خود دفاع كرده و جان داده بودند. در شهريور 1320، ايرانيان با اين كه داراي يك ارتش صدها هزارنفري با انضباط بودند به دليل خيانت و خريداري شدن پاره اي از ژنرالها و رجال سياسي موفق به دفاع نشدند و اين درس را انگليسي ها از دي ماه 1294 گرفته بودند كه چگونه بموقع از اشخاص مستعد به خيانت كردن بهره برداري كنند و ارتش در حساسترين لحظه مرخص شود و كميته دفاع ملي هم به وجود نيايد!.


35 پیش ازمیلاد:كتاب طنزها (Satires) تاليف شاعر و فيلسوف رومي كوينتوس هوراتيوس فلاكوس 23 دسامبر سال 35 پيش از ميلاد در شهر رم به صورت نسخه هاي متعدد دستنويس انتشار يافت كه باقي مانده است و هنوز مورد مطالعه كساني است كه لاتين مي دانند.

اين كتاب، نخستين مجموعه طنز به صورت نظم و نثر در تاريخ است و به اين لحاظ است كه هوراتيوس (در دنياي انگليسي زبان: هوراس و در آلمان: هوراز ) را پدر طنز در جهان و نخستين طناز در تاريخ بشمار مي آورند و واژه طنز در زبانهاي اروپايي، از عنوان كتاب او گرفته شده است. از آنجا كه او در جواني براي تحصيل فلسفه به يونان فرستاده شده بود و طنزهاي او بوي فلسفي و سياسي مي دهد از آن پس عادت شده است كه طنازان عمدتا سياسي بگويند و انتقادهاي خود از اوضاع روز را به طنز در آورند كه به دليل لطف كلام نه تنها بردل همگان نشيند بلكه از تعقيب و مجازات هم در امان باشند و از آن برهند و مقامات، هرچند مستبد، به انديشه مجازات و محدود كردن آنان بر نيايند و طنز تصويري (كاريكاتور) كه دنباله و مكمل آن است به همين دليل مورد توجه بوده و نوعي بيان و انعكاس انتقاد ار كارها و گفته ها است.

نيچه فيلسوف بلند آوازه آلمان و نويسنده كتاب چنين گفت زرتشت در باره هوراس گفته است: لذتي كه از خواندن طنزهاي هوراس و قطعات او و نيز غزلهايش احساس مي شود از هيچ شعر ديگري به دست نمي آيد. اشعار و گفته هاي هوراس و مفاهيم انها كهنه شدني نخواهد بود. بايد اين اشعار و طنزها را به همان گونه كه خود او مي خواند بخوانيد تا لدت ببريد؛ اهسته، شمرده و كلمه به كلمه. به نوشته نيچه، وقتي كه يك فيلسوف شعر بگويد، اين شعر جاويدان خواهد ماند و عمر زباني را هم كه به آن اين اشعار گفته شده پايدار خواهد گردانيد.

هوراس كه در سال 65 پيش از ميلاد به دنيا آمد هشت سال پيش از ميلاد در 57 سالگي در گذشت. وي سه مجموعه ديگر هم دارد كه عمدتا قصيده و غزل هستند. با اين كه هوراس در اشعار و طنزهايش سناي روم، ثروتمندان و حتي امپراتور اوگوستوس را مورد انتقاد قرار داده هزينه دو كتاب (دوم و سوم) را سناي روم و هزينه كتاب چهارم را اوگوستوس پرداخت كرده بودند. هوراس كه معاصر سه شاعر و نويسنده رومي؛ ويرجيل، واريوس و ماسه ناس بود در شبهاي شعر كه براي نخستين بار داير شده بود طنزها و اشعار خود را مي خواند و شهرت اوليه او از آنجا برخاست.

