تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -20 مهر



1350ش:بيستم مهرماه سال 1350 (اكتبر 1971) به مناسبت بيست و پنجمين سده ايجاد دولت مرکزي و تاسيس امپراتوري پهناور پارسيان، بزرگترين كنگره ايران شناسي با شركت تقريبا همه شرق شناسان جهان و مورخان مربوط در ميهن ما گشايش يافت. ايجاد دولت مرکزي ايران به دست کوروش بزرگ (سيروس = سايرس) در اكتبر سال 559 پيش از ميلاد صورت گرفته بود. وي در اکتبر سال 539 و پس از تصرف شهر بابل که 12 و يا 13 اکتبر صورت گرفت تاسيس امپراتوری (ايران واحد بعلاوه سرزمين هاي متصرفي) را اعلام داشت. (بابل در 90 كيلومتري جنوب بغداد امروز و در كنار فرات و مجاورت شهر حلّه واقع شده و تمامي منطقه بابل تا آشورستان - کردستان عراق امروز - از زمان هخامنشيان تا پايان دوران ساسانيان ساتراپي نهم ايران عنوان داشت). شهر بابل (بابيلون = بابيلو) 12 و يا 13 اکتبر سال 539 پيش از ميلاد به دست ارتش ايرانيان افتاد و کوروش بزرگ وارد آن شهر شد و تحقق آرزوي خودرا كه ايجاد امپراتوري پارسيان بود اعلام داشت و تلاشهاي 20 ساله اش براي تحقق آن را برشمرد. در همين شهر بود كه كوروش يهوديان زنداني دولت بابل را آزاد و حقوق انسان را اعلام كرد كه لوح حاوي متن آن از آن زمان تاكنون باقي مانده است.

در سالروز اعلام تحقق آرزوي كوروش به ايجاد امپراتوري ايران، سران كشورهايي كه در سال 1971 و به مناسبت اين سالروز دعوت شده بودند از آرامگاه كوروش بزرگ بنيادگذار ايران (امپراتوري پارسيان) در پاسارگاد ديدن كردند و كوروش را به عنوان مردي آزاده كه همه انسانهارا داراي حقوق و حيثيت برابر اعلام كرده بود و براي تحقق اين امر در صدد ايجاد دولتي جهاني مركب از ملل مشترك المنافع بر آمده بود ستودند. در همين روز، شاه وقت (پهلوي دوم) در برابر گور كوروش نطقي ايراد كرد كه پاراگرافهاي اول و آخر آن از اين قرارند:

كوروش! شاه بزرگ، شاه شاهان، آزاد مرد آزاد مردان و قهرمان تاريخ ايران و جهان، آسوده بخواب؛ زيرا كه ما بيداريم و همواره بيدار خواهيم ماند!.

24 مهرماه همان سال (سه روز بعد) در تخت جمشيد و با حضور سران دعوت شده، مراسم رژه تاريخ ايران برگزار شد. در اين رژه، سربازان با لباس و تجهيزات هر دوره از تاريخ ايران از برابر مدعوين گذشتند و مراسم، با شرح كامل توسط ايرج گرگين مستقيما از تلويزيون پخش شد.

 

کوروش بزرگ

 

1313ش:بيستم مهرماه سال 1313 خورشيدي (11 اكتبر 1934) رضا شاه پهلوي ساختمان باشكوه آرامگاه فردوسي را در توس خراسان طي مراسمي با حضور مستشرقين و ايرانشناسان سراسر جهان، اديبان كشور و مقامات فرهنگي و دولتي گشود.

مورخان متفقا «ابوالقاسم فردوسي» را تنها فرد در سراسر تاريخ بشر خوانده اند كه بدون هرگونه چشمداشت، همه عمر خودرا صرف زنده كردن تاريخ وطن خود (ايران)، خصلت هاي نيك هموطنان (ايرانيان) و زبان نياكان (زبان پارسي) و خدمت بي دريغ به شناساندن فرهنگ و تمدن كهن ميهنش كرد و به نوشته مرحوم دكتر رضا زاده شفق، شصت هزاربيت شعر گفت تا شكوه ايران باقي بماند و باعث افتخار و دلگرمي نسلهاي بعد باشد تا بدانند كه چه ميراثي گرانبها و با عظمت برايشان باقي مانده است و با همه توان بكوشند كه اين ميراث همچنان سربلند و بزرگ و عزيز باقي بماند. فردوسي براي به نظم در آوردن تاريخ ايران، اسناد و نامه هاي فراوان خواند كه خود او گفته است:

