مرگ معمایی مردی که ۷ بار ازدواج کرد



 اخبار حوادث,خبرهای حوادث ,حوادث روز
مردی که هفت بار ازدواج کرده بود ، در مجیدیه تهران به طرزمرموزی در آتش سوزی کشته شد و پلیس را با یک معمای پیچیده روبه رو کرد. 

این آتش سوزی مرگبار بعد از یک سال با دستگیری برادر مقتول وارد مرحله تازه ای شد.

 

مرگ مرموز

ساعت 8 صبح 13 مهر سال 97 آتش سوزی خانه‌ای در منطقه مجیدیه تهران به سازمان آتش نشانی مخابره شد و خیلی زود تیمی از آتش نشانان برای مهار این آتش  سوزی وارد عمل شدند.

 

ماموران با حضور در محل حادثه که یک ساختمان هفت طبقه بود، مشاهده کردند طبقه دوم ساختمان دچار آتش سوزی شده است که عملیات آغاز و حریق مهار شد.

 

در صحنه حادثه، مرد 63 ساله‌ای نیمه جان روی زمین افتاده بود که تکنیسین های اورژانس وارد عمل شدند و پس از اقدامات ابتدایی این مرد را به بیمارستان منتقل کردند اما تلاش پزشکان به نتیجه نرسید و مرد سوخته به کام مرگ فرو رفت.

 

فرار برادر

در حالی که آتش سوزی مرموز به نظر می‌رسید، ماموران خانواده مرد تنها را زیر نظر قرار دادند و بعد از برگزاری مراسم خاک سپاری، برادر مرد سوخته به طرز مرموزی ناپدید شد. ناپدید شدن این مرد در حالی بود که تیم پلیسی در تحقیقات میدانی پی بردند 120 میلیون تومان از حساب مرد سوخته برداشت شده است. تیم جنایی در ادامه تجسس ها متوجه شدند که مرد سوخته هفت بار ازدواج کرده است و قبل  از این که سکته کند و زمین گیر شود، از آخرین همسرش جدا شده و بعد از طلاق برادر کوچک ترش از او مراقبت می‌کرد.

 

تسلیم شدن برادر فراری

روز دوشنبه 14 مرداد امیر 53 ساله به پلیس آگاهی تهران رفت و ماموران وقتی متوجه شدند او همان متهم فراری پرونده آتش سوزی مرگبار است، با دستور بازپرس پرونده ، امیر را دستگیر کردند.

 

بازجویی

امیر صبح دیروز در مقابل بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران قرار گرفت و گفت: چند ماه قبل از حادثه آتش سوزی، برادرم از آخرین همسرش جدا شد و به تنهایی زندگی می‌کرد تا این که دو ماه قبل از مرگ او، زن برادرم با من تماس گرفت و گفت که برادرم سکته  کرده و زمین گیر شده است و خواست از شهرستان به تهران بیایم تا از او مراقبت کنم. وی افزود: در تبریز لوازم گلخانه می فروختم اما کارم را تعطیل کردم و همراه همسر و فرزندم به تهران آمدم، به برادرم کمک می کردم و سهام یک مهمان سرا در میدان راه آهن متعلق به من بود و هر دو روز یک بار به آن جا می رفتم و سهم خودم را می گرفتم.

 

وی ادامه داد: همه چیز عادی پیش می‌ رفت تا این که یک روز در بازار بودم که زن برادرم با من تماس گرفت و خواست زود به خانه بروم، وقتی ماجرا را پیگیر شدم شنیدم که خانه برادرم آتش گرفته است. به سرعت سوار بر موتور به خانه برادرم رفتم که دیدم آتش خاموش و برادر نیمه جانم به بیمارستان منتقل شده است. امیر گفت: تلاش پزشکان بی نتیجه ماند و برادرم فوت کرد و بعد از این که جسد به پزشکی قانونی منتقل شد مراسم خاک سپاری را انجام دادم و به تبریز رفتم. در این مدت اطلاع نداشتم که پلیس در تعقیب من است و ماجرای مرگ برادرم مرموز بوده است. در این یک سال سرگرم زندگی‌ خودم بودم.

 

برداشت 120 میلیون تومانی

در این پرونده یکی از موضوعاتی که پلیس به خاطر آن احتمال می دهد آتش سوزی از سوی برادر مقتول صورت گرفته باشد، این بود که 120 میلیون تومان از حساب مرد سوخته برداشت شده است. امیر در این مرحله ادعا کرد: 120 میلیون تومان سود سهام برادرم بود که قبل از مرگش به من داد، 60 میلیون تومان از برادرم طلب داشتم و بقیه پول را به طلبکارانش پرداخت کردم و هیچ نقشه ای برای رسیدن به سرمایه برادرم نداشتم که قصد داشته باشم او را به قتل برسانم. این مرد گفت: اگر با برادرم مشکلی داشتم از شهرستان به تهران نمی‌آمدم و از او مراقبت نمی کردم، نمی دانم چرا در برابر اتهام قتل برادرم قرار گرفته‌ام.

 

تحقیقات پلیسی

با توجه به این که نظریه آتش نشانی عمدی یا غیر عمدی بودن این آتش سوزی مرگبار را اعلام نکرده است، بازپرس جنایی دستور داد کارشناسان سازمان آتش نشانی نظریه تکمیلی را اعلام کنند. بازپرس ویژه قتل در این مرحله دستور داد تنها فرزند مرد سوخته که در کشور آلمان مدرس زبان است، تقاضای خود را در خصوص شکایت یا بخشش عمویش در این پرونده اعلام کند. یکی از دلایل مرموز بودن این حادثه وجود مایع اشتعال‌زا روی پتوی قربانی این حادثه آتش سوزی است. تحقیقات تکمیلی در این پرونده ادامه دارد و امیر به دستور بازپرس پرونده در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار دارد.

 

 

 خراسان  

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ



    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------