تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -21شهریور



492پیش ازمیلاد:12 سپتامبر سال 492 پيش از ميلاد «مردونيا ــ مردونيه» ژنرال ايراني كه از سوي داريوش بزرگ مامور حل مسئله منطقه ايوني (يوناني نژاد هاي آناتولي و جزاير درياي اژه) شده بود تراكيه را تصرف كرد (تراكيا، منطقه وسيعي در اروپاي جنوبي است كه غرب و شرق و جنوب آن را سه درياي سياه، اژه و مرمره محدود مي كنند و اينك در سه كشور تركيه، بلغارستان و يونان قرار گرفته است (استانبول اروپا در تراكيه قرار دارد). مردونيا كه داماد داريوش و شوهر آرتوزوسترا (تلفظ، يوناني است) بود پس از عبور از هلس پونت (داردانل) تراكيه را متصرف شده بود. تراكيه تا زمان فيليپ دوم (پدر اسكندر) به مدت دهها سال جزيي از قلمرو ايران بود. مردونيه، در اصل از جانب داريوش مامور شده بود كه مسئله ايوني را كه مردمش برضد فرمانداران منصوب از جانب ايران شورش كرده و اين شورش متناوبا پنج سال طول كشيده بود براي هميشه حل كند. مردونيه در جريان حقيقت يابي خود در محل، متوجه شد كه ايوني ها خواهان فرماندار انتخابي هستند. بنابراين، با دمكراتيك شدن اين منطقه موافقت كرد و شخصا بر انتخابات شهرها و جزاير ايوني نظارت كرد. وي همچنين متوجه شد كه قسمتي از شورش، نتيجه تحريك ايوني ها از جانب آتني ها است و براي حل اين مسئله، از هلس پونيت گذشت و تراكيه را تصرف كرد. در ايران باستان و تا پايان دوران ساسانيان حاكم ايالت را ساتراپ (نگهبان و حافظ ايالت ـ شهربان و شهريار) مي خواندند و واژه فرماندار (كسي كه داراي فرمان شاه براي اداره شهر است) مربوط به دوران معاصر است. واژه استاندار، از لحاظ دمكراسي مي تواند قابل قبول باشد، ولي فرماندار، مگر اين كه انتخابي باشد و اكثريت مردم با آراء خود به او «فرمان» اداره شهرستان را داده باشند، كمي نامانوس و غير دمكراتيك به نظر مي رسد. مي دانيم كه اليور كرمول انگليسي هم كه كتاب هاي هردوت را خوانده بود پس از بركنار كردن پادشاه انگلستان خود را «محافظ ـ نگهبان» كشور لقب داد.

78پیش ازمیلاد:برپايه گزارش سفير چين در ايران باستان به امپراتور وقت اين كشور كه در دفتر «وقايع و عملكرد» دودمان «چه اين = شين = كين» درج شده است؛ اين سفير، متعه (ازدواج موقت ـ صيغه) را كه از قرنها پيش از آن در چين رواج داشته به ايرانيان آموخته و اين نوع ازدواج (از 21 قرن پيش) در ايران رايج شده است. مورخان فرنگي كه وقايع دوران امپراتوري دودمان «چه اين = چين» را ترجمه و تفسير كرده اند، با محاسبات تقويمي و تبديل سال قمري چيني به ميلادي، تاريخ درج گزارش مورد بحث را سپتامبر سال 78 پيش از ميلاد تعيين كرده و نوشته اند كه سفير مورد بحث به امپراتور گزارش كرده بود كه ازدواج متعه (موقت) را كه طبق فرهنگ مان (فرهنگ كنفوسيوسي) با هدف حفظ سلامت جامعه رواج دارد؛ به ايرانيان آموزش دادم و در آنجا رايج شده است. ايرانيان طبق آيين خود (آموزش هاي زرتشت) از داشتن زن دوم اكراه داشتند كه راه حل خودمان را برايشان تشريح كردم، پذيرفتند، مسئله حل شد و پسر شاه اسبق نخستين ايراني بود كه به سبك ما براي خود متعه (كانكوباين) انتخاب كرد.

 

1339م:شهريور سال 1339 خورشيدي (سپتامبر 1990) بحث و اعتراض و جنجال درباره انتخابات پارلماني كه در 26 مرداد برگزار شده بود موضوع روز در ايران شده بود. تعجب در اين بود كه اعتراض به اين انتخابات از سوي بخشي از دولت بر ضد بخش ديگر صورت مي گرفت.

