از ایران‌مال تا سقوط تولید



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
فعالان صنعتی با نگرانی از آینده ایران در شرایط «نه جنگ، نه صلح» و ابهام در مذاکرات، بر لزوم تغییر در سیاست‌های اقتصادی و تمرکز بر توسعه صنعتی تاکید دارند.

 جهان صنعت: یک‌ماه بعد از آتش‌بس در شرایط «نه جنگ، نه صلح» آنچه بیش از همه صنعت و فعالان صنعتی را نگران کرده ابهام از آینده است؛ ابهامی که از سرنوشت مذاکرات سیاسی تا وضعیت انرژی، صادرات، تامین مالی و حتی ادامه فعالیت واحدهای تولیدی را دربر گرفته است. حالا بسیاری از صاحبان صنایع و تولیدکنندگان هر تصمیم و برنامه‌ریزی برای سال‌جاری را به‌نتیجه مذاکرات و چشم‌انداز ثبات در منطقه گره زدند.

 

در هفته‌های گذشته حملات به‌برخی زیرساخت‌های انرژی و نگرانی‌ها درباره وضعیت مجتمع‌های صنعتی و پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه درکنار تداوم بحران برق و کمبود گاز باردیگر این‌سوال را پیش روی فعالان اقتصادی قرار داده که آیا صنعت ایران توان عبور از این‌دوره پرریسک را خواهد داشت یا نه. همزمان ناترازی مزمن برق، کاهش ظرفیت تولید در برخی صنایع و فشار مضاعف شبکه بانکی و مالیاتی بر واحدهای تولیدی باعث شده فضای صنعت بیش از هر زمان دیگری با احتیاط، تعلیق و انتظار همراه شود.

 

با این‌حال نگاهی به‌تجربه جنگ‌های بزرگ دنیا نشان می‌دهد پایان هر جنگ آغاز دوره‌ای طوفانی از بازسازی و توسعه اقتصادی بوده؛ از آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم گرفته تا ویتنامی که امروز به‌یکی از قطب‌های صادرات صنعتی جهان تبدیل شده است.

 

همین مساله باعث شده بخشی از کارشناسان اقتصادی و صنعتی باوجود همه نگرانی‌ها به‌شرایط فعلی نه فقط به‌عنوان یک‌بحران بلکه به‌عنوان فرصتی برای بازنگری در مدل توسعه اقتصادی کشور نگاه کنند؛ فرصتی برای عبور از اقتصاد دولتی، بازتعریف نقش بخش خصوصی و حرکت به‌سمت توسعه صنعتی مبتنی بر فناوری.

 

در همین راستا دکتر هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف و رییس اتحادیه انجمن‌های علمی انرژی ایران در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» تاکید می‌کند که ایران برای عبور از شرایط پساجنگ بیش از هر چیز به‌«انقلاب صنعتی نوین» نیاز دارد؛ مسیری که به‌گفته او بدون کاهش تصدی‌گری دولت، اصلاح ساختار شبکه بانکی و حمایت واقعی از تولید فناورانه دست‌یافتنی نخواهد بود.

 

 آقای دکتر باتوجه به‌تبعات جنگ تحمیلی اخیر، ناترازی‌های مزمن انرژی و آسیب‌هایی که به‌زیرساخت‌هایی مانند ماهشهر و عسلویه وارد شده وضعیت صنعت کشور را چطور ارزیابی می‌کنید و برای عبور از این‌شرایط چه باید کرد؟

 

به نظر من در شرایط حساسی قرار داریم و باید مسائل را با صراحت گفت. زمان پنهان‌کردن مشکلات گذشته است. ابتدا تاکید کنم که من به‌عنوان ذی‌نفع صحبت نمی‌کنم و تنها معیار من منافع ملی است.