«بسي رنج بردم بسي نامه (مكتوب و سند) خواندم ـ زگفتار تازي ( اسنادي كه به زبان عربي نوشته شده بود) و از پهلواني (اسنادي كه به پارسي دوران اشكاني و ساساني بود)».

در آن سال به مناسبت هزار ساله شدن فردوسي كه ايرانيان بايد هميشه مرهون زحمات، احساس و عواطف وطندوستانه اش باشند يك هفته در سراسر كشور جشن گرفته شد و بهترين خيابان و ميدان تهران به اسم او نامگذاري گرديد. در شهرهاي ديگر مدارس و تالارها و خيابانها به نام فردوسي نامگذاري شد و بعدا مدارس تازه ساز و دانشگاه، كه اين قدرشناسي ها باز هم براي مردي كه گفت: چو ايران نباشد تن من مباد و ... و «همه سر به سر تن به كشتن دهيم ـ به از آن كه ايران به دشمن دهيم»، كم است.

در خيابان تخت جمشيد (طالقاني) تهران زيباترين مدرسه نوبنياد كشور به نام فردوسي نامگذاري شد كه درسالهاي 1350 و 51 در زمين اضافي آن اداره كل آموزش و پرورش تهران بنا گرديد.

 

Ferdowsi

 

1331ش:در اين روز در سال 1331 شبكه اي در تهران كشف شد كه اعلام گرديد هدف از ايجاد آن برانداختن حكومت دكتر مصدق بود. با كشف اين شبكه گروهي از افسران ارشد كه دكتر مصدق آنان را بازنشسته كرده بود از جمله سرلشكر حجازي دستگير و بازداشت شدند. برادران رشيديان و عده اي غير نظامي ديگر در ميان بازداشت شدگان بودند. برخي از نمايندگان مجلس و سنا از جمله سرلشكر بازنشسته فضل الله زاهدي نيز متهم به همدستي با اين شبكه شده بودند كه قرار بود پس از سلب مصونيت پارلماني توقيف و پس از تكميل پرونده، احراز مجرميت و صدور كيفرخواست محاكمه شوند. اعلام شده بود كه اين شبكه با نقشه و كمك دستگاه جاسوسي انگلستان ايجاد شده است. با اين كه درباره اين شبكه كه گفته شده بود در صدد جلب برخي روزنامه نگاران هم برآمده بود تبليغ زياد شد، به دليل وجود دوستان متهمان دراطلاعات شهرباني (پليس) و اطلاعات ارتش (ركن 2) اقدام بيشتري صورت نگرفت. « تاريخ » نشان داد كه انگلستان و دولت تازه حزب جمهوريخواه آمريكا (ژنرال آيزنهاور) ده ماه بعد با كمك همين گروه، كودتاي 28 مرداد را به راه انداختند و به عمر حكومت دكتر مصدق پايان دادند.

 

Mosaddegh


1333ش:18 مهر سال 1333 خورشيدي حكم دادگاه بدوي نظامي تهران در روزنامه ها چاپ شد كه به موجب آن دكتر حسين فاطمي، مهندس احمد رضوي كرماني و دكتر علي شايگان از ياران دكتر مصدق به اعدام محكوم شده بودند. اتهام آنان ضديت با سلطنت و اقدام براي حذف شاه اعلام شده بود. اين حکم بعدا در تجديدنظر نظامي نقض شد. مهندس رضوي كرماني (نماينده كرمان) در دوران حكومت دكتر مصدق نايب رئيس مجلس شوراي ملي بود، همين سمتي كه مهندس باهنر (نماينده كرمان) از سال 1383 برعهده گرفته است، با همان وسعت نفوذ.

