ترامپ از رفع محاصره دریایی میگوید، قالیباف از عدم حمله پیشدستانه و مردم سرگردانند
- مجموعه: اخبار سیاست خارجی
- تاریخ انتشار : شنبه, ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ ۰۸:۳۱

توسعه ایرانی: گزارشها از روندهای دیپلماتیک و پایتختهای تاثیرگذار بر پرونده ایران حکایت از آن دارد که قطار مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن به ایستگاههای پایانی نزدیک شده است، اما سایه سنگین تندروهای داخلی و خارجی همچنان مانع از فرود آمدن قلمها بر روی کاغذ تفاهم میشود.
در حالی که منابع خبری از دستیابی به یک چارچوب توافق در دوحه سخن میگویند، سیگنالهای متناقض از سوی مقامات کاخ سفید و تحرکات مخالفان در داخل کشور، حصول این توافق را که پیوندی مستقیم با معیشت و سرنوشت میانمدت ایران دارد، در هالهای از ابهام فرو برده است. لایههای پنهان مذاکراتی در هشتاد و نهمین روز درگیریهای منطقهای، جهان را در انتظار یک تصمیم بزرگ نگه داشته است.
کلاف سردرگم مذاکرات
بر اساس گزارشهای منتشر شده توسط شبکه انبیسی، مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی سه روز پیش در دوحه بر سر شرایط توافق آتشبس به توافق رسیدند، اما هر دو طرف در اعلام نهایی آن تأخیر میکنند. این خبر در کنار گزارشهای منابع پاکستانی مبنی بر انتخاب اسلامآباد برای امضای تفاهمنامه، موجی از واکنشها را در بازارهای جهانی برانگیخت. با این حال، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با اتخاذ موضعی محتاطانه اعلام کرد که تعیین زمان دقیق برای امضای یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران دشوار است.
او ضمن تأیید پیشرفتهای زیاد در مذاکرات، تأکید کرد که همچنان درباره برخی بندهای پیشنویس توافق، اختلافنظر و رفتوبرگشت وجود دارد. ونس در اظهاراتی که نشاندهنده پیچیدگی وضعیت است، گفت: «این آتشبسها همیشه کمی نامنظم هستند و گاهی اوقات افراد در سطوح پایینتر با افراد در سطوح بالاتر ارتباط ندارند؛ گاهی اوقات اشتباهاتی رخ میدهد، اما حتی وقتی آتشبس برقرار است، همانطور که نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان دیدهایم، گاهی این مسائل کمی شعلهور میشوند.»
در جبهه داخلی ایران نیز فضا به همین اندازه غبارآلود است. محمدباقر قالیباف، سرپرست تیم مذاکره کننده ایران، درباره مذاکرات با آمریکا نوشت:« ما امتیازات را نه با گفت وگو، بلکه با موشکها میگیریم، در مذاکره فقط آنها را تفهیم میکنیم. اعتماد به تضمینها و حرفها نداریم، فقط رفتارها معیار است.
هیچ اقدامی پیش از اقدام طرف مقابل انجام نخواهد شد. پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود.» ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفتگو با ریانووستی با لحنی تند اعلام کرد که آمریکا باید در رفتار خود تجدیدنظر کند، در غیر این صورت موفقیتی حاصل نخواهد شد. او با تأکید بر اینکه مدیریت ایران بر تنگه هرمز ماهیت دائمی دارد، عملاً یکی از اصلیترین نقاط توافق احتمالی را با چالش مواجه کرد.
عزیزی، بیان داشت: «آمریکا همواره بدعهدی کرده است؛ مسبب شرایط امروز خود آمریکاییها هستند. آنچه امروز ایران دنبال میکند، مدیریت هوشمند تنگه هرمز است. اعمال کنترل و ترتیبات ایران در تنگه هرمز ماهیت دائمی دارد و بی تردید مقطعی نیست. ایران قصد ندارد اورانیوم غنی شده خود را به کشور ثالث منتقل کند.» این دست اظهارات در کنار فشارهای طیف نزدیک به ترامپ و تحریکات منطقهای اسرائیل، به باور بسیاری از تحلیلگران، مسیر مذاکرات را گمراه کرده و باعث به تعویق افتادن توافقی شده است که عدم حصول آن تأثیر مستقیم بر سرنوشت اقتصادی ایران خواهد داشت.
نبض بازار در دستان دیپلماسی
واکنش بازارهای جهانی به اخبار واصله از دوحه و اسلامآباد، نشاندهنده اهمیت حیاتی این توافق برای اقتصاد بینالملل است. قیمت نفت برنت با افتی ناگهانی ۵ درصدی به زیر ۹۵ دلار و سپس ۹۰ دلار رسید. الجزیره گزارش داد که قیمتهای آتی نفت کاهش داشته چون بازار به این باور رسیده که «توافق میشود» و تنگه هرمز باز خواهد شد. طبق چارچوب پیشنهادی، ایران در ازای خروج نیروهای نظامی آمریکا و پایان محاصره دریایی، کشتیرانی تجاری را به وضعیت پیش از جنگ بازمیگرداند.
