تازه های شعر و ترانه


شعر درباره ی عید غدیر خم, اشعار عید غدیر خم

مولودی به مناسبت عید غدیر خم

شعر عید غدیر خم بهاری خرّم و بی نظیر رسیده عاشقا جشن عید غدیر رسیده هر دم...می خونم چاهار قُل و…


غزلیات عاشقانه ابن حسام خوسفی



دیوان اشعار ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. آرامگاه وی در شهر خوسف از توابع بیرجند امروزی بر بلندای یک تپه و در کنار رودی و در میان دشت باصفائی واقع است. دیوان او شامل اشعاری در قالب‌های قصیده، ترجیع‌بند، مسمط و ترکیب‌بند است.

 

لبت یاقوت گوهر پوش دارد

به گاه بوسه طعم نوش دارد

سرزلف سیاهت بر بناگوش

زنزهت بوی مرزنگوش دارد

چوگوشت با رقیبان است کم زان

که یک ره جانت ما گوش دارد

دلم با روی خوب تست دایم

بگو بهرخدا نیکوش دارد

چو جان تن را در آغوش آمدی دوش

تنم جان بین که در آغوش دارد

زدوشت دوش برخورداربودم

دلم امشب هوای دوش دارد

دل ابن حسام از اتش شوق

ز گرمی سینه را پرجوش دارد

  

 

 شعرهای ابن حسام خوسفی, دیوان اشعار ابن حسام خوسفی

غزلیات ابن حسام خوسفی

 

بیا بیا که در این خطه ی خراب آباد

نگشت بی تو دمی این دل خراب آباد

گره زن آن زلف بنفشه بر لاله

که کار بسته ی من جز بدان گره نگشاد

چو لاله صرف مکن با پیاله حاصل عمر

که دور مایه ی جوراست و دهر بی بنیاد

به ناز خویش مبین در نیاز من بنگر

که روزگاربسی چون من و تو دارد یاد

نسیم عقده ی زلفت اگرچه خوشبویست

درو مپیچ که نتوان گره زدن در باد

فروغ لاله مگر عکس روی شیرین است

که گرد کوه برآمد به دیدن فرهاد

نشان همی دهد از خط و خدّ و بالایت

بنفشه و گل نسرین و قامت شمشاد

هزار دیده ی نرگس به قامتت نگران

زنار خویش توچون سرو از آن همه آزاد

ز زهد خشک ریائی دلم به تنگ آمد

«زدیم بر صف رندان و هرچه بادا باد»

به آشکار بده می به دست ابن حسام

«شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد»

 

 

 شعرهای ابن حسام خوسفی, دیوان اشعار ابن حسام خوسفی

دیوان اشعار ابن حسام خوسفی

 

 مرا هوای تو هرگز زسر به در نرود

خیال چشم سیاه تو از نظر نرود

سرم به پای مزن گر بر آستانه ی تست

که گر سرم برود عشق تو ز سرنرود

به باغ اگر دگران میل و جانبی دارند

مرا زکوی تو دل جانب دگر نرود

سزد که با خط مشکین و قدوخدّ ولبت

حدیث سنبل و سروگل و شکر نرود

مرا زدرد تو تا از جگر نشان باشد

نشان داغ تو از گوه ی جگر نرود

شرار سینه نماند اثر زهستی من

گرآب دیده ز دنباله بر اثر نرود

ز ناله ی سحری لب مبند ابن حسام

که کار بی مدد ناله ی سحر نرود

  

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته



گلچینی از شعر و ترانه ها

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------