۱۶ فیلم هالیوودی که تولیدشان متوقف شد یا هنوز قطعی نیست
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : پنجشنبه, ۱۴ آبان ۱۴۰۵ ۱۹:۰۴

بر پایه گزارش هاشم جهرمی در فیلمزی، پروژههای این فهرست در موقعیت یکسانی نیستند. بعضی از برنامه سازندگان خارج شدهاند، بعضی برای مدتی نامعلوم کنار گذاشته شدهاند و برای چند دنباله اساساً چراغ سبز رسمی صادر نشده است. تفاوت میان این وضعیتها مهم است: پروژهای که از فهرست کارهای یک استودیو حذف شده با فیلمی که کارگردانش برای مدتی سراغ اثری دیگر رفته، شانس یکسانی برای بازگشت ندارد. از سوی دیگر، صحبت یک بازیگر درباره امید به ساخت قسمت بعد، هنوز برای نتیجهگیری درباره آینده آن کافی نیست.
۱. بلید؛ نقش آماده بود، فیلم به دوربین نرسید


مارول در سال ۲۰۱۹ ماهرشالا علی را برای ایفای نقش بلید معرفی کرد. قرار بود این نسخه، شکارچی خونآشامها را به جهان سینمایی مارول بیاورد؛ قهرمانی که خود نیمی انسان و نیمی خونآشام است و همین دوگانگی، او را از بسیاری از شخصیتهای این جهان جدا میکند. بسام طارق و یان دمانژ در دورههای مختلف بهعنوان کارگردان به پروژه پیوستند، اما هیچیک نسخهای را به فیلمبرداری نرساندند.
تغییر نویسندگان و کارگردانان، بازنویسیهای پیدرپی و وقفه اعتصابهای هالیوود زمان پروژه را طولانی کرد. علی بیش از یک سال برای آمادگی بدنی، مبارزه و شمشیرزنی تمرین کرده بود و از فرصتهایی گفت که در دوران انتظار از دست رفت. سرانجام اعلام کرد از پروژه کنار رفته است. کوین فایگی نیز بعدتر از ناکامی در ساخت این فیلم با حضور او ابراز تأسف کرد.
آمادگی بازیگر در این پرونده به معنای آمادگی تولید نبود. برنامه تمرین را میتوان پیش برد، اما بدون نسخهای از فیلمنامه که استودیو و کارگردان بر سر آن توافق داشته باشند، تعیین زمان فیلمبرداری و نگه داشتن عوامل دشوار میشود. آنچه عملاً از دست رفت نسخهای بود که بر محور حضور علی برنامهریزی شده بود. آینده خود شخصیت بلید در برنامههای مارول مسئله جداگانهای است.
۲. جنگ ستارگان پل کینگ؛ یک ربات در مرکز ماجرا

پل کینگ، کارگردان دو قسمت نخست «پدینگتون» و «وانکا»، همراه سایمون فارنابی طرح فیلمی مستقل در جهان جنگ ستارگان را پیش برد. در مرکز داستان یک ربات قرار داشت و قرار نبود فیلم برای دنبال کردن ماجرا به شخصیتهای اصلی یا خطوط داستانی آشنای مجموعه وابسته باشد. فهرست بازیگران و تاریخ شروع تولید اعلام نشد و پروژه در مرحله توسعه ماند.
به روایت فارنابی، دیزنی به این نتیجه رسید که طرح نهایی به اندازه کافی حس و هویت جنگ ستارگان را منتقل نمیکند. مسئله در اینجا به تعریف استودیو از یک فیلم جنگ ستارگان برمیگشت. شخصیت تازه و زاویه دید یک ربات میتوانست مخاطب را به بخشهای کمتر دیدهشده جهان داستان ببرد، اما سازندگان باید نشان میدادند پیوند فیلم با مجموعه از نام آن فراتر میرود.
در یک فیلم مستقل معمولاً میتوان بخش بیشتری از قواعد جهان داستان را از ابتدا تعریف کرد. در پروژهای وابسته به یک مجموعه مشهور، همان آزادی عمل با انتظاراتی درباره لحن، شخصیتها و نوع ماجراجویی همراه است. تصمیم دیزنی نشان داد برداشت استودیو و نویسندگان از این تعادل به هم نرسیده بود. دلیل اعلامشده برای توقف، به هویت خلاقانه طرح مربوط بود و گزارشی از شکست فیلمبرداری یا انصراف بازیگران در میان نبود.
۳. سوپرگرل ۲؛ دنبالهای که هنوز سفارش ساخت نگرفته بود

