تیغ‌پسران بی رحم بر گلوی زنان‌تنها



 اخبار حوادث,خبرهای حوادث ,حوادث روز
چندی قبل ماموران پلیس تهران در جریان زورگیری های خشن چند پسر جوان از زنان تهرانی قرار گرفتند. 

به گزارش رکنا، بدین ترتیب تیمی از ماموران پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس پرونده برای دستگیری سارقان خشن وارد عمل شدند و در گام نخست با بررسی دوربین های مداربسته در نزدیکی محل سرقت مشاهده کردند که یکی از دزدان ابتدا به بهانه پرسیدن نشانی به طعمه‌ها  نزدیک می‌شود و پس از بررسی طلاهای آن ها با تهدید چاقو و قمه به زنان تهرانی حمله می کند و سپس طلاهای شان را به سرقت می برند.تیم پلیسی در ادامه موفق به شناسایی یکی از دزدان شدند و روز 20 خرداد ماه در عملیاتی غافلگیرانه چهار سارق خشن تهران را دستگیر کردند. این مردان، خشن ترین سرقت ها را در تهران انجام دادند و با تهدید چاقو و قمه طلاهای زنان را در خیابان های خلوت به سرقت بردند.

 

 راننده باند بودم !

سیاوش که به تنهایی زندگی می کند مدعی است که به خاطر رئیس باند و رفاقت با او وارد این باند شده و نقش راننده باند را بر عهده داشته است.

 

چطور وارد باند شدی؟ از قدیم رامین را می‌شناختم تا این که مدتی قبل وقتی با او در پارک بودیم پیشنهاد این سرقت ها را مطرح کرد و من نیز پذیرفتم.

 

چند بار سرقت کردی؟ در مدت یک ماه، هفت بار با رامین دزدی کردم که 10 میلیون تومان به جیب زدم.

 

از صحنه سرقت هایتان بگو؟ یک بار در تهرانپارس بودیم، یک خانم را در پیاده رو دیدم که دست بند طلا دارد. رامین گفت در سمت مخالف او حرکت کنم، بعد از آن رامین از موتور پیاده شد و با چاقو به سمت زن تنها رفت و با تهدید چاقو دست‌بند طلایش را سرقت کرد و سپس سوار بر موتور پا به فرار گذاشتیم.

 

چرا فقط خانم ها را هدف قرار می دادی؟  به خاطر طلاها.

 

روزی چند بار سرقت می کردی؟  هر روزی که می رفتیم معمولا چهار سرقت انجام می دادیم.

 

هر روز سرقت می کردید؟  نه، هفته ای یک بار دزدی می کردیم.

 

  دزد چاقو به دست    

رامین 25 ساله که یکی از دزدان سابقه دار است، به مدت یک سال و نیم با همدستی دوستانش به سراغ زنان تهرانی می رفته و دست به سرقت خشن طلاهای زنان می زدند. او سابقه دار است  و یک سال و نیم به خاطر سرقت گوشی و موتور  در زندان بوده است.

 

چه سالی از زندان آزاد شدی؟ سال 95 از زندان آزاد شدم و بعد از یک سال و نیم دوباره شروع به سرقت کردم و از خانم ها زورگیری می کردم.

 

چطور تصمیم به این دزدی گرفتی؟ دوستی به نام امیر داشتم، او گفت حالا که بیکاری و درآمدی نداری، بیا با هم دزدی کنیم و از این روش می توانم پول خوبی به دست بیاورم، همین باعث شد دوباره دست به سرقت بزنم.

 

چرا سر کار نرفتی؟ هر جا می رفتم می گفتند که سابقه داری و کار برای من نبود.

 

قبل از این که زندان بروی هم دزدی کردی، آن زمان که سابقه دار نبودی چرا سرکار نرفتی؟ بچه بودم و دنبال راحتی.

 

اگر دستگیر نمی شدی این روند سرقت ها ادامه داشت؟ بله.