نخست ايراد گرفته شد كه حزب حاكم مليون در انتخابات سوء استفاده كرده است. با اين ايراد نامزدهاي منفرد جرات يافتند تا دست به اعتراض بزنند و اين اعتراضها منجر به كناره گيري دكتر نصرت الله كاسمي از دبير كلي حزب مليون شد. دو حزب مليون و مردم كه توسط دكتر اقبال و اميراسدالله علم تاسيس شده بودند احزاب واقعي نبودند و جنبه صوري داشتند تا بازي دمكراسي درآورند. پس از كناره گيري دكتر كاسمي، سوم شهريور دادستان تهران دستور توقيف پنج صندوق اخذ راي و تعقيب قضايي اعضاي انجمن هاي آنها را صادر كرد. حزب مردم - به احتمال زياد با ساخت و پاخت قبلي و به منظور ساختن خبر و تسهيل كار دستگاه هاي روابط عمومي - خواستار ابطال انتخابات شد. پنجم شهريور شاه - احتمالا با نقشه قبلي و ... - عدم رضايت خود را از انتخابات اعلام كرد و چند روزنامه كه آمادگي قبلي داشتند دست به انتقاد شديد از انتخابات زدند و حتي خواستار بركناري دولت دكتر اقبال شدند!!. عده اي هم به دادستان تهران عليه متصديان انتخابات اعلام جرم كردند حال آن كه انتخابات قبلي و بعدي و بعدي ها بهتر از آن نبود. دكتر علي اميني انتخابات مرداد را ننگين خواند!. پنجم شهريور دكتر اقبال كه ظاهرا تاريخ مصرف او تمام شده بود كناره گيري كرد و شاه، جعفر شريف امامي وزير صنايع و معادن كابينه او را مامور تشكيل كابينه كرد. مردم كه اين بازيها را جدي گرفته بودند. به علاوه پس از كودتاي 28 مرداد 1332 براي نخستين بار امكان و فرصت اعتراض يافته بودند خواستار ابطال انتخابات شدند و شاه نهم شهريور از انتخاب شدگان كه عموما از نامزدهاي حزب مليون بودند خواست كه كناره گيري كنند و روز دهم شهريور انتخاب شدگان به صورت گروهي استعفاء كردند!.

در اين ميان پاره اي از مخالفان واقعي هم درصدد برآمدند از اين فرصت كه استفاده كنند و ضمن نشان دادن خودشان حرفهايشان را بزنند كه با هر نقشه اي پيش آمده بود خيلي زود ورق برگشت و روال سابق از سرگرفته شد. انتخابات چند ماه بعد تجديد شد، ولي زياد بهتر از سابق نبود. تنها چند نفر از جمله اللهيار صالح از همكاران دكتر مصدق با آراء واقعي برگزيده شدند و دوره تازه مجلس شوراي ملي اسفند ماه كار خود را آغاز كرد. درباره اين وقايع هنوز بررسي دقيق نشده است، ولي آن چه كه مسلم است هدف، بركناري دكتر منوچهر اقبال از نخست وزيري بود. با وجود اين، وي مورد بي مهري قرار نگرفته بود و بعدا داراي مقامهاي مهمي شد.

 

دكتر اقبال در 1339

 

1960م:12 سپتامبر 1960 كشورهاي صادر كننده نفت با هدف محافظت از منافع خود با تاسيس سازمان واحدي موافقت كردند كه به اختصار «اوپك» ناميده مي شود و هنوز باقي است. اين توافق در پايان مذاكرات نمايندگان اين كشورها در بغداد حاصل شد. در دهه هاي اخير افزايش كشورهاي صادر كننده نفت كه خارج از اين سازمان قرار گرفته اند رو به افزايش بوده و اوپك مجبور است كه براي حفظ بهاي نفت خام با آنها كه در صدرشان روسيه قرار گرفته است كنار آيد. با وجود اين، دولتهاي عضو اوپك كه سران برخي از آنها وابستگي هاي خارجي دارند با ساير اعضاي اين سازمان هماهنگي كامل ندارند.