ادامه احتمالی «سوپرگرل» میتوانست ماجراجوییهای کارا زورال را در جهان سینمایی دیسی دنبال کند. میلی آلکاک در فیلم نخست نقش این شخصیت را بازی کرد، اما حضور او در قسمت بعدی تأیید نشده بود. سازندگان داستان، کارگردان و زمان تولید دنباله را هم اعلام نکرده بودند.
ارقام مطرحشده در گزارش، فاصله چشمگیری میان هزینه ساخت و فروش جهانی قسمت اول نشان میدهند: حدود ۱۸۶ میلیون دلار بودجه تولید در برابر حدود ۱۲۶٫۴ میلیون دلار فروش جهانی. فروش اعلامشده درآمد مستقیم استودیو نیست و رقم بودجه نیز بهتنهایی کل هزینه پروژه را نشان نمیدهد. سهم سینماها، تبلیغات و درآمدهای بعد از اکران در محاسبه سود یا زیان نقش دارند. با این حال، چنین فاصلهای میتواند استودیو را برای تکرار سرمایهگذاری محتاط کند.
آینده شخصیت سوپرگرل لزوماً به ساخت دنباله مستقیم وابسته نیست. دیسی میتواند این شخصیت را در برنامههای دیگر خود به کار بگیرد، اما درباره چنین تصمیمی نیز باید منتظر اعلام سازندگان ماند. وضعیتی که برای این فیلم میتوان توصیف کرد، بلاتکلیفی یک دنباله احتمالی است؛ اعلام رسمی درباره توقف یک تولید آغازشده وجود نداشت.
۴. جنگ ستارگان تایکا وایتیتی؛ پروژهای که از اولویت افتاد


پروژه تایکا وایتیتی در سال ۲۰۲۰ معرفی شد. وایتیتی و تونی مکنامارا در مسیر نگارش آن مشارکت داشتند. داستان و بازیگران هیچگاه بهطور رسمی معرفی نشدند، اما وایتیتی از علاقهاش به ساخت فیلمی با حالوهوای مستقل گفته بود که بتواند در دنیای جنگ ستارگان جا بگیرد و سراغ تکرار داستانهای قبلی نرود.
در اکتبر ۲۰۲۶، وایتیتی اعلام کرد که فعلاً این فیلم را کنار گذاشته و تمرکزش را به پروژههای دیگر منتقل کرده است. او احتمال بازگشت به آن را کاملاً منتفی ندانست. این نکته پرونده او را از پروژه پل کینگ جدا میکند؛ فارنابی از تصمیم دیزنی برای کنار گذاشتن طرح مشترکشان خبر داده بود، در حالی که توضیح وایتیتی بر اولویت کاری فعلی خودش متمرکز بود.
فاصله چندساله میان اعلام پروژه و صحبت تازه کارگردان نشان میدهد معرفی اولیه برای تعیین زمان ساخت کافی نبود. تا وقتی گروه بازیگران، فیلمنامه نهایی و برنامه تولید مشخص نباشند، پروژه میتواند مدتها در دست توسعه بماند. برای بازگشت این فیلم، صرف علاقه کارگردان کافی نیست و برنامه او باید دوباره با اولویتهای استودیو هماهنگ شود.
۵. هانیبال؛ هزینه بازسازی نبردهای روم و کارتاژ


