تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -26 آبان



487م:با اين كه ارتش ايران به فرماندهي سپهبد «زرمهر» هپتالها را در فرارود (آسياي ميانه) شكستي سخت داده بود، بزرگان كشور در يك نشست محرمانه در 17 نوامبر سال 487 ميلادي تصميم گرفتند كه بلاش، شاه ساساني وقت را بركنار و قباد (گواد = گوات) را بر جاي او بنشانند و اين تصميم (كودتا)، بدون خونريزي عملي شد. بزرگان ايران از مسامحه بلاش در قبال خزرهاي مهاجر به مناطق شمالي درياي مازندران كه ستيزه جويي مي كردند خسته شده بودند. قباد پسر پيروز (شاه اسبق، شاه پيش از بلاش) پس از انتخاب شدن به شاهي، براي نشان دادن شايستگي خود و اين كه بزرگان كشور در انتخاب او اشتباه نكرده بودند شخصا با سپاهي گران به جنگ خزرها رفت و اين قوم را شكستي سخت داد به گونه اي كه بيشتر آنان آواره اروپا شدند و به دين يهود گرويدند.

با وجود اخراج خزرها از اطراف درياي مازندران، معلوم نيست كه به چه علت ما هم اين درياچه را «خزر» مي خوانيم، حال آن كه جهانيان آن را درياي «كسپيان» مي گويند، همان نامي كه مورخان يونان باستان به دليل سكونت قوم ايراني كسپيان (گيلاني ـ قزويني) بر آن نهاده اند. دولت شوروي به دلايل سياسي اصرار داشت كه درياي كسپيان «خزر» ناميده شود و ....


1492م:مولفان تاريخ فلسفه، پس از تطبيق تقويم ميلادي با تقويم هجري قمري، 16 نوامبر را سالگشت فوت نورالدين عبدالرحمن جامي شاعر و فيلسوف ايراني ذكر كرده اند كه در سال1492 (13 محرم 898 هجري قمري) در هرات از اين دنيا رفت. کرونيکلرهاي غرب سالروز درگذشت جامي را 19 نوامبر اين سال نوشته اند. جامي برجسته ترين فارسي سراي قرن پانزدهم ميلادي 18 اوت سال 1414 ميلادي (817 هجري قمري) در «جام» واقع در خراسان بزرگتر به دنيا آمده و در هرات و سمرقند تحصيل كرده بود. وي در عين حال از آخرين صوفيان بزرگ بشمار مي آيد.

اين دو اصل مهم از جامي است: فرد صاحب مقامي را بزرگوار مي توان خطاب كرد كه فروتن باشد و با حوصله و شكيبايي تمام به سخن ديگران، از جمله انتقاد و گلايه گوش دهد و نامه ها و مراسله ها را با دقت بخواند و به گوش گيرد و ترتيب اثر دهد. تا شخص خودش را نسازد و اصلاح نكند، جامعه را اصلاح نتواند كرد. اين اندرز نيز از جامي است: تا عاشق هدف خود نباشيد، به سوي آن گام برنداريد.

جامي 44 و به قولي 87 و به قولي ديگر 99 كتاب و رساله نوشت. وي از تحسين كنندگان حافظ و سعدي بود و كتاب بهارستان را به سبك سعدي نوشت. مجموعه اشعار او كه بالغ بر 25 هزار است «هفت اورنگ» عنوان دارد. جامي قصه هاي يوسف و زليخا ـ ليلي و مجنون را به شعر در آورد، همچنين خردنامه اسكندر را. ديوان هاي سه گانه عنوان کتاب ديگر جامي است. وي بيوگرافي صوفيان ارشد را در کتابي تحت عنوان نفحات جمع آوري کرد. کتاي لوايح او نيز درباره صوفيسم است.


1945م: 17نوامبر 1945( آبان 1324 ) دولت وقت ايران به دولت شوروي اعتراض كرد كه برخلاف تعهد قبلي، نيروهاي اين دولت در آذربايجان مانع از انجام وظايف ماموران انتظامي ايران در آن استان مي شوند كه عملي مغاير حاكميت ملي ايران است. در همين روز دكتر رضازاده شفق خواست كه نخست وزير بي درنگ به مسكو برود و تا دير نشده مسئله را در آنجا حل كند. با اين که در آن زمان، ماهها از شکست هيتلر و پايان جنگ جهاني دوم گذشته بود، دولت شوروي حاضر نمي شد نيروهاي نظامي خود را که در اواخر اوت 1941 وارد ايران شده و قسمتي از وطن ما را اشغال کرده بودند خارج سازد.