 

توجه داشته باشید که جنگ اگر‌ هزار عیب داشته باشد یک‌فایده هم دارد و آن این‌است که جامعه را وادار می‌کند در آینه به‌خودش نگاه کند. جنگ کاستی‌ها را آشکار می‌کند و به‌ما هشدار می‌دهد که باید از همین امروز و نه فردا برای دوران پساجنگ برنامه‌ریزی کنیم. نیروهای نظامی کشور در میدان خود جانانه عمل کردند اما ما که در میدان صنعت و اقتصاد هستیم باید نقش خودمان را ایفا کنیم.

 

مشکل صنعت ایران فقط آسیب‌های اخیر نیست. ما چند دهه است با سیاست‌های نادرست اجازه ندادیم صنعت جان بگیرد و توسعه پیدا کند. اگر تصور کنیم مشکل صنعت فقط جنگ اخیر بوده ساده‌انگارانه نگاه کردیم. مساله اصلی مشکلات ساختاری صنعت است.

 

اخیرا صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی رشد اقتصادی ایران در سال۲۰۲۶ را به‌منفی۶‌درصد کاهش داده است. این‌آمار هشداردهنده بوده اما من این‌شرایط را فقط چالش نمی‌بینم بلکه فرصت هم هست. وقتی ساختمانی تمام شده باشد دیگر اصلاح آن سخت است اما وقتی هنوز در مسیر ساخت هستیم می‌توانیم مسیر را اصلاح کنیم. امروز زمان اصلاح ساختار و تغییر نگاه توسعه‌ای است.

 

 یعنی به‌نظر شما نباید فقط دنبال راه‌حل کوتاه‌مدت برای تابستان و ناترازی برق باشیم؟

 

دقیقا. البته ناترازی برق مساله مهمی است اما نباید همه نگاه ما کوتاه‌مدت باشد. توسعه از جنس کاشتن بذر، روییدن و بالیدن است و زمان می‌برد. ما اگر فقط بخواهیم مشکل تابستان امسال را حل کنیم دوباره از توسعه پایدار غافل می‌شویم.

 

دلیل توسعه‌نیافتگی ما شکست نهاد دولت، جامعه نخبگانی و نهادهای اجتماعی است. ما توسعه را به‌عنوان یک‌پروژه دولتی تعریف کردیم و این‌خطاست. توسعه نباید پروژه دولت باشد. نوسازی و مدرنیزاسیون باید با مشارکت واقعی بخش خصوصی و جامعه صنعتی انجام شود.

 

امروز دولت در رقابت با تولید برای جذب منابع مالی قرار گرفته است. تامین مالی دولت بر تامین مالی تولید مقدم شده و این‌یعنی اقتصاد سرتاپا دولتی شده است. باید به ‌این‌رقابت پایان داد.

 

 شما از «انقلاب صنعتی نوین» صحبت می‌کنید. منظورتان چیست؟

 

حدود شش‌دهه پیش در دهه۴۰ مثلث عالیخانی، یگانه و نیازمند برای نخستین‌بار ایران را در مسیر صنعتی‌شدن قرار دادند. ما هنوز از میوه بذری که آن زمان کاشته شد استفاده می‌کنیم اما امروز دیگر نمی‌توانیم به‌همان دستاوردها اکتفا کنیم.

 

قطار توسعه از ایستگاه حرکت کرده و برای ما توقف نخواهد کرد. اگر بخواهیم سوار قطار جدید توسعه شویم باید بدویم آن‌هم درجهت حرکت قطار. پیش‌نیاز این‌کار دولت توسعه‌گرا، دولت بی‌طرف و تمرکز بر تولید فناورانه است. ما به‌کمتر از یک‌انقلاب صنعتی دوم نیاز نداریم.

 

 با ظرفیت دولت فعلی چنین تحولی ممکن است؟

 

ما نباید منتظر بمانیم شرایط برای توسعه فراهم شود بلکه باید شرایط را فراهم کنیم. آیا دولت فعلی توسعه‌گراست؟ نه. البته منظورم فقط این‌دولت نیست بلکه عموم دولت‌های ما گرفتار روزمرگی هستند و شناخت دقیقی از توسعه ندارند.

