ترامپ به قمار بزرگ دست میزند؟
- مجموعه: اخبار سیاست خارجی
- تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۳۱ تیر ۱۴۰۵ ۱۲:۴۹

جهان صنعت: ترامپ برای شدت بخشیدن به حملات خود علیه مواضع و زیرساختهای ایران بهانه جدیدی پیدا کرده و در پرتو این بهانه، تداوم جنگ و پایان آتشبس را بهکنگره اطلاع داده است.
در واقعیت هیچچیز تغییر نکرده و روشن است که ترامپ به آنچه در جنگ ۴۰روزه دست پیدا نکرد و گمان میکرد با اعمال محاصره دریایی به آن دست خواهد یافت ولی باز هم دست خالی ماند، میخواست با ابزار آتشبس و فریب ایران، آن را حاصل کند که ناکام ماند و اینبار با عصبانیت و ناراحتی بیشتری برای حصول دستاوردی قابل ارائه به رایدهندگان آمریکایی اقدام کرده است.
ترامپ و همکارانش میدانند که تمامی اقداماتی که تاکنون برای کسب یک دستاورد قابل دفاع انجام دادهاند، ثمربخش نبوده و آنچه بهعنوان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی بیان میکنند نزد افکار عمومی ایالاتمتحده و ناظران سیاسی، اصلا مقبولیت ندارد و نداشته است.
چنانکه تاکنون حتی یک کارشناس مستقل یا اعضای مستقل سنا و کنگره از اینکه در پرتو جنگهای بهراه انداخته توسط ترامپ، ایران از داشتن سلاح اتمی محروم شده ابراز خوشحالی نکرده است اما در مقابل رییسجمهور ایالاتمتحده میداند که در اثر گرما و آتش جنگ ۴۰روزه، اژدههای خفته خلیجفارس که قبلا توسط راهبردنویسان آمریکایی و اسرائیلی جدی گرفته نمیشد و اتفاقا در مواردی با طنز و مسخره تحلیل میشد، از خواب بیدار شده و نقشآفرینی میکند.
کاخ سفید و متحدانش بهخوبی میدانند که به خواب بردن این اژدهای خفته دیگر ممکن نیست و بهجای لالایی گفتن برای خواباندن این اژدها باید افسار آن را خودشان به دست گیرند یا دستکم این افسار را از جنگ ایران خارج کنند.
تمام فعالیتهایی که ترامپ در دوران توقف جنگ، محاصره دریایی، آتشبس و اجرای توافقنامه و اکنون جنگ پس از پایان آتشبس انجام داده و میدهد با هدف خارجکردن حاکمیت و مدیریت ایران بر تنگههرمز و خلیجفارس است.
از ابتدا هم اگرچه این هدف بهصراحت از سوی مقامات کاخ سفید بیان نمیشد اما ایجاد کریدور جنوبی تنگه هرمز با تحت فشار گذاشتن عمان برای سکوت و همراهی با ایالاتمتحده و پاسخهایی که در این موضوع ایالاتمتحده به حملات ایران به شناورهای عبورکننده از کریدور جنوبی داده است، همه در جهت وادارکردن ایران از اعمال حاکمیت و مدیریت بر تنگه هرمز بوده است.
رهبر کاخ سفید به خوبی میداند که با تداوم حاکمیت تهران و نظامیانش بر این تنگه، همواره شمشیری آویخته در بالای سرش وجود خواهد داشت که با اشاره مقامات ایرانی، این شمشیر رها خواهد شد و مغز ترامپ را به دونیم میکند. خبر بدتر این است که در صورت تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، این شمشیر نهفقط برای ترامپ و دیگر رهبران دنیای صنعتی غرب که برای آیندگان در کاخ سفید و… بهارث گذاشته خواهد شد.
از این بابت اگر ادعای موهوم و نهچندان قابل استناد محرومکردن ایران از ساخت سلاح هستهای به کنار گذاشته شود، در جنگ ۴۰روزه گذشته و همه اقدامات و تدابیر اتخاذ و اعمالشده تنها هزینهای جدی که پایان آن روشن نیست، برای رییسجمهور ایالاتمتحده، رهبران دنیای صنعتی غرب و آیندگان آنها باقی میماند.