 

چقدر پول به دست آوردی؟ 80 میلیون تومان که یک ماشین خریدم.

 

چرا به سراغ زنان می رفتی؟ چون خانم ها همیشه طلا همراه شان است.

 

چه نقشی در باند داشتی؟ من از موتور پیاده می شدم و با چاقو به سمت زنان می رفتم و پس از سرقت طلاها سوار بر موتور پا به فرار می گذاشتیم.

 

چطور طلاهای زنان را شناسایی می کردی؟

 

به بهانه پرسیدن نشانی به سراغ شان می رفتم، وقتی دست شان را برای نشان دادن مسیر بالا می آوردند من طلاهای دست و روی گردن شان را مشاهده می کردم.

 

سن طعمه هایت مهم بود؟  نه.

 

سن برخی از زنان بالا بود و احتمال داشت که از ترس سکته کنند، برایت مهم نبود؟  اصلا به چیزی فکر نمی کردم و فقط مهم این بود که طلا به دست بیاورم.

 

بیشتر در کدام مناطق دزدی می کردی؟ بیشتر شرق تهران، ما از اتوبان امام علی (ع) به سمت بالا می رفتیم و هر جا که احتمال می دادیم خلوت است می رفتیم و دزدی می کردیم.

 

به گزارش رکنا ،حمید 29 ساله که در یک کارگاه مبل سازی مشغول به کار است ادعا می کند که در این باند هیچ نقشی نداشته و چون از ماجرای سرقت های دوستانش اطلاع داشته دستگیر شده است. تحقیقات پلیسی برای نقش حمید در این باند در مراحل ابتدایی است و احتمال می رود در سرقت ها نقش داشته باشد.

 

  بادیگارد باند دزدان خشن

میثم 31 ساله که از همسرش جدا شده ادعا می کند به خاطر پسرعمویش سیاوش وارد باند شده و وقتی متوجه دزدی های آن ها شده قصد داشته به پلیس خبر دهد! اما چون پسر عمویش در این باند نقش داشته سکوت کرده و به عنوان اسکورت در باند فعالیت داشته است.

 

چطور با این باند آشنا شدی؟  چند بار به خانه سیاوش رفتم که پسر عموی من است. آن جا با رامین آشنا شدم و دیدم درباره دزدی هایشان حرف می زنند، وقتی دیدم درهر سرقت چهار میلیون به جیب می زنند وسوسه شدم.

 

چه نقشی داشتی؟ به من گفتند یک بادیگارد یا همان اسکورت برای دزدی ها می خواهیم.مثلا اگر سیاوش نتوانست در صحنه سرقت رامین را سوار بر موتور کند من به عنوان نفر دوم وارد عمل می شدم و رامین را فراری می دادم و در صورتی که درگیری رخ می داد من باید به کمک شان می رفتم که در این مدت هیچ کاری نکردم و فقط از دور شاهد سرقت ها بودم.

 

دیدی که از زنان دزدی می کنند؟ بله، حتی تصمیم داشتم به پلیس گزارش بدهم اما به خاطر پسرعمویم سکوت کردم.

 

چطور دستگیر شدی؟ خانه سیاوش بودیم که از در و دیوار مامور وارد خانه شد و ما را دستگیر کردند.

 

فکر می کردی دستگیر شوی؟  بله، یعنی اطمینان داشتم که دستگیر می شوم چون هیچ راه کجی به مقصد نمی رسد، حتی پدرم بارها از من خواسته بود که بیخیال سیاوش شوم اما چون مواد مصرف می کنم بیخیال نشدم.

 

بیکاری؟ قبلا در شهرداری کار می کردم اما وقتی همسرم از من طلاق گرفت و به خاطر رفتن به دادگاه هر روز باید مرخصی می گرفتم به اجبار از کار اخراج شدم.

 

چرا طلاق؟ همسرم مهریه 313 سکه ای اش را می خواست.

 

بنا بر این گزارش، متهمان برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران قرار گرفته اند.

 

 

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------