1898م:12 سپتامبر زادروز« ژيوزپ ساراگات» بنيادگذار حزب سوسياليست كارگران ايتاليا است كه در سال 1898 به دنيا آمد و 90 سال عمر كرد. وي در جواني از فعالان حزب سوسياليست ( متمايل به كمونيست ) ايتاليا بود كه از سوي موسوليني تبعيد شد. موسو ليني عنوان تبعيد مخالفان سياسي و ناراضيان را « مرحصي فرستادن » گذارده بود. در سال 1946 پس از الغاي سلطنت، ساراگات به رياست مجلس موسسان ايتاليا انتخاب شد كه اين مجلس قانون اساسي تازه ايتاليا را تدوين كرد.

او سال بعد ( 1947 ) از حزب سوسياليست جدا شد و يك حزب سوسياليست غير كمونيست تحت نام حزب سوسياليست كارگران ايتاليا تاسيس كرد كه هنوز باقي است و چند بار حكومت را به دست گرفته است.

ساراگات بارها نماينده مجلس ، وزير و از 1964 تا 1977 رئيس جمهوري ايتاليا بود.

 

ساراگات


‍1919م:اندكي پس از تعيين مرزهاي يوگوسلاوي در درياي آدرياتيك از سوي فاتحان جنگ جهاني اول، گابريل دانونزيو Gabriel DAnnunzio شاعر، نويسنده و ميهندوست پرآوازه ايتاليا در 12 سپتامبر 1919 با گروهي داوطلب به منطقه «فيوم» كه قرار بود بعدا به يوگوسلاوي داده شود حمله مسلحانه برد و آنجا را تصرف كرد تا به خاك ايتاليا بازگرداند. در اين عمليات عده اي از نظاميان ايتاليايي هم با او همراه شدند كه در تاريخ از آن به عنوان «لشكركشي خصوصي اتباع» نام برده شده است. شمار نيروهاي گابريل حدود 2600 تن بود. او چون با اعتراض رو به رو شد، فيوم را يك شهر آزاد ايتاليائي اعلام داشت. ايتاليا كه قرادادهاي پايان جنگ را پذيرفته بود براي پايان دادن به اين غائله به فيوم نيرو فرستاد، ولي كاري از پيش نبرد و سرانجام يوگوسلاوي از الحاق فيوم به خاك خود صرفنظر كرد و در سال 1924، موسوليني «دانونزيو» را به آرزوي خود رساند و فيوم و مناطق اطراف آن را به ايتاليا ضميمه كرد و «دانونزيو» يك قهرمان ملي اعلام شد.

 

گابريل «قهرمان ملي»

 

1938م:12 سپتامبر 1938 هيتلر خواستار خود مختاري آلماني نژادهاي ساكن سودتنلند (جمهوري چك اسلواكي آن زمان) شد و گفت كه اين آلماني ها برخلاف ميل و اراده خود و يا در جريان جنگهاي سابق اروپا، توسط فاتحان از كشور مادر (آلمان) جدا شده اند. هيتلر بعدا اين منطقه و مناطقي را كه قبلا قدرتهاي اروپايي از آلمان جدا كرده و به لهستان داده بودند تصرف كرد كه بهانه جنگ جهاني دوم قرار گرفت.

 

هيتلر در 1939


1977م:پليس دولت اقليت سفيدپوستان فدراسيون آفريقاي جنوبي 12 سپتامبر سال 1977 اعلام كرد كه «استيون بيكو» رهبر جنبش دانشجويان سياه پوست بر اثر اعتصاب غذا در زندان درگذشته است. وي يك هفته پيش از آن بازداشت شده بود. در آن زمان كمتر كسي بود كه ادعاي پليس سفيد پوستان را باور كند و مرگ استيو خشم مردم را برانگيخت و منجر به تظاهرات متعدد و چند شورش شد. در دهه 1990 پس از سقوط حكومت سفيدپوستان مهاجر (هلندي ها)، در جريان برنامه «اعتراف كن، عفو بخواه و بخشوده شو»، پليس اعتراف به قتل «استيو» كرد و قاتل او را كه يك سرپاسبان بود به دست داد.

استيو همانند دكتر كينگ رهبر جنبش حقوق مدني سياهپوستان آمريكا از تظاهرات و اعتراض مسالمت آميز جانبداري مي كرد و نبايد بازداشت و مقتول مي شد.