 

1347ش:در اين روز در سال 1347 خورشيدي استاد ابراهيم پورداود ايرانشناس و ايراندوست نامدار از اين دنيا رفت. وي همه عمر خود را در شناساندن گذشته با شكوه ايران به ايرانيان معاصر و جهانيان صرف كرد و كتابهاي بسيار نوشت و مرارت فراوان برد كه از اين رهگذر برگردن ايرانيان حقي بزرگ دارد. تلاش او، يكي اين بود كه تاثير نامطلوب نوشته هاي «جان ملكم» فرستاده سياسي انگلستان به ايران و «هنري مارتين» مروج مذهب انگليكن در ايران را از اذهان جهانيان بزدايد كه هر دو همزمان (اوايل قرن 19) ايرانيان را مردماني خودخواه، متلون و ظاهر نما خوانده بودند. هنري مارتين در يادداشتهاي روزانه اش در ذيل روز 15 نوامبر سال 1804 نوشته است: نماز بامدادي ايرانيان كه هرگز آن را ترك نمي كنند مانع از آن نمي شود كه در طول روز دروغ نگويند و گناه نكنند. تحقيقات او درباره زرتشت و آيين وي، مشابهت بسيار با پژوهشهاي بانو «مري بويس» دارد.

 

ابراهيم پورداود


2002م:در اين روز در نوامبر سال 2002 «كريستوفر رودي» محقق و روزنامه نگار به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد تظاهرات ضد شاه مقابل كاخ سفيد واشنگتن كه آغاز پايان كار او خوانده شده است ، در مقاله اي نوشته بود كه شاه از همان لحظه شكست جرالد فورد در انتخابات سال 1976 مي دانست كه كارتر براي كاستن از اختيارات او كارهايي خواهد كرد ، زيرا كه شاه بيش از حد متعارف يك رئيس كشور خارجي به جمهوريخواهان آمريكا نزديك شده و حتي به تبليغات انتخاباتي آنان كمك غير مستفيم كرده بود. كارتر اواخر سال 1978 (1357 خورشيدي ) از طريق ماموران خود با 150 تن از افسران ارشد ايران تماس گرفته بود و به آنان اشاره كرده بود كه از شاه حمايت بي چون و چرا نكنند و آنان اين اشاره را براي خود اين گونه تفسير كرده بودند كه شاه ، ديگر مورد حمايت آمريكا نيست و رفتن او مانعي نخواهد داشت. رودي نوشته است كه پس از پيروزي انقلاب، اين 150 افسر اعدام شدند و يا آواره ساير كشورها شدند و ....

پذيرش شاه به آمريكا در نوامبر 1979 جهت درمان بيماري سرطان كه منجر به تصرف سفارت آمريكا در تهران و مآلا شكست كارتر در انتخابات شد ، يك توطئه جمهوريخواهان برضد كارتر بود. كارتر به اصرار هنري كيسينجر بود كه اجازه داد شاه وارد آمريكا شود.

خروج شاه با آن القاب ازوطن در حساسترين ايام اشتباهي ديگر بود . بايد در كشور باقي مي ماند ، محاكمه مي شد ، از خود دفاع مي كرد و احيانا اعدام مي شد و قضاوت از خود را به « تاريخ » مي سپرد. وي با فرار از كشور ، به قاضي تاريخ پوان منفي بزرگي داده است. چرا ناپلئون و تزار نيكلاي دوم و ... در لحظه حساس فرار نكردند؟.