آنتوان فوکوا قرار بود فیلمی درباره هانیبال بارکا، فرمانده کارتاژی، بسازد و دنزل واشینگتن نقش اصلی را بازی کند. موضوع فیلم، زندگی سرداری بود که در جنگهای پونیک با جمهوری روم جنگید. بخشی از آمادهسازی در ایتالیا شروع شده بود و فیلمبرداری برای سال ۲۰۲۶ در نظر گرفته میشد.
نتفلیکس در ژوئن کار مقدماتی را متوقف کرد تا امکان کم کردن هزینهها را بررسی کند. رابرت ریچاردسون، فیلمبردار پروژه، بعدتر وضع فیلم را چنان توصیف کرد که ساخت آن عملاً منتفی به نظر میرسید. در این پروژه، کم کردن هزینه مسئلهای فراتر از محدود کردن تعداد روزهای فیلمبرداری بود. صحنههای نبرد بخشی از مقیاس و منطق روایت بودند و تغییر آنها میتوانست تصویر فیلم از مسیر نظامی هانیبال را عوض کند.
پروژهای تاریخی با چنین موضوعی معمولاً باید میان هزینههای لوکیشن، لباس، جمعیت صحنه و جلوههای بصری تعادل برقرار کند. وقتی همین مؤلفهها بخش مهمی از جذابیت طرح هستند، تعدیل بودجه ممکن است به تغییر شکل فیلم منجر شود. در روایت این پرونده، تصمیم اولیه نتفلیکس توقف برای یافتن راه کاهش هزینه بود و ارزیابی بعدی فیلمبردار از دشواری بازگشت پروژه خبر میداد.
۶. زوکو، فرمانروای آتش؛ توقف بعد از ضبط صدا


«زوکو، فرمانروای آتش» قرار بود فیلم مستقلی در جهان «آواتار: آخرین بادافزار» باشد. استیون یون برای صداپیشگی زوکو در نظر گرفته شده بود؛ شخصیتی که در داستان اصلی از دشمنی و کشمکش درونی عبور میکند و مسیرش تغییر میکند. همین سابقه به سازندگان امکان میداد داستانی جداگانه بر مبنای تصمیمها و مسئولیتهای بعدی او بسازند.
پروژه فقط یک ایده روی کاغذ نبود. گزارشهایی از آغاز ضبط صدا و انجام بخشی از پیشتصویرسازی حکایت داشتند. پیشتصویرسازی در انیمیشن به گروه کمک میکند پیش از تولید نهایی، قابها، ترتیب نماها و حرکت شخصیتها را امتحان کند. با وجود پیش رفتن این مراحل، پارامونت دستور توقف داد.
دلیل مشخص توقف بهطور عمومی اعلام نشد. بنابراین، از پیشرفت پروژه میتوان نتیجه گرفت که مقداری کار انجام شده بود، اما نمیتوان فهمید هزینه، اختلاف خلاقانه یا تغییر برنامه استودیو عامل اصلی بوده است. هر قدر انیمیشن در این مرحله پیش رفته باشد، تکمیل نماها، تدوین و آمادهسازی برای عرضه همچنان به تصمیم و منابع استودیو وابسته میماند.
۷. شاهزاده دلربا؛ تغییر برنامه پل کینگ


در سال ۲۰۲۴، طرح فیلم مستقلی درباره شاهزاده دلربا مطرح شد. پل کینگ و سایمون فارنابی قرار بود آن را بنویسند و کریس همسورث برای نقش اصلی در نظر گرفته شده بود. طرح فیلم بر شخصیتی تکیه داشت که در افسانهها اغلب بیشتر بهعنوان همراه قهرمان شناخته میشود. نسخه کینگ قرار نبود روایت «سیندرلا» را مستقیماً تکرار کند.
کینگ در ادامه تمرکز خود را به فیلم زندگی فرد آستر با بازی تام هالند منتقل کرد. در نتیجه، «شاهزاده دلربا» جایگاه قبلی را در برنامه کارگردان از دست داد. اطلاع موجود درباره جابهجایی برنامه کاری اوست و جزئیاتی که نشان دهد استودیو فیلمنامه را رد کرده یا تولید بهدلیل کمبود سرمایه متوقف شده، اعلام نشده است.
تغییر اولویت برای فیلمی که هنوز به مرحله تولید نرسیده میتواند تعیینکننده باشد. بخش مهمی از جذابیت بسته اولیه به ترکیب نویسندگان، کارگردان و بازیگر پیشنهادی وابسته بود. اگر پروژه روزی به برنامه برگردد، ممکن است همان ترکیب در دسترس باشد یا سازندگان ناچار شوند شکل دیگری برای آن پیدا کنند. وضعیت فعلی، کنار رفتن پروژه از اولویت کینگ است.
۸. اون دختر کیست؟؛ پیچیدگی ساخت زندگینامه مدونا


