مردی که سعی کرد خرس باشد
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : دوشنبه, ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ ۱۳:۱۵

تصور کنید یک مرد تصمیم میگیرد خودش را به طور کامل از تمدن و دنیای مدرنیته دور کند و به منطقهای حفاظت شده در آلاسکا، به هدف زندگی کنار خرسهای گریزلی که از خطرناکترین نوع خرسها هستند، برود. فردی به نام «تیموتی تردول» که خودش را حامی طبیعت میدانست، ۱۳ تابستان را در میان خرسهای قهوهای پارک ملی «کاتمای آلاسکا» (Katmai National Park and Preserve) زندگی کرد.
منطقهای که بیش از ۳۵ هزار خرس در آنجا زندگی میکرد. او در تمام این مدت از خودش و حیوانات اطرافش فیلم میگرفت تا آگاهی مردم را نسبت به خطری که به باور او جمعیت خرسها را تهدید میکرد، بالا ببرد. کارگردان آلمانی این مستند «ورنر هرتزوگ» به مهارت از فیلمهای شخصی تردول استفاده کرده که محبت عمیق او به خرسها را نشان میدهد؛ خرسهایی که برایشان نام انتخاب میکرد و اصرار داشت با او دوست هستند.
هرتزوگ سراغ فردی رفته که آزادی و معنای زندگی رو در «خرس بودن» و زندگی در کنار خرسها میدید، کسی که لمسکردن مدفوع خرسها برایش مایهٔ آرامش بود. مردی که برای جلوگیری از نابودی زیستگاه خرسهای گریزلی در طبیعت و بین خرسها میزیست. کسی که خود را دوست خرسها خطاب میکرد؛ اما به این معنا نبود که خرسها هم او را دوست خود بدانند.
فردی که عشق نادرستش به خرسها در نهایت باعث مرگش شد. اما این فیلم مستند با حماقت تردول با احترام برخورد میکند. او را بر اساس معیارهای خودش قضاوت میکند؛ بهعنوان مردی که مطمئن است کار درستی انجام میدهد. برای تردول حضور در حیاتوحش بیش از آنکه نگاه به طبیعت وحشی باشد، نگاه باطنی به درون خود او و طبیعت اوست.
از همان ثانیههای اول، میدانیم تردول، خشونت طبیعت و غریزه حیوانات رو پذیرفته که در میان خرسهای گریزلی آلاسکا پناه گرفته. برای مخاطب این همنشینی بین انسان و خرس غیرعاقلانه است؛ اما برای بیش از نیمی از فیلم، کارگردان مستند ما را دعوت میکند تا جهانبینی، استعدادها و عشق تردول را درک کنیم؛ چیزهایی که کارگردان از آرشیو ۱۰۰ ساعتهای که تردول از خود به جا گذاشته بود، بیرون کشید و با مصاحبه و صحبت با خانواده و دوستان نزدیک او سعی کرد مخاطب درک بهتری از دنیای تردول داشته باشد. روند فیلمهایی که از خود تیمی تردول بهجایمانده، به طرز غریبی خودشناسانه است.
فیلمها و صحبتهایی که از خودش ضبط کرده، کاملاً جنبهٔ بازشناسی و بازآفرینی خود تردول را دارند. این فیلمها هم مثل خودش، طبیعتی ابتدایی و بکر دارند. نوعی از تنهایی روانی که در آنها، شکلی از آزادی قابلکشف وجود دارد.
هرتزوگ کارگردان این مستند هم با روایت آلمانیوار خودش به ما میگوید در فراسوی یک فیلم حیاتوحش، در فیلمهای خام او، داستانی از زیبایی و عشق شگفتانگیز او به خرسها نهفته بود. گویی تمایلی در او وجود داشت که از مرزهای انسان بودنش خارج شود و با خرسها پیوند بخورد. تردول دست دراز کرد تا مواجههای اولیه با طبیعت را تجربه کند. ما در این مستند با تقابل رویکرد رمانتیک و شاعرانهٔ تردول به طبیعت و نگاه فلسفی هرتزوگ که بیرحمی و بیتفاوتی طبیعت نسبت به انسان را نمایان میکند، مواجهیم.
پیام ما