1973م:17 نوامبر سال 1973 دانشجويان و كارگران يوناني برضدحكومت سرهنگها بپاخاستند و 37 تن از آنان در اين قيام جان باختند كه انعكاسي بزرگ در سراسر جهان داشت. برخي، و عمدتا مشاوران سياسي دولتهاي معين از فرصتي كه تاثير اخبار اين بپاخيزي در افكار عمومي ايجاد كرده بود بهره گرفتند و به اين رويداد « سر آغاز موج تازه دمكراتيزاسيون در جهان » عنوان دادند و خواستند كه ادامه يابد كه به تدريج به صورت حربه اي سياسي در دست آن چند دولت براي تهديد دولتهاي معارض قرار گرفت . گرچه دوران كودتا در آمريكاي لاتين و افريقا عملا پايان يافت ، ولي تمرين دمكراسي در اين كشورها بر پايه فرضيه هاي انديشمندان قرون 17 تا 19 غرب كه برگرفته از فرهنگ اروپايي بود نتيجه مطلوب به بار نياورد و به جاي شايستگان؛ آزمندان را روي كار آورد و آنان را معتاد به « مقام » كرد. انتخابات اخير چند كشور پيشرفته نشان داد كه در اين كشورها هم آن فرضيه ها با همه تبليغي كه در قرن گذشته برايشان شده است كاربرد ندارند و ثمربخش واقع نمي شوند و نمي توان اميد داشت كه بر پايه آنها بشود شايستگان يك جامعه را كه نيتي جز خدمت بي دريغ به جامعه خود ندارند براي مديريت يافت و براي انتخاب شدن معرفي و توصيه كرد. گسترش وسائل تبليغ و سوء استفاده از اين ابزار براي قبولاندن افراد به تدريج مزيد بر علت شده و همان فرضيه هاي كتابي را هم وارد راهي پر از دست انداز ساخته است. نتيجه اين شده است كه اعضاي آگاهتر جامعه نسبت به مشاركت در امري كه مي دانند ثمره مطلوب ندارد بي اعتنا شده اند و اين بي اعتنايي به فرضيه هاي دمكراسي، انديشمندان را به چاره جويي واداشته تا طرحي نو براي دمكراسي كه واژه اي گيرا ، دلچسب و نويد بخش است تهيه كنند كه مطلوب و داراي كاربرد باشد. اين انديشمندان مشكلات داخلي جوامع بشري ، جز در چند كشور كوچك ، و مسائل بين المللي را نتيجه نقائص دمكراسي كهن مي دانند.

حكومت سرهنگها در يونان در پي كودتاي 24 آوريل 1967 بر ضد دولت انتخابي كارامانليس روي كار آمده بود و رياست اين دولت با سرهنك «جورج پاپادوپولوس» بود كه با استبداد تمام حكومت مي كرد. چون شاه يونان از حكومت سرهنگها حمايت نكرده بود، پس از مدتي سرهنگها نظام حكومتي يونان را جمهوري اعلام كرده بودند.

در پي بپاخيزي دانشجويان و برخي كارگران آتن و سركوب خونين آنان، يك دسته نظامي ديگر به رهبري ژنرال «جيزيكيس» با استفاده از نفرت افكار عمومي جهان از حكومت سرهنگهاي يوناني بر ضد آنان دست به كودتا زد و به اين حكومت پايان داد و پاپادوپولوس را بازداشت كرد.

اين حكومت هم نتوانست بيش از چند ماه دوام آورد كه 23 ژوئيه 1974 كارامانليس به يونان بازگشت. بركناري حكومت نظاميان سبب باز گشت سلطنت به يونان نشد و در مورد بازگشت پادشاه قرار شد رفراندم شود كه در اين همه پرسي « سلطنت » راي نياورد و جمهوري ادامه يافت. سلطنت يونان ساخته و پرداخته قدرتهاي اروپايي در نيمه اول قرن 19 پس از طرد عثماني ها از يونان بود. كارامانليس پس از بازگشت به يونان، سرزميني كه انديشه دمكراسي در آن زاده شده است ، سرهنگهاي كودتاگر را به دادگاه سپرد كه در جريان محاكمه معلوم شد كه پاپادوپولس 14 سال حقوق بگير سازمان اطلاعات مركزي آمريكا ــ سيا ــ بود و در دوران جنگ جهاني دوم هم به ارتش آلمان كه يونان را اشغال كرده بود خدمت مي كرد. وي در دادگاه به اعدام محكوم شد كه بعدا به او يك درجه تخفيف داده شد و در سال 1999 در 80 سالگي در گذشت.

 

تظاهرات و زد و خوردهاي خياباني شهر آتن در نوامبر 1973

 

1970م:هفدهم نوامبر سال 1970دكتر داگلاس انگلبارت Douglas Engelbart «ماوس» را براي كامپيوتر اختراع كرد و اين اختراع خود را كه باعث تسهيل كار با كامپيوتر شده است به ثبت داد. اين تنها اختراع دكتر انگلبارت نبوده است. تول ها (Tools) و واژه هاي كامپيوتر را هم وي نوشته و تنظيم كرده است.

