نامه به معاويه افشاي سياست استحماري معاويه
| به معاويه به معاويه: و گروهي بسيار از مردم را تباه ساختي، به گمراهيات فريبشان دادي، و در موج درياي سرگشتگي خويششان درانداختي. تاريکيهاشان از هر سو در پوشاند، و شبههها از اين سو بدان سوشان کشاند. پس از راه حق به يکسو فتادند، و باز گشتند، و روي به گذشته جاهلي نهادند. به حق پشت کردند و بر بزرگي خاندان خود نازيدند، جز اندکي از خداوندان بصيرت که باز گرديدند. تو را شناختند و از تو جدا شدند و به سوي خدا گريختند، و دست از ياريات کشيدند. چه آنان را به کاري دشوار واداشتي و به راه راستشان نگذاشتي. پس معاويه! از خدا درباره خود بيم دار، و مهارت را از کف شيطان درآر، که دنيااز تو بريده است و رشته آن باريک است و آخرت به تو نزديک. |
| ( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) إِلى مُعاوِيَةَ: وَ أَرْدَيْتَ جِيلًا مِنَ النَّاسِ کَثِيراً، خَدَعْتَهُمْ بِغَيِّکَ، وَ أَلْقَيْتَهُمْ فِى مَوْجِ بَحْرِکَ، تَغْشاهُمُ الظُّلُماتُ، وَ تَتَلاطَمُ بِهِمُ الشُّبُهاتُ، فَجارُوا عَنْ وَجْهَتِهِمْ، وَ نَکَصُواْ عَلى أَعْقابِهِمْ، وَ تَوَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ، وَ عَوَّلُوا عَلى أَحْسابِهِمْ، إِلَّا مِنْ فاءَ أَهْلِ الْبَصائِرِ، فَإِنَّهُمْ فارَقُوکَ بَعْدَ مَعْرِفَتِکَ، وَ هَرَبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ مُوازَرَتِکَ، إِذْ حَمَلْتَهُمْ عَلَى الصَّعْبِ، وَ عَدَلْتَ بِهِمْ عَنِ الْقَصْدِ، فَاتَّقِ اللَّهَ يا مُعاوِيَةُ فِى نَفْسِکَ، وَ جاذِبِ الشَّيْطانَ قِيادَکَ، فَإِنَّ الدُّنْيا مُنْقَطِعَةٌ عَنْکَ، وَ الاخِرَةُ قَرِيبَةٌ مِنْکَ، وَ السَّلامُ. |








