آخرین اخبار بین الملل

اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

بازگشت دوباره به‌ هارتلند-ریم‌لند و پیامدهای راهبردی برای ایران

رقابت راهبردی میان ایالات‌متحده، چین و روسیه در سال‌های اخیر وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن‌را صرفا رقابتی اقتصادی، نظامی یا فناوری…

بازگشت دوباره به‌ هارتلند-ریم‌لند و پیامدهای راهبردی برای ایران



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
رقابت راهبردی میان ایالات‌متحده، چین و روسیه در سال‌های اخیر وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن‌را صرفا رقابتی اقتصادی، نظامی یا فناوری دانست. آنچه امروز در حال شکل‌گیری بوده بازتعریف کامل معماری قدرت جهانی بر مبنای ژئوپلیتیک کلاسیک و درعین‌حال ابزارهای نوین اقتصاد و فناوری است.

 جهان صنعت:  رقابت راهبردی میان ایالات‌متحده، چین و روسیه در سال‌های اخیر وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن‌را صرفا رقابتی اقتصادی، نظامی یا فناوری دانست. آنچه امروز در حال شکل‌گیری بوده بازتعریف کامل معماری قدرت جهانی بر مبنای ژئوپلیتیک کلاسیک و درعین‌حال ابزارهای نوین اقتصاد و فناوری است.

 

درهمین‌رابطه مقاله‌ «At First Glance» که در مجله فارن‌افرز منتشر شده با الهام از نظریه مشهور هارتلند-ریملند نیکلاس اسپایکمن استدلال می‌کند که مرکز ثقل رقابت قرن بیست‌ویکم نه در قلب اوراسیا بلکه در کمربند ساحلی این قاره قرار گرفته؛ جایی که بخش اعظم جمعیت جهان، اقتصاد جهانی، فناوری‌های پیشرفته، صنایع راهبردی، بنادر، مسیرهای دریایی و شبکه‌های زنجیره تامین متمرکز شدند.

 

به‌اعتقاد نویسندگان این مقاله اگر قرن‌بیستم تحت تاثیر رقابت بر سر کنترل هارتلند یا قلب اوراسیا بوده اکنون کنترل ریملند تعیین‌کننده آینده نظم بین‌المللی خواهد بود.

 

بازگشت ژئوپلیتیک کلاسیک در قالبی جدید

 یکی از مهم‌ترین نکات مقاله آن است که نظریه‌های ژئوپلیتیکی کلاسیک نه‌تنها اعتبار خود را از دست ندادند بلکه با تغییر ماهیت قدرت اهمیت بیشتری یافتند. اسپایکمن معتقد بود کشوری که بر ریملند مسلط شود بر اوراسیا و در نهایت بر جهان تسلط خواهد یافت. نویسندگان مقاله این نظریه را متناسب با شرایط امروز بازسازی می‌کنند و نشان می‌دهند که مفهوم ریملند دیگر صرفا یک کمربند جغرافیایی نیست بلکه شبکه‌ای از اقتصادهای پیشرفته، صنایع نیمه‌هادی، فناوری‌های نوظهور، بنادر، خطوط کشتیرانی، کابل‌های زیردریایی، مراکز مالی و زنجیره‌های تامین جهانی را در بر می‌گیرد.

 

در این میان قدرت دیگر تنها با تعداد تانک‌ها و ناوهای جنگی سنجیده نمی‌شود بلکه توانایی کنترل فناوری، سرمایه، داده، انرژی، مواد معدنی حیاتی و شبکه‌های تولید جهانی نیز به‌همان اندازه اهمیت یافته است. به‌همین دلیل رقابت میان قدرت‌های بزرگ بیش از آنکه بر اشغال سرزمین‌ها متمرکز باشد بر کنترل زیرساخت‌های اقتصادی و فناوری استوار شده است.

 