دكتر انگلبار كه يك دانشمند الكترونيك نروژي تبار آمريكايي است و در سال 1925 در ايالت ارگون به دنيا آمده است از سال 1955 در لابراتوار دانشگاه ستنفورد به كار پژوهش در زمينه كامپيوتينگ و اينفورميشن سيستم پرداخته و «هايپر تكست لينكينگ»، «تكس اديتينك»، «ان لاين ژورنال»، «ريل تايم اينتراكشن» و «تله كنفرانس» از جمله دستاوردهاي تيم او هستند كه باعث انقلاب در اديت كردن مطالب، قراردادن آنها در سايت و تكميل كار با شبكه شبكه ها (اينترنت) شده است. دكتر انگلبارت كه از دانشگاه كاليفرنيا در شهر «بركلي» دكتراي الكترونيك گرفته است، در آن زمان كه از كامپيوتينگ و اينفورميشن سيستم خبري نبود، تز خود را در اين باره نوشت و تا تحقق آن دست از تلاش نكشيد. وي در سال 2000 عالي ترين نشان علمي آمريكا را از كلينتون رئيس جمهوري وقت دريافت داشت.

 

Douglas Engelbart

 

1866م:امروز (17 نوامبر) زادروز بانو «ولترين كلر Voltairine de Clyre» مقاله نگار آمريكايي است كه در سال 1866 در ميشيگان به دنيا آمد. پدر او نيز يك روشنفكر بود و نام دخترش را از اسم «ولتر» فيلسوف فرانسوي گرفته بود. ولترين 46 سال عمر كرد و در ششم ژوئن 1912 درگذشت. زاپاتيست هاي مكزيك به مناسبت زادروز ولترين بپاخيزي خود را در 17 نوامبر سال 1983 آغاز كردند و تا كنون موفقيت هايي هم داشته اند.

ولترين كار روزنامه نگاري را با مقاله نويسي آغاز كرد و چون سابقه خبرنگاري و دبيري خبر نداشت، انجمن هاي روزنامه نگاران مانع از آن مي شوند كه او را «روزنامه نگار» بخوانند. مقاله نگار در عرف روزنامه نگاري «نظرخويش نويس» خطاب مي شود كه مي تواند روزنامه نگار حرفه اي هم نباشد. ولترين تا پايان عمر قلمزني، همچنان مقاله مي نوشت كه مقالات او پس از مرگش در چهار كتاب جمع آوري و به چاپ رسيده اند.

وي از زماني انقلابي و راديكال شد كه چند كارگر از اعتصابيون شهر شيكاگو در ميدان فروش علوفه در اين شهر (هي ماركت) اعدام شدند. ولترين بود كه در مقالاتش عنوان «شهيد» به اين كارگران داد كه باقي مانده و «روز جهاني كارگر» يادگار همان زمان است.

ولترين در باره اعدام اين كارگران يك رشته مقاله در روزنامه ها نوشت تحت عنوان «در آمريكا عدالت نيست». وي در اين مقالات شديدا نظام قضايي آمريكا را كه تحت تاثير سياست و يا جنجال و تبليغات مطبوعات قرار مي گيرد به باد انتقاد گرفت و خواست كه تعيين هيات منصفه از صورت گذشته درآيد و تخصصي شود. وي در اين مقالات نوشت كه مجازات ناروا، رسيدگي قضايي نادرست، تعقيب هاي پليسي غير ضروري هستند كه در يك جامعه ناراضي و شورشي مي سازند. وي در مقالاتش نوشت كه كه ارزش يك انسان از همه ساختمانهاي شهر نيويورك بيشتر است زيرا كه انسان داراي احساس و شعور است و نبايد در هيچ موردي آن را ناديده گرفت. ولترين فقر را نتيجه آزمندي هاي برخي از افراد جامعه اعلام داشت كه از مقررات بد و يا نزديكي با مقامات دولتي سوء استفاده مي كنند و بر همه چيز دست مي اندازند و چون ثروت در يك جامعه ميزان معين دارد، اگر يك دسته سهم بيشتري از آن را به خود اختصاص دهد بقيه فقير مي مانند. وي نوشته است: در هر جامعه كه ظلم باشد فقر هم هست و هرجا كه ناراضايتي باشد، تبعيض هم وجود دارد. والترين يك رشته از مقالاتش را برضد «خودفروشي» زنان اختصاص داده بود و اين عمل را بزرگترين ضعف يك جامعه بشري خوانده است.

