تازه های شهر حکایت


حکایت طنز,حکایت,حکایت طنز عبید زاکانی

چند حکایت جالب و خواندنی

حکایت های جالب و خواندنی گوشت را آزاد كن از بزرگان عصر، يكي با غلام خود گفت كه از مال خود، پاره‌اي…


کنترل خشم



,داستانهای کوتاه

حکایت آموزنده

 

یکی از پسران هارون الرشید (پنجمین خلیفه عباسی) در حالی که بسیار خشمگین بود نزد پدر آمد و گفت: (فلان سرهنگ زاده به مادرم دشنام داد.)

هارون، بزرگان دولت را احضار کرد و به آنها گفت: (جزای چنین شخصی که فحش ناموسی داده است چیست؟)

یکی گفت: جزایش، اعدام است. دیگری گفت: جزایش بریدن زبانش است. سومی گفت: جزایش مصادره اموال او به عنوان تاوان است. چهارمی گفت: جزایش تبعید است. هارون به پسرش رو کرد و گفت: ای پسر! بزرگواری آن است که او را عفو کنی و اگر نمی توانی، تو نیز مادر او را دشنام بده، ولی نه آنقدر که انتقام از حد بگذرد، آنگاه ظلم از طرف ما باشد و ادعا از جانب او:


نه مرد است آن به نزدیک خردمند        که با پیل دمان پیکار جوید
بلی مرد آنکس است از روی محقیق        که چون خشم آیدش باطل نگوید

 

منبع: alhassanain.org



گنجینه مثل ها و حکایات

 

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------