 

مهندس احمد رضوي كرماني ــ دكتر علي شايگان ــ دكتر حسين فاطمي

 

1334ش: 19مهرماه 1334 (دهم اكتبر 1955) دولت شوروي نسبت به عضويت ايران در اتحاديه نظامي وابسته به غرب معروف به پيمان بغداد كه با هدف ضديت با شوروي و محاصره آن ايجاد شده بود شديدا اعتراض كرد و آن را مغاير با عهدنامه هاي دوجانبه از جمله قرار داد 1921 وپيمان عدم تجاوز منعقده در يكم اكتبر سال 1927 دو دولت خواند و متعاقب آن جنگ تبليغاتي دو كشور آغاز شد. باوجود اين، پارلمان ايران عضويت در پيمان بغداد را كه به خاطر آن جلال بايار رئيس جمهوري تركيه اول مهرماه آن سال به تهران آمده بود تصويب كرد. در سپتامبر 2008 يك مورخ آلماني در تفسير نزديك شدن ايران به روسيه گفته بود: ... و اينك نوبت غرب است كه از ائتلاف تهران و مسكو نگران شود زيرا كه ايران مي تواند پاي روسيه را به خليج فارس، افغانستان، عراق و ... باز كند و كمك كند تا قفقاز جنوبي زير فشار قرارگيرد.


1924م:12 اكتبر 1924 ، آناتول فرانس يكي از پركارترين نويسندگان فرانسه ، عضو آكادمي علوم اين كشور و برنده جايز ه سال 1921 نوبل در ادبيات در گذشت.

داستانهاي آناتول فرانس كه بسال 1844 به دنيا آمده بود و به موازات داستان نويسي، روزنامه نگاري هم مي كرد و درگير امور سياسي نيز بود، از زمان ماجراي دريفوس، بوي سياسي يافت. مهارت و استعداد او در نوشتن كم نظير بود. گاهي طنز سياسي هم مي نوشت. شهرت او در عالم ادبيات با انتشار داستان «جنايت سيلوستر بونار» آغاز شد. داستانهاي ديگر او جزيره پنگوئن، زنبق سرخ ، شورش فرشتگان، كتاب دوست من و ... هستند.

 

آناتول فرانس

 

1904م:بانو دينگ لينگ Ding Ling نويسنده شهير چين 12 اكتبر 1904 به دنيا آمد و 84 سال عمر كرد. وي از جواني و در زماني كه در دانشگاه شانگهاي تحصيل مي كرد به صف چپها پيوست و با روشنفكران راديكال معاشر شد و پيرو مكتب آنارشيستهايي اروپايي گرديد زيرا كه شديدا نگران اوضاع نامساعد وطن و هموطنانش بود و مقامات بالا و زمامداران را مسئول اين دشواري ها مي دانست كه تنها به منافع خود و باقي ماندن بر اريكه قدرت و نان رساني به بستگان و دوستانشان دلبستگي داشتند. وي نخستين داستان خود را تحت عنوان «دوشيزه صوفيا» نوشت كه شرح تفكرات دختري بود كه بر سر دو راهي قرار گرفته بود كه راه رسيدن به سعادت و رفاه شخص خود را در پيش گيرد و يا اين راه كمك به تامين سعادت جامعه و رفاه هموطنان كه به زعم دوشيزه صوفيا، راه نخست «خودخواهي» بود و راه دوم مردمخواهي و انساندوستي. بالاخره راه دوم را انتخاب كرد و .... اين داستان مورد تمجيد روشنفكران و اصحاب نظر قرار گرفت و «دينگ» به محافل سياسي و ادبي جلب شد و با يك نويسنده ازدواج كرد و در سال 1932 به حزب كمونيست پيوست و درباره ظلم هاي اربابان (فئودالها) به كشاورزان در طول تاريخ و لزوم طرد آن روش (نظام)، و انجام اصلاحات ارضي و خودكفا كردن روستاها، داستان «آفتاب بر رودخانه سانگان» را نوشت و به همين گونه داستانهاي ديگر.