با این حال، تداوم نوسانات و سیگنالهای متناقض دیپلماتیک باعث شد قیمتها پس از مدتی دوباره روند صعودی یابند. تحلیلگران بازار هشدار دادهاند که حتی در صورت حصول توافق، بازگرداندن جریان کامل نفت به شرایط عادی ماهها زمان نیاز دارد و تأخیر در این روند میتواند اقتصاد جهانی را با توجه به افزایش تقاضای تابستانی به نقطه بحرانی برساند.
در این میان، کوروش احمدی، دیپلمات باسابقه، معتقد است که ترامپ به توافقی که بهتر از برجام نباشد تن نخواهد داد، چرا که در غیر این صورت در داخل آمریکا مضحکه خواهد شد. او میگوید: «حتی در صورت شکست مذاکرات نیز احتمال اقدام نظامی بالا نیست. اگرچه هر چیزی ممکن است، اما من در آن صورت احتمال تداوم محاصره دریایی و فشار اقتصادی را بالاتر از احتمال آغاز مجدد جنگ میدانم، زیرا ترامپ جنگ را امتحان کرد و نتیجهای نگرفت و لذا فکر میکنم در صورت طولانی شدن مذاکرات، او احتمالا بیشتر به تداوم فشار اقتصادی تمایل خواهد داشت تا ازسرگیری جنگ.» این در حالی است که پیت هگسث، وزیر جنگ احتمالی، در جمع سربازان آمریکایی با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد: «ایران یا میتواند با یک توافق از طریق مذاکره، کار را به روش درست انجام دهد - یا میتواند با شخص من در سمت چپ معامله کند.»
سد اسرائیل و تندروها در مسیر تفاهم
یکی از بزرگترین موانع در مسیر امضای توافق، نقش پیچیده و چندوجهی اسرائیل است. وال استریت ژورنال به نقل از مقامات ایرانی گزارش داد که تهران نگران است اسرائیل توافق با واشنگتن را از مسیر خود خارج کند. اسرائیل واشنگتن را تحت فشار قرار داده تا اطمینان حاصل کند که میتواند در چارچوب هرگونه توافقی، همچنان آزادانه علیه حزبالله در لبنان اقدام کند. نورالدین الدغیر، خبرنگار الجزیره در تهران، معتقد است اسرائیل بخش بزرگی از موانع را تشکیل میدهد و نقش آن فقط به بحث لبنان ختم نمیشود. این فشارها باعث شده تا ترامپ که تا بعدازظهر پنجشنبه تمایل به امضای توافق داشت، طبق گزارش سیانان به مشاورانش بگوید که برای تصمیمگیری نهایی به چند روز زمان نیاز دارد.
در واشنگتن نیز، صدای اعتراض از درون نزدیکترین حلقههای سیاسی ترامپ بلند شده است. لیندسی گراهام، متحد دیرینه ترامپ، گفت هر توافقی که ایران را در موقعیت قدرت نگه دارد، برای اسرائیل کابوس خواهد بود. تام کاتن، رئیس کمیته اطلاعات سنا، و راجر ویکر، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا نیز هشدار دادند که اعتماد به حسن نیت ایران در آتشبس ۶۰ روزه میتواند فاجعهبار باشد. این فشارها باعث شد ترامپ ناگهان تأکید کند که توافق بدی با ایران امضا نخواهد کرد و از تیم مذاکرهکننده بخواهد عجله نکنند.
گامهای کوچک برای حل بحرانهای بزرگ
بر اساس آنچه از شنیدهها و خبرهای غیررسمی تا به حال پیداست، در تفاهم میان ایران و آمریکا احتمال توافق بر روی مواردی نظیر اعلام توقف جنگ در منطقه، بازگشت وضعیت رفتوآمد در تنگه هرمز با مدیریت ایران و عمان، تغییر شرایط محاصره دریایی ایران، آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده با نقشآفرینی قطر و توقف یا کاهش تحریم فروش نفت وجود دارد. با این حال، نسخههای مختلف منتشر شده از تفاهمنامه یک نقطه اشتراک دارند: «تکلیف همه مسائل اصلی به آینده مذاکرات سپرده شده است». این یعنی چهار مسئله کلیدی: پایان نهایی جنگ، مدیریت تنگه هرمز، پرداخت غرامت و موضوع هستهای، همگی به نتیجه مذاکرات شصت روزه موکول شدهاند.
این رویکرد نگرانیهای بسیاری را در داخل کشور ایجاد کرده است. منتقدان میپرسند بدون حل شدن این مسائل اصلی، باز شدن تنگه هرمز چه معنایی میتواند داشته باشد؟ به خصوص که فاصله حداقل خواستههای ایران با حداقل خواستههای طرف آمریکایی آنقدر زیاد است که بعید است در مهلت شصت روزه اتفاق خاصی بیفتد. برخی تحلیلگران معتقدند هر دو طرف فقط به دنبال خرید زمان هستند. دولت ترامپ میخواهد تصمیم برای آغاز هر جنگ جدیدی را به پس از برگزاری موفق جام جهانی موکول کند و مذاکرهکنندگان ایرانی هم میخواهند با تسهیل شرایط اقتصادی، تابآوری کشور را برای چالشهای آینده بالا ببرند.
