تازه های شهر حکایت

حکایت های آموزنده, حکایت های پند آموز

همانی هستی که همه می‌گویند؟

حکایت آموزنده روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند. شاگردان…

حکایت شعر سرودن



 

حکایت

 

روزی محتشم کاشانی به دیدن پدر حکیم شفایی می رود.حکیم که از کودکی در سرودن شعر مهارت داشت شعری از خویش برای محتشم می خواند.

 

محتشم می گوید: اشعارش مثل گرمک اصفهان است که به ندرت شیرین در می آید.

 

شفایی جواب داد: الحمدلله که مثل گرمک کاشان نیست که هیچ شیرین درنمی آید!


منبع:روزنامه خراسان

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------