با همه وفاداري كه به سوسياليسم داشت و خدماتي كه با قلم خود به انقلاب مائو و ايجاد جمهوري توده اي چين كرده بود، در دوران انقلاب فرهنگي چين وي را تجديد نظر طلب خواندند و مهر هوادار كاپيتاليسم زدند و از نظر انداختند ولي بانو دينگ تا آخرين لحظه حيات ابراز رنجش نكرد و به سوسياليسم و چين وفادار ماند و در آخرين مصاحبه خود گفت كه براي جهان كه نزديك به دو برابر ظرفيت منابع خود جمعيت دارد و نيز فرصت طلبان در همه جوامع براي كسب قدرت لحظه اي ساكت نمي نشينند، براي بشر راه نجاتي جز سوسياليسم در هر شكل آن وجود ندارد.

بانو «آن لين پتريAnn Lane Petry» نويسنده سياهپوست شهير آمريكايي 12 اكتبر 1908 به دنيا آمد و 89 سال عمر كرد. وي كار نويسندگي را از روزنامه نگاري آغاز كرد و براي روزنامه هاي نيويورك گزارش هاي بهداشتي و اكتشافات پزشكي و به بازار آمدن داروهاي تازه را مي نوشت. رفت و آمد او به بيمارستان ها و مشاهده وضعيت مردمي كه پول براي درمان خود نداشتند، وي را داستان نگار كرد. در آن زمان هنوز اصلاحات اجتماعي روزولت و كمكهاي درماني بعمل نيامده بود. نخستين داستان او «خيابان» عنوان داشت كه در آن زمان بيش از يك ميليون نسخه فروش رفت. در اين كتاب كه داستان يك زن كارگر بود كه بايد به تنهايي پسرش را بزرگ مي كرد و ضمن اين داستان انواع بي عدالتي ها و ضعف هاي جامعه آمريكا تشريح شده بود كه كمك بزرگي به اصلاح وضعيت شد. كتابهاي مهم ديگر بانو «آن لين» عبارتند از: هاريت، تي تويا، زني از مزرعه، فرار در زير شاسي قطار راه آهن و .... وي كه فارغ التحصيل دانشگاه كلمبيا در رشته نويسندگي داستان (خلاقيت) و بيوگرافي بود چندين بيوگرافي خوب هم نوشته است و اشخاص محبوبي را براي نوشتن بيوگرافي شان انتخاب كرده است.

 

Ding Ling

 

1964م:دانشمندان شوروي 12 اكتبر 1964 سه فضانورد را با سفينه «وسخود ـ 1 (Voskhod - 1)» به فضا فرستادند. اين نخستين بار در تاريخ فضانوردي بود كه با يك سفينه سه فضا نورد به مدار زمين فرستاده مي شدند. سر نشينان اين سفينه «كوماروف، فئوكيستوف و يگورف» بودند.

معلوم نيست كه پس از فروپاشي شوروي، اين همه پيشرفتهاي علمي كه نتيجه شكيبايي مردم اين اتحاديه از تقاضاي برخوردار شدن بيشتر از رفاه زندگاني بود، چه شد ؛ دفعتا همه صداها خاموش شد!.

 

وسخود ـ 1

 

1347ش:امروز زادروز مهران کرمي است که در سال 1347 به دنيا آمده و از روزنامه نگاران موفق نسل نوين ايران است. مهران پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي از سال 1373 کار روزنامه نگاري را از راديو - تلويزيون آغاز کرد و در سال 1377 به روزنامه ها آمد و پس از تاسيس روزنامه شرق در شهريور 1382 با سمت معاونت سردبير اين روزنامه کار خود را دنبال کرد. در اين سمت، مهران مسئوليت نيمي از مطالب روزنامه شرق را برعهده داشت. بعضي روزها هم سرمقاله هاي "شرق" را مي نوشت که خواندن آنها نشان مي داد که نويسنده در رعايت قواعد مقاله نويسي مهارت کامل دارد و درباره موضوع مقاله، اطلاعات گسترده به دست آورده و به آن چه که مي نويسد معتقد است. در پي توقيف شرق، کرمي با همان سمت مدتي در روزنامه اعتماد کار کرد و پس از تجديد انتشار روزنامه "هم ميهن" به آنجا دعوت شد که "هم ميهن" نيز عمري نکرد. از آنجا که غلامحسين کرباسچي ناشر "هم ميهن" دبيرکل حزب کارگزاران است؛ مهران و تيم او به روزنامه کارگزاران ارگان اين حزب منتقل شدند و سردبيري روزنامه کارگزاران به مهران کرمي سپرده شد که در کار خود موفق بود. مهران کرمي در زمستان 1388 در روزنامه پول سرگرم کار شد و پس از رفع توقيف از روزنامه بهار به اين روزنامه منتقل شده است. مهران با اعضاي تحريريه و دبيراني که با او کار مي کنند رفتاري دوستانه دارد و مخالف اديت سنگين مطالب، بدون مشورت با دبير و خبرنگار مربوط است. وي علاقه مندي بيشتري به مطالب سياسي دارد و در زمينه سياست و علم حکومت معلومات و اطلاعات او کامل است. به گفته همکارانش، مهران با يک نگاه خبر را از نظر و تبليغ تشخيص مي دهد. در جامعه مطبوعات ايران، مهران به فردي فروتن و باحوصله معروف است.

