اشک و شادی در آیین جمعی موسیقی



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

به گزارش شرق،بعدازظهر پنجشنبه در موزه هنرهای معاصر تهران رویدادی برگزار شد که پس از چند ماه سوگ و جنگ، مورد استقبال قرار گرفت و مردم حاضر در رویداد را با احساسات متناقضی از اشک و شادی روبه‌رو کرد. در این رویداد که نمایشگاهی از اجرای زنده گروه‌های موسیقی جنوب ایران، ساحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان بود، گروه‌های مختلفی از جنوب ایران حضور داشتند و قطعاتی را با استفاده از سازهای الهام‌گرفته از دوران باستان تا دوران معاصر این منطقه نواختند.

 

این گروه‌ها نه به شیوه کنسرت‌های متعارف در یک مکان استاندارد، بلکه به شکل نمایشگاهی، هر‌کدام در غرفه‌ای در بخشی از سالن‌های موزه مستقر بودند و با رسیدن جمعیت، اجرای خود را آغاز می‌کردند. مخاطبان آزادانه میان غرفه‌ها حرکت می‌کردند و هر بار با ریتم، صدا و فضایی متفاوت روبه‌رو می‌شدند.

 

آغاز برنامه اگرچه با اجرایی ویژه از ساز «نفیر» توسط گروه بزرگی از نوازندگان در حیاط موزه هنرهای معاصر همراه بود، اما ساختار کلی برنامه سیال و شناور طراحی شده بود. مردم تا ساعت‌ها به موزه می‌آمدند و اجراها در غرفه‌های مختلف به نوبت تکرار می‌شد. به همین دلیل، رویداد بیشتر به تجربه‌ای زنده و آیینی شباهت داشت تا کنسرتی با آغاز و پایان مشخص.

 

اگرچه فضای سالن‌ها گرم بود، جمعیت فشرده ایستاده بودند و حرکت در میان غرفه‌ها آسان نبود، اما این مسئله مانع از استقبال مردم و همراهی با حال و هوای قطعه‌ها نشد. انگار این ازدحام و ماندن طولانی نشان می‌داد که پس از ماه‌ها فشار روحی، چه نیاز شدیدی به چنین تجربه جمعی‌ای وجود دارد.

 

این رویداد با طراحی و دبیری محسن شریفیان و مدیریت پروژه‌ای علی مغازه‌ای و با محوریت «صداهای جنوب؛ با درنگی بر موسیقی جنوب ایران» برگزار شد. در این برنامه، گروه‌های مختلفی از جنوب کشور حضور داشتند و قطعاتی را با استفاده از سازهایی همچون نی‌انبان، نی‌جفتی، دمام، دهل و دیگر سازهای کوبه‌ای و بادی محلی اجرا کردند؛ سازهایی که هرکدام بخشی از حافظه تاریخی، آیینی و دریایی این منطقه را با خود حمل می‌کنند.

 

موسیقی جنوب ایران تلفیقی از چند سنت موسیقایی است؛ آمیزه‌ای از فرهنگ ایرانی، عربی، آفریقایی و دریایی که طی قرن‌ها دادوستد، مهاجرت و رفت‌وآمد در سواحل خلیج فارس و دریای عمان شکل گرفته است. به همین دلیل، این موسیقی علاوه بر ریتم‌های تند و پرتحرک، نوعی حس جمعی و آیینی نیز در خود دارد؛ موسیقی‌ای که بیش از آنکه فردی باشد، برای جمع، مشارکت و همراهی ساخته شده است.

 

به‌ویژه قطعه‌ پایانی که محسن شریفیان در کنار حوض سیاه اجرا کرد، حال‌وهوایی کاملا سوگوارانه داشت؛ اجرایی که در میان هیاهوی ریتم‌ها و شور جمعیت، ناگهان لحن دیگری به فضا می‌بخشید و اندوه ماه‌های گذشته را به یاد می‌آورد. گویی موسیقی جنوب، در کنار سرزندگی‌اش، هنوز حامل حافظه رنج و فقدان نیز بود.

 

درباره ویژگی‌های هنری این رویداد می‌توان نقد و بررسی‌های فراوانی انجام داد؛ هم درباره کیفیت اجراها و هم درباره شیوه برگزاری، ازدحام جمعیت یا گرمای سالن‌ها. اما این نمایشگاه وجهی اجتماعی داشت که به نظر می‌رسید بر وجه صرفا هنری آن غلبه می‌کند.

