قتل بی‌انگیزه در حالت مستی



پسر جوانی که در حالت مستی مرد همسایه را با کلاشنیکف به قتل رسانده بود، وقتی در برابر قضات قرار گرفت تا از خود دفاع کند، مدعی شد هیچ انگیزه‌ای برای قتل نداشته است. 

به گزارش شرق  ، اول فروردین‌ماه یک سال قبل خبر تیراندازی‌ای مرگبار در تهران به مأموران داده شد. لحظاتی بعد از حضور پلیس در محل مشخص شد در این تیراندازی مردی 60 ساله جانش را از دست داده و عامل تیراندازی نیز از محل متواری شده است. مأموران بعد از چندین روز تحقیق و بررسی موفق شدند مرد جوانی را که عامل تیراندازی بود دستگیر کنند. همچنین پدر و یکی از دوستان این مرد نیز به اتهام کمک به اختفای مجرم بازداشت شدند.

 

پرونده بعد از اعتراف متهم به قتل و صدور کیفرخواست علیه او و کسانی که به وی کمک کرده بودند، برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و قضات شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران مسئول رسیدگی به این پرونده شدند. در ابتدای جلسه رسیدگی، کیفرخواست علیه متهم خوانده شد. سپس اولیای‌دم در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند. آنها گفتند: ما هیچ کینه و دشمنی‌ای با متهم یا خانواده‌اش نداشتیم. ما همسایه بودیم و سال‌های زیادی بود که همدیگر را می‌شناختیم، اما کوچک‌ترین دلخوری‌ای بین ما پیش نیامده بود و ما نمی‌دانیم دقیقا پدرمان به چه دلیلی کشته شده است و درخواست صدور حکم قصاص داریم.

 

وقتی نوبت به متهم رسید، او در جایگاه قرار گرفت و گفت: اتهام را قبول دارم، اما من اصلا قصدم این نبود که آن مرد را بکشم، چون او به من بدی نکرده بود و من و خانواده‌ام هیچ دشمنی‌ای با او نداشتیم.

 

متهم گفت: مدتی قبل از حادثه به عراق سفر کردم. در آنجا سلاحی خریدم و آن را با خودم به ایران آوردم. این کلاشنیکف را در خانه نگهداری می‌کردم تا اینکه روز حادثه مشروب خوردم و مست شدم. کارهایی که می‌کردم دست خودم نبود و نمی‌دانستم دقیقا چه می‌کنم. در این شرایط تیراندازی و بعد هم فرار کردم. من اصلا به یاد ندارم دقیقا چه اتفاقی افتاد. اما تیراندازی را قبول دارم و من بودم که گلوله را شلیک کردم و این اتفاق افتاد.

 

سپس متهم ردیف دوم که به قاتل برای فرار کمک کرده بود، در جایگاه قرار گرفت و گفت: من اتهام را قبول ندارم، چون اصلا قصدم کمک‌کردن به فرار متهم نبود. ما در ورامین زندگی می‌کردیم. با هم دوست بودیم و سال‌های زیادی بود که من متهم پرونده را می‌شناختم. روز حادثه دیدم او مست است. 

 

خیلی مشروب خورده بود و اصلا در حال خودش نبود. یکباره به سمت زیرزمین خانه رفت. چندباری از او پرسیدم چه شده، چیزی نگفت و با کلاشنیکف بیرون آمد. خیلی ترسیدم. من اصلا نمی‌دانستم او کلاشنیکف دارد. خیلی ترسیدم. رامین به سمت پیرمرد همسایه شلیک کرد. به نظر آمد شلیک بی‌هدف است، اما آن مرد آنجا بود و تیر خورد. وقتی که تیر خورد، روی زمین افتاد. از دیدن صحنه تیراندازی و مرگ پیرمرد وحشت کردم و حالم بد شد. از ترس رامین را سوار موتور کردم و فرار کردیم. من اصلا قصد کمک نداشتم، فقط ترسیدم و از ترس خودم را از محل دور کردم. در ادامه، پدر متهم که او نیز اتهام معاونت در قتل از طریق تسهیل عمل قتل را داشت، در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من حتی از صدور کیفرخواست برای خودم خبر نداشتم، چون اصلا در جریان چیزی نبودم.

 

من وقتی وارد ماجرا شدم که پسرم قتل را مرتکب شده بود. من اصلا خبر نداشتم در سفری که به عراق داشته با خودش کلاشنیکف آورده است. او این سلاح را در زیرزمین مخفی کرده بود و از آنجایی که زیرزمین جایی نیست که ما بخواهیم مرتب به آنجا رفت‌وآمد کنیم، من اصلا متوجه وجود این سلاح در خانه‌ام نشده بودم. این مرد ادامه داد: ما هیچ دشمنی‌ای با همسایه‌مان نداشتیم و با هم مسالمت‌آمیز زندگی می‌کردیم. مقتول بسیار مرد خوبی بود. ما هیچ بدی‌ای از او ندیده بودیم و من به خانواده‌اش تسلیت می‌گویم و عذرخواهی می‌کنم.

 

در ادامه، وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد و با توجه به ادعای موکلش درباره بی‌اراده‌بودن به دلیل مشروب‌خوردن خواستار توجه دادگاه به این مسئله شد.

 

وقتی نوبت به متهم رسید تا آخرین دفاعیاتش را مطرح کند، گفت: من اتهام قتل را قبول دارم، اما به‌عمد این کار را نکردم و از اتفاقی که افتاده است بسیار پشیمان و خواستار بخشش اولیای‌دم هستم. مقتول به من یا خانواده‌ام بدی نکرده بود. وقتی مشروب خوردم، واقعا نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد و چرا این کار را کردم و از کرده خودم بسیار پشیمان هستم. متوجه هیچ‌کدام از کارهایم نبودم.

 

قضات شعبه 4 بعد از پایان جلسه دادگاه برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند. 

 

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ



    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------