تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -28شهریور



328پیش ازمیلاد:كاليستنس مورخ يوناني كه در لشكركشي اسكندر مقدوني به ايران همراه او بود و رويدادهاي روز و مشاهداتش را منظما يادداشت مي كرد در يادداشتي كه بعدا با محاسبات تقويمي معلوم شده كه متعلق به سپتامبر 328 پيش از ميلاد است نوشته است: در اينجا (ايران)، در دهكده ها كه آب را برحسب نوبت به كشاورزان براي زراعت مي دهند، يك فرد از ميان آنان (كشاورزان) انتخاب مي شود تا بر زمان نوبت نظارت داشته باشد. اين فرد در كنار مجراي اصلي آب و محل انشعاب آن ميان كشاورزان، بر سكويي مي نشيند و ظرفي فلزي را كه سوراخ بسيار ريزي در آن تعبيه شده است در ظرفي بزرگتر و پر از آب قرار مي دهد كه پس از پر شدن ظرف كوچك (يك بار و يا چند بار) كه به آهستگي و طبق محاسبه قبلي ابعاد سوراخ آن صورت مي گيرد، آب را قطع و آن را به جوي كشاورز ديگر باز مي كند و اين كار دائمي است و اين وسيله (ساعت آبي) عدالت را برقرار كرده و از نزاع كشاورزان بر سر آب مانع مي شود و ....

اين مورخ در پايان اين يادداشت افزوده است كه اين وضعيت (نظم و نسق) را تاكنون در چندين نقطه اين سرزمين (ايران) ديده است كه انديشه و تدبير (ضابطه) خوبي است. در بيشتر نقاط اين سرزمين (ايران)، كشاورزان به تناسب توان خود مالك زمين زراعتي هستند (شمار فئودالها خيلي كم است). گرفتن ماليات از خرده مالك براي حكام آسانتر است.

اين يادداشت كاليستنس اين ترديد را به وجود آورده است كه ايرانيان نخستين مخترع ساعت آبي بوده اند يا يوناني ها. بسياري از مورخان اروپايي كارشناس قرون قديم نوشته اند كه ساعت آبي از دهه 380 پيش از ميلاد و از زمان افلاتون در يونان بكار رفته است. مورخان ديگر به اين نظر شك كرده و معتقدند كه با وسائل ارتباطي آن عهد، امكان انتقال اختراع (ابتكار) ساعت آبي از يونان به ايران در طول 50 سال (زمان مشاهدات كاليستنس) و توزيع اين اختراع ميان كشاورزان (كه دور از شهرها زندگي مي كنند) براي بهره برداري بعيد است. اين جر و بحث همچنان ادامه دارد كه بحث مناسبي است و ادامه آن جهانيان را بيش از پيش متوجه قدمت تمدن ايرانيان مي كند.

 

1729م:19سپتامبر سال 1729 (28 شهريور) سالروز نبرد نادرقلي افشار (در آن زمان، يك ژنرال و سپهسالار ايران) با اشرف قندهاري (افغان) در ميهماندوست دامغان است. ميدان اين نبرد خونين يكروزه در 20 كيلومتري شمال دامغان و كنار رود كوچك ميهماندوست بود. به نوشته كوكل انگليسي، در اين جنگ 12 هزار تن از نيروهاي اشرف كشته و نادر نيز 4 هزار كشته تلفات داشت. عده سربازان نادر (سپاه خراسان از جمله شهرهای هرات، بلخ، مرو و بخارا) در اين نبرد 25 هزار تن و شمار نيروهاي اشرف 50 هزار نفر بود.

دليل پيروزي نادر در اين نبرد، انضباط شديد نظاميان او بود كه نادر اكيدا دستور داده بود كه در زمان جنگ، كوركورانه از افسران فرمانده اطاعت كنند. در برابر، قندهاري ها به جاي فرمانده كل، فقط از سران طوايف خود دستور مي گرفتند و ضمن محاربه، گاهي حملات در يك جهت نبود. اين نخستين برخورد نادر با افغانها بود.

