تازه های قصه های کودکان


شعر پاییز,شعر در مورد پاییز,شعر پاییز کودکانه

شعر کودکانه فصل پاییز

شعرهای کودکانه درباره فصل پاییز شعر کودکانه آمدن فصل پاییز: آبی شده آسمانکنار رنگین کمانبا نور…


شعر کودکانه نان تازه





نان




دانيد من كه هستم؟
من نان تازه هستم

خوش عطرم و برشته

عطرم به جان سرشته

 

زينت سفره هايم
قوت دست و پايم

 

حاصل كار ياران

خوراك صد هزاران


حكايتم دراز است
در من هزار راز است

 

بشنو تو سرگذشتم

چه بودم و چه گشتم

 

 


گندم بودم در آغاز
گندم ناز و طناز

 

دهقان پير مرا كاشت

زحمت كشيد تا برداشت

 

 

هر روز و شب داد آبم
ببين چقدر شادابم

 

از رنج و كار دهقان

كم كم شدم شكوفان

 

 


قدم بلند شد كم كم
بوسيد رويم را شبنم


به به به خوشه هايم

گندم با صفايم

 

 

شد ساقه ام طلايي
آي برزگر كجايي؟


پيشم بيا شتابان

با داس تيز و بران

 

 


دروم كرد مرد دهقان
برد پيش آسيابان


آردم كرد آسيابان

خمير شدم پس از آن

 

 


گذاشت رو پاروش نانوا

چيد تو تنور خمير را

 


گرفتم از آتش جان

يواش يواش شدم نان

 



ده ها تن گرم كارند
شب تا سحر بيدارند


تا نان شود مهيا

آيد به سفره ما

 

 

اي كه می خوري نان را
بدان تو قدر آن را.






مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------