از مقالات ولترين چنين بر مي آيد كه وي كمونيسم شوروي را قبول نداشت و در جستجوي نوعي سوسياليسم بود. وي عصيان را آخرين راه تغيير دولت خوانده است، دولتي كه با شنيدن صداي اعتراض و انتقاد مسالمت آميز راه خود را اصلاح نكند، و به اين دليل است كه برخي از مفسران آمريكايي، ولترين را از جانبداران آرنارشيسم مي دانند.

 

Voltairine de Clyre


1558م:هفدهم نوامبر سال سال 1558 اليزابت اول رسما برجاي خواهرش ماري اول نشست و پادشاه انگلستان شد و چندين سال بعد، پس از شكست نظامي اسپانيا از انگلستان، دوران طلايي اين كشور آغاز گرديد و مسابقه استعماري اروپاييان باهم شدت يافت و به همين نسبت سيه روزي مردم سرزمين هاي ديگر. در دوران سلطنت اليزابت اول معروف به ملكه باكره (ويرجين) هنر و ادبيات نيز در انگلستان پيشرفت كرد و شكسپير متعلق به همين دوره بود.

 

اليزابت يکم

 

1903م:17 نوامبر 1903 حزب سوسيال دمكرات زحمتكشان روسيه دچار انشعاب و به دو جناح بلشويك (اكثريت) و منشكويك (اقليت) تقسيم شد. اختلاف نظر بر سر «روش ها» در كنگره دوم آن حزب و عمدتا ميان لنين و ژوليوس مارتوف Julius Martov سبب اين انشعاب بود كه در تاريخ عقايد منعكس و فصلي بزرگ از اين تاريخ را كه هنوز بسته نشده است تشكيل مي دهد. ژوليوس مارتوف كه يك يهودي متولد استانبول بود از سازش نسبي طبقه زحمتكش با بورژواهاي مترقي و منصف (نه فئودالها، استثمارگران و پولپرستان) و ملايمت نسبي با ليبرالها (هواداران آزادي هاي فرد) و ادامه فعاليت سرمايه داران خرده پا (صاحبان كارگاهها) به شرط رعايت حقوق كارگران و انصاف و نيز فعاليت اصحاف حرفه ها جانبداري مي كرد و با هرگونه اقدام راديكال در مصادره، بركناري و مجازات ديگران مخالف بود. حال آنكه لنين به چيزي جز ماركسيستي شدن جامعه روسيه موافقت نداشت ولي خود او (نه همه همفكرانش) انتقال تدريجي و مرحله به مرحله را تا رسيدن به مقصد نهايي رد نمي كرد. بحث و جدل اصحاب دو روش در دهه بعد كه منشكويك ها دولت موقت كرنسكي را يك راه حل اعلام داشتند شدت گرفت و منشكويك ها «سوسيال دمكرات» و خارج از ماركسيسم اصيل خوانده شد. با اينكه بسياري از منشكويك در انقلاب اكتبر 1917 دوش به دوش بلشويكها شركت كرده بودند پس از پيروزي انقلاب برسر اين دوراهي قرارداده شدند: پيوستن به بلشويكها و يا طرد هميشگي كه گروهي از آنان به بلشويكه پيوستند و جناح منشويك در سال 1921 غيرقانوني اعلام شد. چون لنين شرايط عضويت در حزب كمونيست (جناح بلشويك سابق) را سختتر كرد تا فرصت طلبان رخنه نكنند و دوره آزمايشي بر آن قرارداد مارتوف با تني چند از همفكرانش به آلمان رفت و در سال 1923 در پنجاه سالگي در آنجا درگذشت.

 

Lenin

 

1869م:هفدهم نوامبر سال 1869 آبراه سوئز آغاز بكار كرد. در همين روز در سال 1913 يك كشتي نيز از آبراه پاناما كه هنوز تكميل نشده بود عبور داده شد. کار ساختن آبراهي را که داريوش بزرگ ميان درياي سرخ و رود نيل ساخته بود دهم نوامبر سال 518 پيش از ميلاد به پايان رسيده بود (2 هزار و 387 سال پيش از آغاز بکار آبراه سوئز).