 

هوراتيوس

 

2002م:متني که در زير آمده است بخشي از نامه اي است که 20 دسامبر 2002 به امضاي «نااميد» كه قطعا مستعار است به ناشر اين سايت واصل شده بود که همان سال در تاريخ 23 دسامبر در قسمت نامه هاي واصله درج شد. از آنجا که نظري است باارزش تاريخي، و تاکنون نه تنها هيچ مقامي آن را رد نکرده بلکه در تاييد آن پيام هاي ديگري هم دريافت شده است؛ بنابراين آن را به قسمت "رسانه ها" انتقال داده ايم که باقي بماند:

"تاريخچه طولاني تلاش بي حاصل براي تجديد پروانه نشريه «سپيده دم» را در اين سايت مطالعه کردم. از آن زمان هر سه شنبه در روزنامه هاي تهران كه معمولا در اين روز گزارش هفتگي فعاليت هيات نظارت بر مطبوعات به چاپ مي رسد به جستجو پرداختم و فهرست پروانه هاي تصويب شده تازه را خواندم و اثري از سپيده دم نديدم. همه اين گزارشها را جمع آوري كرده ام تا روزگاري ــ اگر زنده باشم ــ از شما «زبان بسته ها» كه فقط توانستيد درسال 1357 چل ــ چل زباني بكنيد و شصت و چند روز دست به اعتصاب بزنيد تا رژيم تغيير کند به دفاع بپردازم.

 

اخيرا (آذرماه سال 1381) در روزنامه ها خواندم كه بعضي از اعضاي هيات نظارت از جمله نماينده مديران جرايد تغيير يافته اند و هيات جديد با تشكيل جلسات فوق العاده، پرونده هاي مانده (شما بخوانيد از قلم افتاده) از چندين سال پيش را كه از دو هزار متجاوزند به صورت ضربتي رسيدگي خواهد كرد. ولي اين هيات در آذرماه 1381 كه در شرف پايان است ظاهرا يك جلسه تشكيل داد و در اين جلسه هم پروانه يك روزنامه به نام "صور عدالت" به صاحب امتيازي كانون اسلامي قضات تصويب شد و چند نشريه هفتگي و ماهنامه و فصلنامه.


1806م:ناپلئون بناپارت در پی تصمیم سال 1806 خود در برلین که هرگونه تماس اروپای قاره ای با انگلستان قطع شود هفدهم دسامبر 1807 در میلان ایتالیا منشور تحریم انگلستان توسط اروپای قاره ای را امضاء و اعلام کرده بود. این منشور کشورهای اروپای قاره ای را از هرگونه رابطه و تجارت با انگلستان منع می کرد. ناپلئون در کنار امضای خود در زیر این منشور عناوینش را چنین نوشته بود: ناپلئون؛ امپراتور فرانسه، حکمران اسپانیا، پادشاه ایتالیا و بزرگ اتحادیه راین (ژرمن ها = آلمانی ها). این منشور درعین حال کنتیننتال سیستم (اتحاد اروپای قاره ای) را رسمیت داد که هدف ناپلئون از فتوحاتش بود. اگر ناپلئون به روسیه لشکر نکشیده بود، نظمی را که در اروپای قاره ای به وجودآورده بود دوام بیشتری می یافت. ناپلئون که کمر به نابودی انگلستان بسته بود آن توان دریایی را نداشت که سپاه بزرگی را مامور فتح انگلستان کند. نبرد دریایی ترافالگار در سال 1805 که در آن ناوگان مشترک فرانسه و اسپانیا از نیروی دریایی انگلستان شکست خورد اندیشه تحریم کامل این کشوررا به ذهن ناپلئون آورده بود. این تحریم تا سال 1814 ادامه داشت. 13 دهه پس از ناپلئون، هیتلر تصمیم به نابودکردن قدرت انگلستان داشت که بازهمان اشتباه ناپلئون را مرتکب شد و نیروهای خودرا به جنگ شوروی فرستاد و نابود شد.

