تازه های شهر حکایت

جواب دندان شکن

جواب دندان شکن

اعرابی را پیش خلیفه بردند. او را دید بر تخت نشسته و دیگران در زیر ایستاده.گفت: السلام علیک یا ا...…

حکایت شعر سرودن



 

حکایت

 

روزی محتشم کاشانی به دیدن پدر حکیم شفایی می رود.حکیم که از کودکی در سرودن شعر مهارت داشت شعری از خویش برای محتشم می خواند.

 

محتشم می گوید: اشعارش مثل گرمک اصفهان است که به ندرت شیرین در می آید.

 

شفایی جواب داد: الحمدلله که مثل گرمک کاشان نیست که هیچ شیرین درنمی آید!


منبع:روزنامه خراسان

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------