خاطرات وکیل/ فیلمبرداری شوهر طماع از رابطه همسرش با مرد غریبه



ایمان به اتفاق همسرش در کانال تلگرامی فروش آنلاین لباس های بچه گانه فعالیت داشتند،به مرور زمان و با فیلتر شدن تلگرام سعی کرده بودند از طرق مختلف این فعالیت مجازی را ادامه داده،مشتریان کانال را در گروه های متعدد واتساپی عضو کنند و به همان شیوه ی سابق به معرفی لباس و جذب مشتری بپردازند. 

 سر در گریبان،برخلاف آبی آسمانی  رنگ پیراهن پلیس آگاهی، آسمان زندگی اش تیره و تاربود.گوشه ی راهرو دادسرا در حالیکه با غل و زنجیر به نرده های راه پله گره اش زده بودند، لادن متصل به مامور بدرقه از راه رسید و با داد و فریادهایش تکانی اساسی به جسم بی جان ایمان داد.

 

از همان طبقه ی همکف تا جلوی درِ اتاق بازپرس همه تحت تاثیر حضور لادن قرار گرفتند،هر آنچه در دائره المعارف فحاشی و ناسزا وجود داشت  به زبان جاری می کرد و به سمت ایمان می آمد، همین که مامور انتظامات خواست با وی برخورد کند زنگ اخبار شعبه صور اسرافیلی شد برای ایمان در رهایی از آن وضعیت وحشتناک.

 

آن لادنی که صدایش دادسرا را پر کرده بود اگر با ایمان روبه رو می شد یقینا متهم به قتل شوهرش می شد.آنقدر عصبانی و از خود بیخود شده بود که برای ورود به اتاق بازپرس پرتاب سرباز نحیف ایستاده جلوی اتاق ابزاری شد برای گشایش مسیر.

 

مامور بدرقه آگاهی در نقش محافظ ایمان وی را به جایگاه متهم هدایت کرد که اگر چنین محافظی نبود حتما لادن خِرخِره ایمان را جویده بود.

 

خشم درونش در سرخی گونه هایش آنقدر مشهود بود که برای لحظه ای تصور می کردی لادن شب گذشته به عوض حضور در بازداشتگاه نسوان، عروس بزک شده ی مراسم حنابندان بوده!

 

یک ریز حرف می زد و لاینقطع غر.آنی که سکوت کرد چهره ی بازپرس که دست چپش ستون چانه اش شده بود و دست راستش علامت اشاره ای به ماموران که حتما توقع تذکری داشت از سوی او،دیدنی بود.

 

همان هیبت بازپرس و نگاه خیره اش به لادن دستوری شد بر سکوت و رسمیت جلسه! 

 

تلگرام که فیلتر شد چند ماهی با همان مشتری های سابق از طریق تماس تلفنی و...سفارش می گرفتیم و اوضاع بد نبود اما به مرور یکی یکی مشتریان کم شدند،همین موضوع موجب شد تا به  یکی دو تا از دوستان بسپارم، پیگیر شغل و کاری پاره وقت باشند که قرار شد تا مهیا شدن اوضاع همراه آنها به مرغداری بروم و به عنوان کارگر شیفتی آنجا مشغول شوم.طبق برنامه سه شب در هفته شیفت شب بودم و از ده شب تا 6صبح باید بیدار می بودم و مراقب بارزدن مرغ ها،خالی کردن دانه و...لادن هم با ایجاد گروه های واتسپی کم کم علاوه بر مشتری های قدیمی،تعدادی مشتری عمده پیدا کرده بود و اوضاع مالی رو به سامان بود.

 

اوایل که مجبور بودم  هفته ای سه شب  خانه نباشم لادن هر دقیقه ویدئوکال می کرد و مدام غر می زد که کاش شیفت شب نداشتی و...تا اینکه سفارش مشتری های واتسپی به قدری شد که نیازی به کار کردن در مرغداری یا لااقل شب کاری نبود.

 

پیرو غر و لندهای لادن در مخالفت با شب کاری،خوب شدن اوضاع را دلیلی دانستم برای ترک مرغداری که برخلاف مخالفت های مدام لادن با کار در مرغداری و شب کاری ،هر زمان که حرف از تصفیه حساب با مرغداری می زدم ته دلم را خالی می کرد که" ایمان حیفه . تو حالا انجا جا افتاده ای و این فضای مجازی هم حساب کتاب نداره .اومدیم و فردا دوباره اتفاقی افتاد لااقل این مرغداری اب باریکی هست و لازم نیست استرس فیلتر شدن و... داشته باشیم"

 

بی خیالی لادن در مواجهه با شب کاری های من وحرف زدن های وقت و بی وقت در واتسپ باعث شک به او شد. حتی ازترس این حسِ شک و بددلی چند ساعت وقت مشاوره گرفتم و با مشاور خانواده صحبت کردم،توصیه های خانمِ مشاور درست بود اما چیزی از آشوب  من کم نکرد و بیشتر از قبل به رفتارهای لادن حساس شدم.برای راحتی خیالم به فکر شنود مکالمات لادن افتادم که تیر خلاصی بود بر زندگی ام...

