سراب اشتغال؛پشتپرده آمار جدید بیکاری در ایران
- مجموعه: اخبار اقتصادی و بازرگانی
- تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۱۰ تیر ۱۴۰۵ ۱۷:۰۵

جهان صنعت: برای بسیاری از جوانان پیدا کردن شغل دیگر تنها بهداشتن مهارت یا مدرک تحصیلی وابسته نیست؛ گویی شانس و بخت بلند نیز بهیکی از شروط ورود بهبازار کار تبدیل شده است. ماهها جستوجوی بینتیجه، دستمزدهایی که با هزینههای زندگی همخوانی ندارند و فرصتهای محدود شغلی بسیاری را از ادامه حضور در بازار کار دلسرد کرده است. تازهترین آمارهای مرکز آمار ایران از وضعیت بازار کار در سال۱۴۰۴ نشان میدهد، هرچند نرخ بیکاری بهطور جزئی کاهش یافته اما بیکاری جوانان افزایش پیدا کرده، مشارکت اقتصادی کاهش یافته، شکاف قابلتوجهی نیز میان وضعیت اشتغال زنان نسبتبه مردان بهچشم میخورد و همچنین بر شمار افرادی که از بازار کار فاصله گرفتهاند هم افزوده شده است.
پشت هر عدد و درصد، زندگی افرادی قرار دارد که پس از سالها تحصیل و تلاش، همچنان در جستوجوی شغلی پایدارند یا زیر فشار معیشت، امید خود را برای یافتن فرصتهای بهتر از دست دادهاند. مجموعه این عوامل نشان میدهد بازار کار ایران همچنان با چالشهایی عمیق روبهرو است؛ چالشهایی که حتی با کاهش چنددهمدرصدی نرخ بیکاری هم نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
گشتوگذار در آمار بیکاری
اگر بخواهیم نگاهی دقیقتر بهگزارش مرکز آمار بیندازیم، کاهش نرخ بیکاری بهتنهایی نمیتواند بیانگر بهبود وضعیت بازار کار باشد. اگرچه نرخ بیکاری در سال۱۴۰۴ به۵/۷درصد رسید و تعداد بیکاران اندکی کاهش یافت اما همزمان رشد جمعیت در سن کار با افزایش فرصتهای شغلی همخوانی نداشته است. در حالی که بیش از ۸۱۰هزار نفر بهجمعیت در سن کار افزوده شدهاند، تعداد شاغلان تنها ۳۴هزار نفر افزایش یافته و جمعیت غیرفعال نیز رشد قابلتوجهی را نشان میدهد. این روند از کاهش نرخ مشارکت اقتصادی و محدود بودن ظرفیت اشتغازایی در کشور حکایت دارد.
از سوی دیگر جزئیات آمارها از وجود نابرابری در بازار کار خبر میدهد. زنان همچنان سهم کمتری از اشتغال دارند و نرخ بیکاری آنها بیش از دو برابر مردان است. در همین حال بیکاری در میان جوانان ۱۵ تا ۲۴سال و همچنین گروه سنی ۱۸ تا ۳۵سال افزایش یافته و زنان جوان بیش از سایر گروهها با دشواری ورود بهبازار کار روبهرو هستند. افزایش ناامیدی، مهاجرت، گسترش بازار کار غیررسمی، تشدید نابرابری و فشار معیشتی بر خانوار تنها بخشی از پیامدهای این معضل است که میتواند کشور را با مخاطرات زیادی مواجه کند.
تناقض آماری یا ناامیدی از جستوجوی کار؟
رتضی افقه، کارشناس مسائل اقتصادی در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره کاهش نرخ بیکاری همزمان با افت نرخ مشارکت اقتصادی اظهار کرد: این آمارها متناقض نیستند بلکه کاملا با یکدیگر همسو هستند. وقتی نرخ بیکاری کاهش پیدا میکند اما همزمان نرخ مشارکت اقتصادی افت کرده و جمعیت غیرفعال افزایش مییابد، معنای آن این است که بخشی از مردم از یافتن شغل ناامید شدهاند و دیگر خود را بهعنوان جویای کار معرفی نمیکنند.
