چگونه دست از سرزنش کردن خودتان بردارید
- مجموعه: مشاوره خانواده
رهایی از خودسرزنشی
همهی ما در زندگی اشتباهاتی داشتهایم. تصمیمهایی که شاید اگر زمان به عقب برمیگشت، طور دیگری میگرفتیم. لحظاتی که کاری کردیم یا حرفی زدیم و بعدش حس پشیمانی آمد سراغمان. تا اینجای ماجرا طبیعی است. اما آنچه بهمرور دردناک میشود، صدای دائمی در ذهن است که با ما مهربان نیست. صدایی که میگوید:
«چطور توانستی چنین کاری کنی؟»
«تو همیشه همه چیز را خراب میکنی»
«تقصیر تو بود. همیشه تقصیر توست»
این صدا، همان منتقد درونی ماست. و اگر اجازه بدهیم، میتواند ما را به مرور نابود کند. اما راه رهایی چیست؟ چگونه میتوان این صدای مخرب را خاموش کرد و دوباره با خودمان آشتی کرد؟ در ادامه بهطور مفصل به این موضوع میپردازیم.
خودسرزنشی چیست؟
خودسرزنشی یعنی نسبت دادن بیشازحدِ تقصیرها و مسئولیتها به خود، حتی زمانی که شرایط خارج از کنترل بوده یا اشتباه ما کوچکتر از آن چیزی بوده که تصور میکنیم.
مثال:
تصور کنید دوستی از شما ناراحت میشود. ذهن شما فوراً میگوید:
«قطعاً من حرف بدی زدم. من همیشه باعث ناراحتی دیگران میشوم.»
درحالیکه شاید موضوع چیز دیگری باشد.
دلایل شکلگیری خودسرزنشی:
- تجربه تربیتی سختگیرانه: والدینی که کودک را بابت کوچکترین اشتباه سرزنش میکردند.
مدرسهها و جامعهای که فقط موفقیت را میپذیرند.
- تجربهی شکست یا طرد در گذشته: مثل طرد شدن در رابطه یا اخراج از کار.
- داشتن کمالگرایی افراطی: باور به اینکه همه چیز باید بینقص باشد.
چرا خودسرزنشی مضر است؟
خودسرزنشی در ظاهر نشانهای از مسئولیتپذیری بهنظر میرسد، اما در واقع آثار زیانبار فراوانی دارد:
- فرسایش روانی: ذهن مدام درگیر گذشته و اشتباهات آن است. انرژی شما تحلیل میرود.
- کاهش عزت نفس: احساس بیارزشی و نالایق بودن ایجاد میشود.
- دوری از رشد شخصی: بهجای تحلیل و یادگیری از اشتباهات، خودتان را له میکنید.
- افزایش اضطراب و افسردگی: حس گناه مزمن، شما را به دام بیماریهای روانی میاندازد.
- اختلال در روابط: چون مدام فکر میکنید دیگران هم مثل خودتان، شما را قضاوت میکنند.
چطور از شر خودسرزنشی رها شویم؟
۱. صدای منتقد درونیتان را شناسایی کنید
اولین گام برای تغییر، آگاهی است. دقت کنید چه زمانی و در چه شرایطی شروع به سرزنش خود میکنید؟ صدای درونتان چه میگوید؟
تمرین: هر بار که احساس گناه یا ناراحتی کردید، چند لحظه مکث کرده و افکار خود را یادداشت کنید. مثلاً:
«نباید این حرف را میزدم»
«اون ناراحت شد چون من بلد نیستم درست رفتار کنم»
شناسایی این صدا اولین قدم در کاهش قدرت آن است.
۲. واقعبینانه نگاه کنید
خیلی وقتها مسئولیت کل اتفاقات را به دوش خود میاندازیم، در حالی که عوامل زیادی در ماجرا نقش دارند.
سؤالهایی که میتوانید از خودتان بپرسید:
«واقعاً چقدر از این ماجرا تقصیر من بود؟»
«چه شرایط بیرونی یا افراد دیگری در این اتفاق نقش داشتند؟»
«آیا اگر دوستی در همین موقعیت بود، او را اینطور سرزنش میکردم؟»
۳. با خودتان مانند یک دوست مهربان رفتار کنید
خودتان را تصور کنید که در برابر آینه نشستهاید و به اشتباهی فکر میکنید. حالا تصور کنید دوست صمیمیتان همین اشتباه را کرده بود. آیا با او هم اینقدر تند حرف میزدید؟
تمرین:
هر بار که میخواهید خودتان را سرزنش کنید، ابتدا بپرسید:
«اگر دوستم این کار را کرده بود، به او چه میگفتم؟»
سپس همانطور با خودتان صحبت کنید.
۴. اشتباهات را ابزار یادگیری ببینید
اگر اشتباه نکنیم، هیچوقت رشد نمیکنیم. هر تصمیم اشتباهی، فرصتی برای یادگیری است.