آبراه سوئز به رغم مخالفت دولت انگلستان كه نمي خواست دسترسي ديگران به هند آسان شود، طبق طرح مهندس فرانسوي«فرديناند دو لسپوس» و به دست وي ساخته شد. عمليات مربوط به ساختن اين آبراه كه بعدا انگليسي ها در آن شريك شدند ده سال طول كشيد و 400 ميليون فرانك فرانسه هزينه داشت. اين آبراه در مسير خود از چند درياچه مي گذرد و هدف، آن بوده است كه از تعداد لاكهاي آن كاسته شود. هر سال به طور متوسط 18 هزار كشتي از اين آبراه مي گذرد. اين آبراه كمك بزرگي به تسهيل وگسترش تجارت شرق و غرب كرده است. استفاده نظامي از اين آبراه هم اخيرا زياد شده است.

24 قرن پيش از ايجاد اين آبراه، به ابتكار و تصميم داريوش بزرگ يك آبراه ميان درياي سرخ و رود نيل ساخته شد تا كشتي ها از خليج فارس به مديترانه رفت و آمد كنند. ناپلئون بناپارت پس از تصرف مصر، نخستين رهبري بود كه ضرورت ايجاد چنين آبراهي را احساس و اعلام كرده بود.

در سال 1956، در پي ملي شدن آبراه سوئز كه در كنترل آنگلستان وفرانسه بود از سوي دولت وقت مصر به رهبري جمال عبدالناصر، دولتهاي انگلستان، فرانسه و اسرائيل بر ضد مصر وارد جنگ شدند كه ترس از مداخله شوروي در اين جنگ به حمايت از مصر و تبديل آن به يك جنگ جهاني سبب شد كه زود پايان يابد.

مهندس دولسپوس پس از اتمام كار آبراه سوئز، از سال 1879 دست به ساختن آبراه پاناما (ميان دو اقيانوس اطلس و آرام) زد كه در 18 نوامبر سال 1903 امتياز آن به آمريكا واگذار شد.

سازنده آبراه پاناما با اين كه هنوز كاملا تكميل نشده بود درسال 1913 در سالروز گشايش آبراه سوئز (17 نوامبر) يك كشتي از آن آبراه عبور داد. وي در هفتم ژوئن سال بعد كشتي ديگري را كه «لوئيس» نامگذاري شده بود از آبراه پاناما گذرانيد و اين آبراه از دوماه بعد (15 اوت 1914) به روي رفت و آمد كشتي ها باز شد. آبراه پاناما 80 كيلومتر طول و 100 تا 300 متر عرض دارد و داراي سه لاك است.

 

آبراه سوئز

 

1941م:جوزف گرو J. Grewسفير وقت آمريكا در توكيو 17 نوامبر سال 1941 به وزارت امور خارجه آمريكا تلگرامي ارسال داشت تا به اطلاع روزولت رئيس جمهور وقت اين كشور برسانند كه دولت ژاپن براي يك حمله نظامي غافلگيرانه به پرل هاربور آماده مي شود. بعدا معلوم شد كه نسبت به اين هشدار، مطلقا ترتيب اثر داده نشده بود و 20 روز بعد حمله غافلگيرانه انجام شد و ناوگان آمريكا در پرل هاربور چون آمادگي نداشت تقريبا نابود شد و آمريكا گام به جنگ جهاني دوم گذارد.

برخي از مورخان بعدا نوشتند كه شايد سياست روزولت چنين بود كه وارد جنگ شود تا آمريكا از ميان خاكستر جنگ به صورت يك ابرقدرت سر برآورد، لذا در جست و جوي بهانه بود. بزعم اين مورخان، بي اعتنايي به گزارش محرمانه و بسيار فوري «جوزف گرو» به همان دليل بود.

گرو كه ده سال در ژاپن ماموريت داشت و از سياست هاي دولت اين كشور و روحيه ژاپني ها آگاه بود بعدا معاون وزارت امور خارجه آمريكا و نيز كفيل اين وزارتخانه شد. وي هنگام تنظيم قطعنامه پتسدام تلاش بسيار كرد كه بدون بكار بردن بمب اتمي و همچنين پيش از مداخله شوروي در جنگ خاور دور راه را براي تسليم شدن ژاپن باز بگذارند. وي به كاخ سفيد واشنگتن تاكيد بسيار بر ابقاء امپراتور ژاپن تا دولت اين كشور حاضر به تسليم شود.