پروژه زندگینامهای مدونا ابتدا در سال ۲۰۲۰ معرفی شد. مدونا قرار بود فیلم را کارگردانی کند، دیابلو کودی در نوشتن فیلمنامه مشارکت داشت و جولیا گارنر برای نقش مدونا انتخاب شده بود. طرح کلی، حرکت او از آغاز فعالیت حرفهای تا رسیدن به جایگاه یکی از مشهورترین چهرههای موسیقی پاپ را دنبال میکرد.
نسخه اولیه در سال ۲۰۲۳ کنار گذاشته شد، اما تلاش برای یافتن شکل دیگری از روایت ادامه یافت. مدونا در سال ۲۰۲۶ هزینههای مورد نظر یونیورسال را از دلایل ساخته نشدن نسخه سینمایی دانست. تغییر قالب به تلویزیون نیز گره را باز نکرد؛ درباره هدایت هنری اختلاف وجود داشت و حقوق فیلمنامه نزد یونیورسال باقی مانده بود.
وقتی شخصیت اصلی یک زندگینامه خودش در مقام کارگردان قرار میگیرد، مذاکره درباره مرز اختیار هنری اهمیت بیشتری پیدا میکند. اینکه داستان کدام دورهها را پوشش دهد و چه اندازه زمان برای آن لازم باشد، بر بودجه و قالب اثر اثر میگذارد. در این پرونده، تغییر از سینما به تلویزیون به توافق تازه درباره حقوق و نحوه روایت نیاز داشت و پروژه با همان مجموعه عوامل اولیه به تولید نرسید.
۹. اربابان جهان ۲؛ فروش قسمت اول و آینده هیمن


قسمت دوم احتمالی قرار بود بازگشت سینمایی شخصیتهایی مانند هیمن را ادامه دهد. داستان مشخصی برای دنباله اعلام نشد و هیچ بازیگری برای آن بهطور قطعی معرفی نشد. وجود شخصیتهای شناختهشده و واکنش مثبت بخشی از منتقدان میتوانست به طرح دنباله کمک کند، اما نتیجه تجاری قسمت نخست عامل مهم دیگری بود.
فروش جهانی حدود ۱۱۴ میلیون دلار در برابر بودجه تولید حدود ۱۱۷ میلیون دلار، دورنمای سرمایهگذاری دوباره را دشوار کرد. نزدیک بودن این دو رقم را نمیتوان معادل بازگشت سرمایه دانست. استودیو همه فروش بلیت را دریافت نمیکند و هزینههای تبلیغ و توزیع نیز باید در نظر گرفته شوند. درآمدهای دیگر ممکن است بخشی از هزینه را جبران کنند، اما از ارقام گزارش نمیتوان میزان آن را محاسبه کرد.
استودیو لغو رسمی قسمت دوم را اعلام نکرده است. وضعیت فعلی، دنبالهای است که ساختش قطعی نشده و عملکرد فیلم قبلی وزن زیادی در تصمیم درباره آن دارد. حتی در صورت بازگشت مجموعه، ادامه مستقیم داستان تنها یکی از گزینههای ممکن برای استفاده از شخصیتهاست.
۱۰. بیفری؛ دو نوجوان و یک سریال واقعی