اگر نرخ مشارکت اقتصادی و جمعیت فعال بهشکل واقعی خود را نشان میداد، بدون تردید نرخ بیکاری بسیار بالاتر از ارقامی بود که امروز بهصورت رسمی اعلام میشود بهویژه پس از تشدید تحریمها، جنگ اخیر و تعطیلی یا رکود بسیاری از واحدهای اقتصادی. بسیاری از افراد دیگر امیدی ندارند که نهادهای رسمی بتوانند برای آنها فرصت شغلی ایجاد کنند یا آنها را بهسمت بازار کار هدایت کنند بنابراین از جستوجوی کار دست کشیدهاند. بههمین دلیل نرخ مشارکت اقتصادی کاهش یافته است و در نتیجه نرخ بیکاری رسمی نیز پایینتر از واقعیت بهنظر میرسد.
شکاف میان جمعیت در سن کار و اشتغال
این کارشناس اقتصادی با اشاره بهافزایش جمعیت در سن کار گفت: براساس آمارها، در سال جاری بیش از ۸۱۰هزار نفر بهجمعیت در سن کار اضافه شدهاند اما تنها حدود ۳۴هزار شغل خالص ایجاد شده است. این شکاف بهخوبی نشان میدهد که تعداد واقعی بیکاران بسیار بیشتر از آمارهای رسمی است.
امیدوارم سیاستگذاران و مسوولان تصمیمهای اقتصادی و وعدههای خود را صرفا بر مبنای این آمارهای رسمی تنظیم نکنند زیرا خود آنها نیز بهخوبی میدانند که نرخ واقعی بیکاری بالاتر از ارقام اعلامشده است. صرفنظر از پیامدهای اقتصادی، کاهش نرخ مشارکت اقتصادی یک پیامد روانی نیز دارد یعنی بخش قابلتوجهی از جامعه امید خود را برای یافتن شغل از دست داده است. این موضوع باید در سیاستگذاریهای بازار کار مورد توجه جدی قرار گیرد.
هشدار درباره بیکاری جوانان، زنان و فارغالتحصیلان
افقه درباره افزایش نرخ بیکاری در میان جوانان و زنان نیز گفت: سالهاست که نهادهای آماری سهگروه را بهطور جداگانه بررسی میکنند؛ جوانان، زنان و فارغالتحصیلان دانشگاهی. دلیل این تفکیک آن است که این سه گروه، هم بیشترین تاثیرپذیری را از بیکاری دارند و هم بیشترین تاثیر را بر تحولات اجتماعی و اقتصادی میگذارند. اگر جوانان بیکار بمانند، بهدلیل ظرفیت و انرژی بالایی که دارند، زمینه بروز تنشهای اجتماعی در آینده افزایش مییابد.
بیکاری زنان و فارغالتحصیلان نیز پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی قابلتوجهی بههمراه دارد. همچنین این نکته را باید اضافه کنم که با افزوده شدن تبعات اقتصادی جنگ، خطر تشدید بیکاری در این سه گروه بیش از گذشته وجود دارد. بههمین دلیل سیاستگذاران باید تمرکز ویژهای بر ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان، زنان و فارغالتحصیلان داشته باشند، در غیر این صورت تبعات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این وضعیت در سالهای آینده جدیتر خواهد شد.
در یک کلمه، بیکاری یعنی امالفساد
امانالله قراییمقدم، جامعهشناس در گفتوگو با «جهانصنعت» با اشاره بهپیامدهای افزایش بیکاری جوانان گفت: بیکاری یکی از مهمترین عوامل گسترش آسیبهای اجتماعی است. جوانی که شغل ندارد نهتنها با مشکلات اقتصادی روبهرو میشود بلکه در معرض انواع آسیبهای اجتماعی ازجمله اعتیاد، مصرف سیگار، بزهکاری، سرقت، روابط نادرست، کاهش تمایل بهازدواج، طلاق و بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی قرار میگیرد. زمانی که یک خانواده از امنیت اقتصادی برخوردار نباشد، آرامش روانی اعضای آن نیز از بین میرود و همین مساله زمینهساز بروز آسیبهای متعدد خواهد شد. در یک کلمه، بیکاری یعنی امالفساد.
وی افزود: بسیاری از جرائمی که امروز در جامعه مشاهده میکنیم، ریشه در بیکاری دارد. تجربههای پیشین نیز نشان میدهد بخش قابلتوجهی از افرادی که بهسمت جرائم مختلف کشیده میشوند، پیش از آن با مشکل بیکاری مواجه بودهاند. بیکاری فقط یک مساله اقتصادی نیست بلکه پیامدهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز بههمراه دارد و میتواند زمینه افزایش نارضایتیهای اجتماعی، اعتراضات و بیاعتمادی عمومی را فراهم کند.
