سرقت در پوشش زباله گرد!



آن قدر درگیر اعتیاد و دوستان هم بساطی ام هستم که هیچ برنامه ای برای آینده و زندگی ام ندارم. همواره به این می اندیشیدم چگونه صندوق عقب خودروها را باز کنم که در چنگ پلیس گرفتار نشوم یا اهالی محل مرا شناسایی نکنند چرا که...

 جوان 22 ساله تبعه افغانستان که با شلیک های هوایی پلیس و در یک تعقیب و گریز طولانی در اطراف بزرگراه شهید بابانظر مشهد توسط نیروهای گشت ویژه دستگیر شده است، بعد از اعتراف به جرم خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان گفت: فرزند سوم یک خانواده 9 نفره هستم که پس از مهاجرت به ایران، در حاشیه شهر ساکن شدیم. پدرم چون بی سواد بود، به نگهبانی از پروژه های ساختمانی در دست احداث می پرداخت و مادرم نیز خانه داری می کرد.

 

به دلیل این اوضاع نابسامان اقتصادی در خانواده، من هم علاقه ای به تحصیل نداشتم و می خواستم زودتر وارد بازار کار شوم تا پول بیشتری به دست آورم اما در این میان به دام دوستان ناباب افتادم و از همان دوران نوجوانی به مصرف مواد مخدر پرداختم البته مدتی به عنوان شاگرد گچ کاری تلاش کردم تا این حرفه را بیاموزم و پولدار شوم ولی چون این کار سخت و طاقت فرسا بود، خیلی زود آن را رها کردم و در کنار پدرم به نگهبانی از ساختمان های نیمه کاره پرداختم با این همه بیشتر اوقات را با همان دوستان معتادم می گذراندم و همه درآمدم را صرف تهیه مواد مخدر می کردم.

 

در نهایت کار به جایی رسید که دیگر نمی توانستم کار کنم و به ناچار به فروش مواد مخدر رو آوردم. از آن روز به بعد به هر خلافی دست می زدم تا هزینه های مصرف موادم را تامین کنم. شیوه و شگرد سرقت از صندوق عقب خودروها را از دوستان خلافکارم آموختم و گاهی به خودروهای پارک شده  نیز دستبرد می زدم. در این میان چهار بار به جرم سرقت، اعتیاد و فروش مواد مخدر دستگیر شدم به گونه ای که پنج سال از عمرم را پشت میله های زندان گذراندم.

 

آخرین بار نیز پس از آزادی از زندان، دوباره به سرقت ادامه دادم تا این که حدود نیمه شب در خیابان بابانظر از صندوق عقب یک دستگاه پیکان لاستیک زاپاسی را سرقت کردم و قصد داشتم آن را به مالخر بفروشم که ناگهان متوجه خودروی گشت پلیس شدم و به سمت زمین های خالی مترو فرار کردم. قصد داشتم هر طور شده از چنگ ماموران بگریزم اما به دلیل شلیک های هوایی ماموران انتظامی وحشت زده شدم و هنگام فرار چون تعادلم را از دست داده بودم به بلوکه های سیمانی برخورد کردم و به زمین افتادم. در این لحظه ماموران انتظامی زاپاس سرقتی را پیدا کردند و مرا هم به کلانتری انتقال دادند.  این درحالی بود که من به پیشنهاد دوستانم برای آن که مخارج اعتیادم راتامین کنم در پوشش زباله گرد، خودروها را شناسایی می کردم و به آن ها دستبرد می زدم. حالا هم با آن که مجردم ولی هیچ برنامه ای برای آینده ام ندارم. شاید این بار بعد از آزادی از زندان به دنبال مواد مخدر نروم ولی هنوز تردید دارم . کاش ...

 

شایان ذکر است به دستور سرهنگ علی عبدی (رئیس کلانتری میرزا کوچک خان) تحقیقات پلیس درباره سرقت های دیگر این سارق 22 ساله ادامه یافت و پرونده وی به مراجع قضایی ارسال شد.

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    سایر خبرهای داغ

    

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------