اشرف پس از اين شكست دست به عقب نشيني زد و از طريق ورامين و تهران به اصفهان رفت و از آنجا عازم جنگ با نادر شد كه وي را دنبال مي كرد، ولي در مورچه خورت هم كه صحنه اين جنگ (دومين نبرد) بود شكست خورد، به اصفهان بازگشت و با خزائن به فارس گريخت. اشرف در زرقان فارس نيز از نادر شكست خورد و به شورش قندهاري ها عليه دولت مركزي پايان داده شد. نادر بعدا قندهار را گرفت و در تعقيب فراريان اين شهر به هند رفت و دهلي را هم متصرف شد.

 

نادر


1335م:28شهريور سال 1335 لايحه تاسيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) كه در شوراي وزيران تصويب شده بود جهت تصويب به مجلس داده شد. تا زمان اجراي اين قانون درسال 1337، امور اطلاعاتي شهرها در دست اطلاعات شهرباني (پليس)

بود كه يك دائره مطبوعات هم داشت، و در روستاها و حومه شهرها از اختيارات ژاندارمري. ساواك حق مداخله در امور نظاميان را نداشت و اين كار از وظايف اطلاعات ارتش (ركن 2) بود. پس از انتشار گزارشهاي مربوط به تدوين اين لايحه، بسياري از اصحاب نظر گفتند چون فرمانداری نظامی قرار بود برچيده شود، گردانندگان آن از جمله ژنرال تيمور بختيار براي از دست ندادن موقع خود، دولت را وادار به تنظيم آن لايحه كرده بودند. روزنامه ها كه راه سازش با اطلاعات شهرباني را در طول زمان ياد گرفته بودند بيش از ديگران نگران شدند. اطلاعات شهرباني در تهران يك مامور قديمی داشت که در روزنامه ها به «محرم علی خان» معروف، و رابط اطلاعات شهرباني با نشريات بود. اعمال ماموران ساواك كه مصالح نهايي وطن و حقوق مردم را رعايت نمي كردند و پاي از تكاليف خود بيرون مي نهادند و غرض ورزي شخصي (پرونده سازي) در آن سازمان به صورت امري عادي آمده بود، يكي از عوامل عمده نارضايي مردم از نظام وقت بود كه وسيعا در جريان انقلاب سال 1357 علني شد و انعكاس يافت و آخرين نخست وزير نظام سابق قول انحلال آن را داده بود كه پس از انقلاب منحل شد و افراد از نمونه هايي از گزارش هاي محرمانه و عمدتا نادرست برضد خود آگاه شدند و بر ميزان نفرتشان از آن دستگاه افزوده شد.

پرونده هاي ساواك منحله بعدا نشان داد كه ماموران اين سازمان براي مردم و حتي مقامات وقت پرونده سازي كرده بودند؛ پرونده هاي درد سر ساز!.


1963م:19 سپتامبر 1963 (1342خورشيدي)، محمدظاهر شاه پادشاه وقت افغانستان (كه اخيرا فوت شد) و همسرش، براي يك ديدار رسمي از ايران وارد تهران شدند. با ورود آنان به تهران بار ديگر شايعه تشكيل كنفدراسيونی از دو كشور كه بيش از دو هزار سال دو بخش اصلي يك امپراتوري را تشكيل مي دادند و سپس گسترش آن در همه ايران زمين (مردمي كه داراي تاريخ، فرهنگ و نياكان مشترك هستند) بر سر زبانها افتاد و خبر رسانه هاي جهان شد و وسيعا مورد بحث و تفسير قرار گرفت. در آن زمان دو بلوك غرب و شرق ـ به يك نسبت ـ با ايجاد اين كنفدراسيون كشورهاي مستقل مخالف بودند. شوروي نگران ايجاد نا آرامي در تاجيكستان (بخش اصيل ايران زمين) و شهرهاي سمرقند، بخارا و منطقه مرو بود، پاكستان نمي خواست بلوچها و پاتانها را از دست بدهد، تركيه دلواپس نا آرامي در ميان كردهايش بود و ناتو (غرب) در اضطراب از گسترش كنفدراسيون احتمالي، آينده خليج فارس و نفت، و لذا ضديت آغاز شد و ....