نیروی انسانی؛ مهمترین سرمایه هر کشور
این جامعهشناس اظهار کرد: مهمترین سرمایه هر کشور، نیروی انسانی آن است. حتی اگر کشوری از منابع طبیعی فراوان یا پیشرفتهترین فناوری برخوردار باشد، بدون نیروی انسانی متخصص و کارآمد، هرگز بهتوسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دست نخواهد یافت. سالها تصور میشد توسعه تنها بر پایه سرمایه طبیعی و سرمایه فیزیکی شکل میگیرد اما امروز سرمایه انسانی مهمترین عامل توسعه محسوب میشود. توسعه صرفا افزایش تولید یا رشد اقتصادی نیست بلکه کیفیت زندگی، رفاه اجتماعی و ارتقای سرمایه انسانی را نیز در بر میگیرد. اگر نیروی انسانی تحصیلکرده و متخصص بیکار بماند، کشور مهمترین سرمایه خود را از طرق مختلف مثل مهاجرت از دست خواهد داد.
بیکاری و گسترش حاشیهنشینی
قراییمقدم با اشاره بهدیگر پیامدهای بیکاری گفت: بیکاری موجب افزایش مهاجرت از شهرهای کوچک و روستاها بهکلانشهرها میشود. بسیاری از افرادی که در محل زندگی خود فرصت شغلی پیدا نمیکنند، راهی حاشیه شهرهای بزرگ میشوند و همین مساله بهگسترش حاشیهنشینی و افزایش آسیبهای اجتماعی در این مناطق دامن میزند. بههمین دلیل است که دولتها در سراسر جهان تلاش میکنند نرخ بیکاری را کاهش دهند زیرا اشتغال تنها یک شاخص اقتصادی نیست بلکه مستقیما با امنیت اجتماعی، ثبات سیاسی و سلامت جامعه ارتباط دارد.
شکاف جنسیتی در بازار کار
این جامعهشناس درباره نرخ بالاتر بیکاری زنان نسبتبه مردان نیز گفت: یکی از مهمترین دلایل این مساله، تداوم نگاه تبعیضآمیز نسبتبه اشتغال زنان است. هنوز در بخشهایی از جامعه این تصور وجود دارد که زنان بیش از آنکه در بازار کار حضور داشته باشند، باید صرفا بهامور خانه و خانواده بپردازند. متاسفانه دیدگاهی وجود دارد که در آن برخی گمان میکنند زن فقط باید کنج آشپزخانه باشد! در حالی که پژوهشهای علمی چنین برداشتی را تایید نمیکند. در پژوهشی که سالها پیش انجام دادم، مشخص شد فرزندان زنان شاغل بهطور متوسط عملکرد تحصیلی بهتری نسبتبه فرزندان زنان خانهدار دارند و فرزندان زنان معلم نیز وضعیت مطلوبتری را تجربه میکنند.
همچنین امروز بخش قابلتوجهی از دانشجویان دانشگاهها را دختران تشکیل میدهند و کیفیت تحصیلی آنان نیز در بسیاری از رشتهها بالاست اما پس از فارغالتحصیلی با فرصتهای شغلی محدودتری مواجه میشوند. تا زمانی که نگاههای تبعیضآمیز نسبتبه اشتغال زنان اصلاح نشود و فرصتهای برابر در بازار کار ایجاد نگردد، شکاف جنسیتی در اشتغال همچنان پابرجا خواهد ماند و بخش مهمی از ظرفیت انسانی کشور بلااستفاده باقی میماند.
آژیر قرمز بیکاری
با وجود کاهش نرخ بیکاری، آنگونه که کارشناسان هشدار میدهند نباید از این واقعیت غافل شد که همچنان جوانان و زنان سهم قابلتوجهی از بیکاران کشور را تشکیل میدهند. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که پیامدهای اقتصادی جنگ اخیر هنوز بهطور کامل در شریانهای اقتصادی کشور نمایان نشده و در صورت تشدید آثار آن، ممکن است بازار کار با شرایطی دشوارتر از امروز روبهرو شود. پشت اعداد و ارقام و گزارشهای اقتصادی، جوانانی زندگی میکنند که با هزاران رویا در این سرزمین نفس میکشند اما هرروز ناچارند بخشی از آرزوهای خود را زیر بار مشکلات معیشتی و کمبود فرصتهای شغلی دفن کنند. رویاهایی که میتوانستند رنگ واقعیت بگیرند اما شرایط و جبر جغرافیایی فرصت تحقق آنها را از بسیاری گرفته است.










