تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -11 مهر



2008م:روزهاي ماه در ايران باستان داراي نام خاص بودند كه شانزدهم هر ماه «روز مهر» بود و روز مهر در ماه مهر مهمترين روز آيين هاي مهرگان بوده است. جشن ها و آيين هاي شش روزه مهرگان در ايران باستان در روز مهر از ماه مهر (شانزدهم مهرماه) پايان مي يافت. ايرانيان از هزاره دوم پيش از ميلاد مهرگان را همرديف نوروز گرامي داشته و شروع كارهاي مهم از جمله ازدواج را به اين ايام موكول و مدارس از همين ماه آغاز بكار مي كردند كه دولت روم شرقي (قسطنطنيه = استانبول) بعدا اين رسم (بازگشايي سال تحصيلي) را از ايران اقتباس كرد كه با چند روز تفاوت جهاني شده است. آيين هاي مهر (جشن مهرگان) پس از نوروز مهمترين اعياد ملي ايرانيان بوده است كه نوروز با بهار و شكوفه و نويد بركت آغاز مي شد و مهرگان به خاطر پايان جمع آوري محصول و آغاز شش ماهه شبهاي طولاني تر و سرما.

طبق نوشته هاي فلاسفه ايراني قرون وسطي (وسطا) از جمله خيام، هدف از برپايي آيين هاي مهرگان، سپاسگزاري به درگاه خداوند بوده است كه آن همه نعمت، احساس محبت و مهرباني كردن و كشش به سوي رعايت عدالت ارزاني داشته و نيز تحكيم دوستي و محبت ميان ايرانيان. در ايام مهرگان مهماني هاي بزرگ برپا مي شده و پذيرايي با انواع ميوه و آجيل (خشكبار) رسم بوده ولي به درستي معلوم نيست كه از چه زمان پذيرايي با آش رشته مرسوم گرديده است. همچنين به درستي روشن نيست که از چه زمان "روز مهرگان" را به چهاردهم مهر ماه منتقل کرده اند و چرا؟ (شايد به خاطر گشايش نخستين جلسه مجلس در حضور مظفرالدين شاه در كاخ گلستان در 14 مهرماه!).

در سال 2008 ايرانيان برون مرز و پارسيان سراسر جهان، دوم اكتبر (پنچشنبه 11 مهر ماه) را به عنوان «مهرگان» جشن گرفته بودند. در عهد باستان، دولت روزي را كه امسال برابر با دوم اكتبر از سال ميلادي است جشن مي گرفت زيرا كه داريوش بزرگ اين روز (نخستين روز) از جشن هاي شش روزه ماه مهر (مصادف با دوم اكتبر سال 522 پيش از ميلاد مسيح) را براي اعلام شاه شدن خود تعيين كرده بود و با آييني ويژه بر تخت سلطنت نشسته بود.

طبق نوشته مورخان قديم غرب (يونان و روم باستان) فرهاد دوم، شاه ايران از دودمان اشكاني (خراسانيان)، از سال 131 پيش از ميلاد مروّج اين رسم شد كه سران دولت ايران در يكي از روزهاي جشن مهرگان اشتباهات دولت در يك سال گذشته را در يك مراسم عمومي اعلام و پوزش خواهي كنند و تعهد به جبران آن بسپارند و خود فرهاد نخستين اعتراف از اين دست را در چهارمين روز از جشن هاي مهرگان سال 131 پيش از ميلاد بيان داشت.

اردشير پاپكان (ساساني) كه خود را شاه همه ايران زمين اعلام كرده بود در دومين روز جشن هاي مهرگان سال 226 ميلادي (سوم اكتبر) در شهر تيسفون با «ميترا = مهر = مهربانو = مهري = مهرانگيز» دختر اردوان پنجم ازدواج كرد تا كدورت اشكانيان از او كه بر اردوان غلبه كرده و اردوان، ضمن نبرد، جان خود را از دست داده بود برطرف شود.