پیکسار از حدود سال ۲۰۲۰ روی «بیفری» به کارگردانی کریستن لستر کار میکرد. داستان دو دختر نوجوان را دنبال میکرد که از هم فاصله گرفتهاند و بعد میفهمند مجموعه تلویزیونی محبوبشان در واقعیت وجود دارد. این کشف آنها را وارد سفری میان جهانهای مختلف میکرد و ماجرای نجات بشریت را به رابطه دو دوست گره میزد.
پروژه در سال ۲۰۲۳ متوقف شد. در روایتهای غیررسمی، احتمال داده شد مضمون استقلال زنان در تصمیم نقش داشته باشد، اما علت قطعی توقف به این شکل تأیید نشده است. گزارش همچنین این تصمیم را در دورهای قرار میدهد که پیکسار زیر فشار تجاری برای تکیه بر دنبالههای آشنا و محدود کردن ریسک پروژههای تازه بود.
یک انیمیشن تازه باید مخاطب را همزمان با شخصیتها، جهان و قواعد داستان آشنا کند. دنباله یک اثر شناختهشده بخشی از این مسیر را قبلاً طی کرده و استودیو میتواند بر پایه شناخت قبلی مخاطب برنامهریزی کند. این تفاوت میتواند در انتخاب پروژهها اثر بگذارد، اما بهتنهایی علت توقف «بیفری» را اثبات نمیکند.
۱۱. اقتباس جف نیکولز از دو رمان آخر کورمک مککارتی


جف نیکولز میخواست «مسافر» و «استلا ماریس»، دو رمان منتشرشده در سال ۲۰۲۲، را در قالب یک فیلم کنار هم قرار دهد. شخصیتهای مرکزی دو کتاب خواهر و برادرند و طرح اقتباس باید رابطه روایتهای آنها را در یک اثر سینمایی روشن میکرد. پروژه در سال ۲۰۲۴ معرفی شد و بازیگری برای آن اعلام نشد.
نیکولز فیلمنامه را کامل کرد، اما نیو ریجنسی در سال ۲۰۲۶ از ادامه کار کنار کشید. گزارشها به اختلاف بر سر شیوه اقتباس اشاره داشتند؛ وفاداری نیکولز به متن ادبی با برداشتی که برای تولید تجاری مطرح بود همراستا نبود. تصمیم استودیو مانع تبدیل فیلمنامه کامل به برنامه قطعی ساخت شد.
ادغام دو کتاب مسئلهای فراتر از حذف چند صحنه است. سازنده باید درباره نقطه ورود مخاطب به داستان، توزیع زمان میان دو شخصیت و ترتیب روایت انتخاب کند. ممکن است همان ویژگیهایی که برای خواننده جذاباند، در یک فیلم بلند به ریتم متفاوتی نیاز داشته باشند. در این پرونده، اختلاف بر سر رویکرد اقتباس پس از پایان نگارش هم برطرف نشد.
۱۲. مورتال کامبت ۳؛ چشمانتظاری برای تصمیم تجاری


قسمت سوم «مورتال کامبت» میتوانست داستان فیلم دوم و رقابتهای جهان بازی را ادامه دهد. طرح رسمی داستان و ترکیب بازیگران معرفی نشد و نمیشد حضور شخصیتهایی مانند جانی کیج را در دنباله قطعی دانست. جرمی اسلیتر، نویسنده فیلمنامه قسمت دوم، ساخت فیلم بعدی را به نتیجه گیشه مرتبط دانسته بود.
قسمت دوم نزدیک به ۱۲۹ میلیون دلار فروش جهانی داشت و بودجه ساخت آن حدود ۸۰ میلیون دلار گزارش شد. تفاوت فروش و بودجه ساخت نشان نمیدهد چه مقدار از فروش به استودیو رسیده یا چه هزینهای برای تبلیغ و عرضه صرف شده است. چنین ارقامی زمینه تصمیم را نشان میدهند، اما خود تصمیم را روشن نمیکنند.
هواداران بازی ممکن است برای دیدن شخصیتهای بیشتر و نبردهای تازه آماده باشند، اما ساخت قسمت سوم به سفارش رسمی استودیو نیاز دارد. تا زمانی که این سفارش اعلام نشده، ادامه فیلم در حد توسعه احتمالی باقی میماند. در گزارش، سندی از آغاز تولید و سپس لغو قطعی قسمت سوم ارائه نشده است.
۱۳. شکارشده؛ تریلری که سرمایهگذار پیدا نکرد

