تازه های خواندنی و دیدنی


پروفایل غمگین دخترانه,عکس پروفایل غمگین

عکس پروفایل غمگین

پروفایل غمگین عکس پروفایل غمگین عکس غمگین عکس غمگین تنهایی عکس پروفایل غمگین پروفایل غمگین پسرانه…


متن هایی درباره خشونت علیه زنان



 روز رفع خشونت علیه زنان

 

مدت ها است که تصویر خواسته های مردانه روی باورهای زنانه افتاده و هیچ خشونتی بالاتر از این نیست که یک زن چنان در بند ایدئولوژی مردانه بیفتد که ازادی نگریستن ناب به جهان را نداشته باشد. وقتی سایه ی پدر روی معنایی که فرزندان و زنان از هر چیزی دارند بیفتد رد اندیشه ی او سالها تفسیر نگاه های آن ها را اشباع می‌کند،  نتیجه‌اش فرهنگ خشنی است که ذهن زنانه  امروز را به گرو خود کشیده است.

 

خشونت علیه زنان در ایران, روز جهانی خشونت علیه زنان

روز جهانی خشونت علیه زنان 

 

دخترم آمد با نگاهی مات و مبهم نمیدانستم چه به او گذشته در کنارم ایستاد و تلاش کرد با دستان کوچک هفت ساله اش مرا بسوی خودش بکشد. سرم را پایین آوردم نفس سردش زمزمه های نامفهومش را همراهی می کرد. از او خواستم تا واضحتر بگوید شاید من نیز مانند او در برابر واقعیت مقاومت می کردم. دوباره گفت و از آن سالها چند باره می گوید: مامان بابا من و برد کنار خانه خاله رابعه بمن گفت من عاشق این خانم هستم. من گفتم این که خاله من، دوست صمیمی مامانمه. بعد اون هم هی دستش و می گذاشت روی لبش و به بابام نشون می داد و می خندید. خاله به بابا گفته باید بمن این ها رو بگه تا بابا رو بیشتر دوست داشته باشه. 

سوال این است که آیا آن دختر خردسال مورد خشونت خانگی نبوده؟ آیا درد این خشونت تا پایان عمر همراهش نخواهد بود؟با خودم فکر می کنم آیا خشونت فقط محرومیت از منابع اقتصادی و یا عدم ارتباط عاطفی با همسرمی باشد؟آیا وقت آن نرسیده که لایه ای دیگر از خشونت وارد حوزه خشونت خانوادگی شود؟خشونت رابطه جنسی آزاد پدران بصورت کنشی آگاهانه و یا نا آگاهانه با دوستان و یا بیگانگان نیست؟

سیمین میمندی 

 

خشونت علیه زنان در ایران, روز جهانی خشونت علیه زنان

متن روز جهانی خشونت علیه زنان 

 

می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزار گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته

خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد ، خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده.

 

خشونت علیه زنان در ایران

 

هر روز صبح که با عجله می‌رفتم تا سرکار بروم می‌دیدمش که جلوی در خانه ایستاده است. با درد و دل راجع به حاج خانوم شروع می‌کرد که مشکل قلبی و قند دارد و روی پایش یک سوراخ درست شده اندازه هلو و دکترها گفته‌اند باید پایش قطع شود.  دلم خیلی سوخته بود. قصه‌ها هر روز بدتر و تلخ تر می شد و هزینه‌های بیمارستان سرسام آورتر. تا اینکه حاج خانوم، دیگر خانوم( بخوانید کلفت) سابق نمی شود!   هر بار با صبوری به حرف هایش گوش داده بودم و دعای خیر کرده بودم. کم‌کم حرف‌هایش رسید به اینکه پنجاه میلیون خرج کرده‌ام و ای کاش به جای این خرج‌ها یک زن جدید گرفته‌بودم. از همان وقت دیگر سنگین و بی حوصله جواب سلام‌ها را می‌دادم و تظاهر به عجله می‌کردم تا سر راهم سبز نشود. تا اینکه یکروز که در خانه نشسته بودم، صدای داد و دعوای کوچه من را کنار پنجره کشاند. پیرمرد، زن بیچاره را که به زور، با واکر خودش را می‌کشید از خانه بیرون کرده بود و پسرها که هر کدام سن پدر من را داشتند با پدرشان گلاویز شده بودند و تهدید به کشتن او می‌کردند!

«خسته نباشی حاج خانوم. تبریک ! بازنشست شدی، بدون هیچ جشن و دریافتی پایان خدمت.  حالا می توانی تا اخر عمر گوشه خانه یکی از پسرهایت کز کنی تا کی خدا نظر خیر به تو بیندازد و از شر این زندگی خلاصت کند».

مهرنوش قائم مقامی 

 

خشونت علیه زنان در ایران, روز جهانی خشونت علیه زنان

متن هایی درباره خشونت علیه زنان

 

شرمگینم در دنیایی زندگی می‌کنم که برای جلوگیری از خشونت علیه زنان باید تلاش کرد!  کاش این خشونت همانقدر که بعضی انکارش می‌کنند، واقعا وجود نداشت. باورش سخت است که بعد از چندهزار سال تمدن، بشر هنوز علیه خودش مکرراً دست به خشونت می‌زند. آیا ما اشرف مخلوقاتیم؟

آرمین امیر 

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------