سپر و سنگ (حکایت)
- مجموعه: شهر حکایت
مردی با سپری که به دوش انداخته بود به میدان جنگ رفت. از طرف دشمن سنگی بر سرش خورد و سرش شکست.
فریاد مرد بلند شد و گفت: ای بی مروت، مگر کوری و سپر به این بزرگی را نمی بینی که سنگ بر سر من می زنی؟
منبع:seemorh.com
مردی با سپری که به دوش انداخته بود به میدان جنگ رفت. از طرف دشمن سنگی بر سرش خورد و سرش شکست.
فریاد مرد بلند شد و گفت: ای بی مروت، مگر کوری و سپر به این بزرگی را نمی بینی که سنگ بر سر من می زنی؟
منبع:seemorh.com
گنجینه مثل ها و حکایات
مرجع تخصصی خرید کالاهای صنعتی◀پمپ،الکتروموتور و ...
۵۰٪ تخفیف ارتودنسی دندان اقساطی بدون چک یا سفته!
تو این فصل دلت سفر میخواد؟ سفر با هزینه کم هم میشه!
ارتودنسی+ویزیت و مشاوره و جرم گیری رایگان
کنکوری هستی؟ تا فرصت هست اینجا کمک بگیر!
بالاخره وقت عوض کردن مبلمان رسید◀انواع مدل در شیکا مبل
اقامتی راحت در مشهد با بهترین قیمت؛ بیعانه کافی است!
جدیدترین مدل های عینک آفتابی با قیمت قبل◀
مجموعه ای از جدید ترین مدل های کنسول با تخفیف استثنائی
کلکسیون انواع مبلمان کلاسیک مدرن راحتی با تخفیف استثنائی
انواع اکسسوری و ساعت مچی و عینک آفتابی مناسب هدیه◀
تا 50% تخفیف مجلل ترین تالارها + مشاهده لیست مزون و آتلیه
اولین مرجع خرید آنلاین بلیط اتوبوس◀
راحت ترین روش خرید بلیط اتوبوس برای همه◀
پشت کنکوری؟ کلیک کن و سال دیگه تو بهترین دانشگاه هستی
کالا ها و خدمات منتخب