23 دسامبر 1807دستگاه قانونگزاری آمریکا لایحه توماس جفرسون رئیس جمهور وقت این کشور مبنی بر منع صدور کالا به اروپا و واردات از کشورهای این قاره را تصویب کرد که به «قانون امبارگو» معروف است. گفته شده است هدف جفرسون این بود که پای جنگهای ناپلئونی به آمریکا نرسد.

طبق قانون امبارگو مصوب کنگره آمریکا، تمامی کشتی ها هنگام ورود به بنادر ایالات متحده و خروج از این بنادر باید بازرسی دقیق می شدند. این قانون عمری طولانی نداشت. دولت واشنگتن با ناپلئون که آمریکای فرانسه (ایالات مرکزی از شیکاگو تا نیوارلئان) را به آن دولت فروخته بود روابط صمیمانه داشت.

 

1848م:انقلابات سال 1848 اروپا كه ماهيت چپگرايانه داشت و عمدتا با هدف برقراري عدالت اقتصادي ـ اجتماعي، ضديت با استثمار فرد از افراد و تعديل ثروت آغاز شده بود تا 23 دسامبر اين سال (روزي چون امروز) اين نتايج را به بار آورده بود:

در اتريش؛ مترنيخ مرد نيرومند اروپا و صدراعظم آن امپراتوري، پس از 27 سال صدارت بركنار شده و امپراتور به سود پسر 18 ساله اش كناره گيري کرده بود زيرا كه به باور اتريشي هاي آن زمان، وقتي كه رئيس كشور جوان و بي تجربه باشد مديريت امور به دست گروه خواهد افتاد و «مديريت گروهي» همانا تحقق دمكراسي و انجام اصلاحات در جهت تامين منافع توده هاست. در ايتاليا؛ پاپ از واتيكان گريخته بود. در فرانسه؛ به تجديد حيات جمهوري منجر شده بود، و .... تنها در آلمان، قيصر وقت با توسل به نيروي ارتش انقلاب را سركوب كرده بود .

پاره اي از اصحاب نظر را عقيده بر اين است كه با توجه به وضعيتي كه در سالهاي اخير در نقاط مختلف جهان مشاهده مي شود به ويژه وسعت فاصله ثروتمندان و بي ثروتها، تضعيف شديد معنويات و اخلاقيات، ايجاد طبقه حاكمه در بيشتر كشورها و يك قطبي شدن جهان؛ در سالهاي آتي (اواخر دهه اول قرن 21 و دهه دوم اين قرن) احتمالا شاهد چنان انقلاباتي در گوشه و كنار خواهيم بود. زيرا كه در برخي نقاط پيدايش همان شرايطي به چشم مي خورد كه پيش از انقلابات سال 1848 در اروپا برقرار بود. به علاوه، نظر بر اين است که در آخرين دهه قرن 20 و سالهاي نخستين دهه قرن21 در بسياري از كشورها ـ صرف نظر از نوع نظام حكومتي آنها، دولتمردان راهي جدا از مردم خود در پيش گرفته اند و براي ماندن بر اريكه قدرت آماده هرگونه سازش هستند و امور جهاني در مذاكرات خصوصي و اطاقهاي دربسته تنظيم مي گردد، و اسثتمار به طريقي ديگر (متفاوت از وضعيتي كه در قرن 19 وجود داشت) رو به گسترش است و نيرويي در صحنه نيست كه آنان را افشاء، متوقف و توده ها و ملل کوچکتر را آماده دفاع كند.

 

مترنيخ

 

1941م:وينستون چرچيل نخست وزير وقت انگلستان دو هفته پس از ورود رسمي ايالات متحده به جنگ جهاني دوم در هر دو صحنه آن، براي گفتگو با روزولت رئيس جمهور وقت اين كشور وارد واشنگتن شد و مذاكرات رسمي از 23 دسامبر1941 ميان اين دو آغاز گرديد. اين مذاكرات طولاني در باره همكاري هاي دو دولت در جنگ بر ضد آلمان و ژاپن بود. طرفين با گشودن يك جبهه دوم در اروپا موافقت كردند،زيرا پيشروي عميق آلمان در روسيه اين فرصت را فراهم ساخته بود. در همين مذاكرات ترتيب كمك رساني به شوروي از طريق خاك ايران داده شد، زيرا شوروي نياز به نيروي انساني نداشت.

