گزارشی از فاضلاب‌های کودک‌کش اهواز/ "صدیقه" آخرین قربانی نیست (+عکس)



 اخبار حوادث,خبرهای حوادث ,حوادث روز
کودک یک ساله برای چند دقیقه از مادر جدا شد، پنج تا ده دقیقه بعد برادر ۱۲ ساله او را در جوی روباز فاضلاب جلوی خانه می بیند، صدیقه مرده بود.  

به گزارش عصر ایران مرتضی آزند در کاوش نوشت: در کوی سیاحی، خیابان خاکی فلاح، فرعی ششم؛ خانواده مستاجر نشین حیدری به عزای کودک یکساله خود نشسته اند، صدیقه در جوی جدولی رو باز جلوی خانه که حدود ۴۰ سانتی متر عمق داشت و پر شده بود از فاضلاب و آب گندیده بد بو؛ غرق شد و جنازه او را از آن بیرون کشیدند.

 

کوی سیاحی در غرب اهواز، در فاصله پنج دقیقه ای از ترمینال سه راه خرمشهر قرار دارد، منطقه ای که اگر روی سطل زباله آن ننوشته بود” سازمان مدیریت پسماند شهرداری اهواز”؛ خرابه های آن تو را می برد به یک روستای بزرگ دور افتاده که هیچ شباهتی به منطقه شهری ندارد.

 

کوی سیاحی نه به تعریف های بافت فرسوده می خورد و نه منطقه ای حاشیه ای، کوی سیاحی یک منطقه محروم در کلانشهر اهواز است که فاقد امکانات، تاسیسات و تجهیزات شهری است. ساختمان ها کم و بیش نوساز هستند اما خیابان ها خاکی یا نهایت آسفالت آنها خورده شده و هر آنچه یک منطقه شهری باید داشته باشد سیاحی ندارد، هیچ ندارد.

 

بحث فاضلاب تنها یکی از مشکلات کوی سیاحی است اما قربانی شدن بچه ها در این فاضلاب های کودک کش، درخواست های اهالی را به سمت ساماندهی جوی های جدولی و خشکاندن دریاچه های فاضلاب برده است.

 

صدیقه سومین کودکی است که در چند سال گذشته قربانی جوی های روباز و فاضلاب شده اند، مادری می گفت کودکان دیگری هم در این فاضلاب ها افتاده اند که بیرونشان کشیدیم، بچه ها جایی برای بازی ندارند و هر روز این خطر تهدیدشان می کند. همان مادر گفت: مساله تنها افتادن در فاضلاب نیست، مساله همین بوی بد است که زندگی را تلخ کرده، مساله بی آبی و خیابان های خاکی تاریک در شب است، امان از سگ های ولگرد.

 

 اخبار حوادث,خبرهای حوادث ,حوادث روز

در خیابان فلاح، فرعی سوم یک قطعه زمین بزرگ بود که مالک آن برای گران تر شدن قیمت آن، رهایش کرده بود، فاضلابی که جوی روباز با خود می آورد به همین زمین می ریخت. یک دریاچه فاضلاب بد بو میان منازل مسکونی و کودکانی که در آن خیابان مشغول توپ بازی بوده اند.

 

یک زن میانسال که رو به روی این دریاچه فاضلاب زندکی می کرد گفته بود از روزی که یادم هست این زمین و فاضلاب بود، جوان ترها هم گفته بودند به آن عادت کردیم، بچه ها اما نگران توپ بازی بودند که به آن می افتد. بچه هایی بزرگتر از صدیقه فوت شده؛ هم سن برادر ۱۲ ساله او.

 

جبار حیدری پدر صدیقه فوت شده از جزییات قربانی شدن دخترش گفت: این حادثه ساعت ۱۰ شب چهارشنبه  هفته گذشته ( ۱۵ مردادماه) رخ داد. همسایه از همسرم آرد خواسته بود که همسرم برای تحویل آرد به خانه آن ها رفت در این بین فرزند یک ساله ام که در خانه به خواهرش سپرده شده بود از خانه خارج می شود اما کسی متوجه او نمی شود و در جوی روباز فاضلاب جلوی درب خانه می افتد.

 

وی ادامه داد: بعد از اینکه متوجه نبود بچه شدیم به دنبال او در خانه گشتیم که او را پیدا نکردیم در همان لحظات یکی از برادرانش متوجه می شود خواهرش در فاضلاب افتاده و ما را خبردار کرد اما تا خانه را برای پیدا کردن او گشتیم حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه طول کشید و فرزندم فوت شد.