لانا واچوفسکی با همکاری ناتاشا لیون روی «شکارشده» کار میکرد. طرح فیلم درباره دو زن تراجنسیتی بود که در پی یافتن عامل جنایتی در جامعه خود برمیآیند و هنگام تحقیق با فسادی در سطوح بالای قدرت روبهرو میشوند. پروژه در سال ۲۰۲۶ معرفی شد، اما فهرست بازیگران بهطور رسمی اعلام نشد.
واچوفسکی گفت نتوانسته سرمایه لازم را فراهم کند و از بیمیلی سرمایهگذاران هالیوودی به چنین موضوع و ترکیبی سخن گفت. برای معرفی پروژه، فیلمنامه در قالب اجرای زنده خوانده شد. اجرای زنده امکان میدهد مخاطبان و سرمایهگذاران بالقوه با دیالوگ و لحن اثر آشنا شوند، اما هزینه و تعهد لازم برای تولید را تأمین نمیکند.
در این مورد، مانع اصلی در مرحله جذب سرمایه ظاهر شد. حتی پروژهای که به مقیاس یک حماسه تاریخی نیاز ندارد، ممکن است بهدلیل برآورد محدودیت بازار یا نگرانی درباره موضوعش سرمایه پیدا نکند. روایت کارگردان نشان میدهد کوشش برای عرضه ایده انجام شد، ولی پروژه به فیلمبرداری نرسید.
۱۴. مندلورین و گروگو ۲؛ فاصله ابراز امیدواری تا اعلام ساخت


فیلم نخست به کارگردانی جان فاورو، دین جارین و گروگو را از مجموعه تلویزیونی به یک فیلم بلند آورد. پدرو پاسکال و سیگورنی ویور از بازیگران مرتبط با نسخه نخست بودند. داستانی برای دنباله اعلام نشده و حضور عوامل قبلی در فیلم دوم هم به تصمیم بعدی سازندگان بستگی دارد.
فروش جهانی فیلم نخست حدود ۳۴۵ میلیون دلار و بودجه تولیدش حدود ۱۶۵ میلیون دلار گزارش شد. در تحلیل این رقم باید هزینه تبلیغات، سهم سالنها و درآمدهای بعدی را هم در نظر گرفت. حتی فروش بالاتر از بودجه میتواند برای فیلمی در یک مجموعه بزرگ نتیجهای کمتر از انتظار استودیو باشد، اما بدون ارقام کامل نمیتوان چنین قضاوتی را قطعی دانست.
سیگورنی ویور درباره امید عوامل به ساخت دنباله صحبت کرده بود. اظهارات او نشاندهنده علاقه به ادامه همکاری است و تصمیم رسمی دیزنی یا لوکاسفیلم هنوز اعلام نشده بود. محبوبیت شخصیتها میتواند انگیزهای برای ادامه داستان باشد، اما ممکن است تصمیم بعدی درباره قالب و مسیر روایت تغییر کند. گزارش وضع قسمت دوم را نامعلوم توصیف میکند.
۱۵. احمقهای مفید؛ دو روایت متفاوت از سرنوشت یک فیلم


جوزف سدار قرار بود این تریلر سیاسی را بر اساس فیلمنامه کالی خوری بسازد. مریل استریپ و سیگورنی ویور برای پروژه در نظر گرفته شده بودند. داستان در نیویورک میگذشت و درباره دایان کسل، روزنامهنگاری بود که از نوشتن مطالب تبلیغاتی درباره املاک لوکس خسته شده و در جریان تحقیق درباره یک الیگارش وارد پروندهای بزرگتر میشود.
فیلمبرداری برای ژانویه ۲۰۲۶ برنامهریزی شده بود. ویور در ژوئن گفت پروژه ساخته نخواهد شد. سدار نیز شرایط ناشی از جنگها را در توضیح توقف دو پروژه هالیوودی خود، از جمله این فیلم، مطرح کرد. با وجود این، گزارشی در اکتبر وضعیت «احمقهای مفید» را پستولید ثبت کرده بود.
این گزارشها تصویر واحدی از وضع فیلم نمیدهند. ثبت مرحله پستولید در یک گزارش با گفته قبلی بازیگر درباره ساخته نشدن فیلم سازگار نیست، اما اطلاعات موجود برای تعیین اینکه چه چیزی در فاصله میان این دو گزارش عوض شده کافی نیست. تا زمانی که سازندگان توضیح روشنتری بدهند، هم باید سابقه اعلام توقف را ذکر کرد و هم گزارش متأخر را بهعنوان روایتی متفاوت در نظر گرفت.
۱۶. بیگانه: رومولوس ۲؛ دنبالهای که ممکن است جهت عوض کند


