زندگی در سایه قطعی اینترنت | ۷۹روز کلافهکننده
- مجموعه: اخبار تکنولوژی

جهان صنعت: ساعتها و روزها یکییکی گذشتند، حتی سال هم عوض شد اما آیکون اتصال همچنان بیحرکت مانده و علامت خطر کنار آن گواه اینواقعیت تلخ است که دسترسی بهفضای بینالملل همچنان قطع است. ۱۲هفته از خاموشی گسترده اینترنت میگذرد و زندگی میلیونها ایرانی با وقفهای ناگهانی و خانمانسوز روبهرو شده است. برای بسیاری اینفقط یکقطعی ساده نیست بلکه بهمعنای نابودی زندگی، کسبوکار، معیشت و غرقشدن در انزواست. از همان روزهای نخست درگیری در اسفندماه پرسشی که ذهن عموم جامعه را مشغول کرده این است: «اینترنت بالاخره چه زمانی وصل خواهد شد»؛ پرسشی که پاسخش نه در میان مردم یافت میشود و نه مسوولان توانایی جوابدادن بهآن را دارند. باوجود آتشبس امیدهایی برای بازشدن دوباره دروازههای فضای بینالملل بر روی مردم در کشور ایجاد شد اما اینامر نهتنها اتفاق نیفتاد بلکه با مصوبات و کاغذبازیهای شوراها دسترسی بهاین فضا تنها برای گروهی خاص و با پرداخت هزینههای هنگفت ممکن شده تا صرفا از «آن سوی دیوار» مطلع شوند.
درشرایطیکه بهبهانه «فضای جنگی کشور» سد محکمی بر ارتباطات کشیدند پرسش اساسی این است که «چرا فقط مردم عادی حق دسترسی ندارند؟» آیا کسانی که خونشان رنگینتر است یا توان مالی بالاتری دارند تنها مستحق دسترسی هستند؟ اینها نهتنها سوالاتی برای نگارش گزارش بلکه حقیقت امروز و پرسشهای بنیادین جامعه از مسوولان حکومتی است. دولتی که خود با وعدههای عدالت، آزادی و حق دسترسی بر سر کار آمد اکنون حتی توانایی پاسخگویی بهچرایی وصلنشدن اینترنت را ندارد و همواره از وظیفه مهمی که بر گردنش هست شانه خالی میکند.
۷۹روز کلافهکننده
به گزارش نتبلاکس، قطعی اینترنت در ایران پس از هزارو۸۴۸ساعت وارد هفتادونهمینروز خود شده است. ایناقدام براساس یکسیستم طبقاتی انجام شده که در آن بهتعداد کمی از افراد برگزیده دسترسی داده میشود در حالی که عموم مردم ساکت میشوند همان نوع ساختار اجتماعی که مقامات ایرانی ادعا میکنند با آن مخالف هستند.
ایناخلال گسترده امورات زندگی میلیونها نفر را مختل کرده است؛ قطعی لوکیشنها، کندی سایتها و مهمتر از همه توقف کسبوکارهای اینترنتی تنها بخشی از تبعات اینفاجعه است. بسیاری از دارندگان فروشگاههای مجازی که امرار معاششان بهاین فضا گره خورده بود یا مجبور بهتعطیلی دائمی شدند یا همچنان در انتظار اتصال دوباره بهسر میبرند. مقامات دولتی اعلام کرند که درصورت بهبود شرایط اینترنت تا نیمه خردادماه وصل خواهد شد اما باوجود هشدارهای کارشناسان مبنی بر ضرر و زیان هنگفت و غیرقابل محاسبهی اینقطعی تکلیف هزاران شاغل اینحوزه چیست؟ علی، یکی از کارگران فروشگاه لباس مردانه که اکنون بهدلیل قطعی اینترنت خانهنشین شده در گفتوگو با «جهانصنعت» روایت میکند: بهدلیل حجم پایین مشتری حضوری حدود دوسال است که رو بهفروش اینترنتی آوردیم. در سال گذشته سهبار قطعی اینترنت آسیب مالی شدیدی بهما زد و حتی در دیماه بهخاطر انباشت مشکلات اقتصادی و قطعی اینترنت تا مرز ورشکستگی پیش رفتیم. در بهمنماه که اتصال دوباره برقرار شد چشممان بهبازار شب عید بود اما قطعی اینترنت ناشی از جنگ و مشکلات معیشتی مردم اینبازار را هم از ما گرفت. با شروع سال جدید صاحبکارم گفت «فعلا بهخانه برو. اگر اینترنت وصل شود دوباره میگویم که برگردی.» الان حدود دوماه است که بیکارم و ناچارا برای تامین هزینه خانه بهپیک موتوری روی آوردم. نمیدانم چه زمانی قرار است دوباره طعم اتصال را بچشیم اما اگر اینوضعیت ادامه یابد تمام کاسبان و کارگرانی که معیشتشان بهاین فضا گره خورده «بدبخت» خواهند شد.
