تتر,ارز دیجیتال,بیت کوینX

تازه های داستان


داستان های قدیمی شب یلدا, قصه های قدیمی شب یلدا, از داستان شب یلدا چه می دانید

داستان های قدیمی شب یلدا

داستان های قدیمی شب یلدا قصه های قدیمی شب یلدا ایران ما، از گذشته سرزمین افسانه ها و داستان های…

یک روز کنار دریا



سرگرمی,سایت سرگرمی

داستان جالب «یک روز کنار دریا»

 

پیرزنی برای اولین بار در عمرش کنار دریا می‌رفت. قبل از این‌که راه بیفتد، همسایه‌ها دورش را گرفتند و گفتند که از بابت همه چیز خیالش جمع باشد و فقط برای آنها یک شیشه آب‌دریا سوغات بیاورد!


بالاخره پیرزن کنار دریا رسید. آن موقع، اوج مَد بود و آب دریا حسابی بالا آمده بود. پیرزن از پیرمرد قایقرانی که همان اطراف بود خواهش کرد که یک بطری آب دریا به او بفروشد!


پیرمرد که چشم‌هایش گرد شده بود، بروبر به زن نگاه کرد و گفت: «خوب، هر بطری آب دریا 5 سنت!»


پیرزن پنج سنت را به قایقران داد و بطری را پر از آب کرد و خوشحال رفت تا چرخی در شهر بزند. چند ساعت بعد که پیرزن برگشت تا برای آخرین بار با دل سیر به دریا نگاه کند، وقت جزر بود و آب دریا پایین رفته بود.


پیرزن با تعجب فریاد زد: «اوه! خدای من! جناب ماهیگیر شما عجب تجارتی به هم زده‌اید؟!»

 

منبع: asriran.com

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------