 

ایمان که از طریق شنود و دوربین مداربسته داخل منزل از روابط نامشروع لادن با مردان غریبه مطمئن می شود، برای مقابله و مجازات ایشان روشی عجیب و غیرقابل باور پیش می گیرد.

 

زمانی که متوجه رابطه لادن با یکی از مشتریان شدم،تعداد دوربین ها ی داخل اتاق خواب را به حدی که از اتفاقات اتاق خواب فیلم و تصویر واضح ثبت و ضبط کند اضافه کردم.چند هفته ای طول کشید تا از رابطه ی لادن به قدر کافی فیلم و تصویر تهیه کنم،از طریق مکالمات ضبط شده و حافظه ی گوشی لادن اطلاعات لازم از نشانی محل کار و زندگی آن مرد غریبه به دست آورده سپس همراه با یادداشتی

 

"حالا که پاکت رو باز کردی و از محتویات آن مطلع شدی یک میلیون تومان اسکناس ده هزار تومانی را داخل پاکت گذاشته تحویل همین پیک می دهی،حتما خودت بهتر می دونی تماس با آن کثافتی که داخل عکس کنارت خوابیده یا هر کار دیگری جز دادن پول چه دردسرهایی برات درست می کنه پس، بدون هیچ نقشه ای،خیلی ساده و سریع کاری که گفتم رو انجام بده،پیک موتوری بیرون منتظر هست،نیم ساعت وقت داری پول رو جور کنی ،اگر پیک موتوری یک دقیقه بیشتر معطل بشه عکس و فیلم ها داخل فضای مجازی منتشر میشه"

 

 شروع به ارسال عکس ها کردم. به پیک ضمن تذکرات لازم،تاکید کرده بودم تا پس گرفتن پاکت در همان محل بماند و اگر پس دادن پاکت بیش از نیم ساعت طول کشید،محل را ترک کند.چند هفته ای که از ارسال تصاویر و گرفتن پول گذشت متوجه علاقه و رابطه ی خاص لادن و آن آقا شدم و به وی پیغام دادم باید کاری کنی تا لادن مهریه اش را به من ببخشد و بعد طلاقش می دهم که تا آخر عمر کثیفتان کنار هم باشید...نقشه ام به درستی داشت پیش می رفت که ...

 

یک شب داخل مرغداری که با کارگران مشغول بارزدن سبدهای مرغ بودم ، متوجه شدم گوشی موبایلم پیشم نیست. چند دقیقه ای بدون اینکه بچه ها متوجه بشوند پی گوشی ام گشتم که پیدا نکردم،گذاشتم تا زمانی که کامیون ها رفتند و درست و حسابی همه جا را تا طلوع صبح گشتم،هر جایی که به فکرم می رسید چرخیدم و پیداش نکردم،آنقدر خسته و کلافه بودم که متوجه نشدم کی خوابم برده بود،تیغه ی آفتاب که به چشمم خورد از خواب بیدار شدم و دیدم گوشی ام کنار دستم هست...

 

اینکه چه شخصی و چطور از گوشی ایمان فیلم های لادن و مردغریبه را در فضای مجازی منتشر کرده بود سوالی بود که ایمان باید جوابش را می داد،هر چند که بنا به قانون جرایم رایانه ای*مسئولیت این اقدام با وی بود و شناسایی آن شخص چیزی از اتهام ایمان کم نمی کرد.

 

چند ساعت پس از انتشار فیلم ها، پلیس فتا با حکم دادستان اقدام به جلب و بازداشت ایمان و لادن می کند،از ایمان نشانی مرد غریبه گرفته می شود که عدم حضور چنین شخصی در نشانی مذکور،سبب کلید خوردن مرحله ی دوم تحقیقات و استعلام از مخابرات و لکه زنی خط موبایل طرف می شود که پاسخ مخابرات:

 

"با احترام مالک خط تماس اعلامی در لیست اموات ثبت احوال ثبت شده است!!"

