حکمت شماره 182

|
ترجمه دشتی |
|
و درود خدا بر او فرمود: همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهاي مرگ است، ثروتي که دستخوش تاراج مصيبتهاست، با هر جرعه نوشيدني گلو رفتني، و در هر لقمهاي گلوگير شدني است، و بنده نعمتي به دست نياورد جز آن که نعمتي از دست بدهد، و روزي به عمرش افزوده نميگردد جز با کم شدن روزي ديگر، پس ما ياران مرگيم، و جانهاي ما هدف نابوديها، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم؟ در حالي که گذشت شب و روز بنايي را بالا نبرده جز آنکه آن را ويران کرده، و به اطراف پراکند. |
|
ترجمه فیض الاسلام |
|
امام عليهالسلام (در پند و اندرز) فرموده است: مرد (آدمي) در دنيا نشانهاي است که مرگها (سببهاي مرگ) در آن تير مياندازند، و چپاول شدهاي است که بلاها و دردها به آن ميشتابند، و با هر آشاميدنش گلو گرفتني و در هر لقمهاش اندوهها است (هر لذت و خوشي با اندوهي است) و بنده به نعمتي نميرسد مگر به جدائي از نعمت ديگري، و رو نميآورد به روزي از زندگيش مگر به جدائي از نعمت ديگري، و رو نميآورد به روزي از زندگيش مگر به جدائي روز ديگر از مدت (زندگاني) خود (که برايش مقدر گشته) پس ما ياوران مرگيم (که هر روزي به آن نزديک ميشويم و به هر نفس گامي به سويش پيش مينهيم) و جانهاي ما نشانه تباهيها است، پس از کجا به بقاء و هستي اميدوار باشيم در حالي که اين شب و روز به چيزي شرافت و بزرگي ندادند مگر آنکه به شتاب بازگشتند در ويراني آنچه ساخته و پراکندگي آنچه گرد آورده بودند؟! (آري دلبستگي به اين زندگاني شايسته نيست چون هر شب و روزي ميبينيم جمعي مرده مقام و بزرگواريشان از بين رفته ثروت و دارائيشان پراکنده ميگردد). |
|
ترجمه سید جعفر شهیدی |
|
(و فرمود:) آدمي در جهان نشانه است و تيرهاي مرگ بدو روانه، و غنيمتي است در ميان و مصيبتها بر او پيشدستي کنان. و با هر نوشيدني، ناي گرفتني است و با هر لقمهاي طعام در گلو ماندني، و بنده به نعمتي نرسد تا از نعمتي بريده نشود، و به پيشباز روزي از زندگي خود نرود تا روزي از آنچه او راست سپري نشود. پس ما ياران مرگيم و جانهامان نشانه مردن، پس چسان اميدوار باشيم جاودانه به سر بردن؟ و اين شب و روز بنايي را بالا نبردند جز که در ويران کردن آن بتاختند و در پراکندند آنچه فراهم ساختند. |