كار تنظيم مجموعه قوانين براي اداره ايران برپايه آموزش هاي زرتشت به ويژه كنترل رفتار حكّام و نيز آيين دادرسي و كيفر نيز در سومين روز از جشن هاي مهرگان (مصادف با چهارم اكتبر سال 600 ميلادي) به تصويب موبد موبدان (روحاني ارشد وقت) و بزرگان كشور رسيده بود. كار تنظيم اين مجموعه از نوروز آن سال آغاز شده بود زيرا دلسوزان ميهن نگران خودخواهي هاي خسروپرويز شاه وقت و ناديده گرفتن حقوق مردم و اصول (نانوشته) بودند. تا آن زمان، ايرانيان (دولت و ملت) اخلاقا متعهد به رعايت اصول و حقوق و ارزشها بودند و ضمانت اجرايي (مجازات نقض) وجود نداشت.

پس از پيروزي مشروطه طلبان، مجلس شورا اولين جلسه نخستين دوره خود را در جريان جشن هاي مهرگان ايرانيان (14 مهرماه 1285) در كاخ گلستان با حضور مظفرالدين شاه برگزار كرده بود و مقرر شده بود كه سال قانونگزاري در ايران از مهرماه آغاز شود. اين مجلس 15 مهر ماه سال 1286 هجري خورشيدي نيز متمم قانون اساسي را تصويب كرد. بيشتر اصول قانون اساسي وقت در همين متمم گنجانيده شده بود زيرا كه اصل قانون اساسي، شكل مقدمه و اعلاميه داشت. حقوق ملت در همين متمم آمده بود.

جشن هاي هزاره فردوسي نيز با شركت اديبان، دانشمندان، سياستمداران و دولتمردان كشور و بيش از چهل مستشرق از ساير كشورها در جريان جشن هاي مهرگان سال 1313 (12 مهر) آغاز بكار كرده بود و مستشرقين و ايرانشناسان در سخنراني هاي خود ضمن بزرگداشت فردوسي و اهميت ميهني او، درباره جشن هاي مهرگان، اهميت و تاريخچه آنها اسناد متعدد ارائه كرده بودند كه باقي مانده و به آنها استناد مي شود.

 

جشن مهرگان

 

56پیش از میلاد:سوم اكتبر سال 56 پيش از ميلاد سران دولت روم و مشاوران و ژنرالهاي آن كشور در نشست لوكا Luca‌ تصميم گرفتند كه مناطق غرب رود فرات در آسيا و اراضي شمال و شمال غرب گٌل (فرانسه امروز) تا نزديكي برلن و جزاير بريتانيا در اروپا ضميمه قلمرو روم شود. با توجه به قيام اسپارتاکوس در سالهاي 71 - 72 پيش از ميلاد، قرار شد "پمپي" يكي از سه عضو شوراي عالي جمهوريت روم در شهر رم باقي بماند تا از قيام احتمالي ديگري كه مردم طبقه 3 روم و بردگان مستعد آن بودند جلوگيري كند و امنيت از دست نرود، ژوليوس سزار عضو ديگر شورا براي ادامه فتوحات به فرانسه برود و كراسوس رييس دوره اي شورا كه شهرت به آزمندي و جمع مال داشت داوطلب شد كه به شرق لشكر بكشد و براي تصرف اراضي غرب فرات با ايران در آويزد.

دو سال طول كشيد تا كراسوس موفق شد مقدمات حمله را فراهم سازد. "اسپهبد سورنا" فرمانده كل ارتش ايران ميدان جنگ را خود انتخاب كرده بود و در جنگ حرّان (كارهه) در سال 53 پيش از ميلاد با تاکتيکي نو و سلاحهاي تازه از جمله موشكهاي مكانيكي و روش رساندن آب غذا و مهمات به سربازان درحال جنگ و دادن استراحت نوبتي به آنها، لژيونرهاي رومي را از پاي درآورد و به نوشته پلوتارك، يك سرباز ايراني كراسوس 60 ساله را به هنگام فرار كشت که سر و دست راست او را به تيسفون بردند. "اورود= ارد" شاه وقت از دودمان اشکانی گفت كه مقداري طلا در دهان كراسوس گذاردند و سپس گفت: "بخور كه هميشه حرص آن را مي زدي".