 

 این موضوع را تایید می کند  که طرف با فکر و نقشه ی از قبل طراحی شده وارد رابطه با لادن شده است.

 

تحقیقات پلیس برای شناسایی فرد مورد نظر از طریق چهره ی وی در جریان است، اتهام  ایمان با توجه به قانون مجازات اسلامی در بحث اخاذی وقانون جرایم رایانه ای*مشخص بود اما  چالش اساسی پرونده  فیلم های تهیه شده از رابطه لادن با مرد غریبه با وجود شرایط احصان *بود و این سوال اصلی که امکان استناد به تصاویری که تحقق زنا در آن واضح و روشن است وجود دارد؟؟

 

اگر چه ماده302قانون آیین دادرسی کیفری*تکلیف صلاحیت رسیدگی به جرایمی که مجازات آن سلب حیات است را مشخص کرده و بنا بر ماده 225قانون مجازات،کیفر مقرر برای جرم زنای محصنه منجر به سلب حیات می شود ولذا پرونده ی لادن باید در دادگاه کیفری1رسیدگی می شد اما همان مسئله دلیل اثبات وقوع زنا با توجه به ادله اثبات زنا در ماده172و199و211موجب این اختلاف و چالش شده بود که کدام مرجع کیفری صالح به رسیدگی است و اینکه علم قاضی ناشی از رویت فیلم  و عکس جهت اثبات زنا کفایت می کند؟!

 

فارغ از اینکه حضورم درپرونده ی لادن و ایمان بنا بر تکلیف وکالت تسخیری بود اما عملکرد و رفتارهای این زن و شوهر به حدی چِندش آور و حال به هم زن بود که اگر تکلیف حرفه ای و الزام قانونی وجود نداشت هرگز تلاشی در حل چالش نمی کردم چه رسد به طرح قواعد و تعاریف فقهی در وقوع زنا به معنای واقعی کلمه.لذا علیرغم میل باطنی در جهت تعیین تکلیف اتهام انتسابی به لادن با مقام قضایی وارد بحثی مفصل مستند به موازین فقهی شدم بلکه در وقوع زنا تردید ایجاد تا بنا بر قاعده درء*وماده120و121قانون مجازات این اتهام لادن به اتهام رابطه نامشروع غیر از زنا تبدیل شود*.

 

مستند به ماده742قانون جرایم رایانه ای *ایمان محکوم به دو سال حبس شد و در مورد جرم اخاذی نیز مستند به ماده669حداکثر مجازات یعنی دوسال برای وی در نظر گرفتند*اما  بحث و جدل های من و مقام قضایی در باب چگونگی تحقق شرایط زنا و ادله اثبات آن کماکان ادامه دارد و پلیس فتا نیز در جستجوی فردی است که با لادن در ارتباط بوده...

 

وکیل دادگستری

 

*در سال1388قانون جرایم رایانه ای تصویب شد که تعاریف و اشکال وقوع این جرایم در ماده729تا783قانون مجازات ذکر شده.

 

*احصان=منظور از احصان همان اصطلاح متاهل بودن است که با تعریف در فقه امامیه به زن و مردی که دارای همسر و رابطه ی زناشویی مناسب هستند محصن می گویند

 

*در قانون آیین دادرسی کیفری مرجع رسیدگی به جرایم بنا به نوع جرم تعریف شده است:دادسرا مسئول تحقیقات مقدماتی،سپس دادگاه کیفری2مرجع رسیدگی به کیفرخواست است اما برخی جرایم که مجازات آنها سلب حیات و...است مسقیما در دادگاه کیفری1که به سه قاضی اداره می شود ارجاع می شود.

 

*تدورالحدود بالشبهات(قاعده درء)بنا بر این قاعده  که در ماده120و121قانون مجازات اسلامی نیز آمده چنانچه در وقوع جرم، شک و تردیدی حادث شود حد(مجازات) ساقط می شود.

 

*ماده742مقرر می کند هر کس به وسیله سامانه های رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده محتویات مستهجن را منتشر توزیع یا معامله یا ذخیره یا نگهداری کند به حبس از91روزتادوسال حبس محکوم می شود.

 

*هرگونه رابطه ی نامشروع بین زن و مردی که بر هم حرام هستند چنانچه منجر به زنا به معنای دقیق آن در فقه نشود(کمثله کالمیلی فی المکحله)  رابطه نامشروع غیر از زنا می گویند.

 

*ماده669مقرر می کند هرگاه کسی دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی ویا به افشائ سری نسبت به خود یا بستگان او نماید اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا ...کمد به شلاق و زندان از2ماه تا2سال محکوم می شود

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------