پرستاری بیرون از شیفت



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

«شما که تو بیمارستان کار می‌کنی، می‌تونی یه نوبت برای ما بگیری؟»، «دکتر آشنایی برای تفسیر گزارش سی‌تی‌اسکن مادرم می‌شناسی؟»، «به مددکاری سفارش می‌کنی هزینه‌های ما رو صفر بکنه؟» این عبارت‌ها بخش اندکی از مواجهه‌های مداوم پرستاران در محیط‌های غیردرمانی، دوستانه و خانوادگی است؛ درخواست‌های تکراری‌ای که از پرستار انتظار ابرانسانی را دارند که بر تمامی تخصص‌های پزشکی اشراف داشته باشد. شاید به همین دلیل است که داشتن آشنا در بیمارستان، برای عموم جامعه یک شانس به‌حساب می‌آید. اما انتظار دریافت مشاوره و پیگیری‌های درمانی از پرستاران در محیط‌های غیرکاری به چه علت‌هایی است و چه تبعاتی برای این قشر به‌دنبال دارد؟

 

اگرچه فرهنگ ایرانی و روحیه پرستاران، پاسخ‌گویی به نیاز بیماران را تحسین می‌کند و برای این کار پاداش اخروی در نظر می‌گیرد، اما تکرار چندساله چرخه انتظار و پاسخ‌گویی از پرستاران به خستگی مزمن، تماس‌های بی‌پاسخ، شرمندگی، عذاب وجدان، حس گناه و فرسودگی شغلی در آن‌ها منجر می‌شود؛ فرسودگی‌ای که به رفتارهای اجتنابی از برقراری و تداوم ارتباط میان پرستاران و اطرافیان می‌انجامد. از آن‌جا که مشکلات متعدد معیشتی، استخدام، بیمه، بازنشستگی زودتر از موعد، اعمال قوانین سختی کار و اجرای قانون تعرفه‌گذاری پرستاران به کلافی درهم‌تنیده تبدیل شده‌اند، توجه به مسائل نادیدنی اما تأثیرگذاری همچون فرسودگی شغلی و ارتباطی به محاق می‌رود. در گفت‌وگوی «پیام ما» با تعدادی از پرستاران و درمانگران تحلیلی، به این وجه نادیدنی از شغل پرستاری پرداخته‌ایم.

 

با جست‌وجوی کلیدواژه «فرسودگی شغلی در پرستاران»، پژوهش‌ها و مقالات متعدد دانشگاهی پیدا می‌شود؛ تحقیقاتی که خروجی صحافی‌شده‌شان از کتابخانه‌های دانشگاهی و ژورنال‌های علمی فراتر نرفته و دردی از مشکلات بی‌پایان کادر درمان دوا نمی‌کند. به‌گفته «مریم»، پرستار سنندجی با ۱۰ سال سابقه، «نقش و جایگاه ما در میان دوستان و آشنایان به‌گونه‌ای تبیین شده است که در مواقع حیاتی هم پیش از تماس با ۱۱۵ با ما تماس می‌گیرند و از ما راهکار می‌خواهند.» مریم این جایگاه اجتماعی را «آزاردهنده و چوب دوسرطلا» توصیف می‌کند و معتقد است: «وقتی به درخواست کمک اقوام پاسخ می‌دهیم، اگر نتیجه بدی حاصل شود، آن را از چشم ما می‌بینند و اگر خوب شود، کار خدا بوده است.» تجربه انتظار زیاد و برخورد نامناسب از سوی آشنایان برای بسیاری از پرستاران به خاطره‌ای تکراری تبدیل شده است.

 

«علی چگنی»، پرستار شاغل در همدان با ۲۰ سال سابقه، یکی از آن‌هاست. او درباره مواجهه اخیرش با یکی از آشنایان به «پیام ما» می‌گوید: «یکی از اقوام پدرم دچار سوختگی ۸۰ درصد شد. از لحظه سوختگی تا فوت بیمار، تلفن من مدام زنگ می‌خورد و انتظار پیگیری‌های درمانی را از من داشتند.» این پرستار، به‌دلیل روحیه مراقبتی که به‌فراخور شغل در کادر درمان نهادینه شده است، تمامی کارهای درمانی بیمار دچار سوختگی ۸۰ درصد را انجام داد و نهایتاً وقتی بیمار به درمان پاسخ نداد و فوت کرد، با غضب و برخورد نامناسب آشنایان روبه‌رو شد. چگنی این وضعیت را همچون «ریختن آب سرد روی سر» توصیف می‌کند. او هنوز هم از مواجهه با اعضای خانواده متوفی امتناع می‌کند.


نه‌گفتن پرستاران به‌مثابه درک‌نکردن است

در موردی که «مژگان»، پرستار کرمانشاهی، به «پیام ما» می‌گوید، خانواده از او انتظار دارد که همه مشکلات مربوط به درمان را بداند. او ادامه می‌دهد: «من یک پرستار ساده‌ام و دانش و توان مشخصی دارم. اما اطرافیان از من انتظار تفسیر گزارش سی‌تی‌اسکن و تجویز داروی مناسب دارند.» او تفاوت نگرش جامعه نسبت به پزشک و پرستار را در شکل‌گیری این انتظار همیشگی بی‌تأثیر نمی‌داند و می‌گوید: «شاخه‌های علم پزشکی تخصصی و تفکیک‌شده‌اند. اگر از متخصص قلب سؤالی درباره شکستگی بپرسی، عمدتاً پاسخی دریافت نمی‌کنی و پزشک هم با اعتمادبه‌نفس کامل می‌گوید از متخصص مرتبط بپرس. مردم هم چنین مرزگذاری‌ای را از سوی پزشکان می‌پذیرند.» اما به باور این پرستار اتاق عمل، «جامعه از ما انتظار همه‌دانی و همه‌توانی دارد و اگر درخواست کمک آن‌ها را بی‌پاسخ بگذاریم، به بی‌مهری و درک‌نکردن محکوم می‌شویم».