 

گام دوم توسعه صنعتی حرکت به‌سمت تولید فناورانه و ارتقای فناوری است. آمار رسمی گمرک نشان می‌دهد ارزش متوسط یک‌تن کالای وارداتی ما نزدیک چهاربرابر یک‌تن کالای صادراتی ماست. سهم صادرات دانش‌محور ما هم حدود یک‌تایک‌ونیم‌درصد بوده و این‌یعنی نگاه ما به‌تولید فناورانه ضعیف است.

 

ما به‌جای اینکه افتخار کنیم چندتن فولاد، سیمان یا مواد خام صادر کردیم باید ببینیم چه میزان ارزش‌افزوده و فناوری صادر کردیم. ذره‌بین را جای غلط گذاشتیم.

 

 نقش دولت در این‌میان چه باید باشد؟

 

ما باید به‌ترکیب خردمندانه‌ای از دولت و بازار برسیم. دولت باید جایی که لازم است نقش‌آفرینی کند و جایی که صلاح اقتصادی ندارد کنار بکشد. دولت کارش بنگاه‌داری نیست.

 

برای مثال شرکت شهرک‌های صنعتی امروز بیشتر شبیه بنگاه معاملات زمین عمل می‌کند. زمین می‌گیرد، قطعه‌بندی می‌کند و می‌فروشد. هدف شهرک صنعتی باید تسهیل توسعه صنعتی باشد و نه درآمدزایی برای دولت.

 

مثال دیگر انرژی خورشیدی است. دولت و صندوق توسعه ملی وارد واردات تجهیزات از چین شدند؛ حتی تجهیزاتی مانند پایه‌های فلزی که در داخل قابل تولید است. این کار صنعت داخلی را تضعیف می‌کند. کار دولت سیاستگذاری، نظارت و تسهیلگری است و نه واردات و اجرا.

 

 پیشنهادهای فوری شما برای حمایت از تولیدکنندگان چیست؟

 

اولین اقدام باید تنفس شش‌ماهه برای پرداخت‌های تولیدکنندگان به‌تامین اجتماعی و مالیات باشد آن‌هم بدون جریمه. حتی بهتر است نگاه تشویقی داشته باشیم. هر تولیدکننده‌ای که از این‌فرصت کمتر استفاده کرد پاداش بگیرد. منظور من تولیدکنندگان کوچک و متوسط و بخش خصوصی واقعی است و نه خصولتی‌ها و حکولتی‌ها.

 

دوم باید جلوی صدور بخشنامه‌های مکرر و عطف‌به‌ماسبق گرفته شود. تولیدکننده نمی‌تواند امروز براساس یک‌قانون واردات انجام دهد و هنگام ترخیص با بخشنامه جدیدی روبه‌رو شود. هر بخشنامه جدید باید حداقل سه‌تاشش‌ماه بعد از ابلاغ اجرایی شود تا فعال اقتصادی فرصت تطبیق داشته باشد.

 

سوم شبکه بانکی باید متحول شود. بانک‌ها باید پول‌های خرد و کلان مردم را جمع کنند و در خدمت تولید قرار دهند و نه بنگاه‌داری. بانک‌ها امروز به‌جای تامین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی درگیر ساخت‌وساز، مال‌سازی و بنگاه‌داری شدند.

 

 شما انتقاد جدی به‌عملکرد بانک‌ها دارید. مساله اصلی کجاست؟

 

بانک‌ها باید محرک تولید باشند اما امروز به‌یکی از موانع تولید تبدیل شدند. پول مردم به‌جای اینکه به‌تولیدکننده برسد صرف پروژه‌هایی مانند مال‌سازی می‌شود. اگر کسی با پول خودش مرکز تجاری بسازد کسی حق اعتراض ندارد اما وقتی پول شبکه بانکی و منابع مردم صرف چنین پروژه‌هایی می‌شود مساله فرق می‌کند.