خبر ناراحتکننده برای ترامپ و دوستانش که رای به شروع مجدد و ادامه جنگ دادند، آن است که راهبرد نظامی ایالاتمتحده در هدف قرار دادن زیرساختها و جداکردن استان هرمزگان ایران از کشور مادر، چندان موفق نبوده است. مشاوران ترامپ و راهبردنویسان سنتکام چنین پیشبینی کرده بودند که در صورت جداسازی هرمزگان از ایران و حمله به برخی زیرساختها و تاسیسات موشکی و پهپادی، امکان اشغال خاک کشورمان است که در برخی نقاط جنوبی و جزایر خلیجفارس مهیا میشود و در این صورت کافی است که در گام نخست، خارک و در گامهای مکمل لاوان و سیری توسط نیروهای ویژه هوابرد که در ناو
uss boxer باکسر مستقر هستند اشغال و کنترل شود و در این سناریو ایالاتمتحده خاک ایران در مناطق حیاتی و راهبردی خلیجفارس را اشغال و مدیریت میکند، کنترل صادرات نفت ایران را به دست میگیرد و تا تسلیم کامل تهران در مقابل خواستها و شرایط واشنگتن، خاک اشغالشده را تخلیه نمیکند.
کاملا قابل درک است که این سناریو در ابتدای امر نهفقط جذاب که عملی به نظر میرسید و به همین دلیل ایالاتمتحده نه فقط ناو باکسر را بهسوی آبهای ایران روانه بلکه هنگ لشکر ویژه هوابرد خویش را هم در عربستان مستقر کرد تا به کمک نیروهای ویژه ناو باکسر بشتابند. در اجرای این سناریو، تعداد قابلتوجهی از شناورهای آبی- خاکی هاورکرافت برای شروع حمله به جزایر ایرانی و انتقال نیرو از ناو باکسر به خاک ایران و تعداد زیادی شناور از لندینگرافت برای اعزام نیروهای پشتیبان در نظر گرفته شده بود و این شناورها به نزدیکی آبهای ایران انتقال داده شد.
اما در حالی که لندینگرافتها و هاورگرافتها در موضع عملیاتی قرار گرفتند، ناو باکسر که اصلیترین بخش عملیات اشغال جزایر ایرانی را برعهده داشت هیچگاه در نزدیکی جزایر ایرانی نیامد و در موضع عملیاتی قرار نگرفت. به همین دلیل این پرسش مهم مطرح شد که آیا اشغال خاک ایران و تصرف جزایر شمال خلیجفارس راهبردی جدی و قابل اعتناست؟
آیا ترامپ واقعا در نظر دارد خارک، لاوان، سیری و برخی دیگر از مناطق ایرانی در خلیجفارس را اشغال و مدیریت تنگه هرمز را از دست ایران خارج کند؟ روی کاغذ بسیاری از تحلیلگران به این پرسش پاسخ مثبت میدهند و میگویند که جز این اقدام راه دیگری در مقابل ترامپ و کاخ سفید وجود ندارد و هر اقدامی به غیراز این، نمیتواند ترامپ را به اهدافش در مورد تنگه هرمز برساند. با این حال برخی مشاوران ترامپ دیدگاه رییسجمهور ایالاتمتحده را در این باره که بمباران سنگین برخی زیرساختها و مقرهای موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی و نابودسازی محورهای مواصلاتی برای تسلیم ایران، کفایت میکند را تایید کرده بودند. از این بابت وقتی برخی محورهای جادهای و راهآهن منتهی به بندرعباس و استان هرمزگان نابود شد برخی رسانهها گفتند که منتظر تسلیم بلافاصله ایران هستند.
با این حال اکنون کارشناسان نظامی غربی تایید میکنند که حملات انجامشده و حتی بیشتر از آن نمیتواند تهران را به تسلیم وادار کند. چه آنکه هنوز و بعد از ۱۰ روز از آغاز مجدد حملات، نظامیان ایرانی قدرت حمله به نقاط نزدیک(شناورهای عبوری از خلیجفارس) و نقاط دور(پایگاههای نظامی ایالاتمتحده در اردن) را دارند و همه حملات ایالاتمتحده نتوانسته توان موشکی ایران را نابود یا حتی مختل و ضعیف کند.