 

استيون بيكو

 

1990م: 13سپتامبر 1990 چهار فاتح جنگ جهاني دوم (روسيه، آمريكا، انگلستان و فرانسه) در نشستي در مسكو كه نمايندگان دو آلمان هم در آن حضور داشتند، پس از 45 سال با الحاق دو آلمان به يكديگر و ايجاد مجدد «آلمان واحد كه تا سال 1871 و پيش از سه جنگ اصطلاحا محدود بيسمارك هم وحدت نداشت» موافقت كردند و اين كشور به مرزهاي ميان دو جنگ جهاني قرن بيستم (مرزهاي بعد از جنگ جهاني اول و پيش از جنگ جهاني دوم) بازگشت كه اينك بزرگترين كشور اتحاديه اروپا شده است. تنها بازنده در نشست 13 سپتامبر مسكو، روسيه بود كه اينك متوجه شده است كه جبران آن باخت اگر محال نباشد آسان نيست و بدون جبران آن باخت، حتي نفس كشيدن هم برايش دشوار خواهم بود. نظم جهاني تا دهه 1990 نتيجه دو ـ سه قرن جنگ و انقلاب و بحران بود.

 

پوتين و تبسم (سپتامبر 2008)


1992م:12سپتامبر 1992 ابيمائل گوزمن Abimael Guzman بنيادگذار سازمان چريكي «راه درخشان» در پرو كه يك جنبش كمونيستي است در پناهگاهش در يك محله فقير نشين شهر ليما دستگير شد. كسي باور نمي كرد كه وي در شهر باشد زيرا كه اعضاي اين سازمان كه همچنان فعال است در كوهها و جنگلهاي انبوه مستقر بوده و مورد حمايت بوميان (سرخپوستان) پرو قرار داردند.

ابيمائل كه يك متفكر معروف و مردي در رديف «چه گوارا» است عقيده دارد كه از طرق دمكراتيك و انتخابات نمي توان به تامين عدالت

عمومي براي همگان اطمينان داشت. تجربه نشان داده است كه بيشتر منتخبين (نمايندگان پارلمانها و شوراها) پس از رسيدن به قدرت به خود مي پردازند، خودخواه و آزمند مي شوند و به تعهدي كه نسبت به خلق سپرده اند بي اعتنا مي گردند و جزيي از طبقه حاكمه مي شوند.

ابيمائل كه به دليل زندگي در مخفيگاه، به ندرت در دسترس روزنامه نگاران قرار مي گرفت ، پس از فروپاشي شوروي در يك مصاحبه نادر گفته بود كه مديران بنيادها و سازمانهاي شوروي به ويژه مديران مياني با سوء استفاده از بيماري و ضعف مزاج برژنف به فساد كامل گرائيده بودند و كمونيسم را يك سپر براي چاپيدن و تن پروري و جداكردن خود از خلق قرار داده بودند و محكوم به اضمحلال بودند.

 

ابيمائل گوزمن

 

2003م:بانو «آنا ليندAnna Lindh» از سوسيال دمكرات هاي اروپا و وزير امور خارجه سوئد دهم سپتامبر 2003 در يك فروشگاه در شهر استكهلم در كنار پلكان برقي با چند ضربه چاقو مجروح و روز بعد بر اثر شدت جراحات وارده درگذشت.

«آنا ليند» بود كه بدون ملاحظات ديپلماتيك، هنگام حمله نظامي آمريكا به عراق «جورج بوش» را ششلول بند خوانده بود. «ليند»، يك بانوي حقوقدان، از حاميان دو آتشه وحدت اروپا بود كه چهار روز پيش از انجام رفراندم «پذيرش و يا رد يورو به جاي كرونا» كشته شد. وي در هفته هاي پيش از مرگ تبليغ وسيعي براي پذيرش پول واحد اروپايي در سوئد كرده بود.

انگيزه قتل او روشن نشده است. «ليند» همانند ساير مقامات كشورهاي اروپاي شمالي گارد محافظ نداشت و شحصا خريد هاي خانه را انجام مي داد. سالها پيش از بانو «ليند»، الاف پالمه نخست وزير وقت سوئد كه با همسرش به تماشاي فيلم رفته بود و گارد محافظ نداشت پس از خروج از سينما كشته شد و قاتل فرار كرد.

بانو «ليند» 46 ساله، مادر دوپسر، در 25 سالگي به عضويت پارلمان انتخاب شده بود. وي رهبري سازمان جوانان حزب سوسيال دمكرات سوئد را برعهده داشت و پيش از اين كه وزير امور خارجه شود، وزير حفظ محيط زيست در كابينه سوئد بود.