چرچيل به روزولت اطمينان داد كه حمله آلمان به شوروي نهايتا به شكست اين كشور پايان خواهد يافت.

 

وينستون چرچيل


2002م:يك قاعده دوهزار و اندي ساله مي گويد كه سياستمدار بايد مراقب زبانش و دولتمرد مواظب اعمالش باشد تا به درد سر نيافتد و اين سياستمدار و دولتمرد به همان اندازه كه توانمندتر و شناخته تر بشود بايد بر مراقبت از زبان و دست بيافزايد، زيرا كه شمار رقيبان، مخالفان و دشمنانش هم افزايش مي يابد و مترصد كوچكترين لغزش و اشتباه او براي ضربه زدن هستند. «ترنت لات» از مردان قدرتمند آمريكا، رئيس اكثريت سنا، دوست رئيس جمهوري و ... بود و در اين كشور يكي از چهار مرد رديف بالا بشمار مي رفت كه در نيمه دسامبر 2002 با بيان يك جمله، بسياري از اين امتيازات را از دست داد.

سناتور لات در مراسم صدساله شدن سناتور كاروليناي جنوبي ــ ستروم ترموند ــ كه از ژانويه 2003 در پايان دوره سنا خود را بازنشسته کرد و هفت ماه بعد هم درگذشت براي خوش آمدن او گفت كه اگر در سال 1948 ترموند درانتخابات رياست جمهوري پيروز شده بود، آمريكا مشكلات امروز را نداشت كه اشاره به نامزدي ترموند در آن سال بود.

مخالفان و رقباء و هركس كه از ژست و قيافه سناتور لات خوشش نمي آيد اين يك جمله را بر پايه منافع خودش تفسير كرد؛ از جمله اين كه چون ترموند در آن سال (1948) بر ضد سياهپوستان بود، پس سناتور لات هم ضد سياهپوست است و جنجال بپا شد و هرچه كه سناتور لات صريحتر پوزش مي خواست بر دامنه جنجال افزوده مي شد تا سرانجام بيستم دسامبر2002 دست از مقاومت كشيد و از اكثريت سنا و بسياري از امتيازات خود صرفنظر كرد و ....

اين رويدادي بود كه تا نيمه دسامبر تصور وقوع آن هم نمي رفت و به صورت يك درس در تاريخ باقي خواهد ماند.

 

سناتور لات

 

2004م:22 و 23 دسامبر 2004 صفحات اول روزنامه هاي آمريكا به خبر و عكسهاي انفجار شديد در ناهارخوري اردوگاه نظاميان آمريكايي در موصل، سومين شهر بزرگ عراق، اختصاص يافته بود. اين روزنامه ها عكسها و مشاهدات يك خبرنگار روزنامه ريچموند ويرجينيا را كه در صحنه حضور داشت چاپ كرده بودند. اين خبرنگار براي ديدار افراد گارد ملي ويرجينيا كه در اين پايگاه مستقر هستند به صرف ناهار با آنان دعوت شده بود و گزارش و عكسهاي او مستقيم بود.

در اين انفجار كه ظهر سه شنبه 21 دسامبر در چادر ناهارخوري نظاميان روي داده بود در همان دم 22 تن كشته و 75 نفر مجروح شده بودند كه 18 تن از مقتولين و 51 نفر از مجروحان آمريكايي بودند.