 

Mehran Karami

 

1492م:كريستف كلمب (کريستوفر کلمبوس) كه براي يافتن راه دريايي به هند از طريق درياهاي غرب، اروپا را ترك كرده بود 12 اكتبر 1492 (روزي چون امروز در 517 سال پيش) به جزاير آنتيل («باهاما» واقع در آبهاي شمال كوبا) رسيد كه سالروز رسيدن او به قاره اي است كه كه بعدا يك نقشه كش آلماني نام «آمريكا» بر آن نهاد زیرا که امضای امریگو وسپوسی (از همران کلمب در سفرهای آخر) در زیر بیشتر مسیر کشتی ها بود. ورود اروپاییان به آنجا سر آغاز نابودي بيشتر بوميان اين قاره شد. كلمبوس با سرمايه اسپانيا و ازجانب پادشاه اين كشور و در جريان رقابت با پرتغال بر سر تصرف سرزمين هاي دوردست به اين مسافرت دست زده بود. پرتغالي ها قبلا راه دريايي به آسيا از طريق جنوب آفريقا را يافته بودند و پادشاه اسپانيا مي خواست كه راه ديگري به دست آيد. در اسپانيا 12 اكتبر به همين مناسبت روز ملي است و به همين گونه در كشورهاي آمريكايي از جمله ايالت متحده. در دهه يکم قرن 21 که بومیان در چند کشور آمریکای لاتین قدرت را به دست گرفته اند انتقاد از کلمب و سایر استعمارگران اروپایی آمريکا امری عادی شده و به اشاره هوگو چاوز مجسمه های کلمب از چند شهر ونزوئلا برداشته شده است.

 

کلمبوس

 

2005م:در سال 2005 يك پژوهشگر آمريكايي به نام چارلز مان Charles C. Mann كتابي درباره رسيدن اروپاييان به قاره غربي منتشر كرد كه در آن مطالب تازه اي به دست داده شده است ازجمله اين كه مولف ثابت كرده كه هنگام ورود كلمبوس به قاره آمريكا، اين قاره 90 تا 110 ميليون جمعيت داشت (بيش از اروپاي آن زمان). داراي شهرهاي بزرگ، صنعت و كشاورزي، فرهنگ، تمدن چشمگير و حتي تقويم بود. بوميان يا بر اثر ميكربهايي كه از اروپا با مهاجران و حيوانات اهلي اروپا از جمله مرغ و اسب وارد آنجا شده بودند درگذشتند و يا به خاطر طلا و تصاحب اراضي شان كشته شدند.


1939م:دوازدهم اکتبر سال 1939 روزولت رئيس جمهوري وقت آمريكا پيشنهاد هيتلر را رد كرد كه ميان انگلستان و فرانسه از يك سوي و آلمان از سوي ديگر واسطه صلح شود تا خونريزي بيشتري روي ندهد!.

مورخان بي طرف که پس از جنگ جهاني دوم، روي اين پاسخ تامل برانگيز تحقيق کرده اند نوشته اند كه هدف روزولت، ابرقدرت كردن آمريكا بود و حساب کرده بود که تنها يك جنگ بين المللي مي توانست اين هدف را تحقق بخشد. آمريكا از قاره هاي قديم فاصله زياد دارد و با جنگ افزارهاي آن زمان، از يك جنگ جهاني آسيب چنداني نمي ديد. امروزه، موشك است كه فاصله ها را از ميان برداشته است. اگر پاسخ روزولت مثبت بود، شايد جنگ برسر لهستان به آن صورت گسترش نمي يافت و جهاني نمي شد.