 

بانو «Anna Lindh»


2003م:به مناسبت سالروز قتل سوء قصد منجر به مرگ احمد شاه مسعود رهبر اصلي تاجيكها در مبارزه با دولت طالبان درافغانستان كه در سال 2001 صورت گرفت در چهار روز منتهي به 12 سپتامبر 2003 تفسيرهاي متعدد انتشار يافت و از جمله اين كه او در انديشه احياء امپراتوري پارسها بود و چون يك تاجيك (آرين) اصيل بود اين كار را رسالت خود مي دانست. او بارها از اين كه شوروي بدون در نظر گرفتن تبار و فرهنگ مردم و سوابق تاريخي، مناطق مرو و بخارا و فرغانه را ضميمه تاجيكستان نكرده بود و چند منطقه تاجيكي را به قرقيزستان داده بود از آن دولت ابراز تنفر کرده بود. آرين ها در جريان مهاجرت به ايران زمين (2000 تا 1400 سال پيش از ميلاد مسيح ) نخست وارد تاجكستان و افغانستان امروز شده بودند و مراكند (سمرقند حكومت نشين سغديا) قديمي ترين شهري است كه آنان در اين منطقه ساخته اند. تاجيك و پشتون هر دو پارسي هستند و مسعود انگليسي ها را از آغاز مسئول ايجاد اختلاف ميان آنان مي دانست كه به اين وسيله مي خواستند بر افغانستان آقايي كنند.

 

مسعود (نفر وسط)

 

2005م: 9كشور منطقه كارائيب از جمله ونزوئلا و كوبا 11سپتامبر 2005 يك پيمان معاملات نفت امضاء كردند كه به موجب آن، ونزوئلا به اين ممالك نفت با قيمت ثابت تحويل مي دهد كه نوسانات بازار بين المللي تاثيري در تغيير بها نخواهد داشت.

مفسران، هدف هوگو چاوز رهبر ونزوئلا را از اين كار، كاهش دادن نفوذ آمريكا در منطقه كائيب تلقي كرده اند.


2005م:11 سپتامبر 2005 «هين واگنر» تبعه 33 ساله و نابيناي جمهوري آفريقاي جنوبي در سطح يك فرودگاه با سرعت 269 كيلومتر در ساعت اتومبيل راند و ركورد جهاني را شكست و نام خود را در كتاب ركوردها (گينس) ثبت كرد.

وي يك نابيناي مادرزاد است.


1847: درجريان جنگ ايالات متحده و مكزيك (نبرد چاپالتپك)، ژنرال اسكات فرمانده نيروهاي ايالات متحده ايرلندي هايي را كه در كنار مكزيكي ها مي جنگيدند و نام گردان «سن پاتريك» بر خود نهاده بودند پس از دستگيري، به جرم خيانت اعدام كرد!.

1870: «هنري لوئيس منكن» روزنامه نگار، كتاب نگار و آزاد انديش بنام آمريكايي كه به «نيچه آمريكا» معروف است به دنيا آمد و 76 سال عمر كرد. از وي به عنوان نافذترين نويسنده آمريكا در قرن بيستم ياد كرده اند.

1890: شهر سالزبوي در زيمباوه (رودزياي شمالي سابق انگلستان) كه اخيرا به «حراره» تغيير نام داده شده است تاسيس شد.

1940: در فرانسه غاري كشف شد كه آثار هنر انسان هزاران سال پيش و نقاشي هاي او بر ديوار غار به دست آمد كه زيبايي و دقت در كشيدن تصاوير، در انسان معاصر ايجاد شگفتي كرد.

1943: گروهي از سربازان نيروي ويژه آلمان با يك رشته عمليات شگفت انگيز كه تاكنون سوژه دهها فيلم سينمايي شده است موسوليني را كه به اسارت متفقين درآمده بودند از زندان آنها ربودند.

1974: يك كودتاي نظاميان چپگرا حكومت هايله سلاسي را در اتيوپي(حبشه) سرنگون ساخت و به عمر نظام سلطنتي هزاران ساله اين كشور پايان داد.

1960: جان اف. كندي سناتور در جريان مبارزات انتخاباتي خود براي رسيدن به مقام رياست جمهوري آمريكا در نطقي گفت: با اين كه يك كاتوليك است، به اصل جدايي دين از سياست وفادار است و اگر انتخاب شود در دوران حكومت خود از كليساي كاتوليك كوچكترين حمايتي نخواهد كرد و نمي خواهد كه اين كليسا هم از او حمايت كند.

1994: وب براوزر «نت سكيپ» وارد بازار شد.

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------