پس از شكست حرّان هيچيك از سران وقت روم در صدد گرفتن انتقام از ايران برنيامد. جنگ حرّان بزرگترين و قاطعترين شكست روم (ايتاليا) از ايرانيان بود كه براي ايران افتخار آفريد و غرور ايجاد كرد. مورّخان معاصر گامی فراتر برداشته و نوشته اند که نبرد حرّان بزرگترین پیروزی نظامی شزق بر غرب در طول تاریخ بوده است.

 

سزار ــــ كراسوس ـــ پمپي


780م:سوم اكتبر سال 780 ميلادي "آلپ قتلغ" خاقان (امپراتور) ايغورها (ساکن ايالت غربي امروز چين در آسياي ميانه) آيين مانوي را دين رسمي قلمرو خود اعلام داشت و گرايشش را به فرهنگ ايراني تاكيد كرد. ماني ايراني كه در سال 276 ميلادي با راي يك هيات مذهبي اعدام شد در قرن سوم ميلادي باني آييني بود كه مخلوطي از زرتشتي، مسيحي و ساير اديان قديم بود. اين آيين در اروپا و آسيا تا قرن سيزدهم ميلادي پيروان فراوان داشت. سن اگوستين يكي از قديسين مسيحيت قبلا يك مانوي بود. مانويان اعتقاد داشتند كه تلقين شيطان (اهريمن) باعث مي شود كه يك فرد خوب به بدي كردن بگرايد. هنوز هم اين آيين در سراسر جهان پيرواني دارد. آيين مانوي در زبانهاي اروپايي به صورت Manicharism نوشته مي شود (مشروح عقايد ماني در جاي خود در اين سايت آمده است).

 

226م:طبق حكايات و بر اين پايه پس از تطبيق تقويم ها، سوم اكتبر سال 226 ميلادي زماني به دست داده شده است كه در آن روز اردشير پاپكان كه خود را شاه همه ايران زمين اعلام كرده بود در جريان جشن هاي مهرگان در شهر تيسفون با ميترا دختر اردوان پنجم ازدواج كرد تا كدورت اشكانيان از او كه بر اردوان غلبه كرده و اردوان جان خود را از دست داده بود برطرف شود. اردشير موسس دودمان ساسانيان كه بعدا امپراتوري روم را به زانو درآورد تصميم گرفته بود كه پايتخت را از تيسفون (مدائن نزديك بغداد امروز) تغيير ندهد. وي قبلا تصميم داشت كه شهر كرمان را پايتخت ايران كند و در اين شهر دژي برفراز تپه اي ساخته بود كه آثار آن باقي مانده است. اردشير هنگامي برضد اردوان بپا خاست كه اطمينان يافت فساد دستگاه دولتي اين پادشاه پايان نخواهد يافت و همين فساد و انحطاط باعث شكست هاي نظامي و كوتاه آمدنهاي ايران در برابر رومي ها خواهدشد.

درباره علاقه ديرين اردشير نسبت به ميترا در شرق و غرب داستانسرايي بسيار شده است.

 

اردشير ساساني


1951م:اول اكتبر سال 1951 شوراي امنيت سازمان ملل برغم مخالفت شديد ايران كه موضوع ملي كردن نفت خود يك مسئله بين المللي نيست، با طرح شكايت انگلستان از ايران در آن شورا موافقت كرد. هنگام راي گيري، تنها شوروي و يوگوسلاوي راي موافق ندادند و شوروي با وجود مخالفت با اين امر، از وتو (حق رد) براي خنثي كردن پيشنهاد طرح شكايت استفاده نكرد.

 

1332ش:مدعي العموم نظامي (دستگاه قضايي ارتش) يازدهم مهرماه 1332 براي مجازات دكتر محمد مصدق کيفرخواست صادر کرد و دو روز بعد اعلاميه مربوط به آن در روزنامه های تهران منتشر شد. طبق اين كيفرخواست، براي دكتر مصدق كه همچنان خود را نخست وزير قانوني ملت و دستگاه قضايي ارتش را جزيي از دولت كودتا مي دانست مجازات اعدام درخواست شده بود. اتهام او اقدام به حذف سلطنت اعلام شده بود.

