تهران درپی مهارِ فشار روانی ناشی از «توافق بزرگ» است
- مجموعه: اخبار سیاسی و اجتماعی
- تاریخ انتشار : سه شنبه, ۰۵ خرداد ۱۴۰۵ ۰۹:۰۵

توسعه ایرانی: بازه زمانی مذاکرات ۶۰ روزه بابت توافقی که هرلحظه جهان انتظارش را میکشد، برای تهران و واشنگتن تنها یک فرصت دیپلماتیک نیست؛ ماراتنی نفسگیر روی گسلهای اقتصادی و نظامی در منطقه و جهان است.
ودر حالی که دونالد ترامپ اصرار دارد دیپلماسی را به یک «تجارت فردمحور و سریع» تقلیل دهد، ساختار تصمیمگیر در ایران با چالش تطبیق خود با این مدلِ غیرسنتی مواجه است. اما اینهم تمام ماجرا نیست؛ گرههای کوری چون سرنوشت ذخایر اورانیوم، امنیت آبراه هرمز بدون حضور ائتلاف غربی، و ایستادگی بر خطوط قرمز موشکی، میز مذاکره را به یکی از پیچیدهترین جبهههای حقوقی و فنی تبدیل کرده است.
و در این میان، بزرگترین دغدغه حاکمیت جمهوری اسلامی، مدیریت جامعهای است که حدود دو ماه پس از جنگ چهل روزه، روان و معیشتش -همزمان با قطعِاینترنت- بهاخبار چانهزنی مذاکراتی با آمریکا گره خورده است. در گفتگوی پیشرو و در قالب پنج محور کلیدی؛ «ابعاد فنی، حقوقی و راهبردی این رویارویی دیپلماتیک و فرمولهای احتمالی عبور از بنبستها» را با حضور «عباس عمرانی»، دکترای حقوق بینالملل عمومی، بررسی کردهایم که در ادامه خواهد آمد. خانمها و آقایان،« بهمیز سیاست خارجی توسعهایرانی» خوش آمدید.
عباس عمرانی عزیز، ضمن عرض خیرمقدم از طرف خودم و سایر همکاران بابت ورود به جمع کارشناسان "توسعه ایرانی"، لطفا برای اولین پرسش بفرمایید: با توجه به اصرار ترامپ بر اینکه «توافق کاملاً به من بستگی دارد»، ساختار تصمیمگیری در ایران تا چه حد آمادگی دارد تا فراتر از کانالهای سنتی دیپلماتیک، وارد یک مدل مذاکراتیِ مستقیم، سریع و فردمحور با شخص رئیسجمهور آمریکا شود؟
_با سپاس از شما، باید تاکید کنم که ساختار تصمیمگیری در ایران برای پاسخ به مدل مذاکراتی فردمحور، آمادگی ساختاری محدودی دارد. از یک سو، نهادهای سنتی تصمیمگیر مانند شورای عالی امنیت ملی وجود دارند که سازوکاری جمعی دارند. در مقابل، ایالات متحده در حال تلاش برای برقراری ارتباط مستقیم با تصمیمگیرندگان واقعی ایران است، زیرا وزیر خارجه ایران را صرفاً یک «دستگاه فکس» میداند که تصمیمات استراتژیک را نمیگیرد. بنابراین رفتار طرفین نیز با یکدیگر منطبق نیست. در حالی که ترامپ بر تصمیمگیری یکنفره اصرار دارد، ایران همچنان بر کانالهای غیرمستقیم از طریق واسطههایی مانند عمان و قطر اصرار میورزد. همچنین، رهبری ایران هرگونه توافق نهایی را منوط به تأیید بالاترین سطوح حاکمیت کرده است، که این خود مانعی در برابر شخصیسازی و تسریع تصمیمگیریهای فردمحور است.
«تعریف استاندارد بالا»
حال پرسش اینجاست که اگر فرمول «توافق خوب» از نظر ترامپ شامل گنجاندن بندهای موشکی و منطقهای در متن نهایی باشد، تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی با چه اهرمهای جایگزین میتواند واشنگتن را به پذیرش یک توافق صرفاً منحصربههستهای (یا محدود به کنترل تنش در خلیج فارس) متقاعد کند؟
_بنده هم باید عرض کنم که اگر دولت آمریکا بر گنجاندن بندهای موشکی و منطقهای در توافق نهایی اصرار کند، تیم مذاکرهکننده ایران اهرمهای جایگزین متعددی در اختیار دارد که عمدتاً مبتنی بر حقوق بینالملل و اصول حقوقی مسلم است. مهمترین آن، مرزبندی حقوقی دامنه مذاکرات است. ایران اعلام کرده است که گفتوگوها را تنها بر برنامه هستهای متمرکز خواهد کرد و برنامه موشکی بخشی از توان دفاعی ملی و «خط قرمز» مذاکره است. از منظر حقوقی، این تمایز بین حق مسلم استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای مطابق NPT حق ذاتی و دفاع مشروع (مطابق ماده ۵۱ منشور ملل متحد) قابل دفاع است. اهرم دیگر ایران نیز ضمانتهای اجرایی متقابل است. ایران میتواند توافق را به ضمانت عدم تعرض (Non-Aggression Pledge) از سوی آمریکا و متحدانش و توقف عملیات نظامی در جبهههای منطقهای گره بزند. در نهایت، توسعه مذاکرات مرحلهای در پیشنهاد ایران دیده میشود که طی آن مسائل هستهای صرفاً در مرحله اول و با پیششرط اجرای تعهدات اقتصادی توسط آمریکا مطرح باشد.