پا بر روی شلنگ اینترنت
«هرچه میشود پا بر روی شلنگ اینترنت میگذارند.» اینجمله را علیرضا شریفی یزدی، جامعهشناس به«جهانصنعت» میگوید. وی درباره تبعات خاموشی گسترده دیجیتال توضیح داد: در تحلیل اینوضعیت باید توجه داشت که وقتی اینترنت قطع یا مختل میشود ابتدا یکفروپاشی اقتصادی برای فعالان و سرمایهگذاران اینحوزه رخ میدهد. کسانی که در اینعرصه سرمایهگذاری میکنند، وقت میگذارند و تبلیغ انجام میدهند در هر بار قطعی با افت فعالیت و رکود مواجه میشوند و اینامر زمینهای فراهم میکند که افراد دیگر بهخودشان اجازه ورود مجدد بهاین فضا را ندهند؛ بهویژه باتوجه بهاینکه در چندماه گذشته بخش زیادی از زمان مردم کشور از اینترنت محروم بودند عملا اعتماد بهاین حوزه کاهش پیدا میکند.
از منظر جامعهشناسی قطعی اینترنت چند پیامد اصلی دارد:
نخست آنکه کشورهایی که روند توسعه را پیگیری میکنند نسبتبه رشد جهانی عقبماندگیشان افزایش مییابد. نقش اینترنت و فضای مجازی در توسعه ملی در جهان امروز روشن و بدون نیاز بهاستدلال است بنابراین وقتی با هر سلیقهای اینترنت قطع یا محدود میشود طبیعتا از بحث توسعه دور میشویم. دومین پیامد افزایش «احساس عدم امنیت» درمیان فعالان فضای دیجیتال است. کسی که در اینحوزه کار میکند و میبیند در مدت یکسال چندبار اینترنت در بازههای طولانی قطع یا محدود شده دیگر رغبتی بهسرمایهگذاری ندارد. اینموضوع اضطراب اجتماعی را بالا میبرد و احساس ناامنی را در جامعه تقویت میکند و درنتیجه مشکلات بیشتری ایجاد میشود.
اعتماد بر آب رفته
شریفی یزدی افزود: سومین نکته بهبعد حکمرانی و ارتباطات برمیگردد. کشورهایی که خود تحت تحریم هستند معمولا با هزینههای سنگین تلاش میکنند ارتباطات بیرونی را حفظ یا دور بزنند اما ابزار مناسب ایندورزدن اغلب بهارتباطات اینترنتی بازمیگردد. وقتی اینارتباط قطع میشود اعتماد از بین میرود و بسترهایی که طی مدتها حتی چندسال با سختی آماده شده بودند در مدت کوتاهی از بین میروند. شواهدی وجود دارد که افراد و ظرفیتهایی که بهطور جدی در اینزمینه فعال شده بودند بهدلیل تداوم اینمحدودیتها و ناپایداریها عملا زمینگیر میشوند. از نظر اجتماعی نیز وقتی جامعه احساس میکند در مقایسه با دنیا عقبتر است و امکان زندگی طبیعی در فضای دیجیتال برای همه بهشکل برابر فراهم نیست ابتدا اضطراب ایجاد میشود و سپس خشم شکل میگیرد. اینخشم در شرایطی تشدید میشود که جامعه از پیش با گرانی، بیکاری و موج تعدیل نیروی انسانی مواجه است. در اینوضعیت جوانترهایی که بیشتر از فضای دیجیتال استفاده میکنند بیشتر تحتتاثیر قرار میگیرند بنابراین احتمال واکنش اجتماعی هم افزایش مییابد.