از دكتر مصدق كه بعدا به سه سال زندان محكوم شد تنها پنج جلسه بازپرسي به عمل آمده بود!. برخي نوشته ها حکايت از آن دارد که همان زمان، عوامل انگلستان از جمله شاپور ريپورتر گفته بودند که نگران كيفرخواست نباشيد، دکتر مصدق به بيش از سه سال زندان محکوم نخواهد شد (مفهوم اين اظهارات اين بود که دولت انگلستان که در آن زمان هنوز يک قدرت جهانی بشمار مي رفت به اين حد مجازات راضي بود!و .... ). دکتر مصدق با رهبري جنبش ملي کردن نفت ايران پايه هاي استعمار چند صد ساله لندن را در همه قاره ها سست و لرزان ساخته بود. با اين كه از سقوط نظام سلطنتي ايران سه دهه گذشته است، هنوز اقدام جدي به ابطال راي محکمه نظامي دولت 28 امرداد و اعاده حيثيت از دکتر مصدق بعمل نيامده است.

باوجود اينكه مسئله نفت بيشتر وقت مصدق را گرفته بود، وي در طول زمامداري اش براي دمكراسي كردن ايران و آشنا ساختن ايرانيان به حقوق خود و آزادي هاي مدني از جمله انتشار روزنامه و ايجاد حزب و برگزار كردن اجتماعات تلاش بسيار كرده بود.

 

مصدق، زماني كه در زندان بود


500م:برپايه محاسبات تقويمي؛ در اکتبر سال 500 ميلادي (مهرماه) ايرانيان موفق شدند كه پولاد (آهن آبديده) بسازند كه اختراع آن به نام ايران در تاريخ عمومي صنعت ثيت شده است. فولاد قابليت چكش خواري ندارد. ايرانيان از آن پس، جنگ افزار هاي خود را از آهن آبديده (پولاد) تهيه كردند و تا انتقال اين اختراع به ميان ساير ملل برتري تسليحاتي داشتند. استفاده از آهن سابقه طولانی تری دارد. سایر ملل از دیر زمان سنگ آهن را شناخته بودند و از آن عمدتا به جای رنگ سرخ استفاده می کردند.


40م:ژوليوس كانوسKanus ، فيلسوف رومي سوم اكتبر سال 40 ميلادي اعدام شد. وي از فلاسفه Stoicism بود. كانوس پس از اين كه در يك اجتماع عمومي در شهر رم گفت: "همانطور كه خدايان نظم ستارگان را برقرار كرده اند و انسانها را آفريده اند، حكومتها بايد روابط مردم با هم، مشاركت آنان در شادي و اندوه يکديگر و جنبه هاي ديگر حيات از جمله توزيع عادلانه درآمدها و مقامها و رابطه كار و درآمد را تنظيم، و نقض كنندگان اين ضوابط (قوانين) را تنبيه كنند تا صلح و آرامش و در نتيجه نيكبختي جهانگير شود"، دستگير شد. او در همين نطق گاليكولا - امپراتور وقت روم - را متهم كرد كه مانع مي شود که سنا چنين ضوابطي را تدوين و تصويب کند.

يک محكمه رم «كانوس» را به اتهام افترا زدن به رييس كشور و افشاندن بذر نفاق ميان مردم و دولت محاكمه و به اعدام محكوم كرد. وي حاضر نشد كه اظهارات خود را پس بگيرد، از گفته هايش ابراز ندامت و از امپراتور تقاضاي عفو كند تا از اعدام شدن برهد.


1469م:سوم اكتبر 1469 «مارچيليو في چينو» در شهر فلورانس ايتاليا ترجمه نوشته هاي افلاطون فيلسوف يونان باستان را به پايان رسانيد كه با انتشار آنها، اروپا وارد عصر روشنگري شد.