چین و روسیه؛ هارتلند جدید اوراسیا

 فارن‌افرز در مقاله اخیر خود تصریح کرده که چین و روسیه باوجود تفاوت‌های فراوان در یک هدف یعنی کاهش نفوذ آمریکا و تغییر نظم بین‌المللی مبتنی بر رهبری غرب مشترک هستند. روسیه ازطریق قدرت نظامی، انرژی و نفوذ امنیتی در اروپا و آسیای مرکزی تلاش می‌کند موقعیت خود را تثبیت کند درحالی‌که چین باتکیه‌بر ظرفیت صنعتی، سرمایه‌گذاری خارجی، فناوری و ابتکار کمربند و جاده درپی گسترش نفوذ اقتصادی خود است. بنابراین این دوقدرت تلاش می‌کنند شبکه‌ای از وابستگی‌های اقتصادی ایجاد کرده که کشورهای دیگر را به‌منابع، بازارها و فناوری‌های خود وابسته کند. به‌همین دلیل رقابت آینده بیش از آنکه بر سر تصرف جغرافیا باشد بر سر ایجاد وابستگی اقتصادی و فناورانه خواهد بود. در نتیجه هر کشوری که بتواند گلوگاه‌های صنعتی، انرژی، مواد معدنی حیاتی و فناوری‌های پیشرفته را در اختیار بگیرد قدرت بیشتری برای شکل‌دهی به‌نظم جهانی خواهد داشت.

 

ریملند؛ نقطه اتکای راهبرد جدید آمریکا

دربرابر این روند ایالات‌متحده به‌دنبال ایجاد شبکه‌ای از شرکای راهبردی در سراسر ریملند است. این شبکه شامل اروپا، ژاپن، کره‌جنوبی، استرالیا، هند، تایوآن، کشورهای جنوب شرق آسیا و بخش‌هایی از خاورمیانه می‌شود. هدف اصلی این شبکه جلوگیری از تبدیل‌شدن چین به‌قدرت مسلط بر اقتصاد اوراسیا است.

 

درواقع برخلاف دوران جنگ سرد که آمریکا بیشتر بر ائتلاف‌های نظامی رسمی مانند ناتو تکیه داشت اکنون راهبرد واشنگتن بر ایجاد شبکه‌ای انعطاف‌پذیر از همکاری‌های امنیتی، فناورانه، صنعتی و اقتصادی استوار است. همکاری در حوزه نیمه‌هادی‌ها، هوش‌مصنوعی، فناوری‌های کوانتومی، انرژی‌های نو، امنیت سایبری و موادمعدنی حیاتی به‌اندازه همکاری‌های نظامی اهمیت یافته است. در همین رابطه به‌باور نویسندگام مقاله این شبکه زمانی موفق خواهد بود که آمریکا بتواند اعتماد متحدان خود را حفظ کرده و به‌جای اعمال فشار یک‌جانبه منافع مشترک آنان را تقویت کند.

 

اقتصاد؛ میدان اصلی رقابت قدرت‌ها

 یکی‌از مهم‌ترین پیام‌های مقاله این بوده که اقتصاد اکنون مهم‌ترین ابزار رقابت ژئوپلیتیکی است. کنترل فناوری تولید تراشه‌های پیشرفته، صنایع هوش‌مصنوعی، زنجیره‌های تامین، موادمعدنی کمیاب، انرژی و حمل‌ونقل دریایی همان نقشی را ایفا می‌کند که در گذشته ارتش‌ها و ناوگان‌های نظامی بر عهده داشتند.

 

در این راستا تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های صادرات فناوری، کنترل سرمایه‌گذاری خارجی و رقابت بر سر تامین مواد خام به‌ابزارهای اصلی سیاست خارجی تبدیل شدند. به‌همین‌دلیل کشورهایی که در این زنجیره‌ها جایگاه کلیدی دارند از قدرت چانه‌زنی بسیار بیشتری برخوردار خواهند شد.

 

جنوب جهانی؛ بازیگر مستقل یا میدان رقابت؟

 مقاله تاکید می‌کند که بسیاری از کشورهای موسوم به‌جنوب جهانی تمایل ندارند وارد بلوک‌بندی‌های سخت دوران جنگ سرد شوند. آنها نه خواهان وابستگی کامل به‌آمریکا هستند و نه مایل‌ هستند زیر نفوذ چین یا روسیه قرار گیرند.

 

به‌همین‌دلیل این‌کشورها تلاش خواهند کرد در حوزه‌های مختلف با قدرت‌های گوناگون همکاری کنند و از رقابت میان آنها برای افزایش منافع اقتصادی خود بهره ببرند. این رویکرد موجب خواهد شد که ساختار آینده نظام بین‌الملل بیش از گذشته شبکه‌ای و چندلایه باشد و اتحادهای منعطف جایگزین ائتلاف‌های ایدئولوژیک شوند.

 

نقش تعیین‌کننده آمریکا

 یکی‌از مهم‌ترین استدلال‌های مقاله آن است که هیچ کشوری جز ایالات‌متحده توانایی سازمان‌دهی این شبکه گسترده از شرکای راهبردی را ندارد. نویسندگان هشدار می‌دهند که اگر واشنگتن به‌سمت انزواگرایی حرکت کند یا متحدان خود را صرفا ابزاری برای کسب امتیاز بداند انسجام ریملند از بین خواهد رفت و چین فرصت خواهد یافت نفوذ خود را گسترش دهد. درمقابل اگر آمریکا بتواند همانند دوران جنگ سرد با ایجاد اعتماد و تقسیم مسوولیت‌ها شبکه‌ای منسجم از شرکا ایجاد کند همچنان موقعیت برتر خود را حفظ خواهد کرد.

