۱۲ فیلم ابرقهرمانی با ریشههای وسترن و سامورایی؛ از لوگان تا ددپول
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۴۰۵ ۱۵:۱۱

به گزارش گیمفا، میتوان بخشی از سینمای ابرقهرمانی را از دریچه الگوهای وسترن و سامورایی بررسی کرد. این نگاه، طبقهبندی قطعی ژانری یا ادعای اقتباس رسمی همه آثار نیست؛ پرسش آن است که یک قهرمان چگونه میان قانون، انتخاب فردی، وفاداری و محافظت از دیگران تصمیم میگیرد. تنهایی، مأموریت آخر، آموزش جنگجو و گرد هم آمدن افراد ناسازگار، محورهای مشترک این مقایسهاند.
قهرمانان تنها و مسئله وظیفه


لوگان، محصول ۲۰۱۷، وولورین فرسوده را در موقعیت محافظت از لورا قرار میدهد. سفر جادهای و بازگشت ناگزیر او به مبارزه، زمینه مقایسه با شینِ ۱۹۵۳ و شمایل جنگجوی بیارباب را فراهم میکند. رابطه لوگان و لورا نیز به آموزش نسل بعد پیوند میخورد.

ولورینِ ۲۰۱۳ با انتقال شخصیت به ژاپن، افتخار، تعهد خانوادگی و رویارویی با سامورایی نقرهای را در مرکز ماجرا قرار میدهد. در اینجا، حضور یوکیو و شینگن و فضای شمشیرزنی، امکان خواندن داستان در سنت جیدایگکی را تقویت میکند.

در گوست رایدرِ ۲۰۰۷، جانی بلیز پس از معامله برای نجات پدرش، با پیامدهای آن روبهرو میشود. جاده و موتورسیکلت، نقشی مشابه مسیر و مرکب قهرمان وسترن دارند؛ محافظت از بیگناهان نیز در برابر فرمانبرداری از نیروی اهریمنی قرار میگیرد.

مرد پولادینِ ۲۰۱۳، سرگردانی کلارک کنت، مزرعه کانزاس و مسئولیت او در برابر انسانها را کنار میراث کریپتون میگذارد. تقابل با ژنرال زاد، انتخاب میان دو برداشت متفاوت از قدرت و تعهد را برجسته میکند.

گروهی از جنگجویان برای دفاع از دیگران

در نگهبانان کهکشانِ ۲۰۱۴، پیتر کوییل، گامورا، دراکس، راکت و گروت با انگیزههای متفاوت کنار هم قرار میگیرند. تبدیل همراهی موقت آنها به پیوندی پایدار، وجهی است که با گروه یاغیان در وسترن فضایی قابل مقایسه است.

انتقامجویانِ ۲۰۱۲، مجموعهای از قهرمانان ناسازگار را زیر هدایت نیک فیوری به دفاع از نیویورک میرساند. شباهت مورد بحث با هفت سامورایی و هفت دلاور، در منطق گردآوردن تواناییهای متفاوت برای دفاع جمعی است، نه یکسان بودن شخصیتها و رویدادها.
لیگ عدالتِ ۲۰۱۷ نیز با تلاش بتمن برای جمع کردن قهرمانان و مقابله با استپنولف پیش میرود. کنار هم قرار گرفتن مهارتها و فداکاری برای نجات زمین، همان محور دفاع گروهی را در ابعادی دیگر مطرح میکند.

بتمن؛ آموزش، انتخاب و بازگشت به شهر

بتمن نینجا، محصول ۲۰۱۸، شخصیتها را به ژاپن قرن شانزدهم میبرد. فاصله گرفتن بتمن از ابزارهای همیشگی و مواجهه با اربابان جنگ، این اثر را آشکارتر از دیگر نمونهها به فضای سامورایی نزدیک میکند.

در بتمن آغاز میکندِ ۲۰۰۵، آموزش بروس وین در لیگ سایهها و اختلاف او با راسالغول، زمینه بحث استاد و شاگرد و انتخاب یک روش مستقل را میسازد. بازگشت به گاتهام نیز مسئله مقابله با فساد و تفاوت عدالت با انتقام را پیش میکشد.

شوالیه تاریکی برمیخیزدِ ۲۰۱۲، بازگشت قهرمانی آسیبدیده برای نجات شهری تحت سلطه بین را روایت میکند. محاصره شهر و هزینهای که نجات آن بر قهرمان تحمیل میکند، محور مقایسه با وسترنهای محاصرهای مانند ریو براوو است.

قانون، شاگرد و انتقام

درِد، محصول ۲۰۱۲، قاضی درِد و آندرسونِ تازهکار را در برج پیچتریز مقابل باند ما-ما قرار میدهد. فضای بسته برج، اجرای وظیفه و رابطه فرد باتجربه با شاگرد، عناصر اصلی این خوانش هستند.

دِدپولِ ۲۰۱۶ نیز با وجود طنز و شوخیهای خودآگاه، بر انتقام و رویارویی وید ویلسون با دشمنانش استوار است. کاتانا و نبرد نهایی، امکان مقایسه با جنگجوی مستقل و دوئل را ایجاد میکنند؛ در این برداشت، از نابخشوده نیز بهعنوان مرجعی برای مقایسه یاد شده است.

آنچه این آثار را کنار هم قرار میدهد، تکرار یک لباس یا سلاح نیست، بلکه وضعیت تصمیمگیری قهرمان است: گاهی فردی تنها باید مسئولیت دیگران را بپذیرد و گاهی چند شخصیت متفاوت ناچارند برای هدفی مشترک همکاری کنند. چنین شباهتهایی، یک راه خواندن فیلمهاست و جای ویژگیها و تفاوتهای مستقل هر اثر را نمیگیرد.
| فیلم | سال انتشار |
|---|---|
| Logan | ۲۰۱۷ |
| The Wolverine | ۲۰۱۳ |
| Ghost Rider | ۲۰۰۷ |
| Man of Steel | ۲۰۱۳ |
| Guardians of the Galaxy | ۲۰۱۴ |
| The Avengers | ۲۰۱۲ |
| Justice League | ۲۰۱۷ |
| Batman Ninja | ۲۰۱۸ |
| Batman Begins | ۲۰۰۵ |
| The Dark Knight Rises | ۲۰۱۲ |
| Dredd | ۲۰۱۲ |
| Deadpool | ۲۰۱۶ |