 

این برنامه در زمانی برگزار ‌شد که جامعه ایران ماه‌ها درگیر جنگ، سوگ، اضطراب و اعتراضات بوده است. از این منظر، نیاز به رویدادی از این جنس کاملا احساس می‌شد؛ رویدادی که مردم بتوانند برای ساعتی کنار یکدیگر بایستند، موسیقی بشنوند، حرکت کنند و دوباره حس حضور جمعی را تجربه کنند.

 

با این حال، این برنامه با یک کنسرت معمول تفاوت داشت؛ بیشتر شبیه نمایشگاهی زنده از صداها، سازها و گروه‌های مختلف بود. مخاطبان در سالن حرکت می‌کردند، میان اجراها جابه‌جا می‌شدند و هر گوشه با حال‌وهوایی متفاوت روبه‌رو می‌شدند. در لحظاتی، فضای موزه بیشتر به یک آیین جمعی شباهت پیدا می‌کرد تا یک اجرای رسمی صحنه‌ای.

 

شاید همین ویژگی بود که باعث می‌شد بسیاری از حاضران، فارغ از داوری هنری، با شور و هیجان در فضا بمانند؛ برخی همراه موسیقی دست می‌زدند، برخی فیلم می‌گرفتند و برخی تنها لبخند می‌زدند. پس از ماه‌ها اخبار تلخ و فضای سنگین اجتماعی، همین بازگشت صدا، ریتم و جمع، برای بسیاری غنیمت بود. مخاطبان آن نیز متفاوت بودند، از هر سنی می‌شد فردی را دید؛ پدر و مادری که فرزند یک‌ساله خود را همراه کالسکه آورده بودند و کودک شاید اولین اجرای زنده موسیقی را تجربه می‌کرد، کودکانی که آن وسط می‌دویدند و هنگامی که موسیقی آغاز می‌شد با اشتیاق به تماشا می‌ایستادند یا زنان و مردانی که در تاریکی برخی غرفه‌ها آرام‌آرام اشک می‌ریختند.

 

لحظه‌هایی نیز منحصربه‌فرد بود و شاید بارها تجربه شده بود، اما این بار و پس از دو جنگ حال و هوایی دیگر داشت. لحظه‌هایی مانند وقتی که مخاطبان دور تا دور حوض سیاه ایستادند و با موسیقی هم به وجد آمدند و هم سوگواری کردند. قدرت موسیقی جنوب شاید در همین باشد؛ با یک قطعه سر را به شادی تکان می‌دهی و در قطعه‌ای دیگر همراه با تکان‌دادن سر، اشک‌هایت هم سرازیر می‌شود.

 

این دومین تجربه از این دست بود که موسیقی و فضا در موزه هنرهای معاصر ترکیب می‌شد. بار اول بعد از جنگ ۱۲‌‌روزه ‌موسیقی مدرن ‌ در گوشه‌‌‌‌گوشه موزه هنرهای معاصر ‌اجرا‌ شد‌ و این بار نیز از حیاط و پشت‌بام موزه هنرهای معاصر که نفیرزنان ایستاده بودند‌ تا غرفه‌های مختلف که محل اجرای قطعه‌های مختلف جنوب شد.

 

موزه هنرهای معاصر تهران نیز در سال‌های اخیر تلاش کرده است بیش از گذشته به فضایی برای تجربه‌های میان‌رشته‌ای هنری تبدیل شود؛ فضایی که هم از نوآوری‌های جهان هنر بهره بگیرد و هم متناسب با نام خود، «هنرهای معاصر» را در معنایی گسترده‌تر در بر بگیرد؛ جایی که موسیقی، اجرا، ویدئوآرت و هنرهای نمایشی بتوانند در کنار هنرهای تجسمی حضور پیدا کنند. این رویداد را نیز می‌توان در ادامه همین تجربه‌ها دید؛ تلاشی برای بیرون‌آوردن موسیقی از قالب متعارف صحنه و تبدیل آن به تجربه‌ای سیال، چندمرکزی و زنده؛ تجربه‌ای که در آن مخاطب صرفا تماشاگر نیست، بلکه بخشی از جریان حرکت، صدا و حضور جمعی است.

 

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------