پيش بيني روزولت درست بود و آمريكا از ميان ويرانه هاي جنگ جهاني دوم، به صورت يكي از دو ابر قدرت جهان قد علم كرد و با كنار رفتن مسكو از ميدان بازي در آغاز دهه 1990، يكه تاز جهان شد. ولي تحولات سال 2008 نشان داد كه كنار رفتن مسكو موقتي بود لذا اينك همه تلاش غرب براين است كه مانع فعال شدن مجدد دولت مسكو شود.

بايد دانست که پيش از روزولت، دولتين انگلستان و فرانسه هم كه قبلا به آلمان اعلان جنگ داده بودند پيشنهاد صلح هيتلر را ـ پيش از آن كه آتش جنگ ميان آنها روشن شود رد كرده بودند. اعلان جنگ انگلستان و فرانسه به آلمان به خاطر تعرض آلمان به لهستان بود. هدف هيتلر از تعرض به لهستان، بازگرداندن مناطق آلماني بود که فاتحان - پس از شکست آلمان در جنگ جهاني اول از اين کشور جدا کرده و به لهستان داده بودند. هيتلر در صدد متحد ساختن همه آلماني تبارهاي اروپا در زير يک پرچم بود.

 

1983م:دوازدهم اكتبر 1983 تاناكا كاكوئيTanaka Kakuei نخست وزير پيشين ژاپن محكوم به رشوه گيري (پورسانت) از شركت هواپيمايي آمريكايي لاكهيد شد و به چهار سال زندان و بازگرداندن پول به خزانه دولت محكوم گرديد و از فرط اندوه سكته خفيف مغزي كرد و از ناحيه صورت فلج شد و طولي نكشيد كه درگذشت. وي در طول رسيدگي قضايي نيز به دليل افسردگي و اضطراب به الكل پناه برده و در نتيجه به بيماري فشار خون و مرض قند دچار شده بود و حلاوت زندگاني را از دست داده بود.

تاناكا در جريان خريد هواپيماهاي مسافربر از نوع «ال ـ1011 » يك ميليون و هشتصد هزار دلار هديه! گرفته بود. موضوع هنگامي برملاء شد كه ميان كارخانه هاي هواپيماسازي آمريكا اختلاف افتاد و موضوع پورسانت ها در رقابت براي فروش به روزنامه ها درز كرد و سناي آمريكا با توجه به افشاگري روزنامه ها، مديران شركت لاكهيد را احضار و آنان به دادن پورسانت از جمله به تاناكا اعتراف كردند. هنري كيسينجر تلاش بسيار كرد كه روي قضيه سرپوش گذارده شود كه موفق نشد و تاناكا كه در دهه 1970 دو بار نخست وزير ژاپن بود تحت تعقيب قضايي قرار گرفت.

تاناكا كه در نوجواني زندگاني سختي را پشت سر گذارده بود از دهه هاي بعد عمر وارد كار معاملات و مقاطعه كاري شد، سپس وارد سياست شد، در خانواده خود ازدواجهاي سياسي را ترويج داد، با سياستمداران و دولتمردان رفت و آمد كرد و بالاخره به معاونت وزارت دادگستري ژاپن منصوب شد كه در اين سمت براي فيصله دادن به مشكلي، از اتحاديه كارگران معادن زغال سنگ كه با صاحبان آنها اختلاف داشتند معادل 128 هزار دلار رشوه گرفت كه پس از افشاء قضيه، سمت خود را از دست داده و به دنياي معامله گري و مقاطعه كاري باز گشته بود. اين بار با دادن كمك مالي به برخي از احزاب و تبليغات انتخاباتي نامزدهاي معين، بارديگر خود را وارد صحنه كرد و نسل جوان كه از سابقه رشوه گيري او بي خبر بود وي را به مجلس فرستاد و پلكان ترقي را تا نخست وزيري بالا رفت ولي عادت بد خود را فراموش نكرد و از لاكهيد پورسانت گرفت و با اين عمل خود را از همه چيز به هيچ تبديل كرد و ....