اين آثار و آثار ساير متفكران عهد باستان يونان كه ابتدا به زبان لاتين و سپس فرانسه، انگليسي و آْلماني ترجمه شد افق تازه اي را به روي اروپاييان بازكرد. اين آثار كه در قسطنطنيه(استانبول) نگهداري مي شد پس از تصرف اين شهر به دست عثماني ها در سال 1453، با دانشمندان فراري به ايتاليا برده شد.

اين دومين بار در طول تاريخ بود كه يوناني شناسان با كتابهاي مربوط به ايتاليا منتقل شدند. قسمتهايي از اين آثار مدتها قبل از آن به فارسي و عربي ترجمه شده بود.

 

افلاتون

 

1921م:لنين رهبر وقت روسيه شوروي سوم اكتبر سال 1921 (طبق تقويم گريگوري) سردبيران پراودا، روزنامه رسمي و ارگان حزب كمونيست را به كرملين فراخواند و نظر خود را درباره چگونگي محتواي اين روزنامه براي آنان تشريح كرد كه درتاريخ مطبوعات باقي مانده و الگوي بسياري از روزنامه هاي حزبي شده است.

لنين در آن روز به سردبيران پراودا گفته بود كه روزنامه حزب نبايد به صورت روزنامه معمولي (حرفه اي) باشد كه پر از حرفها و كارها و تبليغات مقامات و معاريف هستند و ادامه روش جاري پرودا مردم را از هرچه كه عنوان روزنامه دارد زده مي كند. روزنامه حزب كه توسط مقامات خوانده مي شود نه تنها بايد آنان را از نظرات حزب آگاه كند، بلكه در آن بايد ببينند كه چه ايرادي در كار است و مردم چه نظري درباره تصميمات و اقدامات دولت دارند و از چه مي نالند و چه چيز را ناقص مي پندارند. روزنامه حزب بايد نقائص و دردها را هم بنويسد و از دشواري ها سخن بگويد و افراد با استعداد، دلسوز، مبتكر و فداكار را معرفي و بزرگ كند تا بزرگتر شوند و به مقام برسند و باعث پيشرفت كشور و دلگرمي سايرين شوند و سرمشق قرار گيرند. براي رسيدن به اين مقصود، به حزب اندرز داده ام كه در كميته هاي كوچك (محله اي) و بزرگ، اعضاي كميته ها در جلسات هفتگي پس از شنيدن بخشنامه هاي حزب و بحث درباره آنها، به ايراد نطق آزاد (پس از دستور) بپردازند و هر مشكلي را در منطقه و محله خود و يا نقطه ديگري از كشور در فاصله دو جلسه كميته مشاهده كرده و يا شنيده باشند بدون ترس و ملاحظه بيان كنند، از دكتر محل تا سپور و از خود من تا آموزگار مدرسه. البته چيزهاي خوبي را هم كه ديده اند بيان دارند و اين صودتجلسه هاي كميته ها كه به تفصيل و دقت نوشته و به مركز حزب در مسكو ارسال مي شود منبع بزرگي براي پراودا هستند. از مسئولان كميته ها خواسته شده است كه از اصحاب نظر و مردم محل كه عضو حزب نيستند ولي از امور آگاهند و يا حرفي دارند كه بزنند دعوت شود كه در جلسات كميته ها حاضر شوند و هرچه را كه در دل دارند و ازجمله نظر خود را درباره تصميمات دولتي بگويند. شما هر روز چند نويسنده كه مبتدي و بي تجربه نباشند و خوب و بد را درك كنند و ملاحظه كاري هم نكنند به دفتر حزب بفرستيد تا صورتجلسه هاي دريافتي از كميته ها را بخوانند و از لابلاي آنها دشواري ها و دردها و همچنين قوت ها را خارج سازند و اين مطالب را به شيوه روزنامه نگاري (ساده و روشن) در چند صفحه چاپ كنيد تا درس دهد و امور بهبود يابد و كشور مسئله نداشته باشد. خود من از اين پس بر اساس همين نوشته هاي شما قضاوت خواهم كرد زيرا كه به تنهايي فرصت خواندن آن همه صورتجلسه را ندارم و منشي هاي حزب هنگام خلاصه كردن و موضوع بندي نمي توانند مانند شما ساده بنويسند و با ذره بين حقايق را ببينند و بيرون بكشند. خواندن گزارش آنها در باره صورتجلسه هاي كميته ها اگر هم خسته كننده نباشد وقتگير است.