 

ظاهر شاه


1792م:19 سپتامبر سال 1792 توماس پين روشنفكر و انقلابي معروف از انگلستان كه در آنجا به دليل ضديت هايش در معرض دستگيري و مجازات بود به فرانسه گريخت. وي كه ژانويه سال 1737 در انگلستان به دنيا آمده بود در سال 1809 درگذشت. توماس Thomas Paine در جواني از انگلستان به آمريكا مهاجرت كرد، ولي در اينجا نتوانست ظلمي را كه به بردگان سياهپوست مي شد تحمل كند و دست به انتشار كتابي تحت عنوان بردگان افريقايي در آمريكا زد و رفتار با آنان را ناعادلانه و غير انساني خواند. وي در آن زمان در شهر فيلادلفيا دستيار سردبير مجله پنسيلواليا بود. او سپس بر ضد سران وطنش، انگلستان، اقدام كرد و به مهاجران آمريكايي حق داد كه بر ضد انگلستان انقلاب كنند و نوشت: انگلستان بر مهاجران آمريكا ماليات وضع مي كند بدون اين كه اجازه دهد كه نمايندگانشان در جريان وضع ماليات حضور داشته باشند، لذا مهاجران حق دارند اين ماليات را نپردازند و اصولا دليلي براي وابسته بودن مهاجران به دولت انگلستان وجود ندارد. وي عقايد خود را در اين زمينه در كتاب كوچكي تحت عنوان عقل سليم Common Sense منتشر كرد كه با وجود كمي جمعيت آمريكا در آن زمان، پانصد هزار نسخه فروش داشت و محرك بزرگي براي انقلاب استقلال آمريكا بود. در جريان انقلاب استقلال مهاجرنشينان كه مسلحانه بود، پين در صف سربازان انقلاب قرار گرفت و با نطق و نوشته آنان را تشويق به مقاومت مي كرد و به آنها مي گفت كه اين انقلاب زود يا دير بايد صورت مي گرفت زيرا كه در عصر دليل (Reason) ظلم عمر طولاني نخواهد داشت. پين آن چنان مورد توجه استقلال طلبان قرار گرفته بود كه با وجود اين كه خارجي بود در آمريكا داراي مقام مهم دولتي شد. پين در فرانسه نيز به صف انقلابيون پيوست و كتاب حقوق بشر را نوشت.

وي در اينجا هم با وجود خارجي بودن به عضويت مجلس انقلاب فرانسه درآمد. در اينجا، فشار او مخصوصا روي اين نكته بود كه وظايف دولت و قوانين بايد بسيار ساده باشند تا مردم آنها را بفهمند و درك كنند وي عقيده داشت كه قانون و ضابطه هر چه واضحتر و ساده تر باشد، رعايت آن بهتر و سوء استفاده از آن كمتر خواهد بود. بي سوادي، فقر، شكاف ميان فقير و غني و استبداد را بزرگترين دشمنان پيشرفت و سعادت بشر مي دانست. چون مخالف مجازات اعدام بود، در دوران ربسپير تحت تعقيب قرار گرفت و به آمريكا بازگشت. يكي ديگر از عقايد او، كوتاه بودن دوره نمايندگي و محدود بودن دوره ها بود. او شديدا مخالف دوره نمايندگي بيشتر از دو سال بود و مي گفت كه نمايندگي مردم نبايد به صورت حرفه درآيد كه در آن صورت نماينده فاسد مي شود و يا اين كه به تكبر و غرور مي گرايد و از مردم جدا مي شود و فاصله مي گيرد. نفوذ كلام او كمك كرد كه دوره مجلس نمايندگان در آمريكا 2 ساله باشد و بعضي فرماندارها و شهردارها نتوانند بيش از يك يا دو دوره براي اين سمت انتخاب شوند.

 

توماس پين

 

1998م:بانو «كيتي كلي» بيوگرافي نگار معروف آمريكايي كه تاكنون بيش از 20 بيوگرافي ازجمله بيوگرافي جنجال برانگيز سال 1998 درباره خاندان سلطنتي انگلستان را منتشر ساخته شنبه شب 18 سپتامبر 2004 در شبكه تلويزيوني « سي ـ سپن » به پرسش هاي رسانه ها و مردم درباره تاليف تازه خود «داستان واقعي دودمان بوش» كه 14 سپتامبر 2004 به توزيع داده شده است پاسخ گفت. در اين كتاب مطالبي از جمله كوكايين كشيدن جورج دبليو بوش(رئيس جمهوري كنوني) در كمپ ديويد به نقل از زن برادرش، مترس داشتن جورج بوش (پدر)، الكلي بودن پدر بزرگ (پدر بزرگ رئيس جمهوري فعلي)، برنامه ريزي اين خانواده به حفظ قدرت و ايجاد دودمان (سلسله)، آرزوي داشتن شهرت «خانواده اول جهان بودن»، و نيز پارتي بازي (مراعات حال) براي جورج دبليو بوش در گارد ملي تگزاس كه به قصد نرفتن به جبهه ويتنام وارد آن شده بود به خاطر نفوذ پدرش، به چاپ رسيده كه تاکنون برضد بوش از آنها استفاده شده است.