مثال کاربردی:
اگر در مصاحبه شغلی موفق نشدید، بهجای اینکه بگویید:
«من به درد این کار نمیخورم»،
بگویید:
«الان میدانم که در جواب دادن به سؤالهای فلان نقطه ضعف دارم و میتوانم برای بعدی آمادهتر باشم.»
۵. گذشته را رها کنید
گذشته را نمیشود تغییر داد، اما نگرش به آن را میتوان تغییر داد. ماندن در حسرت یا خشم هیچ کمکی نمیکند. با پذیرش گذشته، انرژیتان را صرف ساختن حال و آینده کنید.
تمرین ذهنی:
هر بار گذشتهی دردناک سراغتان آمد، با خود بگویید:
«من گذشته را نمیتوانم تغییر دهم، اما امروز میتوانم کاری متفاوت انجام دهم.»
۶. نوشتن، دوست ذهن شماست
نوشتن به ما کمک میکند تا افکار منفیمان را بیرون بریزیم و منطقیتر با آنها مواجه شویم.
تمرین روزانه:
بنویسید امروز بابت چه چیزی خودتان را سرزنش کردید.
سپس در مقابلش بنویسید: اگر بهترین نسخهی خودم میخواستم با من حرف بزند، چه میگفت؟
۷. از کمک حرفهای نترسید
اگر احساس میکنید این صداها هر روز بلندتر میشوند و زندگیتان را مختل کردهاند، کمک گرفتن از یک رواندرمانگر تصمیمی شجاعانه است، نه نشانه ضعف.
گاهی خودسرزنشی نشانهی اختلالاتی مانند افسردگی یا اضطراب پنهان است که نیاز به درمان حرفهای دارد.
سؤالات متداول درباره خودسرزنشی
۱. آیا خودسرزنشی همیشه چیز بدی است؟
خیر. گاهی اوقات پذیرش مسئولیت و تأمل بر اشتباهات، به رشد شخصی کمک میکند. اما وقتی این تأمل تبدیل به تکرار سرزنش، احساس گناه دائمی یا کاهش عزت نفس شود، تبدیل به خودسرزنشی ناسالم میشود که آسیبزاست.
۲. فرق خودسرزنشی با مسئولیتپذیری چیست؟
مسئولیتپذیری یعنی پذیرفتن نقش خود در یک اتفاق و تلاش برای اصلاح آن.
خودسرزنشی یعنی بزرگنمایی اشتباه، نادیده گرفتن جنبههای مثبت و غرق شدن در حس گناه بدون حرکت به سمت راهحل.
۳. چرا برخی افراد بیشتر از دیگران خودشان را سرزنش میکنند؟
دلایل زیادی دارد، از جمله:
تجربهی کودکی با والدین یا معلمانی سختگیر
کمالگرایی
کمبود اعتماد به نفس
آسیبهای روحی در گذشته
شرایط فرهنگی و اجتماعی که اشتباه را تابو میدانند
۴. آیا خودسرزنشی میتواند باعث افسردگی شود؟
بله. تکرار مداوم افکار منفی درباره خود میتواند منجر به بروز یا تشدید افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات روانی شود. در چنین مواردی، مراجعه به رواندرمانگر ضروری است.
۵. چگونه بفهمم که خودسرزنشی من طبیعی است یا بیمارگونه؟
اگر خودسرزنشی باعث شده که:
اعتماد به نفستان کاهش پیدا کند
نتوانید تصمیم بگیرید
احساس بیارزشی دائمی داشته باشید
در خواب، تمرکز یا روابطتان اختلال ایجاد شود
احتمالاً از حد طبیعی خارج شده و نیاز به مداخله رواندرمانی دارد.
۶. آیا میتوان خودسرزنشی را بهطور کامل متوقف کرد؟
شاید نتوان آن را کامل حذف کرد، اما میتوان آن را کنترل و مدیریت کرد. با تمرین ذهنآگاهی، شناخت الگوهای فکری و رفتارهای جایگزین، شدت و تأثیر خودسرزنشی کاهش پیدا میکند.
۷. چه تمرینهایی برای کاهش خودسرزنشی مؤثر است؟
نوشتن افکار منفی و پاسخ منطقی به آنها
صحبت کردن با خود به زبان مهربانانه
مدیتیشن و تمرین ذهنآگاهی
تمرین گفتوگو با «خودِ آیندهام»
شرکت در جلسات رواندرمانی یا گروهدرمانی
جمعبندی:
هیچکس کامل نیست. حتی کسانی که موفقترین زندگیها را دارند، بارها زمین خوردهاند. تفاوتشان در این است که خودشان را نابود نکردهاند، بلکه از اشتباهاتشان یاد گرفتهاند.
اگر تا امروز خودتان را بابت گذشته سرزنش کردهاید، امروز میتواند نقطهی پایان باشد.
نه چون دیگر اشتباه نمیکنید، بلکه چون آموختهاید اشتباه یعنی زندگی، یعنی تجربه، یعنی مسیر رشد.
گردآوری: بخش روانشناسی بیتوته