از روز بعد شوراي سردبيري پراودا هفت نويسنده ارشد را كه كمتر از 36 سال نداشتند مامور اين كار كرد و تيراژ اين روزنامه به تدريج به 14 ميليون رسيده بود.

مائو بعدا با توجه به اين روش، حتي برخي از نامه هايي را كه مردم چين برايش مي فرستادند، براي درج و عبرت آموزي مقامات به روزنامه خلق مي فرستاد و چاپ مي شد.

با الگوي لنين، روزنامه هاي احزاب و به ويژه احزاب اقليت كه گزارش كميته هاي محلي خود و اظهار نظر مردم و اصحاب نظر و كارشناسان را درباره امور و مشكلات و طرح هاي مجالس و لوايح دولت و انتصابات و اشتباهات مي نويسند كمك بزرگي به اصلاح امور و روشن ساختن مردم هستند و پايه دمكراسي يك كشور بشمار مي روند و آموزش دمكراسي مي دهند.

 

لنين


1941م:سوم اكتبر سال 1941 هنگامي که نيروهاي نظامی آلمان به مسکو نزديک مي شدند هيتلر در نطقي در برلن در برابر هزاران آلماني اعلام كرد كه روسيه در هم شكسته شده و ديگر زنده نخواهد ماند!. وي در همين سخنراني پيروزي هاي نظامي ارتش آلمان در همه جبهه ها را تشريح کرد.

تاریخ نشان داد که هيتلر با پيروزي در چند نبرد در پيش بيني نتيجه جنگ شتاب کرده بود. چهارسال بعد جهان شاهد تصرف برلن به دست روسها و پايان حكومت هيتلر شد. "تاريخ" ثابت کرده است که پیش بینی درباره جنگ عاقلانه و منطقی نیست و قضاوت درباره نتايج یک جنگ را بايد به سالها پس از اتمام آن موکول کرد زیرا که شکست در جنگ، همیشه به قطع رشد یک ملت منجر نمی شود و دیده شده است که یک ملت از زیر ویرانه های شکست بپاخاسته و از فاتح جلو افتاده است.پس از جنگ جهانی دوم، مورخان تاریخ نظامی سیاستمداران و دولتمردان را از پیش بینی علنی نتیجه جنگ برحذر داشته اند.

 

هيتلر در يكي از نطق هاي عموميش


1932م:سوم اكتبر سال 1932 كشور عراق استقلال خود را به دست آورد. اين كشور از دوران جنگ جهاني اول مستعمره انگلستان و قبلا (از اواسط دوران نادرشاه) جزيي از امپراتوري عثماني به شمار مي رفت. بین النهرین حدود هشت قرن یک ایالت ایران بود و در این مدت، پایتخت ایران (تیسفون) در آنجا قرارداشت. بوئیان ایرانی بعدا عباسیان را مقهور ساخته و حکمران بغداد شده بودند. شاه عباس یکم در یک مصالحه قسمتي از سرزمینی را که کشور عراق است به عثماني هاي داد تا نسبت به ارمنستان و سراسر قفقاز ادعايي نداشته باشند که بعدا نزاع ازسرگرفته شد. در زمان شاه صفي در یک مصالحه دیگر، ایران و عثمانی بغداد و ايروان را باهم مبادله کردند. نادرشاه که بغداد و بیشتر نقاط عراق امروز را متصرف شده بود به اين شرط که عثماني ها نسبت به سليمانيه که ساکنان وقت آن ترکمان و وفادار به حکومت ايران بودند و چند منطقه مرزی دیگر نظر نداشته باشند از بغداد صرف نظر کرد. دولت لندن در اکتبر 1932 طي شرايطي با استقلال عراق که قبلا به صورت یک کشور نبود موافقت کرده بود که يکي از اين شرايط ادامه استقرار پايگاههاي نظامي انگلستان در آن کشور و آزادي نقل و انتقال نيروهاي آن دولت در خاک عراق بود.

