تازه های شعر و ترانه


شعر درباره ی عید غدیر خم, اشعار عید غدیر خم

مولودی به مناسبت عید غدیر خم

شعر عید غدیر خم بهاری خرّم و بی نظیر رسیده عاشقا جشن عید غدیر رسیده هر دم...می خونم چاهار قُل و…


شعر دوکاج (محمدجوادمحبت)



شعر جدید دوکاج , شعر جدیدوقدیمی دوکاج

شعر دوکاج نسخه جدید و قدیم

محمد جواد محبت فرزند مصطفی در سال 1322 ه. ش در کرمانشاه قدم به عرصه‌ی حیات گذاشت. وی دارای دیپلم از دانشسرای مقدماتی است و پس از طی مراحل تحصیل به استخدام آموزش و پرورش در آمد.

 

محبت از دوران نوجوانی به شعر و شاعری پرداخت و چون از استعداد کافی برخوردار بود ، طبع حساس و مضمون یابش شکوفا شد و در مجامع ادبی درخشید.

شعرهای او از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۴ در مجلات توفیق، خوشه، روشنفکر، دریچه، تهران مصور و هفته‌نامه مشیر چاپ می‌شد. از سال ۶۲ به گروه مؤلفین کتاب‌های درسی پیوست و آثاری از او در کتاب‌های دوم، سوم، چهارم و پنجم ابتدایی درج شد. 

 

دو کاج شعریست معروف از شاعر ایرانی محمدجواد محبت که یکی از درسهای کتاب فارسی چهارم دبستان بود. این شعر از سال ۱۳۶۳ هجری شمسی وارد کتاب درسی مقطع ابتدایی شد. دو کاج مدتی از کتاب درسی چهارم دبستان حذف و سپس با محتوایی دیگر با عنوان کاجستان به کتاب فارسی پنجم دبستان اضافه شد.

 

 

دو کاج (نسخه قدیم )

در کنار خطوط سیم پیام 

خارج از ده دوکاج روییدند

 

سالیان دراز رهگذران 

آندو را چون دو دوست می دیدند

 

یکی از روزهای پاییزی 

زیر رگبار و تازیانه باد 

 

یکی از کاجها به خود لرزید

خم شد و روی دیگری افتاد

 

گفت ای آشنا ببخش مرا

خوب در حال من تامل کن

 

ریشه هایم زخاک بیرون است

چند روزی مرا تحمل کن

 

کاج همسایه گفت با تندی

مردم آزار از تو بیزارم

 

دور شو دست از سرم بردار

من کجا طاقت تو را دارم

 

بینوا را سپس تکانی داد

یار بیرحم و بی مروت او

 

سیمها پاره گشت و کاج افتاد 

برزمین نقش بست قامت او

 

مرکز ارتباط دید آنروز 

انتقال پیام ممکن نیست

 

گشت عازم گروه پیجویی 

تا که بینند عیب کار از چیست

 

سیمبانان پس از مرمت سیم

راه تکرار بر خطر بستند

 

یعنی آن کاج سنگدل را نیز 

با تبر تکه تکه بشکستند!!

 

شعر جدید دوکاج , شعر جدیدوقدیمی دوکاج

شعر دو کاج جدید

 

دو کاج (نسخه ی جدید)

 در کنار خطوط سیم پیام ،خارج از ده دو کاج روئیدند

سالیان دراز رهگذران ،آن دو را چون دو دوست می دیدند

 

روزی از روزهای پائیزی ،زیر رگبار و تازیانه باد

یکی از کاجها به خود لرزید،خم شد و روی دیگری افتاد

 

گفت ای آشنا ببخش مرا ،خوب در حال من تأمل کن

ریشه هایم ز خاک بیرون است،چند روزی مرا تحمل کن

 

کاج همسایه گفت با نرمی

دوستی را نمی برم از یاد،

 

شاید این اتفاق هم روزی

ناگهان از برای من افتاد.

 

مهر بانی بگوش باد رسید

باد آرام شد، ملایم شد،

 

کاج آسیب دیده ی ما هم

کم کمک پا گرفت و سالم شد.

 

میوه ی کاج ها فرو می ریخت

دانه ها ریشه می زدند آسان،

 

ابر باران رساند و چندی بعد

ده ما نام یافت کاجستان …

شاعر: محمد جواد محبت

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 



گلچینی از شعر و ترانه ها

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------