در برنامه تلويزيوني شنبه شب، بانو «كيتي كلي» در پاسخ به پرسشها، مطالب تازه اي بيان داشت كه اگر تاييد شوند برخلاف آن چه هستند كه بيش از دو قرن شعار آمريكاييان بوده است. از جمله اين كه به اشاره نزديكان بوش بسياري از رسانه هاي آمريكا از نقد و انتشار خبر درباره كتاب تازه او خودداري كرده اند و ازجمله «لاري كينگ» حاضر نشده بود كه در برنامه اش در «سي ان ان - ساعت 9 شب» با او در زمينه تاليف تازه مصاحبه كند. بانو كلي كه خانواده اش عموما جمهوريخواه (حزب جورج بوش) هستند گفته بود كه به اشاره بانو باربارا بوش (مادر جورج دبليو بوش) كارهاي او را از موزه ملي آمريكا برداشتند.

با اين كه سخنگوي کاخ سفيد واشنگتن (جورج بوش) مندرجات كتاب را نادرست خوانده بود ،اثر تازه بانو كلي كه داراي 733 صفحه است ظرف شش روز اول توزيع در صدر جدول پر فروشترين كتابها قرارگرفته بود. بانو «كلي» گفته بود كه در كتابش بي طرفي را رعايت كرده و تاريك و روشن هاي خانواده بوش، هر دو، را بيان داشته است تا افكار عمومي آگاه شود و درست قضاوت كند.

 

کيتي کلي

 

1881م:جيمز گارفيلد James Garfield بيستمين رئيس جمهوري آمريكا كه چندين هفته پيشتر در ايستگاه راه آهن شهر واشنگتن هدف گلوله قرار گرفته بود 19 سپتامبر سال1881 بر اثر شدت جراحات وارده درگذشت. چارلز گوتو به اين سبب گارفيلد را در ايستگاه راه آهن هدف گلوله قرار داده بود كه گارفيلد با دادن مقام دولتي به او مخالفت كرده بود. "گوتو" گارفيلد را متهم به اعمال تبعيض كرده بود.

ويليام مكينلي، رئيس جمهور ديگر آمريكا نيز در ششم سپتامبر 1901 هنگام ديدار از يك نمايشگاه در ايالت نيويورك هدف گلوله يك آنارشيست لهستاني تبار قرار گرفت و هفت روز بعد درگذشت.

 

گارفيلد كه در 50 سالگي كشته شد

 

1945م:ويليام جويس W. Joyce در 19سپتامبر 1945 به جرم خيانت به انگلستان به اعدام محكوم شد. وي در نيويورك به دنيا آمده بود، ايرلندي بود و هنگام دستگيري و محكوم شدن تابعيت آلمان را داشت و تنها يك سوم عمر خود را در انگلستان زندگي كرده بود و چند سال هم گذرنامه انگليسي داشت. جويس از نوجواني داراي عقايدي مشابه هيتلر و موسوليني بود. و از آغاز جنگ جهاني دوم تا آخرين روز تصرف شهر برلن به دست نيروهاي شوروي گوينده و دبير اجراي برنامه هاي زبان انگليسي راديو آلمان بود و با اين كه دولت انگلستان گوش كردن به راديو آلمان را ممنوع كرده بود، بسياري از انگليسي ها برنامه او را گوش مي كردند.

پس از خودكشي هيتلر، جويس از برلن فرار كرد، ولي دستگير و جهت محاكمه به انگلستان منتقل شد. پارلمان انگلستان به خاطر محاكمه كردن و مجازات او قانون مجازات خائنان به وطن را تصويب كرد و چون جويس در طول استفاده از گذرنامه انگليسي خود بر ضد اين كشور تبليغ كرده بود مشمول اين قانون قرار گرفت، در 1945 محكوم و در سال 1946 اعدام شد و در طول محاكمه گفت كه هر چه را كرده به خاطر عقيده سياسي اش بوده و پشيمان نيست. انگليسي ها او را به علت تودماغي صحبت كردن "لرد هاوهاو" مي خواندند.