در سال 1941 نیروهای نظامی انگلستان از خاک عراق به ایران تعرض کردند و میهن مارا به اشغال نظامی خود درآوردند.

دولت لندن که از یکپارچه کردن سه ایالت سابق امپراتوری عثمانی کشور عراق را بوجود آورده بود يک اميرزاده حجاز را پادشاه آن کرده بود که سلطنت تا سال 1958 (کودتای عبدالکریم قاسم) در اين خانواده باقي بود.

مرزهاي كشورهاي عربي شرق سوئز، پس از جنگ جهاني اول به تدريج توسط انگلستان تعيين شده و اردن و عراق و ... دستپخت لندن هستند. عراق در بهار سال 2003 به اشغال نظامی آمریکا درآمده و نیروهای نظامی آن هنوز در عراق استقرار دارند.

 

2005م:ژنرال جورج كيسي فرمانده نيروهاي آمريکايي در عراق يکم اكتبر 2005 در جلسه سناي آمريكا كه به منظور حقيقت يابي، وي را احضار كرده بود گفت:

«ما سعي خودمان را در آموزش نظاميان عراقي مي كنيم ولي بايد بگويم كه در حال حاضر (اکتبر 2005) تنها يك گردان عراقي مي تواند بدون كمك نظاميان ما و به تنهايي دست به عمليات بزند و ديدم كه در "تل عفر" اين كار را كرد. آمريكا هم اكنون (اکتبر 2005) در عراق 149 هزار نيرو دارد كه در روزهاي آتي به دليل انجام رفراندوم (درعراق) بايد بر شمار آنان موقتا بيافزاييم.».

وي در اين باره كه چرا آماده كردن عراقي ها به صورت افراد رزمي واقعي به كندي پيش مي رود توضيح بيشتري نداده بود.

 

ژنرال جورج كيسي

 

2005م:والري چهار ساله 28 سپتامبر 2005، يك ساعت پس از نيمه شب در خيابان 76 محله كويينز شهر نيويورك شيون كنان و لرزان به در ورودي خانه اي مشت كوبيد. چون ساكنان خانه در خواب بودند جيغ ها زد تا بيدار شدند و در را برويش گشودند. مادرش را خواست گفتند كه او را نمي شناسند. والري گفت كه «سزار» او را سر خيابان از اتومبيلش پياده كرد و گفت كه مادرش مونيكا در اينجا است و رفت. صاحب خانه نسبت به وضعيت مشكوك شد و جريان را به پليس اطلاع داد. كودك به پليس گفت كه آدرس خانه را نمي داند، اسم خانوادگي اش را هم بلد نيست و فقط مي داند كه مادرش شبها در رستوران كار مي كند و دير به خانه مي آيد و «سزار» دوست پسر مادرش در غياب او از وي مواظبت مي كند. پدرش مدتي است رفته و او نام پدر را نمي داند. پليس راهي نداشت جز اين كه گزارشگران تلويزيونها را دعوت كند تا با كودك مصاحبه كنند و پخش شود تا شايد كسي به سراغش آيد.

با اين كه چند شب متوالي اين گزارش دلخراش با حرفهاي كودكانه والري از شبكه ها پخش شد و او مادرش را طلبيد، پاسخي نيامد. تنها يك نفر تلفن كرد كه چنين كودكي را در يك مجتمع مسكوني در خيابان 66 ديده بود.

پليس به آن آپارتمان مراجعه كرد كسي آنجا نبود و مدير مجتمع گفت كه در آن آپارتمان مونيكاي 26 ساله (عكس مقابل) با دوست پسرش «سزار» و يك كودك دختر زندگي مي كردند و مونيکا در رستواران ... کار مي کرد. پليس به رستوران محل کار مونيکا رفت؛ متصدي رستوران گفت كه وي در آن شب تا ساعت يازده كار كرده بود و مطابق هرشب سزار آمد و او را برد. با اطلاعات به دست آمده و تلاش بيشتر، سزار دستگير شد ولي چيزي به دست نداد، تنها گفت كه مونيكا يك مهاجر بوليويايي است و ....