پس از موفقیت «بیگانه: رومولوس» ساخت ادامه آن مطرح شد و انتظار میرفت فده آلوارز دوباره کارگردانی کند. آلوارز از این مسئولیت کنار رفت، اما قرار بود در جایگاه نویسنده و تهیهکننده با پروژه بماند. گزارشها همچنین از ورود ریدلی اسکات به بازنویسی فیلم بعدی مجموعه حکایت داشتند.
طرح اولیه به ادامه مستقیم رویدادهای «رومولوس» نزدیک بود. بعدتر احتمال پیوند بیشتر فیلم با «پرومته» و «بیگانه: پیمان» مطرح شد. چنین مسیری میتواند دیوید، اندروید آن دو فیلم، را دوباره وارد داستان کند. بازگشت مایکل فاسبندر در این نقش در حد احتمال گزارش شده و هنوز ترکیب نهایی بازیگران را مشخص نمیکند.
تغییر جهت در این مرحله به آن معناست که شکل دنباله هنوز در حال بررسی است. ادامه مستقیم «رومولوس» و بازگشت به روایت دیوید، نقطه شروع و شخصیتهای محوری متفاوتی دارند و انتخاب هر مسیر روی فیلمنامه اثر میگذارد. کنار رفتن آلوارز از کارگردانی هم یک تغییر مشخص است، اما اطلاعات فعلی برای اعلام لغو قطعی فیلم کافی نیست.
کدام وضعیتها واقعاً با هم فرق دارند؟
«بلید» نمونه پروژهای است که با اعلام بازیگر اصلی و سالها آمادهسازی به فیلمبرداری نرسید و سرانجام همان بازیگر را از دست داد. «زوکو» از مرحلهای جلوتر عبور کرد و بخشی از ضبط و پیشتصویرسازی را پشت سر گذاشت. در «هانیبال»، هزینه ساخت یک اثر تاریخی در مقیاس مورد نظر تولید مقدماتی را متوقف کرد. این سه پرونده نشان میدهند نوع کاری که پیش از توقف انجام شده در ارزیابی سرنوشت پروژه اهمیت دارد.
درباره «سوپرگرل ۲»، «اربابان جهان ۲» و «مورتال کامبت ۳»، پرسش اصلی این است که آیا سرمایهگذاری بعدی اصلاً تصویب خواهد شد. برای «جنگ ستارگان» وایتیتی، فعلاً تغییر اولویت کارگردان مطرح است. «بیگانه» هنوز میتواند در مسیری متفاوت ادامه پیدا کند و اطلاعات مربوط به «احمقهای مفید» همچنان نیازمند توضیح سازندگان است. برای خواندن خبرهای بعدی درباره این فیلمها، روشنترین نشانهها اعلام رسمی سفارش تولید، معرفی عوامل و تعیین زمان شروع فیلمبرداریاند. این نشانهها کمک میکنند میان امید به ساخت، توقف موقت و کنار گذاشتن قطعی یک پروژه فرق بگذاریم.
از توسعه تا اکران؛ خبر توقف دقیقاً به کدام مرحله اشاره دارد؟
برای دنبال کردن پرونده این ۱۶ فیلم، بهتر است ابتدا روشن کنیم هنگام انتشار خبر چه کاری واقعاً انجام شده بود. در مرحله توسعه، ممکن است حقوق اقتباس بررسی شود، طرح اولیه نوشته شود و گفتوگو با عوامل شروع شود. اعلام نام کارگردان یا بازیگر در این مرحله خبر مهمی است، اما برای تعیین اینکه فیلم چه زمانی ساخته میشود باید به برنامه تولید هم دسترسی داشت. درباره طرح پل کینگ، مشخص نبودن بازیگران و تاریخ ساخت با توقف در همین مرحله سازگار است. در اقتباس جف نیکولز، تکمیل فیلمنامه یک گام جلوتر بود، ولی اختلاف با طرف تأمینکننده مانع عبور از توسعه شد.