«گرو» كه در سال 1965 درگذشت در سالهاي بين دو جنگ سفير آمريكا در تركيه بود و نظر مقامات وقت آمريكا را به حمايت از دادن خودمختاري به كردهاي تركيه جلب كرده بود. وي درباره تجربه خود يك كتاب دو جلدي تحت عنوان «دوران ناآرام» منتشر ساخته است.

 

J. Grew


1952م: 18نوامبر سال 1952 بيست و دو هزار تن از افسران و درجه داران ارتش سابق آلمان (آلمان نازي) از جمله شش مارشال و 22 ژنرال سابق براي ايجاد يك ارتش براي آلمان غربي بكار دعوت شدند. سه فاتح غربي آلمان قبلا با اين تصميم موافقت کرده بودند.

در اجراي تصميم مربوط به ايجاد يک ارتش براي آلمان غربي قرار شد كه اين ارتش هم بر پايه نظام وظيفه عمومي به وجود آيد. به آلمان غربي که در کنترل فاتحان غربي بود تحت نام " آلمان فدرال" استقلال داده شده بود. در آن زمان، شرق آلمان داراي يک نظام سوسياليستي بود و جمهوري دمکراتيک آلمان عنوان داشت که در دهه آخر قرن 21 باهم يکي شدند و به صورت فدرال اداره مي شوند. آلمان واحد از اعضاي اتحاديه نظامي "ناتو" است.


2003م:16 نوامبر 2003 سه انتخابات در سه نقطه جهان انجام شد كه نتايج دگرگون كننده داشت كه نگاهي به آنها دورنماي جهان قرن 21 ترسيم مي كند.

در صربستان براي سومين بار به سبب نرسيدن شمار راي دهندگان به نصاب لازم، رئيس جمهور اين كشور تعيين نشد و در آن زمان، صربستان براي مدتي بدون رئيس جمهوري و پارلمان بود. در سومين انتخابات «تاميسلاو نيكليچ» كه يك ناسيوناليست چپ نظير ميلوشويچ بوده است بيشترين آراء را به دست آورده بود كه نشان مي دهد صربها از ملي گرايي صدها ساله خود هنوز کاملا دست برنداشته اند.

در لوئيزيانا ـ ايالت جنوبي و محافظه كار آمريكا ـ براي نخستين بار در تاريخ اين ايالت جنوبي يك زن ميانسال به سمت فرماندار انتخاب شد. وي از حزب دمكرات بود. دو سال پس از اين انتخاب، توفان دريايي کاترينا و ويران شدن نسبي بندر نيوارليان و انتقادهايي که در مورد کمک رساني به آسيب ديدگان توفان صورت گرفت باعث شد که در انتخابات بعدي اکثريت راي دهندگان لوئيزياني يک هندي زاده را به سمت فرماندار ايالت خود برگزيند. وي از حزب جمهوريخواه است.

در انتخابات كاتالونياي اسپانيا كرسي هاي حزب ناسيوناليست چپ كه خواهان استقلال كامل اين ايالت است دو برابر شد و به اين ترتيب دولت محلي، ائتلافي شد.

 

2003م:برخي از رسانه ها در تفسير تصميم 13 نوامبر سال 2003 دولت آمريكا كه هرچه زودتر و پيش از تدوين يك قانون اساسي، امور عراق را به يك دولت موقت عراقي تحويل دهد نوشتند كه آمريكا مي خواهد همان مدل افغانستان را در عراق پياده كند. اين روش را آمريكا قبلا در آلمان، ژاپن و كره جنوبي پياده كرده است.

طبق اين تصميم دولت آمريکا، بايد امور عراق تا ژوئن 2004 به عراقي ها سپرده مي شد و در ژانويه 2005 در عراق انتخابات عمومي صورت مي گرفت و ....