وی افزود: اگر اینروند ادامه پیدا کند پیشبینی میشود بخشی از مرجعیت رسانههای داخلی در بلندمدت تضعیف شود. یعنی کاربران بهسمت ابزارهای جایگزین ارتباطی و رسانهای ازجمله اینترنت ماهوارهای و روشهایی که در آینده مطرح میشود بیشتر اقبال نشان میدهند. معمولا نهادهای مسوول در ابتدا سختگیری میکنند اما پس از مدتی روشن میشود که با برخوردهای مقطعی نمیتوان نیاز را برطرف کرد و نیاز حذفشدنی نیست.
درنتیجه گسترش اینمسیرها ادامه پیدا میکند و بهمرور حتی ممکن است از کنترل نظام حکمرانی خارج شود. درهمینچارچوب درباره تبعیض گسترده دیجیتال هم باید گفت که اینموضوع صرفا یکتصمیم اجرایی یا یکراهکار مقطعی نیست. در یکجامعه طبقاتی همهچیز طبق طبقات پیش میرود و وقتی عرضهوتقاضا دچار اختلال میشود عملا نمیتوان جلوی شکلگیری نابرابری را گرفت؛ چه ایننابرابریها رسمی و چه غیررسمی باشند و چه بعدا با لباس قانون توجیه شوند.
تبعیض اینترنتی
اینجامعهشناس درباره تبعیض اینترنتی موسوم بهاینترنت پرو بیان کرد: هرچه میشود بهسرعت پا روی شلنگ اینترنت میگذارند. واقعیت ایناست که احساس طبقاتیشدن در همه زمینهها و اینجا بهطور مشخص در امکانات دیجیتال بهشدت افزایش پیدا میکند. یعنی بخشی از جامعه احساس میکند گروهی خاص بهمنابع واقعی دسترسی دارد و گروهی دیگر از امکانات دیجیتال واقعی محروم است. در همین دوره کسانی که توانستند سراغ مسیرهایی مثل «سیمکارت سفید» یا دسترسیهای جایگزین بروند عملا در شرایطی که کشور در خاموشی دیجیتال بهسر میبرد دسترسی پیوستهتری داشتند و در نتیجه احساس بیعدالتی تشدید شد. برایمثال درشرایطیکه هیچکس دسترسی ندارد نمایندگان مجلس و برخی مسوولان توئیت میگذارند و اظهار نظر میکنند. درنهایت حتی اگر گفته شود دسترسی محدود شده بهدلیل مسائل امنیتی است از منظر اجتماعی نتیجه همان افزایش فاصله و تقویت اینباور بوده که «هرکس پولدارتر باشد میتواند نفس بکشد». اینباور در جامعه تقویت میشود و پیامدهای اجتماعی خود را بهدنبال خواهد داشت.
در انتظار وصلشدن اینترنت فیلترشده
حکایت ما مردم ایران حکایت عجیبی است. ۱۲هفته بوده که منتظر وصلشدن فضایی هستیم که خود آن فضا فیلتر است. در شرایطی که کیفیت اینترنت در کشور ما در زمره ضعیفترین کشورهای جهان است حال قطعی نیز بر آن افزوده شده و عملا کار ما را دوچندان دشوار کرده است.
از یاد نمیرود که یکی از مسوولان چندی پیش گفته بود: «درصورت اتصال دوباره درحال مذاکره هستیم تا اینترنت را با کیفیت بهتری نسبتبه قبل بهمردم عرضه کنیم.» مشخص نیست اینگزاره تا چه حدی راست باشد اما سابقه و کارنامه مسوولان نشان میدهد که اینوعده نیز همانند وعدههای دیگر بهباد فراموشی سپرده خواهد شد و همین اتصال قطرهچکانی نیز درحالحاضر بهیکرویا تبدیل شده است. امید میرود هرچه زودتر دوباره آیکونهای وصل روی گوشیها ظاهر شود و هرچه سریعتر از اینجزیره خاموش خارج شویم و طعم دوباره اتصال را بچشیم.