پرونده هستهای؛ گرهای که باز نمیشود
پرونده هستهای همچنان اصلیترین مانع توافق محسوب میشود. آمریکا خواهان واگذاری یا نابودی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است، در حالی که تهران میخواهد توان هستهای خود را بهعنوان بخشی از «حق حاکمیتی» حفظ کند. نیویورکتایمز مدعی شده که پیشنویس توافق شامل تعهد دو طرف برای مذاکره درباره سرنوشت حدود ۹۷۰ پوند اورانیوم با قابلیت غنیسازی سریع و ۱۰ تن مواد هستهای دیگر است. ترامپ ابتدا گفته بود این ذخایر باید به آمریکا منتقل شود، اما اخیراً نشانههایی از انعطاف نشان داده و گفته رقیقسازی تحت نظارت بازرسان بینالمللی نیز میتواند قابل قبول باشد، هرچند با انتقال آن به روسیه یا چین مخالف است.
تفاوت مهم با دوران پیش از برجام در این است که برنامه هستهای ایران اکنون بسیار پیشرفتهتر شده و دانش فنی به دست آمده از بینرفتنی نیست. کارشناسان میگویند حتی در صورت توافق، بازگرداندن کامل آن به شرایط پیشین تقریباً غیرممکن است. به همین دلیل، هر توافق احتمالی بیشتر یک «آتشبس ژئوپلیتیکی» خواهد بود تا حل کامل اختلافات. هدف اصلی فعلاً جلوگیری از انفجار دوباره بحران انرژی و خریدن زمان برای مذاکرات طولانیتر است.
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا نیز در تازهترین اظهارات خود گفته است:« کشتیهایی که به دلیل محاصرهای که اکنون آن را لغو خواهیم کرد، در تنگه گیر افتادهاند، میتوانند روند بازگشت را آغاز کنند.» وی همچنین اشارهای به مفاد توافق داشته و اعلام کرده است:« غبار هستهای مدفون در اعماق زمین استخراج خواهد شد. تا اطلاع ثانوی هیچ پولی با ایران رد و بدل نخواهد شد.»
مشوقهای اقتصادی
یکی از شگفتانگیزترین بندهای اضافهشده به پیشنویس جدید، اشاره به ایجاد یک صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران است. مقامهای ایرانی این طرح را نوعی «برنامه بازسازی» توصیف کردهاند که در صورت امضای توافق نهایی به ایران وعده داده خواهد شد. این پیشنهاد که ظاهراً توسط استیو ویتکاف و جرد کوشنر مطرح شده، شامل راهاندازی پروژههای ساختمانی و حضور شرکتهای بزرگ نفت و انرژی آمریکایی در ایران است.
در کنار این، بحث آزادسازی داراییهای مسدود شده نیز داغ است. ایران حدود ۲۴ میلیارد دلار دارایی مسدود شده در بانکهای خارجی دارد و تهران تأکید کرده که مذاکرات معنادار بدون دسترسی به این وجوه آغاز نخواهد شد. تیم ترامپ برای فرار از انتقادات داخلی مبنی بر «باجدهی»، در حال بررسی سازوکارهایی با نقشآفرینی قطر است تا آمریکا مستقیماً متهم به پرداخت نقدی نشود. گفته میشود که ایران خواستار دسترسی به ۲۰ میلیارد دلار از این داراییها در منطقه خاورمیانه است.
راه دشوار پیش رو
دنیس سیترینویج، تحلیلگر ارشد، معتقد است واشنگتن بهدنبال نتایج حداکثری با ابزارهای محدود بود. آمریکا و متحدانش میخواستند تهران عقبنشینی کند، اما حاضر نبودند هزینه یک پروژه تمامعیار برای تغییر نظام را بپردازند. از سوی دیگر، ایران نشان داده است که توان تحمل فشارهای سنگین را دارد. این تابآوری، محاسبات واشنگتن را پیچیدهتر کرده است. حمله به زیرساختهای انرژی ایران میتواند بازار جهانی را دچار شوک کند و همین مسئله نوعی بازدارندگی متقابل ایجاد کرده است.
پرونده توافق ایران و آمریکا اکنون در حساسترین لحظه خود قرار دارد؛ لحظهای که تندروهای دو طرف و بازیگران منطقهای مانند اسرائیل، تمام توان خود را برای جلوگیری از به ثمر رسیدن آن به کار بستهاند. آیا دیپلماسی میتواند از این میدان مین عبور کند یا جهان باید خود را برای دور جدیدی از تنشهای بیسابقه آماده کند؟ پاسخ این سوال شاید در روزهای آینده و با امضا یا عدم امضای پیشنویس دوحه مشخص شود.