بار نظام ارجاع بر دوش پرستاران

«محسن» یکی از هزاران پرستار ایرانی است که مهاجرت کرده‌اند. او هم تجربه‌های مشابهی از بار مضاعف انتظار و خواسته‌های اطرافیان دارد، اما این تجربه‌ها به زمان حضورش در ایران محدود بوده و در سال‌های پس از مهاجرتش با چنین مواجهه‌ای روبه‌رو نشده است. به نظر این پرستار بخش ویژه، «وجود نظام ارجاع کارآمد در کانادا باعث شده است که نیازهای مراقبتی جامعه از کانال پزشک خانواده پیگیری شود و مردم دردمند برای یافتن بهترین درمان و متخصص به آشنا و پارتی متوسل نشوند.» نظام ارجاع یکی از حلقه‌های مفقوده زنجیره بهداشت و درمان است. با اینکه ۲۱ سال از عمر این طرح می‌گذرد، مردم کماکان برای دریافت خدمات درمانی و مراقبتی خود سردرگم هستند و فرد آشنا در سیستم درمان را نزدیک‌ترین راه برای رسیدن به نتیجه و سلامتی می‌دانند.


فرسودگی ارتباطی پرستاران

وقتی از فرسودگی شغلی پرستاران صحبت می‌شود، عمده توجه‌ها به مشکلات جسمی معطوف می‌شود. اما به‌گفته «نگار احمدوند»، روان‌درمانگر تحلیلی، دامنه فرسودگی شغلی پرستاران مستقیماً روان آن‌ها را متأثر می‌کند. احمدوند در توضیح این فرسودگی به «پیام ما» می‌گوید: «از آن‌جایی که کادر درمان و به‌ویژه پرستاران در سنین پایین وارد بازار کار می‌شوند، شغل به بخشی از هویت آن‌ها تبدیل می‌شود؛ در این شرایط، وقتی هم‌پوشانی شغل و هویت صورت بگیرد، فرسودگی شغلی مستقیماً بر هویت و روان آن‌ها تأثیر می‌گذارد.» این روان‌درمانگر تحلیلی از عنوان «فرسودگی ارتباطی» برای پرستاران استفاده می‌کند و آن را تابعی از نقش آن‌ها در سیستم می‌داند.

 

احمدوند آموزش مرزگذاری مناسب و اخلاق حرفه‌ای در دوران دانشجویی را عاملی مهم در پیشگیری از فرسودگی شغلی می‌داند و معتقد است: «با افزایش سابقه کاری پرستاران، ما شاهد تقویت روحیه ایثارگری و مراقبتی در آن‌ها می‌شویم؛ ویژگی‌ای که باید در محیط درمانی و تخصصی برای بیمار هزینه شود. اما عمدتاً شاهد سوءاستفاده از این ویژگی پرستاران از سوی اطرافیان و نزدیکانشان هستیم.» احمدوند «مرزگذاری حرفه‌ای» از سوی پرستاران را برای متوقف‌کردن این چرخه ضروری می‌داند و ادامه می‌دهد: «متأسفانه آموزش اخلاق حرفه‌ای با تکیه بر مرزگذاری، در اولویت آموزش به دانشجویان پرستاری نیست و از ابتدای ورودشان به محل کار، صرفاً از آن‌ها می‌خواهند به‌عنوان نیروی خدماتی صرف، امور هر دردمندی را در محیط کاری و غیرکاری پیگیری کنند.»

 

دامنه چرخه معیوب انتظار اطرافیان و اجابت پرستاران در محیط‌های غیردرمانی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت رضایت مقطعی طرفین را به‌همراه داشته باشد، در بلندمدت اثرات دیرپایی بر بهداشت روان کادر درمان بر جای می‌گذارد. احمدوند در این رابطه توضیح می‌دهد: «پرستاران به‌مرور قادر به حفظ مرزگذاری حرفه‌ای با بیمار غریبه می‌شوند و در رابطه کاری‌شان درگیر مسائل عاطفی نمی‌شوند. اما مادامی‌که پیگیر امور درمانی اطرافیان و خانواده هستند، رابطه عاطفی بر رابطه کاری سایه می‌اندازد و چه‌بسا عملکرد حرفه‌ای‌شان هم مختل شود.» در این شرایط، تلاقی رابطه عاطفی با رابطه کاری صرفاً به اختلال عملکرد حرفه‌ای کادر درمان محدود نمی‌شود. به‌گفته احمدوند، خشم فروخورده، عصبانیت، احساس گناه، عذاب وجدان و خستگی مزمن بر روان آن‌ها سنگینی می‌کند و خروجی چنین رویه‌ای می‌تواند به فرسودگی، افسردگی و حتی خودکشی در کادر درمان منجر شود.

منبع:پیام ما

 

 

 

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    سایر خبرهای داغ

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------