در ميان اين مقتولان و مجروحان، هفت تن از كاركنان يك شعبه كمپاني هاليبرتون (به مديريت قبلي ديك چني معاون بوش) ديده مي شدند كه پيمانكار تامين غذاي نظاميان بوده است. از گزارشهاي اوليه چنين بر مي آمد كه انفجار بر اثر پرتاب يك راكت 122 ميليمتري بود، ولي در اعلاميه جمعيت انصار السنه كه مسئوليت اين سنگين ترين تلفات آمريكايي در سال 2004 را برعهده گرفته از آن به عنوان «انفجار انتحاري» نام برده شده كه حكايت از رخنه عوامل اين جمعيت به داخل پايگاه دارد.

گفته شده فردي كه اين انفجار را به وجود آورده لباس نظاميان عراقي را بر تن داشت. جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا در پيامي كوتاه و گفتن تسليت به خانواده هاي مقتولين كه در ميان آنان عده اي عراقي و اتباع ساير كشورها وجود داشت، از عمليات نظامي امريكا در عراق به عنوان ماموريت صلح نام برد!.

چند مفسر آمريكايي گفته بودند كه اوضاع عراق رو به وخامت است و بيشتر وقت دولت بوش و خود او را در سالهاي آينده خواهد گرفت و در نتيجه بر ابعاد مسائل بين المللي و داخلي آمريکا افزوده خواهد شد.

برخي از اصحاب نظر گفته بودند: در جايي كه آمريكا نتواند امنيت نيروهاي نظامي خود را حفظ كند، چگونه خواهد توانست عراق را امن و براي انتخابات فراگير (سي ام ژانويه 2005 ) آماده سازد؟!.

طبق نظر سنجي مشترك چند موسسه فعال در اين حرفه، در دسامبر 2004 چهل و هفت درصد آمريكاييان پيش بيني كرده بودند كه اوضاع عراق در آينده بدتر شود، بيست درصد گفته بودند كه اميد به بهبود آن دارند، به باور سي درصد از آمريكاييان، اوضاع عراق مدتها به همين حال باقي خواهد ماند و سه درصد ديگر گفته بودند كه نظري ندارند.

 

حمل يک سرباز مجروح از محل انفجار


2008م:عودي زیدی برادر 32 ساله "منتظر الزیدی" که 23 دسامبر 2008 در بازداشتگاه منطقه سبز بغداد از او دیدن کرده بود به خبرنگاران گفت: "منتظر" به سختی کتک خورده است، یک دندان فک بالای او شکسته است، صورتش متورم و کبود است و یکی از چشمان او به صورت کاسه خون درآمده است. "منتظر" از 14 دسامبر 2008 در بازداشت بود.

 

عودي افزود: "منتظر" به او گفت که ماموران انتظامی با میله آهنی اورا کتک زدند و با آتش سیگار پشت گوش اورا داغ کردند و مجبورش ساختند که نامه ای را امضا کند که حاوی درخواست بخشودگی از نوری المالکی بود. "منتظر" گفت که این امضا به اراده من نبود و اگر قصد عذرخواهی داشتم که آن کار را نمی کردم. اگر بازهم فرصت به دست آورم همان کار را تکرار می کنم. در بازداشتگاه برای تضعیف روحیه من گفتند که قبیله (قبیله زیدی)، همکاران و بستگانم از این عمل من منتفر و شرمنده شده اند و برایم تلویزیون بعثی هارا روشن کردند و گفتند که تنها همین یک شبکه از تو حمایت می کند. فکر می کردند که من بچه ام و از رویداد و خبر بی اطلاع. من باور نمی کردم که رفتار این ماموران همان باشد که در زمان صدام بود، تغییری در وضعیت نمی بینم.

 

السعدی وکیل قضایی الزیدی 22 دسامبر علیه گارد ریاست جمهوری عراق که زیدی را کتک زده و یک دندانش را شکسته اند به قوه قضایی اعلام جرم تسلیم کرد. ماموران انتظامی (گارد المالکی) کفش های موکل اورا که این همه خواهان و خریدار دارد با هدف کشف مواد منفجره بریده و قطعه _ قطعه کرده اند! (بکاربردن چاقو به جای دستگاه کشف مواد منفجره و ... در قرن بیست و یکم!).