در سال 2008 و در 16 نوامبر، کابينه عراق به رياست المالکي که در اجراي تصميمات نوامبر 2003 دولت واشنگتن و پس از انجام انتخابات عمومي تشکيل شده است پيمان امنيت دوجانبه آمريکا و عراق را که طرح آن مورد انتقاد بسياري از شيعيان عراق و نيز دولت ايران بوده است تصويب کرد و تعيين سرنوشت نهايي اين پيمان را به پارلمان عراق محول ساخت. کاخ سفيد واشنگتن بلافاصله پس از اطلاع، از تصويب اين معاهده ابراز خرسندي کرد. طبق اين معاهده، نيروهاي نظامي آمريکا مي توانند تا سال 2011 در عراق باقي بمانند!. دولت آمريکا از پايان جنگ جهاني دوم تاکنون هنوز نيروهاي نظامي خودرا از ژاپن، آلمان، کره جنوبي و ... بيرون نبرده است. هميشه راه براي امضاي قراردادهاي بعدي و تمديد مهلت باز است.

 

اعضاي کابينه عراق برياست المالکي معاهده نظامي آمريکا

 

2004م:خبر گزاري چين 17 نوامبر 2004 گزارش داد كه اين كشور طبق يك برنامه تنظيم شده، در نظر دارد كه صد ماهواره اطلاعاتي به فضا بفرستد. اين ماهواره ها كه يك شبكه پيوسته فضايي تشكيل خواهند داد گوشه و كنار چين را زير نظر خواهند داشت. اين نظارت تنها براي جلوگيري از تعرض به چين نيست بلكه مراقب زمين، آب، رودخانه ها، مزارع، فعاليتهاي شهري و ساختماني هم خواهند بود.

 

2004م:يك شنبه شب 14 نوامبر 2004 «مك شوير» يكي از مقامات مستعفي سيا (سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا) در مصاحبه با شبكه سي بي اس، به استيو كرافت گزارشگر اين شبكه گفت كه در «سيا» يك واحد ويژه براي مبارزه با "اسامه بن لادن" موسس القاعده تشكيل شده است ولي تا آنجا كه او اطلاع دارد با هيچيك از ده پيشنهاد اين واحد براي قلع و قمع بن لادن و همکاران نزديک او موافقت نشده است. اين واحد مي داند كه بن لادن با برخي شاهزادگان عرب و اميرزادگان منطقه خليج فارس دوستي دارد.

وي همچنين گفت كه در جهان اسلام، بسياري از مفتي ها از بن لادن حمايت مي كنند و نمي توان يك مسلمان را يافت كه قلبا با بن لادن بد باشد. مسلمانان تصور مي كنند كه بن لادن مرد مهمي است كه مي تواند مسير تاريخ را تغيير دهد.

شوير در پاسخ به پرسش هاي مربوط به عراق گفت؛ حمله نظامي به عراق، در ميان مسلمانان جهان به اين صورت تعبير شده كه آمريكا با همه مسلمانان وارد جنگ شده است و مي خواهد در جهان اسلام كلونياليسم (دوران استعمار) را زنده كند. با اين طرز فكر، در جهان اسلام مقاومت در برابر سياست آمريكا به صورت يك خواست عمومي درآمده است و دولت آمريكا براي دفع خطر بايد رفع سوء تفاهم كند.


1796: ناپلئون ارتش اتريش را در ايتاليا شكست داد.

1874: از چنين روزي شكل فيل رسما علامت مشخصه حزب جمهوريخواه آمريكا شد. قبلا در نشريات، حزب جمهوريخواه را به صورت کاريکاتور فيل نشان مي دادند. تصميم به انتخاب اين شکل، چند روز پيش از اين اتخاذ شده بود که 17 نوامبر رسما بکار برده شد.

1922: محمد ششم آخرين سلطان عثماني كه از اين مقام خلع شده بود به دولت ايتاليا پناهنده شد و در اين كشور اقامت گزيد.

1948: دولت حزب كارگر انگلستان صنايع فولادسازي اين كشور را ملي كرد.

1963: (26 ابان 1342) امير اسدالله علم نخست وزير وقت لايحه مصونيت قضايي نظاميان امريكايي در ايران را به سنا ي ايران داد.

1970: شوروي يك وسيله نقليه خودكار به نام «لونوخود» در كره ماه فرود آورد. اين نخستين وسيله نقليه ساخت بشر بوده است كه در خارج از كره زمين فرود آورده شده بود و حركت آن در سطح ماه، از زمين هدايت مي شد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------