 

ويليام جويس

 

1946م:«شوراي اروپاCouncil of Europe» كه داراي 46 عضو است 19سپتامبرسال 1946(درست 60 سال پيش در روزي چون امروز) ايجاد شد. اين شورا كه مقر آن در استراسبورگ فرانسه است ارتباط به اتحاديه اروپا ندارد. هركشور اروپايي كه متعهد به رعايت حكومت قانون باشد و تضمين كند كه حقوق بشر را رعايت خواهد كرد و آزادي اتباعشان تامين است مي تواند عضو اين شورا شود. شوراي اروپا در اجلاس عمومي سال 1950 خود ميثاقي را تصويب كرد كه در آن پايه دادگاه حقوق بشر اروپا گذارده شده است.


2002م:يادداشت 39 سطري غير منتظره وزير امورخارجه جمهوري عراق خطاب به دبير كل سازمان ملل كه دوشنبه شب 16 سپتامبر 2002 به او تسليم و 18سپتامبر متن آن براي آگاهي عموم انتشار يافت به عنوان سند در تاريخ جاي گرفته است زيرا كه بهانه اشغال نظامي عراق را نفي مي كند. در اين يادداشت كه به امضاي وزير امور خارجه وقت عراق رسيده چنين آمده است: جمهوري عراق در پاسخ به خواست دبيركل اتحاديه عرب و دولتهاي عربي، اسلامي و دوست تصميم گرفته است كه بدون قيد و شرط به بازرسان اسلحه، و مامور از جانب سازمان ملل اجازه دهد براي تكميل و اجراي قطعنامه مربوط شوراي امنيت وارد عراق شوند تا اطمينان حاصل شود كه عراق داراي اسلحه كشتار جمعي نيست، و در عوض دشواري هاي اعمال شده موجود از جمله تحريم اقتصادي عراق برطرف شود.

در اين يادداشت اضافه شده بود که دولت جمهوري عراق انتظار دارد كه همه كشورهاي عضو سازمان ملل و شوراي امنيت اين سازمان بر پايه منشور ملل و عنايت به اصل 2 اين منشور حاكميت ملي، تماميت ارضي و استقلال سياسی عراق را محترم بشمارند.

 

2004م:نوزدهم سپتامبر 2004 ( 9 ماه پس از بازداشت صدام حسين و دو سال و سه پيش از اعدام او) جان برنز روزنامه نگار آمريكايي از قول "بختيار امين" عضو كابينه موقت عراق درباره رهبر سابق عراق كه چگونه روزگار مي گذراند در نيويورك تايمز چنين نوشته بود:

صدام كه همچنان خود را رئيس جمهوري قانوني عراق مي داند در محوطه يكي از كاخهاي خود در نزديكي فرودگاه بغداد در يك سلول 3متر در چهارمتر بسر مي برد و نظاميان آمريكايي با انواع اسلحه نگهبان اين محوطه هستند. او دمپايي پلاستيك بر پا و عباي عربي بر دوش مي افكند، قرآن و كتب تاريخ عرب و افتخارات اعراب را مي خواند و به گياه و بوته علاقه مند است و گاهي هم درخواست سيگار و شيريني مي كند. ناشتايي او همان غذاي از پيش آماده شده (پاكتي) سربازان آمريكايي است. هر روز سه ساعت هواخوري و ورزش مي كند. چون به بيماري بزرگ شدن پروستات مبتلاست و احتمال تبديل اين بيماري به سرطان وجود دارد منظما براي درمان با هلي كوپتر به بيمارستان نظامي آمريكا منتقل مي شود. او مي گويد كه هرچه را كه در طول سه دهه حكومتش انجام داده بود بر طبق وظايف قانوني اش بود.

بختيار امين كه خود از دست صدام به خارج از عراق فرار كرده بود و در طول تبعيد رابط ناراضيان عراقي با سازمانهاي جهاني دفاع از حقوق بشر بود گفته بود كه در همين محوطه 80 همكار ديگر صدام نگهداري مي شوند ولي با او تماس نداردند لكن يازده تن از آنان كه ارشديت دارند در ساعات هواخوري با خودشان درتماسند و مي توانند با هم شطرنج و تخته نرد بازي كنند. آنان همچنان يكديگر را «جناب» خطاب مي كنند و القاب سابق را بكار مي برند.