«سرنوشت ذخایر اورانیوم»
#خب در صورت پافشاری غرب بر شرط «خروج یا رقیقسازی ذخایر اورانیوم غنیشده» به عنوان پیششرط لغو محاصره، تهران چه فرمول یا «راه میانی» فنی (مانند نظارتهای ویژه یا پلمب موقت) را میتواند پیشنهاد دهد تا هم خط قرمز خود را حفظ کند و هم مذاکرات قفل نشود؟
_برای حل این بنبست فنی، چندین فرمول «راه میانی» بر اساس حقوق بینالملل و رویههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) قابل ارائه است که ضمن حفظ «خط قرمز ایران» مذاکرات را از قفل شدن خارج میکند:
· فرمول «ذخیرهسازی موقت در کشور ثالث»: انتقال ۱۰۰ کیلوگرم از ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد به روسیه به عنوان امانتگذار موقت تحت پوشش پادمانهای IAEA، بدون انتقال مالکیت.
· فرمول «رقیقسازی پیشرونده تحت نظارت ویژه»: رقیقسازی تدریجی ۶۰ درصد به ۲۰ درصد یا پایینتر با نظارت مستقیم IAEA در داخل ایران، همراه با پلمب تجهیزات غنیسازی.
· فرمول «مکانیسم عمل در برابر عمل»: گامهای موازی و گامبهگام نظیر ایالات متحده به ازای هر مرحله رقیقسازی یا ذخیرهسازی، بخش مشخصی از داراییهای بلوکهشده را آزاد کند.
«مدیریت تنگه هرمز»
# با توجه به موضع وزارت خارجه مبنی بر اینکه مدیریت تنگه هرمز صرفاً برعهده کشورهای ساحلی (ایران و عمان) است، مکانیسم اجرایی برای راستیآزمایی «بازگشایی و پاکسازی آبراه از مینهای احتمالی» در طول آتشبس ۶۰ روزه، بدون حضور یا مداخله مستقیم نیروهای ائتلاف غربی چگونه تعریف خواهد شد؟
-با توجه به تعهدات بینالمللی، یک مکانیسم اجرایی کاملاً تعریفشده اما بدون حضور مستقیم نظامی غرب قابل تصور است که براساس حق عبور ترانزیت «UNCLOS» ماده ۳۸ و تعهد به رفع موانع ناوبری استوار است. پیشنیاز کلیدی هرگونه عملیات مینروبی، الزام ایران به افشای تعداد و مکان دقیق همه مینهای کارگذاشته شده در تنگه و آبهای اطراف آن طبق پیشنویس قطعنامه شورای امنیت است. این شفافسازی شرط ضروری برای ایمنسازی آبراه محسوب میشود. سازوکار اجرایی خود نیز مبتنی بر نقش دولتهای ساحلی (ایران و عمان) است. طبق این طرح، خود ایران وظیفه مینروبی را با استفاده از نیروها و تجهیزات خودی یا از طریق نهادهای تخصصی بینالمللی مانند اتاقک مینروبی هیدروگرافی بینالمللی (IHO) به کار خواهد گرفت. نظارت بر این فرآیند میتواند توسط بازرسان کشتیهای تجاری یا یک نهاد بیطرف بینالمللی دیگر صورت گیرد. شورای امنیت نیز در نهایت سازوکار راستیآزمایی نهایی را تصویب خواهد کرد و در صورت لزوم، قطعنامهای بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد، ایران را به انجام تعهدات ملزم خواهد کرد.
«فشار افکار عمومی و فضای ملتهب داخل ایران»
#در شرایطی که دولت در مهار تلاطمهای بازار داخلی همچنان ناموفق بوده -واحتمال آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار ذخیره ارزی پررنگ است- اگرچانهزنیها بر سر جزییات بیش از بازه ۶۰ روزه طول بکشد، ساختار سیاسی کابینه آقای پزشکیان وحاکمیت جمهوری اسلامی چطور میخواهد انتظارات اقتصادی انباشتهشده در جامعهای که همین الان هم بهخاطر تورم وحشتناک، ملتهب و عصبانی است و نیز بازارهای داخلی در حالت تعلیق را، مدیریت کند؟ ویا در خوشبینانهترین حالت ممکن مانع از رشد نردبانی هرروزه قیمتها شود؟
-در صورت طولانی شدن مذاکرات فراتر از بازه ۶۰ روزه، ساختار سیاسی ایران برای مدیریت انتظارات اقتصادی انباشتهشده از چند مسیر استفاده خواهد کرد. نخست، راهبرد مدیریت تدریجی توقعات خواهد بود. دولت با استفاده از یک توافق محدود یا تفاهمنامه (MoU)، نهایتاً با اعلام توقف فوری خصومتهای نظامی و گشایش اولیه تنگه هرمز که به کاهش فوری قیمت ارز و کالاهای اساسی منجر میشود، تلاش میکند فضا را مدیریت کند. دوم، آزادسازی پلکانی منابع مسدودشده صورت میگیرد. چارچوب فعلی به «تسکین در مقابل عملکرد» (Relief for Performance) معروف است، بدین معنا که هرگونه رفع تحریمها مستقیماً به اقدامات قابل اندازهگیری ایران وابسته است. بنابراین حتی در طول مذاکرات طولانی، آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده میتواند به صورت پلکانی، نقدینگی مورد نیاز بازار را تأمین کند.
در نهایت، مدیریت انتظارات از طریق رسانههای حاکمیتی صورت میگیرد. ساختار سیاسی ایران با تأکید بر اینکه تمام مسائل هستهای به مرحله بعد موکول شده و توافق فعلی صرفاً به آتشبس و مسائل بشردوستانه اختصاص دارد، سعی در کاهش فوری فشار روانی و اقتصادی ناشی از انتظار برای «توافق بزرگ» خواهد داشت.