 

واحدهای تولیدی واقعی زمین، ساختمان، ماشین‌آلات و کارگر دارند اما سرمایه در گردش ندارند. تورم و افزایش نرخ ارز نیاز آنها به‌سرمایه در گردش را بیشتر کرده اما بانک‌ها کمک نمی‌کنند. باید گروهی سالم، عاقل و وطن‌پرست نیاز واقعی صنایع به‌سرمایه در گردش را ارزیابی کنند و منابع بانکی به‌سمت تولید هدایت شود.

 

هر اقدام بانک یا بانک مرکزی علیه واحد تولیدی باید با حکم قضایی باشد. امروز گاهی با یک‌کلیک در بانک یا بانک مرکزی، تولیدکننده‌ای با ده‌ها سال سابقه و صدها کارگر از زندگی ساقط می‌شود و بعد باید سال‌ها بدود تا مشکل را حل کند. این‌روش تولید را نابود می‌کند.

 

 در حوزه مالیاتی هم صنعت با مشکلات بزرگی روبه‌رو است. این‌مشکلات به‌خصوص بعد از جنگ و رکودی که حاکم شده فشار بسیاری بر صنعت وارد کرده است. برای حل این‌مشکل چه پیشنهادی دارید؟

 

مالیات نباید فقط چماق باشد بلکه باید هویج هم داشته باشد! دولت می‌تواند بگوید هر واحد تولیدی که نسبت‌به ‌فصل قبل رشد تولید داشته باشد معافیت مالیاتی گرفته و اگر تولید فناورانه باشد معافیت بیشتری بگیرد. نظام مالیاتی باید تشویقی شود و نه فقط تنبیهی.

 

امروز بخش غیردولتی بخش بزرگی از مالیات اشخاص حقوقی را می‌پردازد اما وقتی نوبت حمایت و رانت می‌شود بخش خصوصی واقعی در آخر صف هم جایی ندارد. این‌منصفانه نیست.

 

 به‌نظر شما بعد از جنگ امکان جهش اقتصادی وجود دارد؟ برخی کشورها مثل ژاپن و آلمان بعد از جنگ رشد کردند.

 

بله اما دولت قوی می‌خواهد. دولت ائتلافی و روزمره‌زده نمی‌تواند چنین کاری کند. ما باید از همین حالا نقشه پساجنگ را تدوین کنیم. روز بعد از پایان جنگ نباید تازه بپرسیم چه کنیم.

 

کشورهایی مثل ژاپن، آلمان، ویتنام و هند نمونه‌های مهمی هستند. ویتنام بعد از جنگ شرایط بسیار سختی داشت اما امروز فقط به‌آمریکا بیش از صد‌میلیارد دلار صادرات دارد. هند هم از فقر گسترده به‌جایگاه اقتصادهای بزرگ جهان رسیده است. بنابراین جهش اقتصادی ممکن است اما باید موانع را برداشت.

 

تحریم مانع است اما همه مشکل تحریم نیست. معتقدم تحریم داخلی یعنی همین ساختار بانکی، اداری و تصمیم‌گیری غلط اثرش در مواردی از تحریم خارجی بیشتر است. تحریم خارجی نباید بهانه‌ای برای توسعه‌نیافتگی شود.

 

  به‌زودی فصل گرم سال شروع می‌شود و از امروز دغدغه دولت تامین برق است؛ چه برای صنایع و چه برای بخش خانگی. از سال گذشته که دولت تصمیم گرفت برای جبران ناترازی‌ها انرژی‌های تجدیدپذیر را توسعه بدهد ازسوی وزارت نیرو وعده‌های بسیاری داده شده ازجمله پایان ناترازی در تابستان امسال. بااین‌وجود گزارش‌ها نشان می‌دهد که این‌وعده امسال هم عملی نخواهد شد به‌خصوص آنکه حالا بخشی از بار تامین برق پتروشیمی‌های آسیب دیده از جنگ هم بر شبکه سراسری افتاده است. شما شرایط پیش‌روی صنعت در تابستان امسال را در حوزه تامین برق چطور می‌بینید؟

 

هرکسی بگوید مشکل برق امسال یا سال بعد به‌طور کامل حل می‌شود وعده عملی نداده است. اگر وضعیت برق بدتر نشده الزاما به‌معنای موفقیت نبوده بلکه ممکن است به‌این دلیل باشد که بخش صنعت در رکود است و مصرفش کاهش یافته است. این‌جای خوشحالی نداشته بلکه جای نگرانی دارد.