2002م:«لويز لولا دا سيلوا » كه در انتخابات اكتبر سال 2002 كشور 176 ميليون نفري برزيل ــ دومين كشور پرجمعيت قاره آمريكا ــ بالا ترين ميزان آراء را به دست آورد و رئيس اين کشور شد در خانواده اي فقير به دنيا آمده بود به گونه اي كه مجبور شد در 12 سالگي خودرا از مدرسه روزانه به شبانه منتقل كند تا بتواند روزها واكسي دوره گرد شود و به مادر كارگرش كه هفت فرزند داشت كمك برساند . اودبيرستان شبانه فني را به اتمام رساند و در يك كارخانه چوب بري و ورق آهن « رنده گر » شد و برادرش به حزب كمونيست پيوست . داسيلوا كه اره كارخانه نيمي از يك انگشت كوچك اورا قطع كرده كارگران كارخانه را تشويق به تاسيس اتحاديه براي دفاع از حقوق خود كرد. نخستين همسرش به دليل نداشتن پول بيمارستان ، هنگام وضع حمل در گذشت و در همين اثناء برادر كمونيستش هم دستگير و شكنجه شد و داسيلوا كه شهرت « اعتصاب راه ا نداز » يافته بود حزب « كارگران » را برپايه افكار تروتسكي ( سوسياليسم انعطاف پذير) تاسيس كرد و پس از اين كه به رياست سنديكاي كارگران فلزكار برزيل انتخاب شد و اندكي بعد هم به زندان افتاد شهرت ملي به دست آورد و هرچه شهرت او بيشتر مي شد بر اعضاي حزبش افزوده مي گرديد .

پس از فروپاشي شوروي و به حالت دفاعي در آمدن سوسياليستها در سراسر جهان ، داسيلوا گفت كه حزب او از اين پس همانند درختي خواهد بود كه تنه اش سوسياليست و شاخه هايش تا حد سوسيال دمكرات انعطاف پذير خواهند بود و با اين عمل روشنفكران ، محيط زيستي ها و بسياري از كسبه جزء را با خودهمراه كرد. وي سپس هدف حزب را عمومي تر كرد كه عبارتست از دفاع از منافع كشور ، رفاه مردم ، ساختن جامعه بدون تبعيض ، مبارزه بي امان با تبه كاري و خيانت و نيز درپيش گرفتن همزيستي با ساير نظامها . شعار او در انتخابات اخير اين بود : به كسي راي دهيد كه گرسنگي خوردن ، فقر و تبعيض را با پوست و گوشت خودلمس كرده باشد .

انتشار بيوگرافي او در استانه انتخابات و توزيع بموقع آن كمك بزرگي به پيروزي اش كرد . داسيلوا مبارزه منفي در انتخابات را تا اين حد كه كارهاي عمومي ناصحيح نامزد رقيب و كارهايي كه مي توانست بكند و نكرد ه اعلام شود تا راي دهندگان روشن باشند و با چشم باز به صندوقهاي راي گيري بروند رد نمي كند .

پيروزي داسيلوا يك معناي بزرگتر هم دارد و آن رد نظام اقتصادي بازار آزاد از سوي برزيلي ها است كه باعث بيكاري ، افزايش قيمتها وتورم پول ( پايين رفتن بهاي برابري پول ملي ) شده است .

 

لويز لولا دا سيلوا


2003م:11 اكتبر سال 2003 كميته نروژي تعيين جوائز سالانه نوبل بانو «شيرين عبادي» حقوقدان ايراني (و در آن زمان 56 ساله) را شايسته دريافت جايزه صلح آن سال اعلام داشت و اضافه كرد كه با توجه به تلاشهاي او در راه تحقق حقوق بشر اين تصميم را گرفته است.

بانو عبادي درست 12 سال پس از اعلام نام بانو «سان سو كي Aung San Suu Kyi» از كشور ميانمار (برمه)، برنده جايزه صلح نوبل شد. در مورد بانو سان سو كي اعلام شده بود كه مبارزاتش در راه تحقق دمكراسي در ميانمار مد نظر بوده و مستحق اين جايزه تشخيص داده شده است.