 

عودي برادر منتظر زيدي


2008م:تفسيرها و اظهار نظرها به مناسبت گذشت 17 سال از فروپاشي شگفت انگيز اتحاد جماهير شوروي و عدم تعقيب قضايي دست اندرکاران داخلي اين اضمحلال اين نتيجه را به دست داد که مفسران و آگاهان اوضاع روسيه همچنان ترديد دارند که وضعيت اداري (بوروکراسي بد بجامانده از 20 سال آخر حکومت کمونيست ها) بهبود و فساد اقتصادي، محدود کردن مصرف الکل و دخانيات و ماديگري و خودخواهي در جامعه روسيه کاهش اساسي يافته باشد. چاپلوسي، کلک و دروغ که ميراث سلطه مغولهاست همچنان وجود دارد و ... و تا اين معايب برطرف و روسيه داراي يک ژورناليسم واقعي و دلسوز نشود و تاريخ اين کشور و فداکاري ها و قهرماني هاي برخي از روسها در ذهن مردم روسيه قرار نگيرد اميدي به بازگشت روسيه به باشگاه ابرقدرت ها که شمار آنها به دو دولت چين و آمريکا کاهش يافته است نخواهد بود.

به باور اکثر اين مفسران، سپیده دم نظم جهاني نوين که دميدن آن براي سال 2008 پيش بيني شده بود در افق آشگار نشد. قرار بود که اين نظام برپايه ايجاد يک وسيله تازه به جاي دلار آمريکا درمعاملات بين المللي و تحقق سيستم چند قطبي باشد. مفسران شکست اين پيش بيني ها را به گردن سران کشورهاي گروه 20 (گروه اقتصادي حل مسائل مالي بين المللي) انداخته اند که احتمالا باهم به زيان ملت ها ساخت و پاخت دارند. اصحاب منافع در آمریکا با کمک یکدیگر "اوباما" را روی کار آوردند تا ظاهر این دولت تغییر یابد و با این کار شاید براي مدتي مانع تغيير نظم مالي جهان و تغييرات جهاني ديگر شوند.

در دهه يکم قرن 21 تحولات منطقه اي چشمگيري صورت گرفت ازجمله ایستادگی سرسختانه ایران، کوتاه نیامدن کوبا، ورود ولو ظاهري ناوگان روسيه به آبهاي آمريکاي لاتين (حياط خلوت دولت واشنگتن)، ديدارهاي هو جینتائو از آمريکاي لاتين و توسعه مبادلات، آغاز کار پياده شدن فرضيه سوسياليستي هوگو چاوس، اندرزهای فیدل کاسترو و اتحاد لاتین های آمریکا، پیشرفت های تکنولوژیک هند، مبارزات ضد گلوبالیزاسیون اقتصاد (استثمار نو) و مقاومت در افغانستان و عراق. ولي اين تحولات هنوز به تغيير نظم تهديد و تعرض که پس از فروپاشي شوروي بر جهان مستولي شده است نيانجاميده است.

 

پوتين


1571: لوپز دو لگازپي اسپانيايي شهر مانيل ( مانيلا) را در فيليپين ساخت كه اينك پايتخت اين كشور است.

1805: جوزف اسميت بنياد گذار كليساي مورمون كه از فرقه هاي ديگر مسيحيت به اسلام نزديكتر و در آن تعدد زوجات آزاد و قمار ممنوع است به دنيا آمد .

1876: امپراتوري عثماني براي نخستين بار داراي قانون اساسي شد.

1913: براي نخستين بار در تاريخ مطبوعات ، نيويورك ورلد به چاپ جدول كلمات متقاطع پرداخت.

1947: ترانزيستور اختراع شد.

1973: در پي رفع تحريم صدور نفت كشورهاي عربي ، بهاي نفت خام كشور هاي حوزه خليج فارس دفعتا دوبرابر شد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------