 

پیامدهای راهبردی برای ایران

تمامی این اتفاقات که پیرامون نظم جدید بین‌المللی درحال وقوع است برای ایران به‌عنوان قلب هارتلند-ریملند اهمیت فراوانی دارد زیرا ایران در یکی از حساس‌ترین مناطق ریملند قرار گرفته و در چهارراه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، شبه‌قاره هند و شرق مدیترانه واقع شده است. درنتیجه به‌گفته برخی کارشناسان این موقعیت ویژه و منحصر به‌فرد برای ایران هم در بردارنده فرصت‌های بزرگی و هم تهدیدهایی را متوجه کشور می‌کند. در وهله اول رقابت آمریکا و چین اهمیت ژئوپلیتیکی ایران را افزایش خواهد داد. مسیرهای حمل‌ونقل، انرژی و کریدورهای ترانزیتی جایگاه ویژه‌ای در رقابت قدرت‌های بزرگ خواهند یافت و ایران می‌تواند درصورت اتخاذ سیاست خارجی متوازن از این ظرفیت برای تبدیل‌شدن به‌یک گره ترانزیتی منطقه‌ای استفاده کند.

 

مساله دوم این است که وابستگی بیش‌ازحد به‌هریک از قدرت‌های بزرگ می‌تواند آزادی عمل راهبردی ایران را محدود کند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که حتی شرکای راهبردی نیز در شرایط مختلف منافع ملی خود را بر هرگونه ملاحظه سیاسی ترجیح می‌دهند. بنابراین راهبرد بهینه برای ایران حفظ توازن در روابط خارجی و توسعه همکاری با طیفی متنوع از بازیگران بین‌المللی است.

 

موضوع سوم این است که رقابت فزاینده بر سر فناوری، انرژی و مواد معدنی، اهمیت سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های داخلی ایران را افزایش می‌دهد. درنتیجه کشوری که نتواند در اقتصاد دانش‌بنیان، صنایع پیشرفته، حمل‌ونقل، بنادر و انرژی سرمایه‌گذاری کند در نظم جدید جایگاه مناسبی نخواهد داشت. درنتیجه ایران لازم است با دقت تحولات مربوط به‌ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای را دنبال کند زیرا اگر معماری جدید ریملند با مشارکت گسترده کشورهای عربی، هند، اروپا و شرق آسیا شکل بگیرد ایران ناگزیر خواهد بود جایگاه خود را در این شبکه بازتعریف کند تا از انزوای ژئوپلیتیکی جلوگیری شود.

 

درهمین‌رابطه است که می‌توان گفت مقاله‌  «At First Glance»  نشان می‌دهد که رقابت قدرت‌های بزرگ وارد مرحله‌ای تازه شده که در آن ژئوپلیتیک کلاسیک با فناوری‌های پیشرفته، اقتصاد دیجیتال، زنجیره‌های تامین و رقابت صنعتی درهم آمیخته است. در این نظم نوظهور کنترل ریملند نه صرفا به‌معنای تسلط بر یک کمربند جغرافیایی بلکه به‌معنای هدایت شبکه‌ای از اقتصادهای پیشرفته، فناوری‌های راهبردی، مسیرهای دریایی و زیرساخت‌های حیاتی است.

 

باوجود تلاش‌های چین و روسیه برای تغییر موازنه قدرت نویسندگان معتقدند است که مزیت‌های ساختاری همچنان دراختیار مجموعه کشورهای ریملند قرار دارد بنابراین برای ایران مهم‌ترین درس این تحولات آن است که آینده رقابت‌های جهانی بیش‌از هرزمان دیگری بر اقتصاد، فناوری، زیرساخت و موقعیت ژئوپلیتیکی استوار خواهد بود و درچنین‌شرایطی سیاست خارجی متوازن، توسعه زیرساخت‌های ملی، تنوع‌بخشی به‌شرکای اقتصادی و تبدیل موقعیت جغرافیایی کشور به‌مزیت راهبردی مهم‌ترین الزامات حفظ و ارتقای منافع ملی در نظم درحال ظهور جهانی به‌شمار می‌روند.

 

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    سایر خبرهای داغ

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------