 

این پدر داغدیده افزود: وقتی صدیقه را پیدا نکردیم فکر کردم دخترم را کسی برده و ذهنم به این جا نرسید.

 

 اخبار حوادث,خبرهای حوادث ,حوادث روز

برادر ۱۲ ساله خردسال فوت شده نیز اضافه کرد: وقتی بیرون از خانه آمدم در تاریکی شب متوجه دست خواهرم در جوی فاضلاب شدم و وقتی او را پیدا کردم کامل غرق شده بود و فورا به مادرم خبردادم.

 

این پدر حادثه دیده با بیان اینکه شب ها اینجا بسیار تاریک است و روشنایی وجود ندارد و شاید اگر خیابان روشن بود فرزندم را زودتر پیدا می کردم و نجاتش می دادم، اظهار کرد: دخترم را به سرعت به بیمارستان بردیم اما همان لحظه که پیدایش کرده بودیم به علت عمق جوی که حدود ۴۰ سانتی متر است و اسیدی بودن فاضلاب فوت شده بود.همسرم بعد از این ماجرا مانند دیوانه ها شده است.

 

جبار حیدری تصریح کرد: من مستاجر هستم و شغل آزاد دارم، ۲ پسر و سه دختر داشتم که یکی از آن ها فوت کرد.

 

وی با اشاره به اینکه بنده خانواده شهید هستم، گفت: ما قبل از این اتفاق از مسئولان انتظار داشتیم برای سامان دادن به این شرایط به ما کمک کنند اما الان بعد از فوت کودکم چه انتظاری می توانم داشته باشم تنها از مسئولان می خواهم کمک ما کنند تا خانواده دیگری دچار این غم نشوند.

 

گوشه اتاق کوچک این خانه مستاجری فاطمه سواری مادر صدیقه یکساله فوت شده با صورت خراشیده براثر شیون و ناراحتی در کنار زنان فامیل زانوهای خود را بغل کرده و حتی توان صحبت کردن ندارد، بی حال و ماتم زده اطراف را نگاه می کند، گویا به دنبال کودک یکساله خود است و وقتی می خواهد شرح حادثه را بگوید نمی تواند صدای خود را از گلو خارج کند و تنها همین را می گوید ” رفتم آرد بیاورم که…

 

سعید بیت سیاح معتمد کوی سیاحی که راهنمای ما است می گوید چند کودک دیگر باید قربانی شود تا مشکلات را حل کنند، آیا این آب های راکد و مانده و این فاضلاب ها بیماری ندارند، مقامات بهداشتی چرا به وظیفه خود عمل نمی کنند، آیا وظیفه آنها تنها هشدار وجود بیماری است، مراجع قضایی کجا هستند که به مسائل مناطق محروم ورود نمی کنند.

 

بیت سیاح از مسئولانی گلایه می کند که آمدند و رفتند اما در کوی سیاحی هیچ تغییری حاصل نشد، مگر ایجاد یک خروجی برای این آب بدبو چه مقدار هزینه می خواهد، خدمات رسانی و تمییز کردن منطقه هم هزینه می خواهد که انجام نمی دهند.

 

جبار حیدری پدر صدیقه فوت شده می گوید که حتی به دیدار ما هم نیامده اند و تاکنون هیچ مسئولی از شهرداری، شرکت آبفا و اعضای شورای شهر نیامده با ما احساس همدردی کنند، آخرین حرفی که از شهرداری شنیدیم این بود که “ما از صحت و سقم این حادثه خبر نداریم” خب برای اینکه خبردار شوند باید بیایند ببینند چه اتفاقی افتاده است.

 

جواز دفن دخترش را نشان می دهد که در آن نوشته شده” خفگی در آب و عوارض آن”. می گوید از شهرداری و آبفا به مراکز قضایی شکایت کرده است.

 

کوی سیاحی خروجی سال ها غفلت و فراموشی است؛ جایی که در حال توسعه بود و ساختمان های جدیدی نیز در حال احداث داشت و مردم آن بین زندگی روستایی و شهری مانده بودند. یکی از دلایل فرم نامناسب و درهم ریختگی این منطقه مانند انباشت فضولات دامی در خیابان ها، به همین رفتارهای روستایی – شهری خود مردم بر می گشت.

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------