پليس فورا به سزار ظنين شد زيرا سزار از يك سو گفته بود كه مونيكا و بچه را به فرودگاه كندي برد تا به بوليوي بروند و از سوي ديگر بچه مي گويد كه وي را در خيابان 76 پياده كرد و خانه اي را نشان داد و گفت كه مادرش در آنجاست و رفت. مدير رستوان هم گفته بود كه مونيكا قصد سفر نداشت. كودك همچنين گفته بود كه ساعت 9 شب مي خوابد و از چيزي خبر ندارد. در آن شب «سزار» او را از رختخواب بيرون كشيد و گفت كه بايد پيش مونيكا برويم.

اين رويداد كه چند روز خبر صفحه اول روزنامه ها و از خبرهاي چشمگير تلويزيونهاي آمريكا شده بود منجر به اين شد كه سوم اكتبر «سزار» دوست مونيكا رسما متهم به قتل او و رها ساختن كودك خردسال شود و تسليم دادگاه گردد.

 

والري

 

0: سال 42 پيش از ميلاد كاسيوس يكي از دو مقامي كه در توطئه قتل سزار ژوليوس در سناي روم شركت كرده بود پس از شكست نيروهايش در مقدونيه (در نزديكي شهر فيليپي) از نظاميان مشترك اكتاويان (پسر خوانده سزار و ماركوس آنتونيوس دوست سزار) خودكشي كرد و چهار روز پس از اين نيز بروتوس در همان محل در پي شكست نيروهايش دست به خودكشي زد تا دستگير و محاكمه نشود.

331: "تان گون Tangun " که شبه جزيره كره را به صورت يك خطه پادشاهي به نام چوسون Chosun در آورد لقب بنيادگذار كشور واحد كره گرفت . مورخان وي را كوروش كره لقب داده اند.

1605: 1605 ميلادي: "لي تزوچنگ Li Tzucheng" انقلابي چيني به دنيا آمد که به حكومت دودمان سلطنتي مينگ Ming پايان داد.

1929: اتحاديه صربستان، كرواسي و اسلواني «يوگوسلاوي (اسلاو هاي جنوبي)» نام گرفت. روسها ، اسلواك ها، اوكرايني ها، لهستاني و بلاروس ها اسلاوهاي شمالي بشمار مي آيند. بخش يزرگي از ساكنان بلغارستان نيز اسلاو هستند.

1942: دانشمندان آلمان موشك اين كشور به نام «وي ـ 2 V) V، حرف اول واژه آلماني انتقام است)» را كه نخستين موشك باليستيك جهان بشمار مي رود با موفقيت آزمايش كردند كه پس از رسيدن به توليد انبوه، از آن براي حمله به انگلستان و نيروهاي متفقين در بلژيك استفاده شد. هدف هيتلر از ساخت اين موشك اين بود كه بمب اتمي آلمان را كه در دست مطالعه بود حمل كند. سازندگان اين موشك پس از جنگ جهاني دوم به آمريكا منتقل شدند و براي اين كشور موشك باليستيك ساختند

1990: آلمان بار ديگر به صورت واحد درآمد و آلمان شرقي منحل شد. آلمان كه به صورت فدرال اداره مي شود، در سال 1871 صورت واحد به خود گرفته بود كه پس از شكست هيتلر به دو پاره تقسيم شده بود.

1993: اعلام شد كه در جريان حمله نظاميان آمريكايي براي دستگيري محمد فرح عيديد مرد نيرومند سومالي، دو هلي كوپتر آمريكايي ساقط و به سه هلي كوپتر ديگر آسيب وارد آمده و 18 نظامي آمريكايي كشته شده اند. اين زد و خورد ها در شهر «مغديشو» روي داد و سوماليايي ها اجساد دو سرباز آمريكايي را بر زمين كشاندند كه انتشار عكسهاي آنها در رسانه ها باعث شد كه آمريكايي ها به دولت خود فشار وارد آورند تا نيروهايش را از سومالي فراخواند.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------