 

سان سون کي

 

2005م:نيمه اول اكتبر 2005 بانو دكتر «ورا داسVera Duss» معروف به «مادر بنديكتBenedict» در 95 سالگي درگذشت. وي كه يك جراح معروف آمريكايي و فارغ التحصيل دانشكده پزشكي پاريس بود و تخصص جراحي را از آمريكا گرفته بود ناگهان دست از مطب داري كشيد و به صف زنان تارك دنيا پيوست و در ايالت «كانتكتي كت» آمريكا در زميني بزرگ يك صومعه ساخت و در آنجا با دهها زن ديگر كه همانند او تارك دنيا شده بودند به مدت بيش از نيم قرن به مداواي رايگان مردم پرداخت. شمار زنان اين صومعه در دهه يکم قرن 21 و پيش از فوت دکتر داس به 37 تن رسيده بود. اين زنان در زمين صومعه كشاورزي و دامداري هم مي کنند و خودكفا بوده اند.

دكتر بنديكت در يك مصاحبه گفته بود: پس از اين كه همكارانم را ديدم كه از حرفه پزشكي براي جمع مال استفاده مي كنند و عمدتا جوياي پول هستند و به موازات كار پزشكي تجارت هم مي كنند حس كردم كه مادرم نيز به خاطر پول و ماديات و اين كه يك كار پردرآمد داشته و بيكار هم نمانم مرا به دانشكده پزشكي فرستاده بود، نه براي خدمت به خلق و كاستن درد و رنج آنان. بنابراين، از هرچه پول و ماديات متنفر شدم و ترك دنيا كردم و به صومعه و درمان رايگان مردم و خدمت بي دريغ به آنان شتافتم.

با وجود اين كه «مادر بنديكت» در سال 1995 از سوي بازرسان پاپ به عنوان يك فرد «سختگير» نسبت به ساكنان صومعه گزارش شده بود، از اين توصيف نرنجيد و بكار خود تا آخرين روز عمر ادامه داد.

 

دكتر «ورا داسVera Duss»


1285: در مونيخ آلمان 180 يهودي كه حاضر نشده بودند مسيحي شوند اعدام شدند.

1681: درلندن بانويي كه درگير بازي هاي سياسي روز شده بود مجرم شناخته شد و شلاق خورد!.

1870: ژنرال «رابرت لي» فرمانده كل نيروهاي كنفدراسيون آمريكا (جنوبي ها) در جريان جنگهاي داخلي چهار ساله اين كشور در 63 سالگي در گذشت. وي هنگام مرگ رئيس دانشگاهي به نام خود بود كه هنوز باقي است. وي و هيچيك از گردانندگان كنفدراسيون پس از شكست نظامي آن، مجازات نشدند تا خصومت و تفرقه ملي پشت سر گذاشته شود.

1976: در چين، «هوا كئوـ فنگ Hua Cuo - Feng» جانشين مائو اعلام شد كه وي درگذشته بود .

1941: دولت شوروي به علت رسيدن نيروهاي آلمان به 44 كيلومتري مسكو، پايتخت را به منطقه ولگا و كودكان و نوجوانان را به شرق روسيه منتقل كرد.

2000: گروهي كه بعدا معلوم شد وابسته به القاعده هستند ناوشكن آمريكايي «كول» را در ساحل يمن منفجر ساختند كه ضمن آن 17 نظامي آن كشور كشته و 39 تن ديگر مجروح شدند.

2002: در دو انفجار كه در دو «بار شبانه» در جزيره توريستي بالي (اندونزي) روي داد 202 تن كشته و 300 نفر ديگر مجروح شدند. به مناسبت سالروز اين رويداد، ديروز گروهي از مردم بالي دست به تظاهرات زدند و در اطراف زندان اجتماع كردند كه پليس پنج متهم اين حادثه را كه در زندان بودند با هلي كوپتر به جاي ديگري منتقل كرد. اخيرا سه انفجار مشابه و مرگبار ديگر در اين جزيره روي داده است.

منبع:iranianshistoryonthisday.com
مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------