 

حدود صد‌هزارمگاوات ظرفیت نیروگاهی ثبت‌شده داشته اما در تابستان چیزی حدود ۶۰تا۶۵‌هزارمگاوات توان واقعی تولید داریم. باید پرسید ۳۵تا۴۰‌درصد ظرفیت کجا می‌رود. بخشی به‌دلیل فرسودگی تجهیزات است، بخشی به‌دلیل کمبود آب در نیروگاه‌های برق‌آبی و بخشی به‌دلیل وابستگی شدید به‌گاز.

 

نمی‌توانیم ناترازی برق را فقط با خورشیدی حل کنیم. برق خورشیدی فقط در ساعاتی از روز تولید می‌شود و بدون ذخیره‌سازی نمی‌تواند برق پایدار بدهد. ذخیره‌سازی هم بسیار گران است.

 

سه‌ماه پیش بررسی کردم که اجرای یک‌مگاوات خورشیدی حدود ۳۰‌میلیاردتومان هزینه داشت اما اگر بخواهیم ذخیره‌سازی کافی اضافه کنیم هزینه به‌حدود ۱۱۰‌میلیاردتومان می‌رسد.

 

راه درست ترکیب خورشیدی و بادی است. ما ظرفیت بادی قابل‌توجهی داریم اما عملا آن را رها کردیم و فقط به‌خورشیدی چسبیدیم. درحالی‌که باد معمولا در ساعت‌هایی تولید بیشتری دارد که خورشیدی افت می‌کند. باید ترکیب بهینه خورشیدی، بادی و مقدار محدودی ذخیره‌سازی طراحی شود.

 

 پس مشکل فقط کمبود تولید برق نیست بلکه مدل حکمرانی انرژی هم مساله دارد؟

 

دقیقا. وزارت نیرو سال‌ها با صنعت قرارداد بسته، حق انشعاب گرفته و هزینه اتصال شبکه را هم از صنعتگر گرفته است. حالا به‌همان صنعتگر می‌گوید برق ندارم و خودت برو برق تامین کن. اگر قرار است صنعتگر خودش برق بسازد پس آن قراردادها و هزینه‌ها چه می‌شود؟ دولت باید از دلالی انرژی خارج شود. بخش خصوصی واقعی باید کنسرسیوم تشکیل دهد و دولت باید تسهیلگر تامین مالی و سیاستگذار باشد. آنچه در برق رخ داده خصوصی‌سازی نبوده بلکه خصوصی‌بازی است.

 

پیشنهاد شما برای عبور صنعت از این‌شرایط چیست؟

 

مسیر توسعه اقتصادی ایران از صنعت می‌گذرد. ما نمی‌توانیم بار اصلی توسعه را بر دوش کشاورزی بگذاریم چون محدودیت آب و خاک داریم. بخش خدمات هم بیش از این‌نمی‌تواند موتور اصلی توسعه باشد. بنابراین صنعت باید محور باشد.

 

ایران عمق صنعتی بالایی دارد. غیر از ترکیه در منطقه کشوری را نمی‌شناسم که چنین عمق صنعتی داشته باشد. حتی معتقدم اگر مسیر درست را برویم می‌توانیم از ترکیه هم جلو بزنیم اما باید نگاه را عوض کنیم. دولت باید از بنگاه‌داری بیرون بیاید، بانک‌ها باید در خدمت تولید قرار بگیرند، مالیات باید تشویقی شود، بخشنامه‌های خلق‌الساعه متوقف شده و تولید فناورانه محور توسعه قرار گیرد.

 

اگر موانع را برداریم می‌توانیم کشور را در مسیر توسعه قرار دهیم. این‌مسیر سخت اما قطعا شدنی است.

 

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    سایر خبرهای داغ

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------