تصادف مرگبار پسر دستفروش با خودروی امانتی



 اخبار حوادث,خبرهای حوادث ,حوادث روز
پسر دستفروش که با خودروی عمه‌اش در یک تصادف باعث مرگ مرد موتورسواری شده بود، در حالی مدعی است تصادف غیرعمدی بوده که مدارک پلیسی نشان از خصومت و اختلاف قبلی میان آنها دارد. 

به گزارش  ایران ،  روز اول  خرداد، مأموران پلیس حین گشت در خیابان به سه راکب یک موتورسیکلت مشکوک شدند. پلاک موتور پوشانده شده بود و زمانی که مأموران دستور ایست دادند، موتورسواران  اقدام به فرار کردند.

 

فرار مرگبار

تعقیب و گریز موتورسواران آغاز شد و هنوز لحظاتی از این تعقیب و گریز نگذشته بود که ناگهان یک خودروی زانتیا با موتورسیکلت تصادف و آنها را  نقش بر زمین کرد.

 

راننده خودروی زانتیا نیز بدون توقف از محل متواری شد. موتورسواران بلافاصله به بیمارستان منتقل شدند. دو نفر از آنها آسیب شدیدی ندیده بودند اما راکب موتورسیکلت به‌شدت مجروح شده بود. او در بیمارستان تحت درمان قرار گرفت اما ۱۹ روز بعد تسلیم مرگ شد. از موتورسواران فراری نیز یک قمه کشف شد و همین مسأله احتمال اینکه آنها سارقان فراری بودند را پررنگ کرد.

 

تصادف عمدی

مرگ موتورسوار جوان به بازپرس رحیم دشتبان اعلام و به دستور او تحقیقات برای بررسی این تصادف مرگبار آغاز شد. در تحقیقات اولیه تیم جنایی به بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف محل حادثه پرداختند. دوربین‌ها نشان می‌داد که تصادف عمدی بوده و راننده زانتیا، تعمدی به موتورسیکلت زده است.

 

بدین ترتیب به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی پایتخت، دستور شناسایی و بازداشت راننده فراری صادر شد. شماره پلاک خودروی زانتیا، هویت مالک آن را برملا کرد. مالک خودرو زن جوانی به نام فرنگیس بود که در تحقیقات مدعی شد روز حادثه خودرو در اختیار برادرزاده‌اش اشکان بوده است.

 

معرفی به پلیس

زمانی که مأموران به سراغ اشکان رفتند، مشخص شد که او متواری شده است و بدین ترتیب بازپرس جنایی دستور جلب و ممنوع‌الخروجی پسر ۲۲ ساله را صادر کرد.

 

در حالی که تحقیقات برای دستگیری متهم فراری ادامه داشت، دوشنبه گذشته، اشکان به اداره آگاهی رفت و خودش را معرفی کرد. پسر جوان که  دستفروش بود،  در تحقیقات مدعی شد  تا به حال پسر موتورسوار و سرنشینانش را ندیده بود و تصادف غیرعمدی بوده است. وی گفت: آن روز چون با خودروی عمه‌ام بودم و مدارک همراهم نبود، وقتی تصادف کردم، خیلی ترسیدم و فرار کردم. بعد از مدتی  که فهمیدم مأموران به سراغ عمه‌ام رفته‌اند و موتورسوار فوت کرده است، تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.

 

در حالی که پسر دستفروش مدعی بود راکب موتورسیکلت را نمی‌شناخته، در تحقیقات صورت گرفته مشخص شد که در سیستم پلیس پرونده ضرب و جرحی بین پسر موتورسوار و پسر دستفروش وجود دارد. در پرونده قید شده بود که آنها با هم درگیر شده و اختلاف داشته‌اند. اختلاف قدیمی و تصاویر دوربین‌های مداربسته که حکایت از عمدی بودن تصادف دارد، باعث شد تا بازپرس جنایی دستور انتقال اشکان به اداره آگاهی و تحقیقات در این خصوص را صادر کند.

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------

      
      وب گردی