در عین حال حمله به تاسیسات مواصلی مانند پلها و جادهها به راحتی از سوی متخصصان ایرانی ترمیم شده، راههای جایگزین برای جادهها و پل در نظر گرفته و تمهید شده و خطوط انرژی، برق و مخابرات هم بازسازی شده است. به ویژه با توجه به مسطح بودن جنوب کشور و خشک بودن آن مناطق در فصل تابستان، بستر رودخانههای فصلی به راحتی جایگزین تردد از روی پل شده که از این بابت بمباران اینگونه پلها، غیرمفید و مسخره توصیف شده است چراکه فقط زمان تردد اندکی افزایش یافته و اصل عبور امن مورد خدشه قرار نگرفته است.
این دغدغه مهم نیز برای فرماندهان نظامی آمریکایی مطرح است که نهفقط بومیهای جزیرهنشین در خارک و… که پهپادهایی که از نوار ساحلی ایران میتوانند مقرهای ارتش ایالاتمتحده در سرزمینهای ایرانی خلیجفارس و تنگه هرمز را هدف حمله قرار دهند و از ایشان تلفات بگیرند، در این صورت ایالاتمتحده ممکن است با کشتههای فراوان ناچار به عقبنشینی از خاک ایران شود. در این صورت قمار جنگ روی باخت را به ترامپ نشان میدهد و او را در کوچه بنبست شکست مینشاند.
با این همه بسیاری از تحلیلگران نئومحافظهکار چه در رسانههای آمریکایی مانند فاکسنیوز و چه در رسانههای فارسیزبان که خواهان جنگ و تداوم آن هستند، معتقدند که جنگ ایران را در زمانی بسیار نزدیکتر از آنچه به نظر میرسد فرسوده و نابود خواهد کرد و به این ترتیب در آیندهای نه چندان دور، مقامات سیاسی- نظامی تهران شکست را پذیرفته و از خیمههای خود با پرچم سفید بیرون خواهند آمد.
از این بابت است که در روزهای گذشته چه در قالب تحلیل و نظریه و چه در قالب پیشبینی و گاهی پرسش، این نکته بیان میشود که بمبارانهای بیحاصل ایالاتمتحده علیه ایران تا چه زمانی ادامه پیدا میکند و چه حاصلی در بر خواهد داشت؟ اطرافیان ترامپ میخواهند بدانند که آیا در صورت عدم ثمربخشی حملات هوایی،به ویژه در حال حاضر که ناکارآمدی این حملات عیان شده است، تمهید دیگری از سوی ترامپ به کار گرفته خواهد شد؟ نئومحافظهکاران جنگطلب بهویژه در رسانههایی مانند اکسیوس و فاکسنیوز در روزهای گذشته از عبارت نبرد نهایی و جنگ تمامعیار بهعنوان نقطه پایان این درگیریها استفاده کرده و گفتهاند که بهزودی ترامپ در مورد آغاز جنگ تمامعیار و بهعبارت بهتر تبدیل حملات هوایی به نبرد نهایی تصمیم خواهد گرفت.
اگرچه گویندگان این عبارت در مورد معنای آن توضیح مصداقی ندادهاند ولی گمان میرود که منظور آنها از نبرد نهایی یا جنگ تمامعیار، جنگ زمینی ایالاتمتحده علیه نیروهای ایرانی است. در اینباره گاهی با تاکید بر اینکه اسرائیل نیز در جنگ تمامعیار، ایالاتمتحده را یاری خواهد داد در جهت افزایش رغبت رهبر کاخ سفید به آغاز جنگ زمینی علیه ایران حرکت میکنند. با این حال واقعبینها و فرماندهان عاقل ارتش ایالاتمتحده به ترامپ هشدار میدهند که ورود ایالاتمتحده به جنگ زمینی علیه ایران، به احتمال قوی تابوتهای زیادی را از جزایر ایرانی روانه خاک ایالاتمتحده خواهد کرد چنانکه هماکنون نیز برخی از این تابوتها به ایالتهای موطن سربازان آمریکایی بازگشته است.
نکته امیدوارکننده آن است که در حال حاضر به نظر میرسد رییسجمهور و فرمانده کل قوای نظامی ایالاتمتحده فعلا مشورت فرماندهان عاقل را پذیرفته و از دست زدن به قمار بزرگ پرهیز کرده است.