پیشتولید معمولاً مرحلهای است که تصمیمهای مالی به انتخابهای ملموس تبدیل میشوند: گروه باید درباره محل کار، برنامه عوامل و نوع صحنههایی که واقعاً امکان ساخت دارند تصمیم بگیرد. توقف کار مقدماتی «هانیبال» در ایتالیا نشان میدهد بازنگری در هزینه میتواند حتی زمانی رخ دهد که تولید از گفتوگوهای اولیه جلوتر رفته است. در انیمیشن نیز مرز مراحل به شکل دیگری دیده میشود. ضبط صدای «زوکو» یا آماده کردن نسخه مقدماتی بعضی نماها، نشان میدهد بخشهایی از اثر شکل گرفتهاند، ولی هنوز برای انتشار عمومی آماده نیستند.
همه توقفها هم در اختیار یک تصمیمگیرنده نیستند. در «شاهزاده دلربا»، تغییر برنامه پل کینگ مسیر پروژه را عوض کرد. در زندگینامه مدونا، رابطه میان صاحب حقوق فیلمنامه، فیلمساز و طرفی که باید هزینه تولید را تأمین کند، برای انتقال پروژه از یک قالب به قالب دیگر اهمیت داشت. درباره «شکارشده»، فیلمنامه میتوانست در یک اجرای زنده مخاطب پیدا کند، اما تبدیل همان متن به فیلم مستلزم توافق مالی جداگانه بود. در نتیجه، اطلاع از اینکه چه کسی توقف را اعلام کرده و اختیار تصمیم بعدی را چه کسی دارد، به اندازه دانستن تاریخ اعلام مهم است.
چهار دنباله و چهار سؤال برای خواندن ارقام گیشه
در موارد «سوپرگرل»، «اربابان جهان»، «مورتال کامبت» و «مندلورین و گروگو»، رقم فروش جهانی تنها یک بخش از اطلاعات است. پرسش اول این است که رقم بودجه به ساخت محدود بوده یا هزینه عرضه را هم پوشش میدهد. پرسش دوم، سهم استودیو از فروش بلیت در بازارهای مختلف است. پرسش سوم، نقش درآمدهای دیگر مانند عرضه خانگی است. پرسش چهارم به هزینه قسمت بعد مربوط میشود: حتی اگر نتیجه فیلم اول روشن باشد، سازنده باید بسنجد آیا دنباله را میتوان با هزینه و گروه مناسب ساخت.
این تفکیک به خواننده کمک میکند ارقام را در جای درستشان ببیند. اختلاف چشمگیر میان فروش و بودجه در مورد «سوپرگرل» علت احتیاط درباره ادامه مستقیم را توضیح میدهد. نزدیکی دو عدد در «اربابان جهان» به معنای جبران هزینه نیست. فروش بیشتر «مورتال کامبت» یا «مندلورین و گروگو» نیز بهتنهایی زمان ساخت دنباله را تعیین نمیکند. در هر چهار مورد، اطلاعات تجاری زمینه تصمیم است و تأیید تولید باید از اطلاعیه سازنده یا برنامه روشن عوامل به دست آید.
از میان پروندههایی که وضعیت مبهمتری دارند، «احمقهای مفید» اهمیت تاریخ و منشأ هر گزارش را نشان میدهد. اگر بعداً اطلاعات تازهای منتشر شود، باید معلوم شود که آیا به همان نسخه و همان گروه سازنده مربوط است. درباره «بیگانه» نیز خبر تغییر داستان را باید در کنار تغییر نقش آلوارز دید. ممکن است عنوان آشنای دنباله در خبرها باقی بماند، اما فیلمی که در نهایت ساخته میشود از نظر مسیر داستانی به بخش دیگری از مجموعه نزدیکتر باشد. تا انتشار جزئیات رسمی، این احتمال باید در حد همان گزارش باقی بماند.