 

صدام در زمان حکومت

 

2005م:محاكمه بانو «سوزان مائه پولكSusan Mae Polk» چهل و چهار ساله به اتهام قتل شوهر70 ساله اش دكتر فرانك پولك Frank Polk درسپتامبر 2005 - در زمان خود سئوالات متعددي را به ميان آورده بود. اين محاكمه در يك دادگاه ايالت كاليفرنيا در شهر سانفرانسيسكو انجام شده بود. سوزان كه داراي 3 پسر است گفته بود هنگامي كه 15 ساله بود، از سوي دبيرستان او را به دفتر دكتر پولك روانپزشك و روانشناس فرستادند زيرا كه يكي از دبيران او به مدير دبيرستان گزارش كرده بود كه وي به افسردگي دچار شده و احتمال خودكشي اش مي رود. دكتر پولك پس از چند جلسه ديدار، به او ابراز علاقه كرد و لذا اين ديدارها بدون اطلاع والدينش ادامه يافت. يك سال بعد دكتر او را به اطاق خواب خود برد و پس از شش سال داشتن رابطه، با او ازدواج كرد. رفت و آمد دزدانه دوران جواني، وي را از پيشرفت مانع شد و در دوران زندگي خانوادگي تفاوت سن و سطح تحصيلات (زن و شوهر) باعث درگيري هاي متعدد مي شد و روز ماجرا، دكتر با كارد آشپزخانه مخصوص قطعه كردن گوشت به او حمله كرد كه وي كارد را از دست او خارج ساخت و ديگر نفهميد كه چه شد.

در جلسه دادگاه دو پسر بر ضد مادر و پسر ديگر به نفع او شهادت دادند. سئوالات تازه در اين محاكمه كه قاضي را مجبور به تحقيق بيشتر كرده بود اينبود كه در آمريكا معاشرت دختر و پسر زير 18 سالگي با بزرگسالان بدون اجاز والدين و به ويژه مادر جرم است. دكتر پولك سوگند نامه بقراط را نقض كرده كه پزشكان را از معاشرت جنسي با بيمار اكيدا ممنوع كرده است. 23 ايالت آمريكا با توجه به سوگند نامه 2 هزار و پانصد ساله بقراط، معاشرت خودماني (عاشقانه) دكتر و بيمار را جرم شناخته اند. قاضي گفته بود كه تحقيق در اين زمينه براي رعايت تخفيف در مجازات متهم لازم بود. به علاوه، انتشار خبر اين محاكمه و دستور او باعت تنبه پزشگان مي شود و هشداري است به آن دسته كه سوگند نامه را فراموش كرده اند.

 

سوزان

 

86: آنتونيوس پيوس Pius كه بعدا امپراتور روم شد به دنيا آمد. وي تنها امپراتور روم بود كه با ايران نجنگيد. تنها يك بار به ايران اخطار داد كه متعرض قلمرو روم نشود.

1893: زنان كشور نيوزيلند حق شركت در انتخابات به دست آوردند.

1957: آمريكا نخستين آزمايش اتمي زير زميني را در "نوادا" انجام داد.

1955: خوان پرون ناسيوناليست آرژانتيني،بر اثر يك كودتا از رياست دولت بركنار شد.

1968: ديوان كيفر ايران كه وظيفه تعقيب قضايي كارمندان دولت و وابسته به دولت را بر عهده داشت 13 تن از مديران و مسئولان شركت واحد اتوبوسراني تهران را به اتهام سوء استفاده مالي بازداشت كرد و دولت رئيس راهنمايي و رانندگي پليس تهران را با حفظ سمت به مديريت شركت واحد اتوبوسراني منصوب كرد.

2004:كميته مركزي 198 نفري حزب كمونيست چين با كناره گيري "ژيانگ زمين " 78 ساله از رياست كميسيون مركزي فرماندهي ارتش خلق موافقت كرد و اين سمت مهم و حساس را برعهده "هو جين تائو" رئيس جمهوري 60 ساله چين قرارداد. ژيانگ که بازنشسته شده است فبلا از رياست جمهوري و رهبري حزب کمونيست کناره گيري کرده بود. وي 15 سال عملا فرماندهي ارتش چين را برعهده داشت.

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------